Specials

Release info

Fated to Love You E18 سرنوشته که عاشقت بشم قسمت هجدهم
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2014-11-18
Downloads: 21
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 18

.مدير عامل صنايع شيميايي جانگمين، لي گان،قراره بيان و تصميماتشون رو اعلام کنن مادربزرگ-

گان الان کجاست؟- مي يونگ-

گان ما، بايد چکار کنيم با گانمون؟

مدير عامل گان از صنايع جانگمين کنفرانس خبري برگزار کردند چکار کنيم با گانمون؟چکار بايد بکنيم؟-

چه اتفاقي براي رييس لي گان ميوفته؟

مي دونستي لي گان مريضه؟

بمون بگيد

لطفا بريد

بس کنيد

!يه چيزي بگيد

سعي کردم پاکش کنم ولي تو رو نتونستم

تو همه چيزم شدي

تو، نميتونم ببينمت

نميتونم لمست کنم

ولي خوب

حتي اگر خداحافظي ها ناراحت کننده ان

لي گان هستم

مديرعامل صنايع شيميايي جانگين ولي اگر تو خوشحالي

...اگر مي توني بخندي، پس من

!تاکسي هرچي بيشتر پاکت کن

دلم برات تنگ ميشه

بيشتر از امروز اشک خواهم ريخت

در ابتدا، تمام شايعات درباره ي

بيماري ارثي من حقيقت دارند.

اگر چه، تمام شايعات بي اساس درباره بيماري من

حقيقت ندارند

و به خاطر بيماريم، فهميدم که

سهامداران نگران توانايي من براي اداره شرکت هستند

ولي من، لي گان

رسماً اعلام مي کنم

از سمت خودم به عنوان مدير عامل صنايع شيميايي جانگمين استعفا ميدم

هر چي بيشتر پاکت کنم، دلم برات تنگ ميشه

به خاطر اينکه مردم رو به دلايل شخصي خودم نگران ميکنم معذرت ميخوام.

مثل سرنوشت، ، ديگه هرگز هيچ کس رو مثل تو نخواهم داشت

!لي گان فقط تو

فقط تو

به اندازه اشک هام

همه چيز رو فهميدم

خداحافظ عشقم

دليل اينکه به من دروغ گفتي

.و چرا اونطور بي رحمانه منو روندي و دورم کردي

ببين، الي کيم

توي گنفرانس خبري يه نفر ديگه چکار ميکني؟

دروغ گفتي وقتي تو چشمام نگاه ميکردي

بم بگو تو اين سه سال دلت برام تنگ نشده

. و تو زندگيت برات معنايي نداشتم

!منشي تا

اونو از اتاق ببر بيرون

داري چکار ميکني؟

به من بگو

اگر اعتماد به نفسشو داري که بدون من زندگي کني

واقعا مي ذارم که بري

لبخندت سرايت مي کنه

باشه، من دروغ گفتم

!اگر تو دوران سختي داشته باشي..يا درد داشته باشي، من هم درد خواهم داشت

اين دليليه که دروغ گفتم

گان، تو احمقي؟

چي گفتي؟

من بازم به تو فکر مي کنم

تو، تويي که فقط يه اتفاق به نظر ميومدي

چرا قبل از اينکه شايد با سختي ها

روبه رو شم نگراني؟

!اون کارو نکن

...چرا

به خاطر بيماري که هنوز اتفاق نيفتاده

چرا بايد ناراحت باشيم

نا اميد باشيم

از قبل گريه کنيم؟

ما ميتونيم گريه کنيم وقتي که واقعا اتفاق افتاد

ببين، کيم مي يونگ

اشتباه برداشت نکن

حتي اگر بگي همه چيز رو فهميدي

هيچ چيز عوض نميشه، بيماري من عوض نميشه

و من

بلند فرياد ميزنم، من فقط تو رو دوست دارم

حق اينو ندارم که دوستت داشته باشم

تويي که شبيه سرنوشتي

دوستت دارم

چرا به "حق" نيازي داري که دوست داشته باشي؟

من دارم ميگم مشکلي نيست

...اون بمب ساعت

.حتي اگر ندونيم کي منفجز ميشه، قبلش نترس

مهم نيست چه اتفاقي ميوفته

نميذارم تنها بموني، حتي وقتي صدمه ديدي

دوستت دارم

دلم برات تنگ ميشه

پس دوباره برگشتم

هرجايي مي ايستم به تو فکر مي کنم

وقتي دستامو باز مي کنم

و محکم بغلت مي کنم

اين سرنوشت پيچيده تبديل ميشه به عشق

بلند فرياد زدم

فقط تو رو دوست دارم

قلبم تو رو ميخواد

تويي که شبيه سرنوشت هستي

دوستت دارم

من فقط تو رو دوست دارم

قلبم تو رو ميخواد,

تويي که شبيه سرنوشت هستي

دوستت دارم

اتاق 2006

فکر کردم بايد با هم صحبت کنيم.

