Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E16 The Fix-up Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-03-03
Downloads: 22
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من هیچ وقت درک نکردم که ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ اهمیت رهبر ارکستر چیه ‏.‏

بین خودمون باشه ‏،‏ این بابا چه غلطی داره میکنه ؟

واقعا آدم نیاز داره کسی یک چوب رو جلوی صورتش تکون بده ‏.‏‏.‏‏.‏

تا بتونه ویالون بزنه ؟ واقعا همچین کاری کمک کنندست ؟

من توی شروع کار میتونم درک کنم چرا بهش نیاز داریم ‏،‏ قبول؟

تق ‏،‏ تق ‏،‏ تق ‏.‏

‏"‏شروع‏.‏‏"‏ قبول ‏.‏ میفهمم چرا بهش نیاز داریم ‏.‏

ولی وقتی ما داریم اجرا میکنیم ‏،‏ وقتی کار در جریان هست ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ اون موقع برای چی بهش نیاز داریم ؟

من که ندیدم یکی از نوازنده ها سرش رو بیاره بالا بگه ‏:‏ ‏"‏ من گیج شدم ‏.‏ نمیدونم چی کار باید بکنم ‏.‏‏"‏

و رهبر ارکستر بگه ‏‏:‏ ‏‏"‏‏ این کار رو بکن ‏‏،‏‏ مثل این‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏"‏‏

‏"‏ آهان ‏،‏ باشه ‏،‏ ممنونم خیلی خیلی ممنون ‏"‏‏.‏

AshorroR مترجم اشکان IMDB‏-‏DL ارائه ای از

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

چرا باز تلاش کنم ؟ این کار بی معنیه ‏.‏

من هیچ وقت با زنی آشنا نمیشم ‏.‏ باید این رو قبول کنم ‏.‏

‏-‏ اوه ‏،‏ چرا ‏،‏ آشنا میشی ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ نمیشم ‏.‏

آره خب ‏،‏ شاید هم نشی ‏.‏

حتی آشنا شدن با زنی که ازش خوشت هم نمیاد سخته ‏،‏ چه برسه به زنی که از اون خوشت بیاد ‏.‏

‏-‏ سوراخ دماغ من داره بزرگ تر میشه ؟ ‏-‏ نه ‏.‏

ببین ‏،‏ چرا این موضع باید اینقدر سخت باشه ؟ چرا این همه تنش و دشمنی ؟

چرا نمیتونم توی خیابون با یک زن رو به رو بشم و بگم ‏:‏‏ ‏"سلام‏،‏‏ من جرج هستم‏‏.‏

حال شما چطوره؟‏"‏ خیلی کار وحشتناکیه ؟

س‏.‏‏.‏‏.‏س‏.‏‏.‏‏.‏ سلام‏.‏

سلام‏.‏سلام‏.‏

‏-‏ انگاری هیچ مردی توی این دنیا نیست ‏.‏ ‏-‏ میدونم ‏.‏

مشکل اینجاست که خوب هاشون میدونند که خوبند ‏.‏

میدونند که خواهان زیاد دارند ‏.‏

به همین خاطر علاقه ندارند خودشون رو به یک زن محدود بکنند ‏.‏

من از خوب هاشون متنفرم ‏.‏

‏"‏جری‏"‏ جزو خوب هاست ؟

سوال خوبیه ‏.‏ فکر میکنم خودش فکر میکنه هست ‏.‏

متوسط هاشون رو میشه بدست آورد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ ولی اینقدر از اینکه خوب نباشند احساس ناامنی میکنند‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ که همیشه اینطور رفتار میکنند ‏:‏ ‏"‏ من به اندازه ی کافی برای تو خوب نیستم ‏.‏‏.‏‏.‏

چرا با کسی مثل من میگردی ؟‏"‏ نهایتا هم من میگم ‏:‏ ‏"‏حق باتوست."‏

شاید تو به یه مرد بین خوب و متوسط نیاز داری‏.‏

نه ‏،‏ شاید من کسی رو میخوام که هیچ چی نداشته باشه ‏.‏

کسی که اینقدر افسرده باشه که فقط بودن با من براش مهم باشه‏.‏

فقط وقت هائی که با تلفن چی ها لاس میزنم دهنم خوب به حرف باز میشه‏.‏

با یکیشون تا پای قرارگذاشتن هم رفتم‏.‏

خب ‏،‏ پس هنوز امید هست ‏.‏

من امید نمیخوام ‏.‏ همین امید داشتن داره میکشتم‏.‏

آرزوم اینه که ناامید بشم ‏.‏

ادم ناامید اهمیتی نمیده ‏.‏

وقتی تو اهمیت ندی ‏،‏ همون بی تفاوتی باعث جذابیتت میشه ‏.‏

‏-‏ پس رمز موفقیت ناامیدیه ‏.‏ ‏-‏ تنها امید من همینه ‏.‏

میدونی ‏،‏ من خودم هم خیلی برام مهم نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ ولی برای مادرم احساس ناراحتی میکنم‏.‏

