The first 200 lines.
تمامی شخصیت ها، سازمان ها، اماکن و اتفاقات این سریال ساختگی میباشند
خانم چوی؟
انگار از دستم عصبانیای
بخاطر همین اومدم اینجا تا خوش بگذرونیم
!هوی
هوی، دیوونه شدی؟
توی اتاق من چکار میکنی؟
...تو
صورتمو زخم کردی
میدونی؟
برو بیرون
می ره
چی شده؟
واسه چی از وقتی که اومدی کره انقد بی ادب شدی؟
هوی
با کسی قرار میذاری؟
اره؟
قسمت دوازدهم
نباید بری بیمارستان؟
حتما عقلشو از دست داده
با چه جرئتی صورتتو زخم کرد؟ بذار ببینمت
وای خدا اگه پدرش بفهمه حسابی کُفری میشه
فکر کنم می ره هم باید با من برگرده
آمریکا؟
اره، از وقتیکه برگشتیم کره
اون یکم عجیب و غریب شده
بگو نه، مامان
تو رو خدا
راست میگی فکر کنم به نفع هممون باشه
به هر حال پدرش از اینکه اون اینجاس راضی نیست
سرده برو تو
خودم پیداش میکنم میارمش داخل
اشکالی نداره انگاری یکم شوکه شده
میرم بهش دلداری بدم
برید تو سرده
خوبه حتما داری یخ میزنی
خانم- خدایا-
همین دور و براس، پیداش کن- چشم خانم-
خانم کو
...ببخشید...شما
خدایا
لعنتی
مامان
وکیل هان وو سونگ
عزیزم
اینو توی زبالهها پیدا کردم
به نظرم دیگه باید بندازیش بره
اینکه دوباره برش داشتی
نشون میده که لباس عزیزیه واست
خودت اینو بهم دادی
...اون لباس
روش رد یه زن دیگهس
یه زن دیگه؟ کی؟
منظورت خانم کوئه؟
اشتباه میکنم؟
عزیزم، فکر کنم سوءتفاهم شده
...من و اون هیچ
کو می ره از تو خوشش میاد
تو هم از اینکه بهت توجه میکنه لذت میبری
الو؟
ببخشید که زنگ میزنم
...اما هیچ کسیو نداشتم که
می ره همه جا رو دنبالت گشتم
خانم کو
...دفعهی پیش بهتون گفتم که
دیگه به من زنگ نزنید، همسرم خوشش نمیاد
بی ادبیه که این ساعت زنگ زدید
قطع میکنم
اصلا لذت نمیبرم
مطمئنم الان دیگه متوجه شد
بحثمون تمومه؟
...میخوام از سیاست کناره بگیرم
بخاطر همین دیگه اونو اتفاقی هم نمیبینم
نه
ادامه بده
باید توی انتخابات برنده شی
...اما خودت گفتی- تمام و کمال حمایتت میکنم-
عزیزم
آقای نامُ دیدی؟
شنیدم حتی رفتی مراسم نقاشی
واسه چی بهم نگفتی؟
میخوای دعوا کنی؟
نه بابا- کار دارم-
ای بابا...همیشه اینطوری رفتار میکنه
میتونی هر چیزیو یواشکی قایم کنی
به جز سیگار
یه کپی از فرم ثبت ساکنین، فرم ثبت ...ازدواج
فرم ثبت ازدواج؟
فرم ثبت ازدواج
چیه؟ داری سابقهی کانگ یو جو رو داری چک میکنی؟
چجوری میشه فهمید قبلا ازدواج کرده با اینحال که چیزیو ثبت نکرده؟
فکر کنم از طریق کارت عروسی یا عکس عروسی بشه
چرا؟ قبلا یه بار دیگه هم ازدواج کرده بوده؟
اره، یه کارت عروسی هست
واقعا؟ با کی ازدواج کرده بوده؟
جو مین جه
خبرنگار خبرگزاری ده آنه
همون دفتر روزنامهای که کانگ یو جو قبلا توش خبرنگار بود؟
سازمان اطلاعات ملی کتابخانهی دفتر روزنامه
جو مین جه
خبرنگار جو مین جه جایزهی بهترین" "خبرنگار را دریافت میکند
تا ده سال پیش فعالیت داشته
چرا از اون موقع تا حالا دیگه مقالهای منتشر نکرده؟
لایحهی وکلای رسمی دادگستری به منظور پایان دادن به امتیازات ویژه اصلاح شده است
فکر نکنم توی شرکتی چیزی هم کار کنه