از منشي تاک خواستم

تعجب آوره. واقعا تعجب کردم. ميدوني اونجا کجا بود؟

جلوي اون همه آدم

چطوري شجاعتشو پيدا کردي؟

چطور اونقدر سرد رفتار کردي

و رونديم؟

ببين، کيم مي يونگ.

اين بيماري شوخي نيست

،نمي دونم وقتي نتونم به ياد بيارمت

،يا وقتي بدنم فلج ميشه و قادر نيستم حرکت کنم

،وقتي يه بمب ساعتي توي بدنم هست

چطوري ميتونم بي شرمانه ازت بخوام با من بموني؟

چرا نه؟

براي من مهم نيست.

پس گان،

اگر يه بمب ساعتي بود که به بدنم وصل بود،تو منو رها ميکردي و فرار ميکردي؟

هيچ معني نميده، چطور ميتونه با عقل جور دربياد؟

. اگر يه قيچي داشتم، تمام سيم هاي قرمز، سيم هاي آبي، يا همه سيم هاي رنگاي رنگين کمون رو مي بريدم!

اگر عمل نکرد، براي آخرين بار صورتت رو ميديدم، بغلت مي کردم

وقتي هم اين کارارو انجام دادم، با هم منفجر ميشيم چطور فکر مي کني که اين کار درسته؟

مي بيني، تو هم اين کا رو انجام ميدي

چرا به من ميگي نميتونم انجامش بدم؟

فکر ميکني من ميتونم رهات کنم؟

الان ديگه هيچ فايده اي نداره

,حتي اگر منو دور کني

.من يه قدم هم حرکت نمي کنم

چطور مي توني انقدر حريص باشي؟

وقتي تو انقدر مهربون

.و احمق هستي

گان،

.بعضي اوقات بهتره که حريص باشي

در کنفرانس خبري، مدير عامل لي گان و الي کيم همديگر را بوسيدند آيا نسخه کره اي زوج ناتينگ هيل به وجود آمد؟

اون داره چکار ميکنه؟

اين چيه؟؟اون ديوونست؟

.چرا؟؟رمانتيکه

اين مرحله عشق آتشينه.

هامو هامو. اونا خيلي به هم علاقه دارن

آه خداي من

.اخبار ام.بي.اس، کيم سو ريان ..چطور تونستن...اونجا

چيه؟

.مثل اينه که الان دارم رويا پردازي ميکنم

به دقت گوش کن

يه کبوتر، کبوتر. کبوتر!

کبوتره

.يکي، نه دو تا کبوتر دارن پرواز ميکنن

يکي ديگه هم اونجاست

!اوه، بيشتر از چهارتا دارن اونجا پرواز ميکنن!

مي يونگ.

،اينکه من دارم با تو سر يه ميز غذا مي خورم

مثل رويا مي مونه

چرا با من اينطوري ميکني؟داري ازم انتقام ميگيري؟

- آره - چي گفتي؟

براي سه سال، دروغ گفتي

سرد برخورد کردي، ناراحتم کردي

. اين مجازاتيه که به خاطر اينا دريافت ميکني

بله، من لياقتشو دارم.

لياقتش رو دارم

...کيم مي يونگ

ميتوني انتقامتو از اين طرف هم ازم بگيري؟

انجامش بده

انتقام

سيخونک

ما،

ما با هم مي خوابيم اينجا؟

پس، چه اتفاقي قراره بيوفته؟

بايد بخوابيم.

واقعاً؟

وقتي داخل اومديم، چه بخوابيم اينجا يا نه همون قدر خرجش ميشه.

بايد اينجا بخوابيم تا پول هدر نره

آره!

...سه سال

اون زمان هايي که منو انقدر آروم کردن.

!عاليه، عالي. عال

هنوز بايد غذا بخوريم.

بايد بخوريم

مي يونگ

ما اينجا مي خوابيم

چون تو خواستي

فاصله بين ما قرار نيست کمتر شه

...ازاونجايي که ما قبلاً هزينه اتاق رو پرداخت کرديم

آره. داريم تو خرج کردن پول صرفه جويي مي کنيم

تو خيلي دقيقي

خميازست. فقط دارم خميازه ميکشم

خيلي خستم. ميخوام بخوابم

خسته اي، درسته؟

آره. خستم.

امروز، خيلي اتفاقا افتاد

منم خستم.

ميخوام بخوابم

مي يونگ منو ببين.

قبلا

...کاري که کرديم

کاري که کرديم؟

کاري که کرديم

به انگيليسي، کي. آي. دابل اس

کي. آي . اس . اس

آره. همون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left