The first 200 lines.
بیا بریم بازی کنیم
من مواظبتم
من نمیتونم شنا کنم
آب عمیق نیست ما نزدیک ساحل میمونیم و تو گل بازی میکنیم
ازت محافظت میکنم
نترس, باشه؟
پس من تورو تنها میزارم
پس من تورو تنها میزارم
من اومدم!
من اومدم خونه -سینگ سینگ برگشته
برو دست و صورتت رو برای شام بشور
صابون بزن
خیلی بزن
وقت غذاست
یکم نیمرو میخوای؟ پنج تا درست کردم
توهم یکم میخوای؟- نه،اول میخوام از این بنوشم
مدرسه امروز چطور بود؟
بد نبود
بیا یکم بادوم زمینی
میتونی سه تا برداری
سینگ سینگ!
سینگ سینگ!
سینگ سینگ!
سینگ سینگ!
سینگ سینگ!
ببریدش بیمارستان
مواظب باشید
هائوهائو
از سر راه برو کنار
ساکت
راهو باز کنید
مواظب باشید!
برید کنار
بچه کجاست؟
طبقه بالا
ازش خواستم که بیاد ولی نیومد
بازم داری بازی در میاری؟
چرا نمیری بیاریش؟
بریم غذا بخوریم
بیا فردا بریم مدرسه
اگر همینطوری ادامه پیداکنه...
مجبور میشیم براش یه مدرسه جدید پیدا کنیم
پسرتون یکم افراطیه
یه سری چیزا رو تو خودش میریزه
ماهم بهترین هارو برای اون میخواییم
به همین دلیل ما باید باهم بحث کنیم که چجوری باهاش کنار بیاییم
نمیتونم باورش کنم
میتونی یکم دقیق تر نگاه کنی؟
هر طور میلته
ولی این میتونه مشکل رو تشدید کنه
و عواقب غیرقابل پیش بینی ای روی لیوژینگ داره
از من نصیحت
بشینید باهاش یه صحبت حسابی بکنید
قانعش کنید که از اینکار دست برداره
نباید فشار احساسی روش باشه
کاری کنید که متوجه ایرادهای راهش بشه
همه چی خوب میمونه تا وقتی دوباره انجامش نده
یوجن...
اینو به من توضیح بده
میخوام سر اینکه بهم زورگویی کردن حالشون رو بگیرم
کیا بهت زورگویی کردن؟
اونا
پس تو دزدیدیش؟
عجب بی خاصیتی هستی
من ندزدیمش
من نبودم
پس این اینجا چیکار میکنه؟
از اینجا متنفرم
از اونا متنفرم
از تو متنفرم
اوف سینگ سینگ!
سینگ سینگ
فکر میکنی مرد شدی ها؟
باشه،ما باهاش مثل آدم بزرگا کنار میاییم
من نمیزنمت
تو دوتا گزینه داری
یکی از اینا...
اینو پس بدی و از هم کلاسیت معذرت خواهی کنی
یا اینکه...
ما به پلیس تحویلیت میدیم
پس منو ببرید کلانتری
هر طور میلته
حالا از مادرت عذرخواهی کن
ولم کن
یائوجو ولش کن
سینگ سینگ
ببخشید
من به اندازه کافی برای شما خوب نیستم
چرا اینکارو میکنی؟
کجای دنیا رو داره
که بره؟
مرده تصورش کن
چطور میتونی همچین چیزی رو بگی؟
ما اونو این همه سال بزرگ کردیم
توقع داری چی بگم؟
تو بهش غذا و لباس دادی
هرچی خواست بهش دادی
به من نگو...
که وقتی پیر شدی مواظبته
اون یه عوضیه نمک نشناسه
اون شاید شبیه سینگ سینگ باشه
ولی اون پسرمون نیست
سینگ سینگ ما مرده
برای همیشه رفته
امروز تولد سینگ و هائو هست!
تو داری بشقاب کرفس هم درست میکنی؟
تولد سینگ و هائو هستا!