خبرنگار جو مین جه جایزهی بهترین" "خبرنگار را دریافت میکند
خبرنگار جو مین جه جایزهی بهترین" "خبرنگار را دریافت میکند
قاتل اوکرانگ گو به حبس ابد محکوم شد
خیلی خب بیا همین کارو کنیم
پس بیا همین الان کارت عروسیامونو درست کنیم
یکم عجله نمیکنی؟
کِی باید خودمو به پدرت معرفی کنم؟
ده سال از اخرین باری که باهاش حرف زدم میگذره
بهونهی خوبیه که بهش زنگ بزنیم
ازدواجت
نمیبخشمت
خدایا، دوباره داره دیرم میشه
هی برو خبرگزاری ده آن
واسشون درخواست همکاری فرستادم
تو فقط باید رئیس بخش سیاسی رو ببینی
خبرگزاری ده آن
سرت شلوغه؟
نه، سرم خلوته
پس میتونی دفاعیهی کو بیونگ هی رو واسم پیدا کنی؟
خودت برش دار توی کابینت دومی، سمت راستته
باشه
از وقتی که اومدیم خونهتون
یون هی واسم غذا نپخته
انقد انرژی ندارم که جون از پاهام رفته
واسه چی غذا نمیپزه؟
بهم گفته از کو می ره بخوام واسم !غذا بپزه
از تو انتظار معرفت ندارم
تنها کاری که میتونی واسم کنی اینه که منو مقصر جلوه ندی
اگه وجدان داشتی، الان از خجالت نمیتونستی سرتو بالا بگیری
انقدر بی چشم و رویی که باهام حرف هم میزنی، ها؟
شاید بخاطر اینه که میخواستی وارد سیاست شی
چرا انقد بیشعور شدی تو؟
خدایا. میترسم آخرش به خاطر تو دق کنم
!هی
هی! حداقل جواب بده
...خانم کو. دفعه قبل بهتون گفتم
که دیگه تماس نگیرین چون همسرم خوشش نمیاد
تو این ساعت زنگ زدن بی ادبیه
چرا باید وقتی زنگ میزد که زنم نزدیکم بود؟
ولی اون زندگیمو نجات داد
من زیادهروی کردم
نه. ولش کن
الو؟
از کلانتری سویون تماس میگیرم
کلانتری؟
کلانتری سویون، حقوق شهروندی، عدالت، شفقت
ببخشید. من هان وو سونگم با من تماس گرفته بودین
آه، بله. بفرمایید
اونجاست
چی شده؟
یه نفر در حال پرسه زدن پیداش کرد و آوردش اینجا
کیف پول و کارت شناسایی با خودش نداره
با کسی حرف نمیزنه
واسه همین گوشیش رو چک کردیم و با آخرین شخصی که باهاش صحبت کرده تماس گرفتیم
که اینطور. ممنونم
حالت خوبه؟
گریه نکن
ببخشید. احتمالا چون پول لازم داشتی زنگ زدی
حتی نپرسیدم مشکلت چیه
نمیخواستم زنگ بزنم
ولی کس دیگهای نداشتم که باهاش تماس بگیرم. متاسفم
باشه
منم بودم همین کارو میکردم
کار خوبی کردی. عیب نداره
گریه نکن
هی
غذا خوردی؟
اینم از رامیون
نوش جان
بخور
باید برنج بخوری. این کافیه؟
بله
خیلی خوبه
آبش کمه
زیرش کم بوده واسه همین نودلاش خوب نشدن
منو تا اینجا آوردی، بعد به غذای اینجا میگی خوشمزه؟
آروم آروم بخور
خیلی نمیتونم از این بخورم
هر وقت بتونم هر چقدر که بتونم میخورم
چرا نمیتونی بخوری؟
چون پولشو ندارم
لوکیشن هان وو سونگ یافت شد
هان وو سونگ، رامیونِ دوباره بیا
رامیون دوباره بیا"؟"
همون مغازهای که وو سونگ دوست داره
نهار داره رامیون میخوره؟
هر وقت هوس رامیون کردی بهم زنگ بزن
آره
نباید بهم زنگ بزنی
پیام هم نباید بدی
...حتی ایمیل هم
میتونی به دفترم نامه بنویسی
رامیون دوباره بیا، 16 دلار بازار سونگجو، 80.70 دلار
رامیون دوباره بیا، 16 دلار بازار سونگجو، 80.70 دلار
چرا تو سوپری این همه پول خرج کرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.