The End of the Affair

The End of the Affair

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The End Of The Affair 1999 Bluray 720
A Commentary by Farzad24
تنظیم زمانبندی و اصلاح دقیق غلط های املائی

Tags

BluRay
720
Published on: 2018-03-09
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اين دفتر خاطراتي

از

نفرته

و شايد نمي بايست مينوشتمش

اگر يه شيطاني در اونشب مجبورم نمي کرد که اون رو متوقف کنم

زير بارون

مي خواي غرق بشي هنري؟

مي خوام يه کم هوا بخورم

از ديدنت خيلي خوشحالم, بندريکس

چند وقت شده؟يه سال؟

ژوئن سال 1944

از اون موقع؟

سارا چطوره؟

اي, يه جائي همين دور و برهاست

رفته سينما؟

نه, هيچوقت نميره

شب بخير هنري

بايد قبل از اينکه از سرما خوردگي بميري بري خونه

مشکلي پيش اومده؟

بذار برسونمت خونه, هنري

يا شايد نمي بايست مينوشتمش

اگه ميدونستم بعدا از چه کسي متنفر ميشم

اون هنري بود؟ اون زنش سارا بود؟

يا کس ديگه اي که هنوز براي من مشخص نشده

سارا؟

سارا؟

ميبيني؟ اون هنوز بيرونه

بيا طبقه بالا

بيا تو بذار برات يه مشروب بريزم

ويسکي ممنون

ويسکي

براي چي اينقدر بهم ريخته اي, هنري؟

سارا

تازه اين موقع رفته پياده روي, بندريکس

پياده روي

خوب, اون هميشه از پياده روي لذت مي برده

حسادت چيز وحشتناکيه

خوب, ميدوني که ميتوني بهم اعتماد کني, هنري

ميدوني, تا جائي پيش رفتم

که مشخصات يه کارآگاه خصوصي رو هم گرفتم

فکر ميکني به ديدن کسي رفته؟

حتما فکر ميکني که من يه احمقم نه, هنري

فکر نميکنم احمقي

ميخواي بگي ممکنه؟ البته

سارا هم يه انسانه

نميتونم بخوابم

از وقتي اين کارت لعنتي

رو پيدا کردم

بسوزونش

کاش ميتونستم پس چرا نميري اين يارو, اسمش چيه, سويج رو ببيني؟

و همون جائي بشينم که همه شوهرهاي حسود ميشينند؟

به نظر تو اونها اتاق انتظار دارن, بندريکس؟

جايي که وقتي داريم از توي اون رد ميشم, چشمون تو چشم هم بيفته

چرا نميذاري من برم, هنري؟

تو؟ آره

ميتونم وانمود کنم يه عاشق حسودم

عاشقهاي حسود کمتر از شوهرهاي حسود مضحک به نظر ميان

هميشه از اونها در داستانها حمايت شده

داستانهاي تراژيک, نه کمدي به تروا فکر کن

خوب, من عزت نفسم رو از دست نميدم وقتي با آقاي سويج صحبت ميکنم

اين مضحکه

آدم که نميتونه جاسوسي زن کسي رو بکنه بخاطر دوستي

و دوستش رو مجبور کنه که نقش عاشق زنش رو بازي کنه

پس دوستها به چه دردي ميخورن؟ تو آدم خوبي هستي بندريکس

تنها چيزي که احتياج داشتم, درد و دل کردن بود که افکار بد رو از ذهنم پاک کنم

اسمش سويج بود و آدرسش اينه پاساژ ويگو شماره 3

فراموش کن بهت چي گفتم منطقي نيست, ميرم پيش دکتر

صداي در بود سارا اومد

خدمتکاره رفته بود سينما

نه, صداي قدمهاي ساراست

سارا, عزيزم

هنري

توئي خودتي؟ رفته بودي بيرون قدم بزني؟

آره شب خيلي بديه

کاملا خيس شدي, سارا يه روز بالاخره از سرما خوردگي ميميري

شب بخير

ازدواج اونها يه ازدواج سنتي بود

مثل خونه مجهزشون

و من از همون شب اولي که ديدمشون از جفتشون خوشم اومد

به خاطر جنگ در اسپانيا مجبور شديم يه شراب اسپانيائي مزخرف مال آفريقاي جنوبي رو بخوريم

