The first 200 lines.
این زندگی منه
قسمت صد و نهم
خوب گوش کنین چی میگم، خانم چویی
من ترکتون نمیکنم
پس لطفا دیگه خودتونُ سرزنش نکنین
حتی اگه براتون دردناکه،
ازش فرار نکنین و مخفی نشین
و همچنین من...
سونگ جو رو دوست دارم
میدونم شما ازش متنفرین و میترسین
اما من اون آدم رو دوست دارم
اما اون آدم،
بخاطر شما منو ول کرد
و هیچ کاری نمیتونم بکنم
چون شما...
مادر واقعیم هستین
سونگ جو...
بخاطر من ولت کرده؟
تو بودی
تو به پسر ساده ـم گفتی که منو از این خونه بندازه بیرون
این دخترُ از اینجا ببر بیرون
فکر کنم اومده که منو از شرکت بندازه بیرون
اگه واقعا بهم اهمیت میدین،
لطفا هر چه زودتر خوب بشین
بعدش من میتونم خوشحال بشم
متاسفم
اگه اونجا رو ببینید... پس با دستگاه ها...
بخاطر این پارچه چیفون...
پس اندازه یقه باید...
بفرمایین
نام جین، حتی بدون تو زمان میگذره
متاسفم...
که قلبت رو شکستم
اما خیلی ازم متنفر نباش
من هنوزم هر وقت بهت فکر میکنم،
قلبم به درد میاد
فکر کنم خاکستر مادر خانم چویی...
تو رودخونه هونگچون پخش شده
منم همینطور فکر میکنم
موندم بعد از دیدن مادرش...
میتونه به خودش بیاد یا نه
بیاین امیدوار باشیم
این چه وضعیه؟
کُل خانواده بخاطر خانم چویی ناراحتن و استرس دارن
چی؟ عجبا
من به اندازه کافی ناراحتم چرا این مرد بهم زنگ میزنه؟
چی میخوای؟
چرا انقدر عصبانی هستی؟
بدون دلیل بهم زنگ نزن
اگه حوصله ـت سفر رفته برو یه کاری کن
زنگ نزدم با تو حرف بزنم
گوشی رو بده به خانم هو
چرا خانم هو؟
لازم نکرده بدونی
بانگ چول سانگ میخواد باهات حرف بزنه
با من؟
بله بفرمایین؟
چی؟
داداشم؟
چش شده؟
کوپولولیتیازیس؟ کوپولولیتیازیس : بیماری سرگیجه
بریم باشه
تو هم داری میری، مامان نام جین؟
معلومه. وکیل هو مریض شده
باید برم بهش سر بزنم
تو کی هستی که توی همه مسائل این خانواده دخالت میکنی؟
چرا این روزا یه سریا دارن مجبورم میکنن...
که لباشون رو بهم بدوزم؟
برای شام میاین؟ نه
احتمالا نام جین و خانم چویی بیرون غذا بخورن
من و خانم هو هم میریم بیرون،
پس یه کم هوا میخوریم و بیرون غذا میخوریم
پس دامادم و جین آه برای شام باید چیکار کنن؟
چرا باید من برای دختر و دامادت شام درست کنم؟
تو باید براشون غذا درست کنی
یه عالمه غذای مقوی درست کن که سلامتی ـشون بیشتر بشه
و تو یخچال یه بچه اختاپوس داریم...
که دقیقا شبیه توئه پس اگه دوس داری یه کم ازش سرخ کن
چی گفتی؟
بیاین بریم خانم یانگ
واقعا که
کجام شبیه بچه اختاپوسه؟
بچه اختاپوس؟ باورم نمیشه
بله؟
همگی خوش اومدین. بشینین
یه درخواستی ازتون داشتم بخاطر همین خواستم شما طراح ها بیاین اینجا
بفرما مدیر چویی
ما قصد داریم با همکاری یه شرکت ایتالیایی...
یه برند اکسسوری راه بندازیم
برند اکسسوری؟ بله
میخوایم با کفش و کیف دستی شروع کنیم
اینا طراحی هایی هستن که تا الان انجام دادیم
پس لباسایی که طراحی میکنین حتما طبق این طراحی ها باشه
عه. اینا لباسای لاکچری و نسخه محدودن
اینا به کانسپت طراحی ـمون نمیخورن
پس باید یه کاری کنین که بخورن
هدف ما اینه که سبک لباس ایتالیایی رو تو کره رواج بدیم
اگه کانسپت رو اینطوری تغییر بدین، کارمون رو خیلی مشکل میکنه
درسته. با طراحی هایی که قبلا درست کردیم خیلی فرق دارن
و وقت زیادی نداریم
اگه به اندازه کافی استعداد داشته باشین میتونین از پسش بر بیاین
میگم، مدیر آن...
