Date A Live

Date A Live (デート・ア・ライブ)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

[AnimWorld]DateALiveS3-11[AnimeKhor&DiArY]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

other
Published on: 2019-03-22
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 173 lines.

دختری تغییر می‌کند‏.‏‏.‏‏.‏درخشان‏،‏ مهربان و خوشحال می‌شود‏.‏

دختری تغییر می‌کند‏.‏‏.‏‏.‏تاریک‏،‏ نامهربان و بی‌رحم می‌شود‏.‏

‏"‏قسمت یازدهم‏:‏ 'فرشته‌ی شب پر ستاره'‏"‏

من‏-‏من‏.‏‏.‏‏.‏دوباره برام اتفاق افتاد؟

چـ‏-‏چی اتفاق افتاد؟

شرمنده‏،‏ ولی راستیتش جدیداً ذهنم هی میره یه جای دیگه‏.‏

ذهنت میره یه جای دیگه؟

آه‏،‏ چیزی برای نگرانی نیست‏.‏ احتمالاً کم‌خونی یا همچین چیزایی باشه‏.‏

بگذریم‏،‏ گمونم نوشته‌ای که روی میزت گذاشتم رو خوندی؟‏‏

آ‏-‏آره‏،‏ شنبه وقتــت خالیه؟

مـ‏-‏منم همین رو می‌خواستم بگم‏!‏

کورومی، پس خود واقعیت رو‌به‌راه‌ـه؟

ذهنم رو می‌خونیا‏.‏

موضوع اینه که اینجوری سخت‌تر میشه فهمید که چرا اوریگامی معکوس شده‏.‏

آره‏،‏ ولی این اوریگامی مرگ والدینش رو پذیرفته‏.‏

چطور‏،‏ چرا‏.‏‏.‏‏.‏؟

یه بار دیگه مرور می‌کنیم‏.‏

این دنیا نتیجه‌ی استفاده‌ی تو از قدرت سفر در زمان کورومیه‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏که والدین اوریگامی رو پنج سال قبل از مرگ نجات بدی‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏برای اینکه تاریخچه‌ای که به دنبالش میاد رو هم بازنویسی کنی‏.‏

آره‏،‏ لُبّ کلام همینه‏.‏

که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏

حالا می‌فهمم چرا از دیروز داشتی عجیب رفتار می‌کردی‏.‏

هر چند‏،‏ توبیچی اوریگامی‏،‏ که نباید معکوس میشده‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏به این دنیا قدم گذاشته و به عنوان شیطان موجودیت داره‏.‏

حمله‌اش روی پشت‌بام رو با شین تجزیه و تحلیل کردم‏،‏ و نشون میده که اون دروغ نمیگه‏.‏

توبیچی اوریگامی روحشم خبر نداره که یه سِره‏.‏

ولی چطور ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏؟

شین‏،‏ تو تونستی این دنیا رو تغییر بدی‏.‏

ولی فقط تو و کورومی درباره‌ی جهان اصلی مطلع هستین‏،‏ درسته؟

آره‏.‏

برای کورومی که با قدرت خودش اینو به وجود آورده‏،‏ پس خودش هم یه استثنائه‏.‏

و درباره‌ی وضعیت تو هم‏،‏ اینکه هنوز اطلاعات دنیای اصلی رو داری‏،‏

دو شرط مورد نیازه‏.‏

تیر خوردن توسط یود بت کورومی‏،‏ و‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏قدرت‌های سِری که داخل یه نفر جریان داره‏.‏

با ترکیب این دو‏،‏ خاطرات جهان اصلی ممکنه بازیابی بشه‏.‏

احتمالاً‏،‏ اوریگامی توسط یود بت کورومی تیر خورده و به گذشته رفته‏.‏

به لطف تغییری که شیدو تو جهان ایجاد کرد‏،‏ اون یه زندگیه آروم داشت‏.‏

و وقتی سر و کله‌ی فانتوم پیدا میشه و بهش قدرت‌های سِری میده‏.‏‏.‏‏.‏

اون وقته که همه چی رو به یاد میاره‏.‏

گرچه‏،‏ بخاطر یه نوع مکانیزم دفاع از خود‏،‏ خاطرات به دو بخش تقسیم شده‏.‏

اساساً‏،‏ یه اوریگامی وجود داره که زندگی آرومی داشته‏،‏

و دیگری شکارچی سِر‏،‏ شیطانه‏.‏

به محض اینکه اوریگامی قدرت‌های سِری حس می‌کنه‏،‏

کنترل ذهن و خاطراتش رو از دست میده‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏و اون به عنوان یه گونه‌ی معکوس شده‏،‏ بیدار میشه‏.‏‏.‏‏.‏

