The first 200 lines.
من هیچ وقت درک نکردم که ...
... اهمیت رهبر ارکستر چیه .
بین خودمون باشه ، این بابا چه غلطی داره میکنه ؟
واقعا آدم نیاز داره کسی یک چوب رو جلوی صورتش تکون بده ...
تا بتونه ویالون بزنه ؟ واقعا همچین کاری کمک کنندست ؟
من توی شروع کار میتونم درک کنم چرا بهش نیاز داریم ، قبول؟
تق ، تق ، تق .
"شروع." قبول . میفهمم چرا بهش نیاز داریم .
ولی وقتی ما داریم اجرا میکنیم ، وقتی کار در جریان هست ...
... اون موقع برای چی بهش نیاز داریم ؟
من که ندیدم یکی از نوازنده ها سرش رو بیاره بالا بگه : " من گیج شدم . نمیدونم چی کار باید بکنم ."
و رهبر ارکستر بگه : " این کار رو بکن ، مثل این..."
" آهان ، باشه ، ممنونم خیلی خیلی ممنون ".
AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از
جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند
چرا باز تلاش کنم ؟ این کار بی معنیه .
من هیچ وقت با زنی آشنا نمیشم . باید این رو قبول کنم .
- اوه ، چرا ، آشنا میشی . - نه ، نمیشم .
آره خب ، شاید هم نشی .
حتی آشنا شدن با زنی که ازش خوشت هم نمیاد سخته ، چه برسه به زنی که از اون خوشت بیاد .
- سوراخ دماغ من داره بزرگ تر میشه ؟ - نه .
ببین ، چرا این موضع باید اینقدر سخت باشه ؟ چرا این همه تنش و دشمنی ؟
چرا نمیتونم توی خیابون با یک زن رو به رو بشم و بگم : "سلام، من جرج هستم.
حال شما چطوره؟" خیلی کار وحشتناکیه ؟
س...س... سلام.
سلام.سلام.
- انگاری هیچ مردی توی این دنیا نیست . - میدونم .
مشکل اینجاست که خوب هاشون میدونند که خوبند .
میدونند که خواهان زیاد دارند .
به همین خاطر علاقه ندارند خودشون رو به یک زن محدود بکنند .
من از خوب هاشون متنفرم .
"جری" جزو خوب هاست ؟
سوال خوبیه . فکر میکنم خودش فکر میکنه هست .
متوسط هاشون رو میشه بدست آورد ...
... ولی اینقدر از اینکه خوب نباشند احساس ناامنی میکنند...
... که همیشه اینطور رفتار میکنند : " من به اندازه ی کافی برای تو خوب نیستم ...
چرا با کسی مثل من میگردی ؟" نهایتا هم من میگم : "حق باتوست."
شاید تو به یه مرد بین خوب و متوسط نیاز داری.
نه ، شاید من کسی رو میخوام که هیچ چی نداشته باشه .
کسی که اینقدر افسرده باشه که فقط بودن با من براش مهم باشه.
فقط وقت هائی که با تلفن چی ها لاس میزنم دهنم خوب به حرف باز میشه.
با یکیشون تا پای قرارگذاشتن هم رفتم.
خب ، پس هنوز امید هست .
من امید نمیخوام . همین امید داشتن داره میکشتم.
آرزوم اینه که ناامید بشم .
ادم ناامید اهمیتی نمیده .
وقتی تو اهمیت ندی ، همون بی تفاوتی باعث جذابیتت میشه .
- پس رمز موفقیت ناامیدیه . - تنها امید من همینه .
میدونی ، من خودم هم خیلی برام مهم نیست ...
... ولی برای مادرم احساس ناراحتی میکنم.
اگر مادرم نبود ، اینقدرها هم بد نبود .
ولی ، بهت بگم ، اگر تا 40 سالگی ازدواج نکرده باشم مجبورم بکشمش .
چون فقط همون کار درستی هست که میشه انجام داد.
هنوز با این قضیه مشکل دارم .
حداقل این که هنوز نترشیدی .
کی گفته نترشیدم ؟
- برای ترشیده بودن خیلی جوون نیستی ؟ - نه ، آدم میتونه هم جوون باشه هم ترشیده .
البته شاید به اندازه ی ده سال دیگه ترشیده نباشم .
ولی ترشیدم .
در هر حال ، به کسی چیزی نگو .