از این موضوع خبر داره؟
بعدا با مدیر آن حرف میزنم
حالا که هیون گانگ داره یه برند اکسسوری راه اندازی میکنه
نشون دهنده ی اینه که داریم تو این زمینه تبدیل به بهترین میشیم
پس لطفا اینو بخاطر بسپرین
وقتمون داره تموم میشه. تو دردسر افتادیم
سونگ جو قبل از استعفاش،
روی چند تا طراحی کار میکرد
نمیشه اونا رو تغییر و ارائه بدیم؟
اینطوری عالی میشه
طراحی های سونگ جو رو دیدم. عالی بودن
به نظرم اگه یه کم تغییرشون بدیم،
با کانسپت جدید هماهنگ میشن
بیا با سونگ جو در موردش حرف بزنیم
اما سونگ جو گوشیشو برنمیداره
فکر نکنم جواب هیچکدوم ـمونُ بده
من، بعدا میرم مینهان
میخواین پیامتون رو برسونم بهش؟
اگه این کارو کنین ممنون میشیم
تاییدیه رو گرفتی؟
امشب بعد از کار پاستا بخوریم؟
میتونیم سینما هم بریم
چرا میخوای با یه پیر دختر بری پاستا بخوری یا بری سینما؟
برو با یه دختر جوون، کُلی خوش بگذرون
چی شده؟ دعواتون شده؟
دعوامون نشده
مامانم باهاش یه شوخی کرد
اما یونهی ناراحت شد
شوخی؟
"کُلی دختر جوون و خوشگل هست"
"چرا با یه پیر دختر قرار میذاری؟" این شوخیه؟
عجبا. حالا میفهمم چرا زن داداشت با مادرت کنار نمیاد
به هر حال تو دردسر افتادیم
سبک کاری مدیرای دو تیم با هم فرق داره
باید به ساز کدومشون برقصیم؟
دقیقا
اوکی آقای جانگ
باشه. تو اتاق کارکنان می بینمت. باشه
آیگو. اینطوری شاید مردم فکر کنن داریم قرار میذاریم
چرا همش میخوای منو ببینی؟
یه راه خوبی پیدا کردم که مادر جین آه مجبور بشه بره
یه راه خوب؟ چیه؟
کیم جیونگ که یکی از اعضای تیم ـمونه اینو بهم گفت
این مِتُد زنجیره غذاییه
متد زنجیره غذایی؟
گفتی تو بلای جون مادر جین آهی
تا وقتی مادر جین آه بره،
توی اون خونه زندگی کن
من از اون خونه رفتم چطور میتونم برگردم اونجا
میتونی یه بهونه جور کنی
بگو سیستم گرمایشی خراب شده یا از دیوار آب نشت میکنه
خانم چویی از نظر روحی مشکل داره
اگه مادر جین آه مُدام تحریکش کنه ممکنه وضعیتش بدتر بشه
حالا که شی وو و نام جین از خانم چویی دوری میکنن،
خانم چویی کسی رو نداره که بهش تکیه کنه
من باید روی طراحی های جدید کار کنم،
واسه همین سرم خیلی شلوغ میشه
پس لطفا کاری بکن...
که مادر جین آه بره، باشه؟
آیگو، آیگو مواظب باش، مواظب باش
آیگو آیگو
حالتون خوبه، رئیس؟
آره. خوبم
دکتر ازش آزمایش گرفت و بهش سرم وصل کرد
حتی فیزیک درمانی هم شد پس حالش خوب میشه
خیلی مریضین؟
نباید بستری بشین؟
نه، چیز خاصی نیس
داداش، حالت خوبه؟
آیگو وکیل هو چطور همچین چیزی ممکنه؟
تو به خانم یانگ و اینسوک گفتی؟
سونجا، تو چرا اومدی اینجا؟
وکیل هو مریضن پس معلومه که باید میومدم
لطفا بشینین
منشی کیم، میتونی بری چشم رئیس
ﻛﻮﭘﻮﻟﻮﻟﻴﺘﻴــﺎزﻳﺲ داره؟
اون چیه؟
یه سنگ کوچیک که داخل گوشش حرکت میکنه،
و باعث سرگیجه و حالت تهوع میشه
آخه، چرا باید یه سنگ کوچیک تو گوشش حرکت کنه؟
سالخوردگی و استرس میتونه باعث به وجود اومدنش بشه
اما بعد از اینکه دو سه هفته فیزیک درمانی کنه حالش خوب میشه
پس نگران نباشین. اما در عوض،
نباید برای مدتی رانندگی کنه
خدای من
رنگشون خیلی پریده فکر کنم خیلی مریض شدن
اون سنگ شیطانی چرا باید داخل گوش وکیل هو باشه؟
وقتی من ﻛﻮﭘﻮﻟﻮﻟﻴﺘﻴــﺎزﻳﺲ داشتم بهم گفتی آه و ناله نکنم و زود برم بیرون
اما حالا که وکیل هو ﻛﻮﭘﻮﻟﻮﻟﻴﺘﻴــﺎزﻳﺲ داره،
انقدر نارحتی که انگار همه چیتو از دست دادی
تو کِی ﻛﻮﭘﻮﻟﻮﻟﻴﺘﻴــﺎزﻳﺲ داشتی؟
چند سال پیش وقتی از زندان آزاد شدم و اومدم دیدنت
اون موقع بخاطر ﻛﻮﭘﻮﻟﻮﻟﻴﺘﻴــﺎزﻳﺲ خیلی زجر میکشیدم
بهم گفتی تا قبل از اینکه نام جین بیاد خونه، برم گم شم
به هر حال ممنون
اگه بانگ چول سانگ به موقع به دادم نرسیده بود، ممکن بود وضعیت بدتر بشه
خب، اگه ازم ممنونی میتونی برام شام بخری
شوخی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.