The first 200 lines.
این برنامه بر اساس اتفاقات واقعیست
شخصیتها و اتفاقات برای جنبه نمایشی فیلم اقتباس شدهاند
وقت صبحونهست
قهوه با شیر؟
آره
ممنون
یکمم نون
اشکالی نداره اسمتو بپرسم؟
همون "نگهبان" خوبه
نگهبان
آیا نگهبان میدونه که من امروز نور خورشید رو میبینم یا نه؟
بهم نگفتن
نهار مثل همیشهست آره؟
برنج و لوبیا و ماکارونی و یکمی آب
کسی چه میدونه، شاید سوپرایزت کردیم
روز خوبی داشته باشی نگهبان
روز خوش
مدیر عامل پترو برزیل، ژاوو پدرو رانخل
توسط پلیس فدرال بازجویی شد
اون پیرمرد 52 ساله یه حکم احضار داشت ...
یکمی چایی واست آوردم
تو مقر پلیس در ریو دوژانیرو بخش عملیات جت واش
آقای رانخل از سال 2013 سِمَت مدیریت منابع رو در پتروبرزیل ...
رو برعهده داره
کافیه
باید یه مدت بریم بیرون از شهر
اوضاع یکم آروم بشه
خودم با شاین حرف میزنم، بیا بریم سفر
خیلی دور
دادگاه فدرال
حکم بررسی و مصادره خونه داماد و دخترش؟
بله
نه
قاضی ریگو، یه نگاه به این عکسا بندازین
اینا خودشون کلی حرف برای گفتن دارن
من درخواست بررسی و مصادره نمیدم
دستور دستگیری آقای رانخل رو میدم
چیز دیگهای نیست؟
قربان، میدونین هدف کار این چیه؟
یه دستور برای بازداشت موقت
هدفش اینه
باشه؟
- ببخشید - خواهش میکنم
اینجا
وقتی به دیدن ژاپن میرین باید یکم بشینین و ...
شکوفههای درخت گیلاس رو نگاه کنین
چی؟
چیزی نگفتم
پهپه، ژاپن! خیلی دوره، تا حالا هیچوقت نرفتم
ژاپن نه، بزرگترین شبکه ارتباطات دنیا رو داره
- پس چی؟ - پس بریم آفریقای جنوبی
- ساوانا - آفریقای جنوبی؟ اصلا
چه خبره؟ انگار داریم فرار میکنیم
داریم فرار میکنیم؟
- مشکلی پیش اومده بابا؟ - نه عزیزم آروم باش
مامان؟
پس بریم آفریقای جنوبی، همین امروز بریم؟
آره
چه عجلهایه؟ دفتر رو پاک کردیم
حتی ریکی مجبورم کرد قبضهای قدیمی تلفن رو هم بدم
نقد البته
- وایسا یه لحظه - فکرکنم باید نقد بدی
چی شده؟
نمیخوای با روبروال حرف بزنی؟
نه
برای درخواست بودجه؟
نه خودم حساب میکنم بعدا درخواست جبران میدم
من ژاوو رو فقط بهخاطر بودجه از دست نمیدم
منم با خودت ببر
باید پول هواپیمای تو رو هم بدم؟
نمیخواد، خودم درخواست یه نیرو تو ریو رو میدم
نیروی ریو یعنی مأمورهای ریو میخوای دوباره ریسک کنی؟
- تو اهل کجایی؟ - تو ریو بزرگ شدم، و ورنا کاردونی تمرینم داده
بهترین نیروی پلیس فدرال
- پس با اتوبوس میرم - نخیر نباید با اتوبوس بری
وقتی برمیگردی من اینجام
نمیتونم زندانی شدن در اینجا و همش محاسبات رو تحمل کنم
جدا میگم، فکرکنم یه چیزو نادیده گرفتم
میخوای بری ساحل؟
ساحل و کیر خر!
باید بزاری برم
باید برم تو اون خونه
بزار برگردم
گیلهام، این عنترم با من میاد
تو اینجا بمون، تو مرکز
اینجا ولی اینجا نه از هتل کار کن
وسایلتو بردار
بزن بریم
لعنتی! بردار ریکی
بریم بگیریمش
بردار ریکی، بردار ریکی، لعنتی
مگه قرار نبود قفط کیفهای قابل حمل رو برداریم؟
عزیزم، خیلی کوچیکن هیچی توشون جا نمیشه
و همیشه یه چیزی میخریم
- سمیرا خانم شلوارتون - ممنون
چیز دیگهای نیست؟
- شاینه، برو بازش کن سیل - باشه خانم
وقتی زنگ میزنم باید برداری ریکی!
همین الان بیا خونه بابا و مامان، همین الان!
