The first 200 lines.
با اینکه
من از دره سایه مرگ عبور می کنم هیچ ترسی از بدی ندارم
چون تو با منی
زنجیر تو
و کارکنانت ؛ اونا منو تسلی میدند
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
اونا رو از دست میدی
لعنتی
این دیگه چه کوفتی بود؟ لعنتی گورتو گم کن ؛ لعنتی
بزن بریم عوضی
مادرجنده
برو لعنتی برو
بخواب روی زمین
تموم شد
بیا ؛ گمشو بیرون
بازش کن خوک عوضی
بیا بیرون عوضی بیا بریم
برو عوضی
بزن بریم مادرجنده
بازش کن
آروم برو و گرنه تیر میخوری
وقت آزادیه بیان بریم
عجله کنید
لعنتی بازش کن
لعنتی برو حرکت کن
بیا بریم
بیا بریم آره
برو
درسته برو جلوشونو بگیر
برو
جلوشونو بگیر
آزادی برو دیگه
رئیس افتاده زمین ؛ وایسا
ما کارتو تموم می کنیم ؛ واینسا
بیا بریم
حرومزاده
ما می پریم
قانون جزا
قسمت سوم شانگری لا
به چهارمین قسمت از «نگاه زنانه» خوش آمدید
هفته گذشته ما درباره رهبری انسانی صحبت کردیم
و اینکه چطور رهبران زن میخوان رویکردی همه جانبه تر داشته باشند
چرا لبخند می زنی؟
ارواح رو دستگیر کردی؟
یه نقشه خوب به حساب میاد؟
چی؟
نظرت چیه
از لوآنا برای نفوذ به شانگری-لا استفاده کنیم؟
چه فکر خوبی؟ چیه بنیسیو؟
سوئلن
لوآنا خبرچین منه
و من تو رو معرفی نکردم تا اونو به خطر بندازی
مگه تو همونی نیستی که میگی ما هر کاری که لازمه رو برای رسیدن به عدالت انجام میدیم؟
عدالتی که جیسون رو آزاد کرد و گذاشت گویلره بره؟
الان مطمئن نیستم
بیا بریم با وندرامین صحبت کنیم نه
من این کارو نمی کنم وندرامین امضاش نمی کنه
این کار پرریسک ؛ پرهزینه و شاید بی نتیجه باشه
از یه مزاحم به یه روانی تبدیل شدی؟ لعنتی
ما چاره ی دیگه ای نداریم نمی تونیم به شانگری لا برگردیم
اونا مشکوک می شند میخوای آیزاک رو از دست بدیم؟
گوش کن سوئلن
لوآنا یه بچه داره دقیقا اون یه بزرگساله
اون میتونه خودش انتخاب کنه
اگه مطمئن نبودم که می تونیم امنیت اونو تضمین کنیم این پیشنهاد رو نمی دادم
روی منم حساب کن
اما باید با دادستان گوزمن صحبت کنم
دادستان گوزمن در حال حاضر در یک عملیاته و نمیتونه جواب بده متاسفم
برازیلیا؟ آره الان توی برازیلیا اسپانیایی صحبت می کنند ؛ لعنتی
بنیسیو میخواست قبل از اینکه با لوآنا صحبت کنیم تو برامون امضاش کنی
باشه ؛ با رابط صحبت می کنم
پلیس پاراگوئه لو میره البته
نمیخوام توی ماه اول کاری یه گند بینالمللی بزنم
نگران نباش وندرامین ؛ نگران نباش
باید یه چیزی بهت بگم میدونم ؛ همه جزئیات رو میخوای
نگران نباش ؛ تو یه رهبر توی این زمینه داری
خب سوئلن ؛ این داگلاسه داگلاس ؛ این سوئلنه
اون یه مامور مورد اعتماده که با من در مارینگا کار می کرد
الان عضو تیم ماست
همیشه اینقدر ترسیده به نظر میای؟
ببخشید ؛ نمیدونم دیدی یا نه اما در طی انتقال یکی فرار کرد
انگار سوئلن اونجا بوده
چیه؟
لعنتی
رفیق تو خیلی خوش شانسی اگه یکم دیگه به پهلو می موندی بگا میرفتی
تو چی، پسر بزرگ؟
میخوای یه نگاهی بهش بندازم؟
بد به نظر میاد رفیق
انگار چندتا از دنده هات شکسته
منو اونجوری داغون حمل کردی؟
من یه چیزی دارم که ممکنه کمک کنه هر شش ساعت یه بار بخورمش
اما باید چند روزی استراحت کنی، باشه؟
بگیر دکتر
شنیدی دکتر چی گفت
من استراحت نمی کنم رفیق
الان میخوام حسابم رو باهات تسویه کنم
یاد گرفتی چطور پول چاپ کنی، یا داری تنهایی از بانک دزدی میکنی؟
میرم سراغ اون عوضی
اونی که پولی که برای همسرم گذاشتم رو دزدید
این مرد مرده اسمی هم داره؟ بوکا ؛ ویلا پروچه
مونیکا ؛ درسته؟
اونا دستشونو داغ کردند
بیا بذاریم خنک بشه
خانوادهام به این نیاز دارند رفیق
دقیقا
اگه زمین بخوری چی؟
چه اتفاقی برای خانواده ات میفته؟
اینطوری بشه دیگه نمیتونی پولی بدی به کسی
الان، چهره تو از چهره نیمار هم معروفتره
بیا از مرز رد بشیم
و بذار برادرها حساب اون عوضی رو برسند
خودشیفتگی، کمالگرایی وسواسگونه توهم خودبزرگبینی
لعنتی ؛ هرچی که تو دوره فوق لیسانس روانشناسی جنایی خوندم
کلاه سفید فقط برای جلب توجه در یک باند در حین سرقت نیست.
