Man vs Baby

Man vs Baby

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Man vs baby S01E03 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

Tags

webdl
Published on: 2025-12-11
Downloads: 136
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 153 lines.

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

« مــرد عــلــیــه بــچــه »

‫اوه خدای من.

‫آها!

‫پترا گفت...

‫نظافتچی یه جاسوئیچی داره.

‫السا!

‫نظافتچی!

‫بله!

‫سلام. متأسفم که مزاحمتون می‌شم.

‫من ترورم.

‫دارم برای شوارتزنباک‌ها ‫تو آپارتمان پنت‌هاوس خانه‌نشینی می‌کنم.

‫و، متأسفانه، ‫بدون جاسوئیچی بیرون اومدم.

‫که برم بالا.

‫و همین‌طور موبایلم.

‫بله، من یه جاسوئیچی دارم.

‫اوه، عالیه.

‫خب، ببینید، ‫می‌دونم این یه لطف خیلی بزرگه که ازتون می‌خوام،

‫اما می‌شه لطفاً اون رو بیارید؟

‫من باید ‫اول با پترا صحبت کنم.

‫اگه پترا بگه باشه، پس باشه.

‫پس می‌تونید به پترا زنگ بزنید، ‫بعد با همین شماره به من زنگ بزنید؟

‫اشکالی نداره؟

‫ممنون، السا. واقعاً لطف می‌کنید. ‫خیلی ممنونم.

‫اوه. حالا، مسئله اینه که، ‫اون دوباره زنگ می‌زنه.

‫پس، می‌تونم...؟

‫اوه، خدایی...

‫ممنونم.

‫- نترسید، همه. ‫- اوه، سلام.

‫تدارکات کریسمس دوباره فراهم شد!

‫آفرین، لیونل.

‫یالا. یالا.

‫- ...داریم سلاح وارد نمی‌کنیم. ‫- باشه.

‫- شیراز، لطفاً. ممنون. ‫- این از این.

‫آفرین.

‫- بیا، من سفارش می‌دم. ‫- بابا، بس کن.

‫می‌خوای صندلی بکشی جلو؟

‫اوه، خیلی لطف دارید. اه، ممنون.

‫مطمئن نیستم، امم...

‫اوه، خب...

‫خب، فرض کن ‫من یه ان‌اف‌تی بودم و یه...

‫اون شوارتزنباک، ‫یه آدم نفرت‌انگیزه.

‫- اوهوم. ‫- ما بهش می‌گیم خسیس.

‫کل ساختمان رو ‫سه سال پیش خرید،

‫به همراه قرارداد اصلی اجاره.

‫حالا داره... داره ما رو بیرون می‌کنه.

‫آقای بینگلی، جورجیا هاکوپیان از خدمات اجتماعی وست مینستر هستم.

‫من الان آدرس شما هستم، ‫در پاسخ به درخواست تماس.

‫اگه نتونم با شخص آسیب‌پذیر ‫تماس برقرار کنم،

‫این موضوع رو دوباره ‫به پلیس ارجاع خواهم داد،

‫بنابراین لطفاً در اسرع وقت ‫با من تماس بگیرید.

‫ممنونم. خداحافظ.

‫قرارداد اجارهٔ من هم بعدی تموم می‌شه.

‫باید تا فردا برم بیرون.

‫بعد از ۴۰ سال!

‫- الو؟ ‫- سلام، بابا.

‫اوه. کیه؟

‫- آه، گیلین! ‫- گیلین؟

‫گیلین، همه!

‫کریسمس مبارک، گیلین.

‫گیلین! چطوری؟

‫گیلین!

‫اوه، خدا.

‫- گیلین داره دوقلوها رو وصل می‌کنه. ‫- ببخشید.

‫- چه موهایی. ‫- می‌تونم...

‫آره، بیشتر از تو، کالین.

‫اوه! بالاخره!

‫ببخشید، گیلین.

‫سلام، السا؟

‫باشه، پترا می‌گه جاسوئیچی رو بهت بدم.

‫اوه، این خبر فوق‌العاده‌ایه. ممنونم.

‫- ۳۰ دقیقهٔ دیگه اونجا هستم. ‫- باشه، عالیه. ممنونم. خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫اوه، خدا، خدا، خدا.

‫السا؟

‫خیلی ممنون که اومدید.

‫نمی‌تونم بگم ‫چقدر قدردان این کارتونم.

