The first 163 lines.
،داره میره رو مخم .پس این بار میکشمت
!هینوکامی کاگورا
!آفتاب سوزان
!رقص شعله
.چیز خاصی نبود
!در کل همینقدر از دستش برمیاد
کجاست؟
...هینوکامی کاگورا
...رنگینکمان مصنوعی
!از پسش برمیام
...هینوکامی کاگورا
!چرخ آتشین
!تنفس بازیابی
...حالا میتونم
!با یه شیطان بالارده بجنگم
قسمت ششم (سیزدهم)
لایههای خاطرات
!آشغال بیریخت
قضیه چیه؟
!کمربندها دارن وارد بدنش میشن
نه. اونایی که ازش جدا شده بودن دارن به بدنش برمیگردن؟
!نترس !تنفست رو تحت کنترل بگیر
!بریم
.میدونستم
!غیبش زد
...هاشیرا
!پس واقعاً یه هاشیرا اومده
!فوقالعاده است
!این قطعاً اربابم رو خوشحال میکنه
.تغییر کرد
.چه بوی شومی
!باعث میشه پشت گلوم بسوزه
!حتی از قبل هم قویتر شده
ولی اوزوی سان پیش اینوسکه و بقیه است؟
.پس خیالم راحت شد
!خفه بمیرین دیگه
اون شمشیر چی میگه؟
!خوب جرئتی دارین که جلوی خونهی من سروصدا میکنین
این دیگه چهجور آزار و اذیتیه؟
...لعنتی! زیادی سروصدا کردیم و حالا مردم
باید به اطلاعتون برسونم که هاناماچی ما !تا الان دووم آورده چون ما و مشتریهامون پیرو قانون هستیم
!آدمهایی مثل شما اینجا پذیرفته نمیشن
!حالا از جلوی چشمهام گم شین
چرا دهنت رو نمیبندی؟
!این کار رو نکن
!این کار رو نکن! نیا این طرف
!عقب بایست
!توی خونههاتون بمونین
!هـ هیرو سان! نـــه
!آروم باش
!زنده میمونی
!دستت
!با طنابی چیزی ببندش
!وایسا
!نمیذارم قسر در بری
!نه بعد از کاری که کردی
چی؟ هنوز حرفی برای گفتن داری؟
!دیگه کافیه، بیریخت خان
.بههرحال آدمهای بیریخت دلیلی برای زنده موندن ندارن
.پس بهتره همهتون با هم بمیرین و بپوسین
!هیرو سان! هیرو سان
!نــه! یکی کمکمون کنه
!هیچکی بیرون نیاد
!خیلی خطرناکه، یه جا قایم بشین
...کامادو کون
.میدونم در حقت بدی کردم
.ممنون که برای کیوجورو اشک ریختی
.شنیدم در چهار ماه گذشته از طریق نامه با سنجورو در ارتباط بودی
.به نظر میاد الان خیلی حالش بهتره
.از اینکه ملاقات اولمون اون طوری پیش رفت خجالت میکشم
،زمانی ناتوانی من باعث شد کمرم بشکنه
.وقتی همسرم از بیماری فوت شد اوضاع بدتر هم شد
.از اون موقع کاری جز مست کردن انجام ندادم
.واقعاً که حماقت رو به حد اعلا رسوندم
.برخلاف من کیوجورو پسر خوبی بود
،حتی وقتی به عنوان مربی رهاش کردم
با خوندن کتاب راهنمای تنفس شعله تمرین کرد
.و هاشیرا شد
.با اینکه سه جلد بیشتر در دسترسش نبود
...احتمالاً بیشتر به روکا
.مادرش رفته
.کیوجورو و سنجورو هردوشون پسرهای خوبی هستن
...و کامادو کون
.تو قدرت خارقالعادهتری داری
...شنیدهم اونهایی که برای اجرای تنفس آفتاب انتخاب میشن
با نشان قرمزی روی پیشونی، مثل چیزی که .تو داری به دنیا میان
...پس برای همین مطمئنم که تو
.نه، شینجورو سان