ببخشید، پلیس فدرال
کی مجوز ورود به خونه من رو بهتون داده؟
یه ملک شخصیه
دارین میرین؟
میریم دامداری
مشکلیه؟ ما همیشه آخر هفتهها رو میریم دامداری
بعد این دامداری کجاست؟
ببین ماجرا از این قراره، داریم میریم به یه مسافرت خانوادگی، از قبل برنامشو چیدیم
داریم میریم آفریقای جنوبی، موشکلیه؟؟!
نخیر شما هیچ جا نمیرین
منظورت چیه؟ چرا؟
من حکم دستگیری موقت شما رو دارم
صادر شده توسط ناحیه کورتیبیا
بازداشت؟
دارین ژاوو پدرو رانخل رو بازداشت میکنین؟
رئیس پتروبرزیل؟
- میدونستی ... - حواست به صدات باشه
شاید بهتر باشه زیاد بلند حرف نزنی
- به چه جرمی؟ - پنهان کردن مدارک
واندر؟
باشه میرم پایین
ظاهرا یکسری چیز دیگه پایین پلههاست
دنبالم بیاین
بشمر واندر
گیلهام؟
آره، از کورتیبیا درخواست پشتیبانی کن
- و یه کاروان برای اسکورت - باشه
اسکورت، الان میگم بیارن
نیروی زرهی لازم نداری؟
باشه
همه فکرمیکردن من مردم
ولی هنوز وقتش نبود
گلوله به سر استخوون اسفنویدم برخورد کرد
با یه زاویه حاده برگشت خورد
و از مرکز فک راستم خارج شد ( عجب :| )
بر اساس حرف دکتر احتمال این جور چیزا یک در 3000ـه
یه معجزه لعنتی
اگه زنده بمونه هیچکس نمیدونه میزان صدماتش چقدره
شنواییش، تکلمش، ادراکش و حرکاتش ...
اون تنها بود
من به جنگش ملحق نشدم
تنها ولش کردم
برچسب دیوونه بهش چسبوندن و از شرش خلاص شدن
اولین کسی که وقتی از کما اومدم بیرون بهش فکر کردم ...
متأسفانه دخترم نبود
بلکه اون ابراهیم حرومزاده بود
بیا این آت و آشغالا رو بریزیم دور
حتما، بزار کمکت کنم
بهش بگو پول رو بشمره
بهش بگو پول رو بشمره
بهش بگو پول رو در حضور خود هدف بشمره
ورنا یادت نره که پول رو در حضور هدف بشمری
چی گفت؟
- برو خودت رو بگا گیلهام! - میدونستم
میدونستم!
میدونستم
گیلهام دقیقا یه نابغه تو حسابداری نیست
هیچوقت نبود و نمیشه
من گیلهام رو انداختم تو تیم ورنا
و داشت پشت صحنه کار خودشو میکرد
- این پول چیه؟ - مال منه، چرا؟
از کجا اومده؟
من 17 سال برای پتروبرزیل کار کردم و ژاوو 35 سال
و چه کصخلی پولاشو تو خونه نگه میداره؟
- مگه گناهه آدم پولشو تو خونه نگه داره؟ - نه اصلا
اعلام نکردن دقیق درآمد گناه نیست، جُرمه
اصلا تو رسید مالیات من رو دیدی؟
نه هنوز ولی ایشالا میبینم
من پولمو هر جا دلم بخواد میذارم
ولی یه همچین مقداری بهتره بره توی بانک مگه نه؟
- البته - امنتره
هر خانوادهای یه پسانداز داره؟
- پسانداز؟ - بله درسته
تو به این میگی پسانداز؟
جرآتشو داری جلوی ما به این بگی پسانداز؟
اصلا این برای روز مباداست
رئیس، این بیشتر از سه میلیونه
خانم، یعنی شما الان میگین که بیشتر از سه میلیون ریاز، خیلی پول عادیه؟
بله، کاملا عادیه
- کاملا عادیه؟ - کاملا ...
کیر خر تو کون عمت! جرأتشو نداری داد بزنی
به نیروی پلیس احترام بزار
دیوونه شدی؟
این همه گوه رو جمع کنین بریم
برگرد آقا
دستاتو بگیر جلوت
- اینا لازمه؟ - بله برای امنیت خودتونه
نمیخوای از زنت خداحافظی کنی؟ وقتشه
ببخشید خانم
مراقب سرت باش
مامان!
مامان!
مامان محض رضای خدا چی پشت اون دیواره؟
- چرا بابا رو بازداشت کردن؟ - زنگ بزن به ریکی شاین
چرا بابا رو بازداشت کردن؟ تورو خدا بگو
با من حرف بزن
- زنگ بزن به شوهرت - زنگ زدم
داره میاد اینجا، الان تو رو خدا بگو چی شده
- چرا بابا رو بازداشت کردن؟ - آروم باش
من آرومم، حالا بهم بگو
چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.