The first 138 lines.
.صبح بخیر ارباب
.صبح بخیر
.چه صبح دلانگیزیه
پکورین ساما کجاست؟
پکو رفته
.بازار خرید
منوی ۱
به غذا سر بزن
کنجکاوی بهترین چاشنیه
!کیارو چان! صبحونه حاضره
!الان میام
.وقت غذاست
.تخممرغهای یاسکو سانه مال همین امروز صبح
.واقعا. تخممرغهایی که از اون میگیریم حرف نداره
.هم درشته هم خوشمزه
.مال یه مرغه به اسم مرغ ابریشمی
.اوه راستی. سقف انباری چکه میکرد
.بسپرش به من
مطمئنی؟
.یوکی کون هم ماهرتر شده
.چون زیاد تعمیرات کرده
ساختمون قدیمیای بود
.ولی الان خونه راحت و قشنگی شده
.اوه کیارو چان، باز سبزیجاتش رو گذاشتی ها
.مـ مگه چه عیبی داره
.بدغذا بودن خوب نیست
.بچهی بدی نباش
!تمومش کن
!مگه با بچه طرفی
...راستی
.اینو چند روز پیش از انجمن گیلدها گرفتم
.کارت خوب بود
.کوئست رو تموم کردی
.بله
.کارین ساما، اگه میل دارید بفرمایید
!وای
.زیاد چیدم
!معلومه خوشمزهن
...یافتم! این که لطفت رو جبران میکنه یا نه رو نمیدونم
از اونجایی که اطلاعاتمون کامل ...نبود نمیشد براش کوئست بذاریم
اشک دریا؟
.کارین ساما گفت شاید به دردمون بخوره
مثل این که نقشه رسیدن .به یه جور چاشنی افسانهایه
!واقعا؟
!پس انجامش بدیم
این چه مدلشه؟
.من که حال این سرکاریها رو ندارم
!کیارو چان
،ببین
.ممکنه آخرش یه چاشنی افسانهای باشه
!همین خودش به رفتنش میارزه
...نوچ نوچ، من با این حرفا
!یادت بیاد
هدف ما اعضای گیلد آشپزباشی چی بود؟
!هرچیز خوشمزهای که تو دنیا هستو کشف کنیم
!ارباب جون
هــه، پس از لاندوسول اومدین؟
!بله
هیچجای نقشه آشنا نیست؟
...اینقدر کافی نیست
.حدس میزدیم
.این اطراف هیولا هم زیاده
.میرین مراقب باشین
!چشم
...استادهامون
رفتن کوئست؟
.کارین سان بهم گفت
!مثل این که رفتن یه جور چاشنی افسانهای پیدا کنن
.پس برای همین یه مدته که نیستن
!موندم چه جور غذای خوشمزهای قراره برامون درست کنن
!آخ که طاقت ندارم
!مستر! یکی دیگه
ولی گفتی این چاشنی افسانهایه، نه؟
...هوم...راست میگی
.چیزی نیست
!هرچی نباشه اونا استادن
!حتما با دست پر برمیگردن
!گل گفتی
!گیلد آشپزباشی
.جناب ریشسفید
.دنیا واقعا پر قشنگی و عجایبه
،جنگلهای مرجانی قشنگ
،ماهیایی که توی هوا شنا میکنن
...الان که زیر نور لطیف آفتابیم
وایسین
نوبره، نه؟
.گم شدیم
!من گشنمه
!چجوری کار به اینجا کشید؟
!دلم یه تخت گرم و نرم میخواد روش بخوابم
.کیارو ساما، اینجا جنگل مرجانیه
.تخت نداره
.خودخواه
!ساکت شین
.خیله خب کیارو چان، اینقدر عصبانی نباش
.الان ماهی میپزم
!نمیخوام! دیگه حالم از ماهی به هم خورد
!صبحونه ناهار شاممون شده ماهی ماهی ماهی
!بسه دیگه
!گوشت! دلم گوشت میخواد
!حشره
...میخوام برگردم... میخوام برگردم خونه
.طفلک
.اوهوم. سرمنشاء سلامتی از غذاست
.بخاطر کیارو چان هم که شده میریم گوشت پیدا کنیم
،جنگل به این بزرگی
.حتما حیوونی هم هست که بشه خورد
نه یوکی کون؟
!کارت درسته یوکی کون !اینا برای شام امشب عالین
...آب دهنم راه افتاد
...حیف شد. فقط یهکم مونده بود
.حیف شد
.با این سرعتی که دارن بهشون نمیرسیم
...یه راه خوب که بشه
!کارت درسته یوکی کون
!یه تاکتیک ساده که هرچی حیوون وحشی هست راحت بیاد سراغت
!جونمی
!موفقیت آمیز بود یوکی کون
...این که
!تخت خوابیدم
وا؟ این پوسته رو همرامون داشتیم؟
...چقد گرم و نرمه
!کیارو چان
!بیدار شدی؟ وقت غذائه! غذا
!خب. حالا میتونی یه عالمه گوشت بخوری
!وقت خوردنه
!محشره
.خیلی خوشعطره
!دقیقا به اندازه پخته
.یه عالمه داریم
!واقعا؟
از گشنگی افکار منفی زده بود به سرم
.ولی الان سرحال شدم
!خیلی زود از اینجا میریم اشک دریا رو هم به دست میاریم
.حرفهات باعث قوت قلبه کیارو ساما
!چی فکر کردی
بوی غذا کشوندتشون؟
.مراقب باشین بچهها
No comments yet. Be the first to leave one.