اگر مادرم نبود ‏،‏ اینقدرها هم بد نبود ‏.‏

ولی ‏،‏ بهت بگم ‏،‏ اگر تا 40 سالگی ازدواج نکرده باشم مجبورم بکشمش ‏.‏

چون فقط همون کار درستی هست که میشه انجام داد‏.‏

هنوز با این قضیه مشکل دارم ‏.‏

حداقل این که هنوز نترشیدی ‏.‏

کی گفته نترشیدم ؟

‏-‏ برای ترشیده بودن خیلی جوون نیستی ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ آدم میتونه هم جوون باشه هم ترشیده ‏.‏

البته شاید به اندازه ی ده سال دیگه ترشیده نباشم ‏.‏

ولی ترشیدم ‏.‏

در هر حال ‏،‏ به کسی چیزی نگو ‏.‏

نگران نباش ‏،‏ ترشیدگیت جاش پیش من امنه ‏.‏

باشه ‏.‏ برای من یک تکه کیک سفارش بده‏.‏

من میرم بالا بیارم ‏.‏

دست های من رو ببین ‏.‏

ببین ‏.‏

به خاطر روزنامه چرک شده ‏.‏

وقتی این ها رو میخری باید همراهش دستمال مرطوب هم بهت بدند ‏،‏ مثل داخل ‏"‏ریب جوینت‏"‏ ها‏.‏ ‏‏‏( ریب جوینت نام یک رستوران)‏

‏-‏ دیشب چیکار کردی ؟ ‏-‏ با ‏"‏جرج‏"‏ رفتیم بیرون ‏.‏ تو ؟

با ‏"‏سینتیا‏"‏ رفتم بیرون ‏.‏

درباره ی چی حرف زدید ؟

میدونی دیگه ‏،‏ حرف های معمولی ‏.‏ سیستم بانکداری ‏،‏ جنگل های گرمسیری ‏.‏

‏"‏سینتیا‏"‏ میگفت باید با بمب اتم جنگل های گرمسیری رو با خاک یکسان کنیم ‏.‏

یکباره از دستشون خلاص شیم که حداقل بتونیم این موضوع رو ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ از لیست حرف هامون حذف کنیم‏.‏

‏‏-‏‏ شما چی ؟ ‏-‏ یه صحبت مختصری در این مورد داشتیم ‏.‏‏

راستش ‏،‏ جرج حال تکی داشت ‏.‏

اصلا نمیتونه کسی رو برای خودش پیدا کنه ‏.‏

میدونم ‏.‏ ‏"‏سینتیا‏"‏ هم همینطور ‏.‏

‏-‏ کلا بیخیال شده ‏.‏ ‏-‏ ‏"‏جرج‏"‏ هم همینطور ‏.‏

‏-‏ آره ‏،‏ حتما ‏.‏ ‏-‏ آره ‏،‏ حتما ‏.‏

‏-‏ من تا حالا کسی رو برای کسی جور نکردم ‏.‏ ‏-‏ من هم نکردم ‏.‏

و قرار هم نیست که این کار رو با ‏"‏جرج‏"‏ شروع کنم‏.‏

خب ‏،‏ برای چی با "جرج" شروع نمیکنی ؟

فکر میکنی دختره خیلی سرتر از ‏"‏جرجه‏"‏؟

من نگفتم ‏"‏خیلی سرتر‏"‏ هستش ‏،‏ گفتم ؟

‏-‏ منظورت همین بود ‏.‏ ‏-‏ همچین حرفی نزدم ‏.‏

اگر فکر میکنی خیلی سرتر از ‏"‏جرج‏"‏ هست ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ شدیدا در اشتباهی ‏.‏ شدیدا در اشتباه‏.‏