نگران نباش ، ترشیدگیت جاش پیش من امنه .
باشه . برای من یک تکه کیک سفارش بده.
من میرم بالا بیارم .
دست های من رو ببین .
ببین .
به خاطر روزنامه چرک شده .
وقتی این ها رو میخری باید همراهش دستمال مرطوب هم بهت بدند ، مثل داخل "ریب جوینت" ها. ( ریب جوینت نام یک رستوران)
- دیشب چیکار کردی ؟ - با "جرج" رفتیم بیرون . تو ؟
با "سینتیا" رفتم بیرون .
درباره ی چی حرف زدید ؟
میدونی دیگه ، حرف های معمولی . سیستم بانکداری ، جنگل های گرمسیری .
"سینتیا" میگفت باید با بمب اتم جنگل های گرمسیری رو با خاک یکسان کنیم .
یکباره از دستشون خلاص شیم که حداقل بتونیم این موضوع رو ...
... از لیست حرف هامون حذف کنیم.
- شما چی ؟ - یه صحبت مختصری در این مورد داشتیم .
راستش ، جرج حال تکی داشت .
اصلا نمیتونه کسی رو برای خودش پیدا کنه .
میدونم . "سینتیا" هم همینطور .
- کلا بیخیال شده . - "جرج" هم همینطور .
- آره ، حتما . - آره ، حتما .
- من تا حالا کسی رو برای کسی جور نکردم . - من هم نکردم .
و قرار هم نیست که این کار رو با "جرج" شروع کنم.
خب ، برای چی با "جرج" شروع نمیکنی ؟
فکر میکنی دختره خیلی سرتر از "جرجه"؟
من نگفتم "خیلی سرتر" هستش ، گفتم ؟
- منظورت همین بود . - همچین حرفی نزدم .
اگر فکر میکنی خیلی سرتر از "جرج" هست ...
... شدیدا در اشتباهی . شدیدا در اشتباه.
مگه دختره کیه ؟
- مگه اون کیه ؟ - اون "جرجه" ؟
- اون هم "سینتیا"ست. - که چی ؟
چیه ، خودت فکر نمیکنی که "سینتیا" زیباست .
مشکل ابروهاش چیه ؟
میدونی مشکل تو چیه ؟ معیارهات خیلی سطح بالاند .
من که با تو هم سر قرار رفتم .
اون موضوع به این خاطر بود که معیارهای من خیلی سطح پائین بودند.
و در ضمن ، زن ها میمیرند برای همچین ابروئی .
این رو میدونستی ؟ زن ها ابروهای واقعیشون رو از صورتشون ...
... دونه به دونه میکنند ...
... تا جائیکه کلا کچل میشند ، "جرِی". کچل بالای چشم.
بعد با مداد ابرو میکشند تا ابروهاشون اون شکلی بشه.
خب پس ، بگذار یه چیزی در مورد "جرج" بهت بگم.
اون سریعه .
میتونه مثل باد بدوه.
و قوی هم هست .
دیدم گاهی 50 کیلو روی سرش نگه داشته بدون اینکه حتی متوجه بشه .
شاید آدم با نگاه کردن به قیافه متوجه نشه ، ولی "جرج" توی دلبری هم مهارت داره .
- جدا میتونه همچین کاری بکنه ؟ - یالا ، بیا این کار رو انجام بدیم.
من که فکر میکنم با هم خوب جور بشند .
- چیه ، جدی میخوای این کار رو بکنی ؟ - آره ، بیخیال ، به همدیگه میخورند .
وایستا . اون ها به ما میگند که قرارهاشون چطور گذشت .
ما این اطلاعات رو با هم تقسیم میکنیم ؟
طبیعتا .
ما همه چیز رو بهم میگیم ؟ همه ی رازها رو ؟
همه چی رو .
- اگر جواب داد چی ؟ - آره ، حتما .
حرفش رو هم نزن .
حرفش رو هم نزن .
- چرا ؟ - نه ، من که همچین کاری نمیکنم .
این کار یک قدم اونورتر از خود تبلیغیه . ( خود تبلیغی : چیزی شبیه به سایت های دوستیابی فقط از طریق تبلیغ در روزنامه)
بعدش هم میرسه به فاحشه ها .
نه ! نه! من توی این راه قدم نمیگذارم.