برای شام چی؟
هنوز پختش تموم نشده؟
اینم کادوی تولدت خرگوش سفید شکلاتی از شانگهای!
همش برای خودت
سنگ،کاغذ،قیچی! برنده کوزه رو میگیره
سنگ،کاغذ،قیچی
تولدتون مبارک پسرا
حالا کیک رو ببر
آرزوی یه کیک تولد نمیکردی؟
بفرما اومد.
تزئین شده با گل
شمع ها کجان
همینجان
بدو،فوتشون کن
باهم دیگه!
آماده،نفس بگیرید
فوت...
تولدتون مبارک
این بچه ها دقیقا تو یه روز بدنیا اومدن
اگه دختر و پسر بودن زوج خوبی میشدن
آره،حیف شد
اما اینم عالیه، اونا برادر هستن الان
مثل خودمون
الآن داداش،تا ابد داداش
چه نعمت مبارکی
به سلامتی برای داداش کوچیکه
-یائوجو من میرم -باشه ولی من هنوز دوتا سوراخ برای دریل کاری دارم
حالت خوبه لیان؟
من خوبم
میتونی یه دقیقه بیای جای من؟
چلو چشم نباش
نمیتونم برای همیشه ازش مخفی باشم
یه فکری در موردش میکنیم
یه راهی باید باشه
چه راهی؟
بهت نشون میدم
من تقریبا امروز تو کارخونه غش کرده بودم
انقدر بد شده تا الآن؟
در مورد این چطور؟
بیا چند روز
و تو حومه شهر بمونیم
غرامتشو پرداخت میکنیم،چیز مهمی نیست
اسم مستعار بچه میتونه جریمه باشه
بامزه نیست
این فقط غرامت نیست
هردوتامون میتونیم کارمون رو از دست بدیم
نشنیدی هایان چی گفت؟
اوضاع حتی در حومه شهر بد تره
آقای لیو
بفرمایید با ما چایی بخوریم
داشتی به سختی کار میکردی
بیا بشین
خب بگو،بچه ات برگشته؟
این چه جور چایی هست؟
چرا اونو پای اونو کشیدی وسط؟ تو این سن کنترل بچه ها خیلی سخته
مخصوصا پسرا
پسرا یا دخترا
اونا همشون فقط بچه هستن بنابراین یه گنجینه محسوب میشن
ما نباید راجبش بحث میکردیم
یکم چای براش بریز -بسه،بسه
اوه،لیان اومد
-لیان بیا یکم چایی بخور - نه من راحتم ممنون
بیا یکم چایی بزن - ممنون من
یائوجان وقت ناهاره
تا دفعه بعد
بعدا یه سر بزن -حتما
میبینمت
زیپ دهنتو بکش
عجب خانواده عجیبی
همه دارن گله ای کوچ میکنن سمت شهرای مدرن
ولی اونا اومدن به این آشغالدونی
حتی شنیدم بچه هاشون برای خودشون نیستن
جدی؟تعجبی نداره
امروز میرم کلانتری
هیچ فایده ای نداره رفتن به اونجا بهمون زنگ میزنن اگه چیزی فهمیدن
نمیتونیم بزاریم فقط بشینن سر جاشون
اون یتیمه بهم زنگ زد
اون فقط میتونه شناسه و مجوزش رو ثبت کنه
در پوشش فامیلی ما
من با خواهرم صحبت کردم
اون کمک میکنه
تا وقتی که نیومده...
برام مهم نیست کجا ثبت کرده
صدامو میشنوی؟
اون کیه؟
من فردا قراره برم شهر
و آگهی جست و جو برای گمشده در روزنامه بزارم
چیزی از شهر میخوای؟
نه،ممنون
به نظر میاد که پیر شدی
برای تجارت اینجایی؟
اول نمیخواستم به این سفر بیام
ولی یادم اومد که تو و لیان اینجا زندگی میکنید
No comments yet. Be the first to leave one.