این نظریه اینجوری کار می‌کنه و بر اون استواره‏.‏

اگه اینجوریه‏،‏ پس چه کاری از دستمون بر میاد؟

تا وقتی که اوریگامی یه سِره‏،‏ فقط یه کاره که راتاتوسکر باید انجامش بده‏.‏

اونو عاشق خودم کنم‏.‏

درسته‏،‏ و قدرت‌های سِری‌ـش رو مهر کنی‏.‏

باید اوریگامی رو راضی کنی باهات سر قرار بیاد‏.‏

‏-‏‏-‏و اون موقع‌ـست که می‌تونیم‏-‏‏-‏

‏-‏‏-‏آه‏.‏‏.‏‏.‏ ‏-‏‏-‏و اون موقع‌ـست که می می‌تونیم‏-‏‏-‏

چیه‏،‏ مشکلی داری؟

راستش‏،‏ حقیقت اینه که‏.‏‏.‏‏.‏

هان؟‏!‏ همین الانم بهش قول دادی که شنبه می‌بینیش؟‏!‏

داری میگی قبل از اینکه بفهمی سِره‏،‏‌ مخش رو زدی؟‏!‏

عه‏،‏ خب‏،‏ می‌دونی‏.‏‏.‏‏.‏

نوشتن نامه و اینجور چیزا‏.‏‏.‏‏.‏ کی همچین دخترِ‏،‏ دخترونه‌ای شدم؟

نگو که‏.‏‏.‏‏.‏این‏.‏‏.‏‏.‏؟

از طرف ایتسوکا کونه‏!‏

‏"‏ایتسوکا‏"‏ ‏"‏ایتسوکا شیدو‏"‏ ‏"‏شرمنده که یهویی دعوتــت کردم و ممنون بابت جواب شنبه ساعت یازده‏،‏ جلوی آبشار مقابل ایستگاه چطوره؟

باید جواب بدم‏!‏

زمان و مکانش برام مناســ‏-‏‏-‏

زیادی خودمونیه؟

‏"‏ ایتسوکای عزیز‏،‏ بادهای پاییزی که احساسات فصلی رو به همراه دارن‏.‏

‏"‏ ایتسوکای عزیز‏،‏ بادهای پاییزی که احساسات فصلی رو به همراه دارن‏.‏ درحالی که ماه مانند تخم‌مرغی در آسمان می‌درخشه‏،‏ تو چطور گذر می‌کنی‏"‏

درحالی که ماه مانند تخم‌مرغی در آسمان می‌درخشه‏،‏ تو چطور گذر می‌کنی‏"‏‏"‏

کدوم دختری همچین چیزی میگه؟‏!‏

بابت دعوت امروزت سپاسگزارم ایتسوکا کون‏.‏

ایتسوکا کون؟

مایه افتخاره‏.‏

از اونجایی که هم‌کلاسی هستیم‏،‏ میشه بیخیال رسمی حرف زدن بشیم؟

متوجه‏-‏ منظورم اینه‏.‏‏.‏‏.‏

باشه‏.‏

خوبه‏،‏ اینجوری بیشتر شبیه اوریگامی که می‌شناسم میشی‏،‏ شرمنده‏،‏ منظورم اینه‏.‏‏.‏‏.‏

هی با این اسم صدات می‌کنم چون اسم قشنگیه‏.‏

ممنونم‏،‏ خوشحالم که والدینم این اسم رو برام انتخاب کردن‏.‏

اگه می‌خوای اینجوری منو صدا کنی‏،‏ پس من با همون ‏"‏اوریگامی‏"‏ مشکلی ندارم‏.‏

تو هم می‌تونی منو شیدو صدا کنی‏.‏

و‏-‏وقتی بیشتر شناختمت‏.‏

خدای من‏،‏ غیر قابل تحمله‏.‏

خب؟ برنامه امروزمون چیه؟

سوال خوبیه‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏1‏.‏ به سینما برین و یه فیلم عاشقانه تماشا کنین‏.‏ 2‏.‏ باهاش به خرید برو و باهم خوش بگذرونین‏.‏ 3‏.‏بیخیال کارای حوصله سر بر شو وبه یه هتل عشق‌بازی برین‏.‏‏"‏

خیلی خب‏،‏ همگی انتخاب کنین‏!‏

‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏فیلم عاشقانه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏خوش گذرونی ‏.‏‏.‏‏.‏هتل عشق‌بازی‏"‏

هومــم‏،‏ به نظر منم درسته‏.‏

دوست ندارم گزینه‌ی 1 رو رد کنم ولی رفتن به جایی که نتونن باهم دیگه صحبت کنن یه اشتباه‌ـه‏.‏

