The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس Mhmd DP
"یک ماه بعد"
خانم هلمستتر؟
سلام
من سیب چروکیده هستم
من خیلی تشنهام
برای من خیلی مهمه که هیدراته بمونم
!نه،خواهش میکنم! فقط از اینجا برو
تو چه مرگته؟
اصلا میدونی که چقدر واسم طول کشید تا این چیزارو درست کنم؟
لوئیس
میشه تو دفترم ببینمت؟
لوئیس ، بذار کاملا واضح بگم
من یه جای خاصی تو قلبم دارم
واسه یک زن جوان و رنگپریده و آشفته والکلی مثل خودت
که به همین دلیل ، بهت یه کار داوطلبانه اینجا دادم
چون احساس کردم که زندگیت یکم راهنمایی نیاز داره
ولی من تحمل نخواهم کرد که تو بیمار هایی که همین الانش هم آسیب دیده هستن ، بترسونی
...پس
اگه اونا هنر درمانی تورو نمیخوان
تو فقط میگی "روز خوبی داشته باشین" و رد میشی
آه ... فهمیدم
باشه
دریافت شد
مسئله اینه که من از اینکه اینجام خیلی هیجان زدهام
بالاخره، من یه چیزی بیشتر از یه کار ساده دارم
من یه حرفه دارم
نمیتونم به اندازه کافی ازتون تشکر کنم
باشه
داشت یادم میرفت
روزنامه تون
اینو نگاه کن
"قاتل کشیش به اعدام محکوم شد" "تاریخ اجرا معلوم شد"
اُه
آره ، شنیدم
فرماندار در مورد انتخاب دوباره جدیه
پس فشار میاره تا اعدام جلو بیوفته
حرکت زیرکانهای هست احتمالا هم باعث میشه کمپینش برنده بشه
اگه از من بپرسی ، یک رسوایی تمام عیاره
ولی در روز انتخابات
فکر کنم تولسون مرده باشه
رچت فصل یک قسمت هشتم "میلدرد و ادموند"
اُه ، متاسفم
اُه ، متاسفم
هی - سلام -
اونجا ندیدمت
...من باید
...دوست دارم که ادامه بدم ولی
فکر میکنم یکم استراحت لازم دارم
...میدونم
...شیمیدرمانی تازه شروع شده
ولی نمیتونم باور کنم که از الان چقدر احساس وحشتناکی دارم
چیه؟
...تو یه نقشه داری
که تو سر کوچک و باهوشت وراجی میکنه
احساس کردم نمیتونم دربارش صحبت کنم
تا زمانی که مطمئن بشم چه بلایی سر ادموند خواهد اومد
...و حالا
...حالا که مقرر شده
...این فصل از زندگیم
به پایان خواهد رسید
و من و تو میتونیم چمدون هامونو ببندیم
به سمت جنوب رانندگی میکنیم
در امتداد ساحل، تموم راه تا مکزیک
مکزیک؟
اُه
اُه ، خوب میشه
...و وقتی زمانش فرا برسه
ما توی بالکن نشستیم
یک مزرعه در ساحل
مارگاریتا ها تو دستمون
...و من میتونم بمیرم
درحالی که خورشید از روی اقیانوس غروب میکنه
...و این خواهد بود
...پایان
...یک فصل زیبای مخصوص
...که میدونم در آن زندگی دراز
و هیجانانگیز میلدرد رچت خواهد بود
اینجوری حرف نزن
واقعا میگم
...این اعجابانگیزترین
... و درخشانترین
ماه زندگیم
بوده
حالا تو به من گوش بده
من چندتا تحقیق کردم
و درباره چندتا پزشک ممتاز شنیدم
که دارن نتایج فوقالعادهای میگیرن
که بیماران سرطانی لاعلاج رو بهبود میبخشن
و اونها توی مکزیک هستن
ما میتونیم تورو درمان کنیم ، گوندولین
...و هر دومون به زندگیمون ادامه خواهیم داد
در کنار هم
اُه ، میلدرد
میلدرد
اُه
به نظر مثل بهشته
مگه نه؟
تو اینجا کار بزرگی انجام دادی ، بتسی
به نظر میاد بیمارستان داره خیلی روان کار میکنه
باید بگم روشی که دکتر هانوور کارهارو اداره میکرد
استاندارد هارو تا حدودی پایین آورد
اُه
من یه دکتر خانم استخدام کردم
این فوقالعاده نیست؟
میدونم به خاطر برادرت اینجایی
احتمالا ازم میخوای که بهت توضیح بدم که مراحل اعدامش
چجوری خواهد بود
