The first 198 lines.
« خودتو دوست داشته باش »
قسمت بیست و هشتم
همه چی آماده است؟
اره
سون یی هه کجاست؟
گفت خودش میره فرودگاه
فکر کردم نمی ری
میتونم نرم؟
درو ببند
اگه دور نمی زدی تصادف نمیشد
چرا دور زدی؟
من راهنما زدم
چرا مستقیم نمیری؟
کی گفته من نمی تونم دور بزنم
آقا
میشه برین کنار دعوا
جاده رو بستین
ببخشید الان میرم کنار
چی میگی؟ چرا باید بریم کنار؟
پلیس هنوز نرسیده
اصلا تو کی هستی؟
چیکار کنیم؟
زنگ بزن پلیس
دارم میبینم ماشنت به ماشین این آقا چسبیده مشخصه تو بهش زدی
تو کی هستی؟
به تو چه اصلا؟
مگه فضولی؟
بهت بگما
میزنم لهت میکنم
تو
فکر کردی خیلی قلدری
ـ میری یا نه؟ ـ میرم
آروم باش میرم
چرا نباید مثل آدمیاد حرف بزنیم؟
زودباش تکون بخور
زودباش
باید عصبانیم میکردی؟
با کارن حرف زدی؟
تو ازش عصبانی هستی یا اون از تو؟
من خوابم میاد. روزمو خراب نکن
بذار بخوابم
اگه اینجوری ادامه بدی منم عصبانی میشم
باید بدونی
کارن احساساستو نادیده نگرفته
اون نمیخواد تو کنار بزنه
فقط میخواد کاری میخواد بکنه
میفهمی؟
وقتی تو با یه آدم سختی
گاهی باید سخت تر تز اون باشی
تا بتونی کتارش ادامه بدی
ـ میفهمی ـ ما نمی تونیم ادامه بدیم
منظورت چیه؟ دیوونه شدی؟
منفی باف نباش
نمیتونی خودتو جای کارن بذاری؟
میدونی وقتی فهمید این ژن ها رو به ارث برده چقدر ناراحت شد؟
لطفا درکش کن
پس کی منو درک میکنه؟
من دارم درکت میکنم دیگه
تو چه مدونی؟
چرا کمربندتو باز کردی؟
چون الان غذا دادن
چرا بیدارم نکردی؟
تو که شیر چای نمی خوای
برای همین خودم خوردمش
من شکم خالی تا اینجا دویدم
بعد تو همه اشو خوردی؟
لعنت به من
چه روزیه امروز؟
بیا یکی برات نگه داشتم
ناراحت نباش
باید برم دستشویی
من اول منتظر موندم
یکی داخله
خالی شد
چیکار میکنی؟
من اول میرم
آخرش میمیرم
دینگ دینگ
میشه به منم یاد بدی؟
باشه
اگه مادرم از یو تیان جدا بشه
هنوزم میتونم باهاش بازی کنم؟
مادرت از یوتیان جدا شده؟
حدس زدم
چطوری حدس زدی؟
بچه ها حس ششم شون قویه
چی میگی؟
چی میخوری؟
چی میخورم؟
منم همونو میخورم
باشه
چقدر خوردی؟
چقدر خوردم؟
از کی میپرسی؟ مستی؟
نه
خیلی سخته
ممنون
زندگیه دیگه
منم با دیدن صورت غمگینت خیلی سختمه
ولی بذار بهت بگم
تو باید با سختی روبرو بشی
کارن دومی تو این دنیا تیست
اون برای ن زیادی پیچیده است
یه چیزی بده عقلش پره
ظرفیت من شکست ناپذیره
سخته
داری مزخرف میگی
بیا
اومدی؟
یه شراب خوبم آوردم
ببینین
پدرت میدونه؟
معلومه
نمیدونم کار درستیه یا نه
ولی تو ورزش نمیتونی شراب بخوری
چه میشه کرد؟ آوردمش دیگه
بیا وقتی سون یی هه و یو تیان برگشتن باهم بخوریم
اونا تا دو روز دیگه برمیگردن
رفته پکن؟
دلم براش تنگ شده
ای خدا
حمله در مقابل عشق گادشونو میارن پایین
حتی کارن باحال ما اعتراف میکنه
من که نمیفهمم
چطور ممکنه آدم قوی مثل تو در مقابل عشق کم بیاره؟
هر روز اینقدر تمرین میکنی تا غش کنی
وقتی تو اینجوری میشی پس از ما چه انتظاری میره؟
منم فکر میکنم خیلی باحالم
به کس دیگه ای کنارم نیاز ندارم
اگه سقف بلنده میشه نردبون خرید
به همین سادگی
ولی میگن تعداد بیشتری از آدما از تنهایی میمیره تا از سرطان
ازدواج ها این روزا دارن کوتاه تر و شکننده تر میشن
چون مردم با عشق ازدواج نمی کنن
اونا فقط از تنهایی و بی یار بودن میترسن
ما باهاتیم
ما کنارتیم
سون یی هه زبونش تنده ولی تو دلش چیزی نیست
اونم اگه بود همینو میگفت
ببخشید
من میرم پایین
مهم نیست
تو اول برو
یعنی چی؟
جلومو نگیر
من خوبم
چیکار میکنی؟
چرا لامپ روشنه خاموشش کن
ـ صبر کن الان میرسیم ـ نمی تونم صبر کنم
رو من بالانیار
جک بیل؟
مزاحمش نشو
تو جک بیلی؟
نکن
رسیدیم
خوبی؟
خوبی؟
خوب نیستم
ما اینجاییم
خدا بهت کمک کنه
نمیخوام برم
صبر کن. نگهش دار
سون یه هه منو بلند کن
بیا اینجا یکی دو سه
چند سالته؟
خیلی سخته
بهت بگم تو بهم مدیونی
ـ با یه غذا هم نمیتونی جبرانش کنی ـ سون یه هی تو خیلی سنگینی
کمرم
میخوام بیشتر بخورم
تو بهم بدجوری بدهکاری
من بهت بدهکارم
با اون پای بو گندوت
خوب بخواب
خدایا
بریم
همینجوری ولش کنیم؟
تو میخوای بری پایین نه؟
ببخشید وقتتو گرفتم
اشکال نداره
بیا باهم نودل بخوریم
باشه
هوا داره طوفانی میشه
بریم اونجا
تو و وی ویان چطوری باهم دوست شدین
تو دانشگاه هم اتاقی بودیم
چطور؟
به هم نمی خورین
ما به دختر اژدها و چی مائو فانگ مشهور بودیم
خنده داره؟
اون حتما بچگی بدی داشته
تو هم یه جور نور امید تو تاریکی اونی
شخصیت متفاوت براش یه جور درمانه
شاید
من زیادی پر سر و صدام اونم زیادی ساکته
ما همدیگه رو کامل میکنیم
بعضی ها نیاز دارن تو کل زندگی شون خوشحال باشن
برای همین میان سمت کسی مثل تو که همیشه سرزنده ای
No comments yet. Be the first to leave one.