The first 153 lines.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
« مــرد عــلــیــه بــچــه »
اوه خدای من.
آها!
پترا گفت...
نظافتچی یه جاسوئیچی داره.
السا!
نظافتچی!
بله!
سلام. متأسفم که مزاحمتون میشم.
من ترورم.
دارم برای شوارتزنباکها تو آپارتمان پنتهاوس خانهنشینی میکنم.
و، متأسفانه، بدون جاسوئیچی بیرون اومدم.
که برم بالا.
و همینطور موبایلم.
بله، من یه جاسوئیچی دارم.
اوه، عالیه.
خب، ببینید، میدونم این یه لطف خیلی بزرگه که ازتون میخوام،
اما میشه لطفاً اون رو بیارید؟
من باید اول با پترا صحبت کنم.
اگه پترا بگه باشه، پس باشه.
پس میتونید به پترا زنگ بزنید، بعد با همین شماره به من زنگ بزنید؟
اشکالی نداره؟
ممنون، السا. واقعاً لطف میکنید. خیلی ممنونم.
اوه. حالا، مسئله اینه که، اون دوباره زنگ میزنه.
پس، میتونم...؟
اوه، خدایی...
ممنونم.
- نترسید، همه. - اوه، سلام.
تدارکات کریسمس دوباره فراهم شد!
آفرین، لیونل.
یالا. یالا.
- ...داریم سلاح وارد نمیکنیم. - باشه.
- شیراز، لطفاً. ممنون. - این از این.
آفرین.
- بیا، من سفارش میدم. - بابا، بس کن.
میخوای صندلی بکشی جلو؟
اوه، خیلی لطف دارید. اه، ممنون.
مطمئن نیستم، امم...
اوه، خب...
خب، فرض کن من یه انافتی بودم و یه...
اون شوارتزنباک، یه آدم نفرتانگیزه.
- اوهوم. - ما بهش میگیم خسیس.
کل ساختمان رو سه سال پیش خرید،
به همراه قرارداد اصلی اجاره.
حالا داره... داره ما رو بیرون میکنه.
آقای بینگلی، جورجیا هاکوپیان از خدمات اجتماعی وست مینستر هستم.
من الان آدرس شما هستم، در پاسخ به درخواست تماس.
اگه نتونم با شخص آسیبپذیر تماس برقرار کنم،
این موضوع رو دوباره به پلیس ارجاع خواهم داد،
بنابراین لطفاً در اسرع وقت با من تماس بگیرید.
ممنونم. خداحافظ.
قرارداد اجارهٔ من هم بعدی تموم میشه.
باید تا فردا برم بیرون.
بعد از ۴۰ سال!
- الو؟ - سلام، بابا.
اوه. کیه؟
- آه، گیلین! - گیلین؟
گیلین، همه!
کریسمس مبارک، گیلین.
گیلین! چطوری؟
گیلین!
اوه، خدا.
- گیلین داره دوقلوها رو وصل میکنه. - ببخشید.
- چه موهایی. - میتونم...
آره، بیشتر از تو، کالین.
اوه! بالاخره!
ببخشید، گیلین.
سلام، السا؟
باشه، پترا میگه جاسوئیچی رو بهت بدم.
اوه، این خبر فوقالعادهایه. ممنونم.
- ۳۰ دقیقهٔ دیگه اونجا هستم. - باشه، عالیه. ممنونم. خداحافظ.
خداحافظ.
اوه، خدا، خدا، خدا.
السا؟
خیلی ممنون که اومدید.
نمیتونم بگم چقدر قدردان این کارتونم.
چیز دیگهای؟
اه، نه. نه، نه، فقط...
کریسمس، اه...
پوشکها!
بله! آه!
اوه، نه.
نه! نه! نه! نه! نه!
اوه، نه!
السا! السا!
السا!
السا!
اوه! السا!
بیا، آرچی.
کی یه پسر خوششانسه؟
بچه؟
بچه؟
کجایی؟
اوهوم، اینجایی.
خانم هاکوپیان، ترور بینگلی هستم.
واقعاً متأسفم که قبلاً تماس شما رو از دست دادم،
اما من هنوز بچه رو دارم،
و میخواستم ببینم کی میتونید برگردید و برش دارید.
اه، لطفاً با من تماس بگیرید و خبر بدید.
باشه، ممنونم.
سلام، بابا.
مدی!
اونجایی؟ باربادوسه؟
نه. لندنه. ما هنوز نرفتیم.
به خاطر آب و هوا پروازمون ۲۴ ساعت تأخیر خورده.
نخود فرنگی شیرین، خیلی متأسفم.
اشکالی نداره. امیدوارن بتونیم تو چند ساعت آینده پرواز کنیم.
اما حتی به خاطر اینم زنگ نزدم.
فقط میخواستم بدونی که واقعاً دلم نمیخواد برم این سفر.
خیلی مشتاق بودم کریسمس رو با تو بگذرونم، بابا.
اوه، منم همینطور، نخود فرنگی شیرین. تمام چیزی بود که واقعاً میخواستم.
پرواز بیای ۲۳،
مسافران به مقصد باربادوس، لطفاً به سمت...
ببخشید. بابا، دارن خبر پروازمون رو میدن. باید برم. خداحافظ.
باشه، خداحافظ.
به هر حال عدس و نخود داریم.
آره. آره. آره.
یه کمی کراکر بخورید.
این خوبه.
آجیل هم همینطور. پسته و بادام خام؟
فقط یه کیسه از هر کدوم بردارید.
آقای و خانم شوارتزنباک؟
- لطفاً به پلیس زنگ نزنید. - اه...
- میتونیم همه رو برگردونیم. - آره، ما واقعاً، واقعاً متأسفیم.
شما چطور اومدید اینجا؟
- ما از این استفاده کردیم. - اونو تو زیرزمین پیدا کردیم.
- ما اونجا زندگی میکنیم. - یه جورایی غیررسمی.
- ما یه سری مشکلات مالی داشتیم. - آپارتمانمون توقیف شد.
بعد اتفاقی از اینجا رد شدیم
و یه راهی برای ورود از طریق سایت ساختمانی پیدا کردیم.
ما فقط واقعاً به کمی غذا احتیاج داشتیم. همیشه اینقدر غذا هست.
- ما واقعاً، واقعاً متأسفیم. - دیگه هرگز این کارو نمیکنیم.
منم در واقع یکی از اینا رو دارم.
خب، مال من نیست. من در واقع دارم سعی میکنم از شرش خلاص شم.
خب، دقیقاً خلاص شم که نه.
تحویل مقامات بدم.
مال شما هویج پوره شده دوست داره؟
- ام... - چون مال من کاملاً عاشقشه.
راستی، من ترورم.
بریم.
ممنونم.
راستش، اینجا کمی پنیر هست، اگه میخواید.
اه، این پنیر گرویر هست. و فکر کنم این کامامبر باشه.
- اوه، ما واقعاً لبنیات نمیخوریم. - اومم.
اوه. اه...
کورنیچونهای ترشی شده هست. گوشت مرغابی ریلت با پرتقال و پورت.
اوه. گردوی شکری.
الو؟
الو؟
ممنونم، ترور!
صبح بخیر، عزیزم.
سومین شب متوالی دمای بیسابقه
No comments yet. Be the first to leave one.