The first 177 lines.
ملکه دخترتون رو بعنوان گروگان نگه داشته
واقعا؟
انگار وقتی وارد قصر میشد توقع زیادی داشته
برام داستان مرغ رو تعریف کرد
بهم گفت برای اینکه هر صبح تخم مرغ بذاره باید صبور باشم
...شما
براش این داستان رو تعریف کردین؟
خودش خواسته این داستان رو تعریف کنه
ولی من بهش گفتم که اصلا فایده نداره
حق با شماست
هر روز یه تخم مرغ منو راضی نمیکنه
اینم عیب دختر منه
فکر میکنه همه انسانن
...ازتون میخوام
دست از همه داراییتون بکشید
بعدش بخاطرتون با اعلی حضرت صحبت میکنم
...شما مقامتون رو حفظ میکنین
و میتونین مثل گذشته داراییتونو اداره کنین
و دخترم؟ چی؟
همه مردم متوجه میشن
نمیتونم با استثنا قائل شدن به اعتبار شاه آسیب بزنم
...منم باید دو دستی همه چیزمو بهت بدم
وقتی حتی نمیتونی فرزندمو نجات بدی؟
میخوای همه چیزتو از دست بدی و تبعید بشی؟
میدونم که خوب نیستین
میخواین اینم به خونه جدیدتون ببرین؟
شما خدمتکار اربابی که داخله هستین مگه نه؟
بانوم دیشب به خونه نیومده
از وقتی که لباس پوشید و به قصر رفت
اربابم چیزی بهم نمیگه خیلی نگرانم
شما چیزی میدونین؟
برید
بگیریدش
توی سوکچو خونه کوچیکی دارم
اینم سند اون خونست
یه آلاچیق کوچیک هم داره
منظرش واقعا باشکوهه
همه چیزی که دارم همینه
... بقیه داراییم هم
قبلا تحویل دادم
دارین شوخی میکنین؟
خیلی وقت پیش همه داراییمو به دخترم دادم
...پس
من کسی نیستم که باید نجات بدین
اون دخترم سانه
حرکت کنید
همه اتاق ها رو بگردین
اونا باید همینجا باشن
دستور پادشاهه بگردید
همه خونه ها و انبارهایی که متعلق به ایون یونگ بک هست رو بگردید
نمیتونه اون کاغذها رو سوزونده باشه
باید یه جایی باشن
سرورم سرورم
سرورم سرورم
اینکارو نکن
سرورم
سرورم از سر راه برید کنار
نه بذارید ما رد بشیم
سرورم سرورم
سرورم سرورم
سرورم سرورم
سرورم
سرورم
سرورم سرورم
اون کجاست؟
پیشخدمتش
پیداش کن باشه
اون دوتا از سه تا رو داره
ولیعهد دو تا از سه تا رو داره
...یکی از اون دوتا
صدراعظمه
پسرم داره با دخترش ازدواج میکنه
وزیرها به صدراعظم خیلی بها میدن
...اینا همون وزیرایی هستن که شکایت میکردن
که من به آدمای خاصی لطف میکنم و قوانین رو یواشکی صادر میکنم
اگه صدراعظم رو داشته باشه یعنی همشونو داره
و دومی؟
ایون یونگ بک
داراییش اونقدره که میتونه 20 درصد زمینای ما رو بخره
اونقدرا هم پولدار نیست دیگه
...باید وقتی که اون دختر رو
مال خودش صدا زد و میخواست نجاتش بده، اینا رو میفهمیدم
منظورش دختره نبوده که منظورش پول باباش بوده
...میگن
وزیر دارایی قبلا همه داراییشو به اسم دخترش کرده
اون بانوی جوان یه ثروت بادآوردست
اونو میخوامش
زندگیمو بخاطر اون بخطر میندازم
...خب
اون ثروت بادآورده الان کجاست؟
به نظر مخفي شده
کجا؟
بعضي ها ميگن در اقامتگاه وليعهد
و بعضي ديگه ميگه اقامتگاه ملکه
اوضاع خيلي بده
افراد پادشاه بيرونن
چه خبر شده؟
جانگ يي
ما تماما محاصره شديم
افراد پادشاه رو به رو مونن و سرباز ها پشت سرمون
افراد پادشاه و سرباز ها؟
حتما اونا رو هم پادشاه فرستاده به زودي ما بايد تسليم بشيم
وزير ايون رو دستگير کردن و خونه ش رو بهم ريختن
اين کارا به خاطر اينه که درباره سوهوا فهميده
شاه همه جا داره دنبال اون ميگرده
شما بايد قبل از اينکه پادشاه دستور بدن شمارو دستگير کنن از اينجا برين
من از جام تکون نميخورم
سرورم سرورم
جانگ يي بله سرورم
برو سراغ رين ، سوهوا پيش مادرمه
فقط رين ميتونه به اونجا وارد بشه
بهش بگو اونو پيدا کنه و باهم فرار کنن
ملکه اجازه ميدن که اون بره؟
اجازه ميده
وليعهد تحت بازداشت خانگي ئه
مگر اينکه من دستور ديگه اي بدم
هيچ کس حق نداره
از اقامتگاه خارج بشه و يا کسي داخل بشه اينو يادتونه بمونه
تو
بله اعلي حضرت
خودت شخصا برو
و اقامتگاه وليعهد رو بگرد تا ببيني دختره اونجاست يا نه
درباره ملکه چطور؟
اگر اون دختر پيش وليعهد نبود
خودم ميرم و اقامتگاه ملکه رو بررسي ميکنم
همه اون ثروت
بله؟
....پسر من ميخواد
با اون همه ثروت وزير ايون
چيکار کنه؟
جين گوان
بله سرورم برو به گومگاجونگ
پادشاه نميتونه اونجا رو پيدا کنه
محلي هست که بهش گومگاجونگ ميگن
....ميگن اونجا جايي که وليعهد ميره
....تا با محافظينش تمرين کنه ، ولي
ولي؟
...اما ميگن که
تجهيزاتي که اونجا هست خيلي بيشتر از حد لازمه
حرف ديگه اي هم داري؟
طبق منابع موثق مون ...تعداد سرباز هايي که اونجان
سربازان؟ از تعداد محافظين شما
خيلي بيشتره
جانگ سو
بله سرورم
ميخوام کمک کني تا بتونم از اينجا برم بيرون
چرا انقدر خجالتي هستي
سرورم
اين اتاق ها متعلق به منه اين سروصداها چيه؟
پادشاه فرماني رو ابلاغ کردن
به نظر اينطور مياد
شما از ترک کردن اين مکان منع شديد
و بايد منتظر دستورات بعدي باشين
ايشون مهمان من هستن
بايد قبل از اينکه اين سرو صداها بيشتر نشده ايشون رو مشايعت کنم
ميتونم بپرسم ايشون چه کسي هستن؟
نگران نباش
سرورم
هيچ صندلي يا تختي اينجا نيست
حتما احساس ناراحتي ميکني
مشکلي نيست سرورم
در مقايسه با جايي که قبلا زندگي ميکردم مثل قصر ميمونه
درسته ، اينجا قصره
ميخوام بشينم و کمي با هم حرف بزنيم
خب
همينجوري اونجا واينستا
اينجا بشين
پس اينا براي کيه؟
بهم بگو
اگر اينارو ميخواي حرف بزن
ميتونم کمي از اينارو بهت بدم
اونا کجان؟
کوفته؟ توي بخار پز
ما چيزايي مشکوکي پيدا کرديم
اين مکان رو بگردين
بريم
شما اينجا چکار ميکنين؟
No comments yet. Be the first to leave one.