.من با این زخم به دنیا نیومدم
وقتی از برادرم در مقابل ریختن آب جوش محافظت کردم .این زخم به وجود اومد
،بعدش توی ازمون نهایی دوباره همونجا آسیب دید
.و به شکلی که الان هست در اومد
،شنیدهم پدرم با علامت کمرنگی روی پیشونیش به دنبا اومده بود
.ولی برای من این طور نبود
.احتمالاً من فرد منتخب نیستم
...ولی
...با این وجود
...حتی اگر من یکی از منتخبها نباشم
...حتی اگه نتونم از پسش بربیام
!زمانهایی هست که نمیتونم عقب بکشم
!چون در این دنیا افرادی هستن که هیچ وجدانی ندارن
!بیهیچ دلیلی بیدرنگ آدم میکشن
!بدون هیچ حس پشیمونی
...به هیچ وجه
...همچین ظلمی رو
!تحمل نمیکنم
!زندگیهای از دست رفته هرگز برنمیگردن
!هرگز نمیتونن برگردن
اونهایی که از جنس گوشت و خون هستن .نمیتونن کارهایی که شیاطین انجام میدن رو انجام بدن
چرا زندگیشون رو میدزدین؟
چرا زندگیهاشون رو لگدمال میکنین؟
.این کلمات رو قبلاً شنیدهم
چی این کار سرگرمکننده است؟ چه لذتی توی این کار هست؟
دقیقاً برای چی آدم میکشی؟
.اون کیه؟ نمیدونم
چرادرک نمیکنین؟
چطور میتونی فراموش کنی؟
.این من نیستم
.اینها خاطرات من نیستن
!برای سلولهاست
!مال موزان ساماست
...خاطرات سلولها
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
شیطانکش: کیمتسو نو یایبا آرک منطقهی سرگرمی
!هووی
!کرم کمربندی الان از سوراخ بیرون خزید و فرار کرد
!خفه بمیر
،هرکی که این تو بود رو نجات دادم پس دیگه مشکل چیه؟
!اول من رو بپرست و تحسین کن
!بعدش میتونیم دربارهی چیزهای دیگه صحبت کنیم
،تنکن ساما! باید برین دنبالش !وگرنه کشتار بیشتری اتفاق میفته
!نگران ما نباشین! لطفاً برین
!بیای پسرا !میریم دنبالش
!پشت سرم بیاین
!برین کنار
!برین کنار
!تنگن ساما داره رد میشه
!لعنتی! خیلی سریعه
این چیه؟
تو هم قبلاً انسان بودی، مگه نه؟
حتماً تو هم قبلاً اشک میریختی .و در مقابل رنج و سختیها دست و پا میزدی
!واقعا که رو موخی، همینطور داری چرت و پرت میگی
!هیچی از گذشته یادم نمیاد
الان دیگه شیطان هستم پس چه اهمیتی داره؟
.شیاطین هرگز پیر نمیشن
.و برای خوردن به پول نیاز ندارن
.مریض نمیشن
.نمیمیرن
.چیزی برای از دست دادن ندارن
...تازه
...ما شیاطین زیبا و قدرتمند
!هرکاری عشقمون بکشه میکنیم
.باشه
.دیگه کافیه
...هنر خون شیطانی
!برش هشتلایهی اوبی
حالا دیگه نمیتونی جلوش رو بگیری، مگه نه؟ !برای اینکه مخت تعطیله
.این حملهی در هم تنیده جایی برای فرار برات نمیذاره
...تکههایی از بدنم که برای کنترل هاناماچی جدا شده بودن
!حالا که دوباره یکپارچه شدم، سرعتم بیهمتاست
به زور در مقابل حملههایی که هنر خون شیطانی ،نبودن مقاومت میکردی
.پس حالا دیگه هیچ شانسی نداری
!دیگه دخلت اومده، مگه نه؟ خدانگهدار
No comments yet. Be the first to leave one.