بله
اونو از طریق یک راهروی طولانی به اتاق اعدام خواهند برد
و اونو به یک برانکارد خواهند بست
و یک سِرُم به دست او فرو خواهند کرد
و یک سرم دیگه جهت احتیاط که اگر اولی کار نکنه
آخرین مناسک براش اجرا میشه
در مورد اون ، توسط یک کشیش
طعنه آمیزه
در این مرحله ، از ادموند میپرسن که آیا حرف آخری داره که بگه
...من فقط میخوام بگم که
به خاطر کاری که کردم متاسفم
امیدوارم که مرگمن مایه تسلی شما باشه
تزریق تیوپنتال سدیم باعث بیهوشی اون در عرض چند ثانیه
خواهد شد
تزریق دوم پتاسیم کلرید هست
که قلب اونو از کار میاندازه
معمولا ، در عرض چند دقیقه
میلدرد ، تو هرکاری که از دستت میاومد
برای اون انجام دادی
چیزی که مهمه به خاطر داشتنش اینه که اون دو هفته دیگه اینجا وقت داره
و من میخوام اطمینان حاصل کنم که روزهای آخرشُ با کمی وقار زندگی کنه
طویله دکتر هانوور کارش تموم شده
پس میخوام اطمینان حاصل کنم که یک ساعت در روز اونجا باشه
تا یکم کار بکنه
با حیوون ها درد و دل کنه
چرا؟
من خیلی خیلی متاسفم
من پشتتم ، میلدرد
من پشت هردوتونم
روز قشنگیه ، مگه نه ، آقای تولسون؟
این کلهپوک ها نمیذارن وقتی دوش میگیرم ، صابون بزنم
بهداشت کوچکترین مشکل شماست
همونطور که میدونین، بعد از دو هفته شما اعدام خواهیدشد
و باوجود جنایتهای وحشتناکتون
شما یک آدمیزاد هستین که نباید روزهای آخرش را
مبحوس در یک سلولِ تاریک و سرد و دلگیر بگذرونه
و به عنوان یک مسیحی معتقدم که این وظیفه منه
که به تو هر فرصت آخریُ بدم تا با خدا مصالحه کنی
و همینطور زمین زیبای او که تو نتونستی قدرشو بدونی
که به این دلیله که
من به شما اجازه خواهم داد تا هر روز بیاین بیرون زیر نور آفتاب
و هوای تازه و با طبیعت ارتباط برقرار کنین
میلدرد این فکرُ انداخته تو سرت؟
امروز تو در طویله وقت خواهی گذراند
این طویله رویای دکتر هانوور بود
او اغلب از یونانیان باستان صحبت میکرد
که اولین کسانی بودند که از حیوانات برای بالا بردن روحیه افراد بسیار بیمار استفاده کردند
و از اسبها صحبت کرد
با باور به اینکه اونها میتونن با یک نگاه
شخصیت واقعی یک نفر رو بگن
آقایون ، لطفا
یک ساعت وقت داری
کوچکترین مشکلی پیش بیاد ،ماحق داریم بهت شلیک کنیم
آروم ، رفقا
من امروز دنبال دردسر نیستم
اُه ، اینو ببین
اُه
حسابی مراقب اون تخممرغ باش
این تخم مرغ تو هست
هر کاری که میکنی نذار اینو ازت بگیرن
باید تو رو خپل صدا کنن
سلام، خپل
تو دوست داشتنی هستی
واو
سلام
سلام
چیزی نیست ، نترس
به من نگاه کن
منو میبینی؟
من نمیترسم
من نمیترسم
من نمیترسم
من نمیترسم
کیس هیچن
حرف آخری برای خویشاوندان جیمی استراتون داری؟
...آه
آره ، دارم
...من خیلی متاسفم واسه کاری که کردم
ممنون آقای هیچن ، واقعا تاثیرگذار بود
میشه بچرخونینش این طرف واسه من؟
...فرزندم
اسم من جورج ویلبورن هست
من فرماندار ایالت بزرگ کالیفرنیا هستم
و میخوام بهت بگم که وقتی مطلع شدم
که محکوم به اعدام به وسیله تزریق شدی
به خاطر کشتن اون پسربچه هفت ساله ...با خودم گفتم
اون لیاقت اینو نداره
تو لیاقت اینو داری
میدونی این دستگاه قدیمی رو چی صدا میزدن؟
اسپارکی گنده
یه مدت کنار گذاشته بودنش
ولی وقتشه که دوباره برش گردونیم و ازش استفاده کنیم ، حالا ببین
No comments yet. Be the first to leave one.