قیافش چطوره ؟
- خوش قیافست . - چقدر خوش قیافه ؟
- خیلی خوش قیافه . - واقعا خوش قیافه ؟
- جدا خیلی خوش قیافه . - خودت باهاش سر قرار میری ؟
- آره ، میرم . - مکث کردی .
- چه مکثی؟ مکث نکردم . - یه مشکلی هست . تو مکث کردی .
دارم بهت میگم . دختره خوش قیافست .
- بدنش چطوره ؟ - هیکل خوبی داره . هیکلش قشنگه .
- چقدر قشنگ ؟ - قشنگ . خیلی قشنگ .
- واقعا خوبه ؟ - واقعا خیلی خوب و قشنگ .
- شخصیتش چطوره ؟ - شخصیتش هم خوبه .
خوش مشرب . با هوش .
من نمیخوام طرف از خودم باهوش تر باشه .
چطور میتونه از تو باهوش تر باشه ؟
خیلی خب ، بگذار ببینم . بگذار ببینم. دیگه چی ؟ دیگه چی ؟
کارش چیه ؟
اول از همه ، شغلش چیه ؟
توی کار خرید و فروش ملک بوده .
در حال حاضر کاری نداره .
اوه ! کار نداره ؟ نه ، نه ، نه .
چرا کار نداره ؟
خب ، میدونی ، اخراج شده .
برای چی اخراج شد ؟
آها ، خب . راستش ...
سعی کرد که ... رئیسش رو مسموم کنه .
ببخشید ؟
داستانش مفصله . جدی میگم ،فقط سر کار یک سری مشکلات داشت .
- مغزش معیوبه ؟ - نه ، نه ، نه .
خیلی خیلی آدم بامزه ایه .
قیافش چطوره ؟
- چی گفتی ؟ - چه شکلیه ؟
خب ، یک سری مشخصه توی صورتش داره .
قدش کوتاهه . خوش گوشته .
چاقه .
منظورت همین بود دیگه ، طرف چاقه ؟
قویه .
خیلی قویه . میتونه 50 کیلو رو بالای سرش ببره.
و ، دیگه چی ؟ دیگه چی ؟
اها ، درست ، خب ...
اون ، اون یکمی ، فقط یکمی ریزش مو داره .
- کچله ؟ - نه .
نه ، نه ، نه . کچل نیست .
داره کچل میشه .
- پس کچل خواهد شد ؟ - آره .
- نوع موهاش چطوره ؟ - میدونی ، موی بلند و تیره .
موهاش لخت هست ؟
لخت ؟
لخت هست ؟ من موهای لخت و آبشاری رو دوست دارم .
موی پرپشت و براق برام مهمه.
"موی پرپشت و براق برام مهمه" .
- حرفی که زدی همین بود ؟ - آره .
فقط میخواستم شفاف سازی بشه .
بگذار این سوال رو ازت بپرسم .
اگر دستت رو بکنی لای موها ، درآوردنش راحت هست ؟
میخوای دستت در بیاد ؟
یا میخوای نتونی درش بیاری ؟
- من دوست دارم بتونم درش بیارم . - فکر میکنم بتونی دستت رو دربیاری .
پوستش چطوره ؟
گونه ی زیبا میخوام . گونه ی زیبا دوست دارم .
گونه اش مشکلی نداره .
چهره اش صورتیه ؟
- چهره ی صورتی ؟ - آره ، گرم گلگون .
چهره اش عادیه .
ابروهای عالی داره . زن ها میمیرند برای داشتن ابروهای اینطوری .
کی به ابروها اهمیت میده ؟
نجیبه ؟ من نجیب دوست دارم .
ولی نه خیلی نجیب . آدم حالش از نجابت زیاد به هم میخوره .
من که بعید میدونم بالا بیاری .
اون دوست داره بالا بیاره .
- تا حالا ازدواج کرده ؟ - نه .
رابطه ی جدی داشته؟
یکبار آخر هفته رو با یک زن گذروند .
جدی که تلاش نکرد رئیسش رو مسموم بکنه .
چرا کرد .
با هم یه گپ تلفنی فوق العاده داشتیم.
تقریبا 20 دقیقه با هم حرف زدیم .
تمام نوشته هام رو وسط حرف هام انداختم دور .
فکر میکنم طنین صداش عالیه .
No comments yet. Be the first to leave one.