مگه دختره کیه ؟

‏-‏ مگه اون کیه ؟ ‏-‏ اون ‏"‏جرجه‏"‏ ؟

‏-‏ اون هم ‏"‏سینتیا‏"‏ست‏.‏ ‏-‏ که چی ؟

چیه ‏،‏ خودت فکر نمیکنی که ‏"‏سینتیا‏"‏ زیباست ‏.‏

مشکل ابروهاش چیه ؟

میدونی مشکل تو چیه ؟ معیارهات خیلی سطح بالاند ‏.‏

من که با تو هم سر قرار رفتم ‏.‏

اون موضوع به این خاطر بود که معیارهای من خیلی سطح پائین بودند‏.‏

و در ضمن ‏،‏ زن ها میمیرند برای همچین ابروئی ‏.‏

این رو میدونستی ؟ زن ها ابروهای واقعیشون رو از صورتشون ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ دونه به دونه میکنند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ تا جائیکه کلا کچل میشند ‏،‏ ‏"‏جرِی‏"‏‏.‏ کچل بالای چشم‏.‏

بعد با مداد ابرو میکشند تا ابروهاشون اون شکلی بشه‏.‏

خب پس ‏،‏ بگذار یه چیزی در مورد "جرج" بهت بگم‏.‏

اون سریعه ‏.‏

میتونه مثل باد بدوه‏.‏

و قوی هم هست ‏.‏

دیدم گاهی 50 کیلو روی سرش نگه داشته بدون اینکه حتی متوجه بشه ‏.‏

شاید آدم با نگاه کردن به قیافه متوجه نشه ‏،‏ ولی ‏"‏جرج‏"‏ توی دلبری هم مهارت داره ‏.‏

‏-‏ جدا میتونه همچین کاری بکنه ؟ ‏-‏ یالا ‏،‏ بیا این کار رو انجام بدیم‏.‏

من که فکر میکنم با هم خوب جور بشند ‏.‏

‏-‏ چیه ‏،‏ جدی میخوای این کار رو بکنی ؟ ‏-‏ آره ‏،‏ بیخیال ‏،‏ به همدیگه میخورند ‏.‏

وایستا ‏.‏ اون ها به ما میگند که قرارهاشون چطور گذشت ‏.‏

ما این اطلاعات رو با هم تقسیم میکنیم ؟

طبیعتا ‏.‏

ما همه چیز رو بهم میگیم ؟ همه ی رازها رو ؟

همه چی رو ‏.‏

‏-‏ اگر جواب داد چی ؟ ‏-‏ آره ‏،‏ حتما ‏.‏

حرفش رو هم نزن ‏.‏

حرفش رو هم نزن ‏.‏

‏-‏ چرا ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ من که همچین کاری نمیکنم ‏.‏

این کار یک قدم اونورتر از خود تبلیغیه ‏.‏ ‏‏‏( خود تبلیغی ‏:‏ چیزی شبیه به سایت های دوستیابی فقط از طریق تبلیغ در روزنامه)‏