عصر بخير آقا

ميتونم کلاهتون رو بگيرم ممنون

آقاي مايلز طبق بالا هستن

شراب, آقا

ممنون

به نظر بي قرار ميومد

در تابستان سال 1939

تمام لندن به خاطر طوفاني که در راه بود بيقرار و مضطرب بود

کار خوبي کردي که اومدي

سارا, ايشون همسايه ما هستند يه جوون رمان نويس

چي تو دنيا باعث شده که يه رمان نويس به اينجا بياد؟

تحقيق در مورد چي؟

شوهر شما

دارم در مورد شخصيتي مينويسم که براي وزارت تامين اجتماعي کار ميکنه

بايد بفهمم عادت هاش چيه قبل خواب چي مينوشه

کوکا و کي؟

ساعت11, درست ميگم سارا؟ بجز مواقعي که مشغول خوشگذروني هستيم

ميشه محبيت کنيد و شخصيت رمانتون رو ببخشيد

وزارت بهش احتياج داره بدبختانه همينطوره

خوب بهم بگين چي رو؟

رازهاش رو هنري مرد خوبيه

مردهاي خوب هيچ رازي ندارند متاسفم که اينجوري فکر ميکنيد

ميبينيد, خوبي هم ميتونه کمي جنبه هاي ساختگي داشته باشه

جنبه ساختگيش چيه؟

ميتونه وزير کشور باشه ميخواي بگي حرفاي شوهرم ساختگيه؟

من گفتم ميتونه باشه به تعبيري

آه, عزيزم اينجا خيلي آزار دهنده است ميتونيم از اينجا بريم بيرون

منظورت اينه که موضوع رو عوض کنيم در واقع منظورم هواي تازه بود

البته

چند وقته ازدواج کردين؟ شخصيت رمان تو ازدواج کرده؟

آره, اون ده ساله که به خوبي و خوشي ازدواج کرده

پس هنري يه مدل کامله ما هم ده ساله که ازدواج کرديم

ميدوني

نوشتن از شاديها خيلي سخت تر از نوشتن خوبيهاست

هنري عادتهاش رو به شاد بودن ترجيح ميده

فردا اونها رو بهتون ميدم تا امضا کنيد ما داريم راجع به خونه حرف ميزينم عزيزم

بذار برات پرش کنم

اين خونه خيلي دوست داشتنيه همسرم پيداش کرده

و همسرتون خيلي جذابه

اون کمک بزرگي براي منه بله, مطمئنم

دارن از يکي از کتابهاي شما فيلم ميسازن, درسته؟

بله, دارن در ريالتو نمايشش ميدن

هر دوي شما رو به اونجا ميبرم سرم خيلي شلوغه, فرصت ديدن فيلم ندارم, متاسفم

اين رو هم بايد تو کتابم بنويسم؟

مطمئن باش که شخصيت رمان تو زودتر از 10 نمياد خونه

بيا بريم هنري, همين يه بار ميدوني که نميتونم عزيزم

ولي تو برو با خودت ببرش, بندريکس

سارا, يکي بايد اصرار کنه هنري

کجا دارين ميرين؟ به ديدن عجايب

ولي تو قول دادي قاتل ها سر قولشون ميمونن

ميدوني, اين چيزي نبود که من نوشتم نميتوني اينو بگي

واقعيته ميدونم

فقط يه صحنه بود که تو نوشته بودي

شرحش بده

صحنه اي که مرده بهش پيشنهاد کرد با غذا پياز بخوره

اون قبول نکرد چون شوهرش از بوي پياز خوشش نميومد

مرده عصباني شد

براي چي عصباني شد؟

نميخواست به اين فکر کنه که زنه الان ميره خونه پيش شوهرش

هنري پياز دوست داره

نه

من عاشقشم, ميدونستي

من هم

سوزان؟

سوزان؟

بيا طبقه بالا

سارا؟

سارا؟

يه دقيقه, عزيزم

اگه شنيده باشه چي؟

نبايد متوجه صدا شده باشه

سارا, تو پياز خوردي؟ ببخشيد, عزيزم

خوب, بندريکس فيلم چه طور بود؟

رضايت بخش بود؟

البته, از وقتي اون شروع کرد به دوست داشتن من

ياد گرفت تا چه جوري هنري رو فريب بده

براي همين ناراحت شدم وقتي دو سال بعد اين موضوع رو فهميدم

اون داره دوباره فريبش ميده؟

آقاي بندريکس فکر کردم راجع به خانوم بندريکس صحبت ميکنيم

دقيقا نه, اون همسر يکي از دوستان منه

احتمالا شما و اون خانوم خيلي به هم نزديکين؟

نه

از سال 1944 تا الان فقط يه بار ديدمش

متوجه نميشم

شما گفتين قضيه تحت نظر گرفتن يه نفره

بعد از اين همه وقت يه آدم نميتونه عاشق بشه يا احساس تنفر کنه؟

حسادت خجالت آور نيست, آقاي بندريکس

هميشه اون رو به عنوان نشانه اي از عشق حقيقي ستايش کردم

من از طرف شوهر ايشون اومدم نظرش اينه که اون داره فريبش ميده

اون رازهائي داره آه, رازها

بله البته ممکنه مورد خاصي نباشه

طبق تجربيات من, آقاي بندريکس

تقريبا, هميشه موردي وجود داره

آدمهاي من بايد به شما گزارش بدن يا شوهر اين خانم

به من

اون نبايد چيزي از اين قضيه بدونه

يه پرونده خيلي جالب

تمام آدمهاي من خيلي با احتياط هستند فورا يکي رو مامور پيگيري اين موضوع ميکنم

اون هم تمام تلاشش رو ميکنه که خاطرتون راحت بشه

يا شايد هم بايد بگم خيال شوهر اون خانم

الو؟

سارا

خوبه بله, از ديدنت خوشحال شدم

آره, از اونموقع چقدر ميگذره؟ دو سال

اين همه وقت ميگذره؟

خوب, تو هميشه سالگردها رو بهتر از من يادت ميمونه

ميخواي همديگر رو ببينيم؟ خوب براي چي؟

فردا نه يه مقاله دارم

چهارشنبه؟بذار چک کنم

ميشه بندازيمش پنج شنبه؟

خوبه پارک لين هتل ساعت يک؟

خيلي عجيبه که فکر کني در هنگام جنگ

ميتونيم کاملا در آرامش باشيم

شبهائي بود که من آرزو ميکردم اون آژيرها

هيچ وقت به پايان نرسند

دوباره بهم بگو

دوستت دارم

و هميشه خواهم داشت

متاسفم که دير کردم با مترو اومدم اما خيلي شلوغ بود

خوب, تاکسي سريعتره

More Farsi Persian subtitles for The End of the Affair

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left