نه ؛ این امضای کاره
روشی برای خودنماییه
برای همینه که اونا مدام بزرگتر میشند
خیلی دیدنی تر
فقط بحث پول نیست ؛ بحث چالشه
انگار دارند ثابت می کنند که تا کجا می تونند پیش برند
بیشتر و بیشتر جسورانه رفتار می کنند
قدرتمندتر
اونا هنوز اشتباهی مرتکب نشدند
اونا هنوز هم شیفته جزئیات و سازماندهی هستند
اونا؟ یا این آیزاک؟ گراسیاس
برای اینکه همه چیز عالی باشه
یا اینکه گردهمایی جنایتکاران برزیلی ...با بالاترین ضریب هوشیه یا اینکه
شروع شمارش
رهبر همه چیز رو کنترل می کنه
اون همه چیزی که در نقشه اجرا میشه رو تایید می کنه
سی و دو متر
حتی آمارو ؛ بمبگذار اون خونه و خانواده داشت
این قسمت آبی با ستاره ها قراره کج باشه
همه چیز رو رها کرد این مرد نمیتونه امروز رو تحمل کنه
واقعا اینطور بود؟
ما سلیا و همسرش رو ۲۴ ساعته زیر نظر داشتیم
اونا هیچوقت به هم نمی رسند
ما تلفن و گوشی خونه رو شنود کردیم ؛ هیچی نیست
من با صلح اومدم
این یه ضربه کوچیکه
که اینطور
بنیسیو ؛ درخواست مرخصی بده
بگو سلامت روانت در وضعیت وخیمیه
چون کار ما به طرز عجیبی بی معنیه
بیشتر از یه ساعته فقط همینو بهم میگی؟
آره سوئلن همینه
وندرامین کجاست رفیق؟
اون به هیچکس اهمیت نمیده
یجورایی جدیه نه؟ عجیبه
اما من از کجا باید میدونستم؟
لعنتی بنیسیو
چیه ؟ تو و رییس ؟
چی؟ دیوونه شدی؟
بیخیال بنیسیو منو ببین
بنیسیو
از نظر فنی اون هنوز رئیسم نبود خفه شو مرد
همکار دیوونه و رئیسم بگا رفتم
فرار نکن ؛ داستان رو برام تعریف کن
هیچ داستانی در کار نیست یالا بنیسیو
نمیخوای درباره دوستت حرف بزنی؟
یا چی؟
وندرامین به ما اجازه داد تا به شانگریلا نفوذ کنیم
چی؟ داری دربارش حرف میزنی؟
لعنتی! فکر کردم با صلح اومدی
چه کوفتیه سوئلن ؛ لعنتی
میخوام یکم آبجو بخورم و بشاشم لعنت بهش
من یه پیتزا سفارش میدم قراره یه سخنرانی طولانی باشه
و روی تو به عنوان یک خبرچین از داخل شانگری لا حساب میکنم
من اونجا رو می شناسم
یه فاحشه خونه برای اراذل اوباشه
کار فقط گرفتن عکس از اوناست
فقط؟ لعنتی
باید برای مدتی طولانی در پاراگوئه مخفی بشم
پسرم؟
خونهی من؟
سی هزار برای یک ماه
چون ممکنه قبل از اون تموم بشه
و دو مامور همیشه مراقبت هستند
چهل هزار. یک آپارتمان در پاراگوئه و پول اضافی برای پرستار بچه
باشه
برم حساب کنم
مجبور نیستی این کارو بکنی ؛ خطرناکه
خطرناک؟
سبک زندگیم خطرناکه بنیسیو
میدونی باید چندتا مشتری رو ببینم تا اینقدر پول دربیارم؟
میدونی؟
اصلا میدونی؟
من مجبورم
اینا دوتا گوشی هستند هر کدوم دوتا سیم کارت دارند
عالیه ؛ ممنون داداش
سفر خوبی داشته باشی به سلامتی
از آشنایی باهات خوشحال شدم
یه گوشی تمیز
هر کدوم دوتا سیمکارت دارند
باید بدون اینکه همسرم بفهمه بهش زنگ بزنم
تماس تصویری بگیر
اونا نمی تونند تماس تصویری رو ردگیری کنند
ما دو نفره میریم
ولینگتون؟
No comments yet. Be the first to leave one.