‫چیز دیگه‌ای؟

‫اه، نه. نه، نه، فقط...

‫کریسمس، اه...

‫پوشک‌ها!

‫بله! آه!

‫اوه، نه.

‫نه! نه! نه! نه! نه!

‫اوه، نه!

‫السا! السا!

‫السا!

‫السا!

‫اوه! السا!

‫بیا، آرچی.

‫کی یه پسر خوش‌شانسه؟

‫بچه؟

‫بچه؟

‫کجایی؟

‫اوهوم، اینجایی.

‫خانم هاکوپیان، ترور بینگلی هستم.

‫واقعاً متأسفم که قبلاً تماس شما رو از دست دادم،

‫اما من هنوز بچه رو دارم،

‫و می‌خواستم ببینم کی می‌تونید ‫برگردید و برش دارید.

‫اه، لطفاً با من تماس بگیرید و خبر بدید.

‫باشه، ممنونم.

‫سلام، بابا.

‫مدی!

‫اونجایی؟ باربادوسه؟

‫نه. لندنه. ما هنوز نرفتیم.

‫به خاطر آب و هوا پروازمون ۲۴ ساعت تأخیر خورده.

‫نخود فرنگی شیرین، خیلی متأسفم.

‫اشکالی نداره. امیدوارن بتونیم ‫تو چند ساعت آینده پرواز کنیم.

‫اما حتی به خاطر اینم زنگ نزدم.

‫فقط می‌خواستم بدونی که ‫واقعاً دلم نمی‌خواد برم این سفر.

‫خیلی مشتاق بودم ‫کریسمس رو با تو بگذرونم، بابا.

‫اوه، منم همین‌طور، نخود فرنگی شیرین. ‫تمام چیزی بود که واقعاً می‌خواستم.

‫پرواز بی‌ای ۲۳،

‫مسافران به مقصد باربادوس، ‫لطفاً به سمت...

‫ببخشید. بابا، دارن خبر پروازمون رو می‌دن. باید برم. خداحافظ.

‫باشه، خداحافظ.

‫به هر حال عدس ‫و نخود داریم.

‫آره. آره. آره.

‫یه کمی کراکر بخورید.

‫این خوبه.

‫آجیل هم همین‌طور. پسته و بادام خام؟

‫فقط یه کیسه از هر کدوم بردارید.

‫آقای و خانم شوارتزنباک؟

‫- لطفاً به پلیس زنگ نزنید. ‫- اه...

‫- می‌تونیم همه رو برگردونیم. ‫- آره، ما واقعاً، واقعاً متأسفیم.

‫شما چطور اومدید اینجا؟

‫- ما از این استفاده کردیم. ‫- اونو تو زیرزمین پیدا کردیم.

‫- ما اونجا زندگی می‌کنیم. ‫- یه جورایی غیررسمی.

‫- ما یه سری مشکلات مالی داشتیم. ‫- آپارتمانمون توقیف شد.

‫بعد اتفاقی از اینجا رد شدیم

‫و یه راهی برای ورود ‫از طریق سایت ساختمانی پیدا کردیم.

‫ما فقط واقعاً به کمی غذا احتیاج داشتیم. همیشه اینقدر غذا هست.

‫- ما واقعاً، واقعاً متأسفیم. ‫- دیگه هرگز این کارو نمی‌کنیم.

‫منم در واقع یکی از اینا رو دارم.

‫خب، مال من نیست. ‫من در واقع دارم سعی می‌کنم از شرش خلاص شم.

‫خب، دقیقاً خلاص شم که نه.

‫تحویل مقامات بدم.

‫مال شما هویج پوره شده دوست داره؟

‫- ام... ‫- چون مال من کاملاً عاشقشه.

‫راستی، من ترورم.

‫بریم.

‫ممنونم.

‫راستش، اینجا کمی پنیر هست، ‫اگه می‌خواید.

‫اه، این پنیر گرویر هست. ‫و فکر کنم این کامامبر باشه.

‫- اوه، ما واقعاً لبنیات نمی‌خوریم. ‫- اومم.

‫اوه. اه...

‫کورنیچون‌های ترشی شده هست. ‫گوشت مرغابی ریلت با پرتقال و پورت.

‫اوه. گردوی شکری.

‫الو؟

‫الو؟

‫ممنونم، ترور!

‫صبح بخیر، عزیزم.

‫سومین شب متوالی دمای بی‌سابقه

More Farsi Persian subtitles for Man vs Baby

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left