و اینکه گزینه‌ی دوم انتخاب امن‌تر و زیرکانه‌تریه‏.‏

هیچ زن زنده‌ای وجود نداره که از خرید بدش بیاد‏.‏

شیدو‏،‏ ما آماده‌ایم‏.‏ گزینه‌ی دو‏-‏‏-‏

یه لحظه صبر کن‏.‏

می‌خوام یه گزینه دیگه رو امتحان کنم‏.‏

سطح روانی ناپایداره‏!‏

توبیچی اوریگامی پریشانه‏!‏

معلومه که هست‏!‏

با خودت چند چندی شیدو؟‏!‏ از اونجا خارج شو‏.‏

بـ‏-‏باشه‏.‏

شـ‏-‏شرمنده‏،‏ از اینور‏.‏

آه‏،‏ پس اونجا نبود‏.‏‏.‏‏.‏

فکر می‌کردم اوریگامی دیوونه‌ی همچین چیزی باشه‏.‏‏.‏‏.‏

چی؟داری شوخی می‌کنی؟

بگذریم‏،‏ با همون گزینه‌ی 2 برو‏،‏ دختره رو ببر به خرید‏.‏

باشه‏.‏

سطح خوشحالیش چطوره؟

خوشبختانه خیلی کم نشده‏.‏

در این مورد‏.‏‏.‏‏.‏

احساساتش داره نوسان می‌کنه‏،‏ ولی خوشحالیش ممکنه افزایش پیدا کنه‏.‏

جدی هستی؟

برای خرید کجا می‌ریم؟

اوم‏،‏ بذار ببینم‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏1‏.‏ از لباس فروشی براش یه دست لباس انتخاب کن‏.‏ 2‏.‏با حیوانات داخل مغازه حیوانات بازی کن‏.‏ 3‏.‏ به داروخانه‌ی مشکوک فروش داروهای افزایش میل جنسی و معجون عشق برو

همگی انتخاب کنن‏!‏

صبر کن‏،‏‌ باید گزینه‌ی سوم باشه‏.‏

هان؟‏!‏

چـ‏-‏چی داری بلغور می‌کنی؟

نمی‌تونی یه دختر رو تو قرار اول به همچین جایی ببری‏!‏

اوریگامی با اینجور چیزا بیشتر جوره‏،‏ همونطور که کره بادم زمینی با ژله جوره‏،‏ می‌فهمی؟

اوریگامی‏،‏ از این طرف‏.‏

اوریگامی چطوره؟

شرمنده ایتسوکا کون‏.‏

من اصلاً نمی‌فهمم این مغازه برای چیه‏.‏

ا‏-‏اوه‏،‏ واقعاً؟

عه؟

اوریگامی‏،‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏

هان؟

چــــی؟‏!‏ چـ‏-‏چرا این وسایل تو دستمه؟‏!‏

من چه مرگم شده؟

چرا اونارو برداشتم؟

فکرشم نکن‏،‏ تقصیره من بود که به همچین مغازه‌ی عجیب و غریبی بردمت‏.‏

برای معذرت خواهی برات یه لباس می‌خرم‏.‏ چی می‌خوای؟

چی؟ نه‏،‏ نمیتونم اجازه‏-‏‏-‏

اشکالی نداره‏.‏

در عوض‏،‏ بذار اولین کسی که می‌بینه پوشیدیش‏،‏ من باشم‏.‏

همین برای من کافیه‏.‏

ایستوکا کون‏،‏ تو گریه‌ی دخترا رو در میاری؟

ظاهراً انگار به این چیزا عادت داری‏.‏

اصـ‏-‏اصلاً اینجوری نیست‏!‏

پس گمونم باید پیشنهادت رو قبول کنم‏.‏

و حالا که قبول کردم باید لباسی انتخاب کنم که تو هم خوشت بیاد‏.‏

تو گریه‌ی دخترا رو در میاری‏!‏ قشنگ فهمیده چیکاره‌ای‏!‏

یه خورده بهم امون بده باو‏.‏

نگفتم که چیزِ بدیه‏.‏

شین‏،‏ اوریگامی رفت به اتاق پرو عقب مغازه‏.‏

چشم ازش بر ندار‏.‏

باشه‏.‏

اوریگامی‏!‏

چی شده اوریگامی؟‏!‏

من‏.‏‏.‏‏.‏ دارم چیکار می‌کنم؟

شرمنده ولی دارم میام داخل‏!‏

لطفاً نیا‏،‏ ایتسوکا کون‏!‏

ا‏-‏اوریگامی؟

چون فکر می‌کردی من ازش خوشم میاد‏،‏ انتخابش کردی؟

نه‏!‏ اشتباه برداشت نکن‏!‏

اصلاً یادم نمیاد این لباس‌هارو از رو قفسه برداشته باشم‏!‏

شرمنده‏،‏‌ بازم‏.‏‏.‏‏.‏

بنا به دلایلی من امروز عحیب و غریب شدم‏.‏

نذار اذیتت کنه‏.‏ اصلاً منو ناراحت نکرده‏.‏

باشه‏،‏ ممنون‏.‏

شرمنده‏،‏ ولی باید برم دستشویی‏.‏

باشه برو‏.‏

شرمنده که منتظرت گذاشتم‏.‏

ا‏-‏اوریگامی؟

اینـ‏-‏اینجور که فکر می‌کنی نیست‏!‏

قاشق از روی میز افتاده بود‏،‏ و می‌خواستم برش دارم‏!‏

شرمنده‏!‏

چیزی نیست‏،‏ سخت نگیر‏.‏

تو یه چشم به هم زدن خشکـش می‌کنم‏.‏

ا‏-‏اوریگامی؟‏!‏

!عه؟ چرا من...؟ نه! حرفمو باور کن، ایتسوکا کون

More Farsi Persian subtitles for Date A Live

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left