بعدش هم میرسه به فاحشه ها ‏.‏

نه ‏!‏ نه‏!‏ من توی این راه قدم نمیگذارم‏.‏

قیافش چطوره ؟

‏-‏ خوش قیافست ‏.‏ ‏-‏ چقدر خوش قیافه ؟

‏-‏ خیلی خوش قیافه ‏.‏ ‏-‏ واقعا خوش قیافه ؟

‏-‏ جدا خیلی خوش قیافه ‏.‏ ‏-‏ خودت باهاش سر قرار میری ؟

‏-‏ آره ‏،‏ میرم ‏.‏ ‏-‏ مکث کردی ‏.‏

‏-‏ چه مکثی؟ مکث نکردم ‏.‏ ‏-‏ یه مشکلی هست ‏.‏ تو مکث کردی ‏.‏

دارم بهت میگم ‏.‏ دختره خوش قیافست ‏.‏

‏-‏ بدنش چطوره ؟ ‏-‏ هیکل خوبی داره ‏.‏ هیکلش قشنگه ‏.‏

‏-‏ چقدر قشنگ ؟ ‏-‏ قشنگ ‏.‏ خیلی قشنگ ‏.‏

‏-‏ واقعا خوبه ؟ ‏-‏ واقعا خیلی خوب و قشنگ ‏.‏

‏-‏ شخصیتش چطوره ؟ ‏-‏ شخصیتش هم خوبه ‏.‏

خوش مشرب ‏.‏ با هوش ‏.‏

من نمیخوام طرف از خودم باهوش تر باشه ‏.‏

چطور میتونه از تو باهوش تر باشه ؟

خیلی خب ‏،‏ بگذار ببینم ‏.‏ بگذار ببینم‏.‏ دیگه چی ؟ دیگه چی ؟

کارش چیه ؟

اول از همه ‏،‏ شغلش چیه ؟

توی کار خرید و فروش ملک بوده ‏.‏

در حال حاضر کاری نداره ‏.‏

اوه ‏!‏ کار نداره ؟ نه ‏،‏ نه ‏،‏ نه ‏.‏

چرا کار نداره ؟

خب ‏،‏ میدونی ‏،‏ اخراج شده ‏.‏

برای چی اخراج شد ؟

آها ‏،‏ خب ‏.‏ راستش ‏.‏‏.‏‏.‏

سعی کرد که ‏.‏‏.‏‏.‏ رئیسش رو مسموم کنه ‏.‏

ببخشید ؟

داستانش مفصله ‏.‏ جدی میگم ‏،فقط‏ سر کار یک سری مشکلات داشت ‏.‏

‏-‏ مغزش معیوبه ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ نه ‏،‏ نه ‏.‏

خیلی خیلی آدم بامزه ایه ‏.‏

قیافش چطوره ؟

‏-‏ چی گفتی ؟ ‏-‏ چه شکلیه ؟

خب ‏،‏ یک سری مشخصه توی صورتش داره ‏.‏

قدش کوتاهه ‏.‏ خوش گوشته ‏.‏

چاقه ‏.‏

منظورت همین بود دیگه ‏،‏ طرف چاقه ؟

قویه ‏.‏

خیلی قویه ‏‏.‏‏ میتونه 50 کیلو رو بالای سرش ببره‏.‏

و ‏،‏ دیگه چی ؟ دیگه چی ؟

اها ‏،‏ درست ‏،‏ خب ‏.‏‏.‏‏.‏

اون ‏،‏ اون یکمی ‏،‏ فقط یکمی ریزش مو داره ‏.‏

‏-‏ کچله ؟ ‏-‏ نه ‏.‏

نه ‏،‏ نه ‏،‏ نه ‏.‏ کچل نیست ‏.‏

داره کچل میشه ‏.‏

‏-‏ پس کچل خواهد شد ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

‏-‏ نوع موهاش چطوره ؟ ‏-‏ میدونی ‏،‏ موی بلند و تیره ‏.‏

موهاش لخت هست ؟

لخت ؟

لخت هست ؟ من موهای لخت و آبشاری رو دوست دارم ‏.‏

موی پرپشت و براق برام مهمه‏.‏

‏"‏موی پرپشت و براق برام مهمه‏"‏ ‏.‏

‏-‏ حرفی که زدی همین بود ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

فقط میخواستم شفاف سازی بشه ‏.‏

بگذار این سوال رو ازت بپرسم ‏.‏

اگر دستت رو بکنی لای موها ‏،‏ درآوردنش راحت هست ؟

میخوای دستت در بیاد ؟

یا میخوای نتونی درش بیاری ‏؟‏

‏-‏ من دوست دارم بتونم درش بیارم ‏.‏ ‏-‏ فکر میکنم بتونی دستت رو دربیاری ‏.‏

پوستش چطوره ؟

گونه ی زیبا میخوام ‏.‏ گونه ی زیبا دوست دارم ‏.‏

گونه اش مشکلی نداره ‏.‏

چهره اش صورتیه ؟

‏-‏ چهره ی صورتی ؟ ‏-‏ آره ‏،‏ گرم گلگون ‏.‏

چهره اش عادیه ‏.‏

ابروهای عالی داره ‏.‏ زن ها میمیرند برای داشتن ابروهای اینطوری ‏.‏

کی به ابروها اهمیت میده ؟

نجیبه ؟ من نجیب دوست دارم ‏.‏

ولی نه خیلی نجیب ‏.‏ آدم حالش از نجابت زیاد به هم میخوره ‏.‏

من که بعید میدونم بالا بیاری ‏.‏

اون دوست داره بالا بیاره ‏.‏

‏-‏ تا حالا ازدواج کرده ؟ ‏-‏ نه ‏.‏

رابطه ی جدی داشته؟

یکبار آخر هفته رو با یک زن گذروند ‏.‏

جدی که تلاش نکرد رئیسش رو مسموم بکنه ‏.‏

چرا کرد ‏.‏

با هم یه گپ تلفنی فوق العاده داشتیم‏.‏

تقریبا 20 دقیقه با هم حرف زدیم ‏.‏

تمام نوشته هام رو وسط حرف هام انداختم دور ‏.‏

فکر میکنم طنین صداش عالیه ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left