The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:. .:.:(Faras) فراس:.:.
کیه؟
شرمنده، نمی دونستم یکی اینجاست
این وقت شب اینجا اومدی چیکار؟
چند تا عکس میخوام ظاهر کنم
الان؟
میخواستم قبل اینکه اتوبوس حرکت کنه یه چرت بزنم
من به نگاتیوها می رسم، شما هم راحت بخواب
میشه منم ببینم؟
ممنون
پس اینجوریه؟
اینجوری عکسو ظاهر می کنن؟
تا حالا ظاهر نکردی؟ - نه -
از وقتی تازه واردامون تشریف آوردن
یه بارم کلاب نرفتم
اصلاً چرا عضو شدی؟
میخواستم دل یونگ جین رو ببرم
نمی پرسی چرا دَکِش کردم؟
حتماً دلیل داشتی
از اونی که فکرشو می کردم خسته کننده تر بود
خیلی هم انحصارطلب بود
جادوگری هستیا واسه خودت
ولی
چرا باید نصف شب ظاهر کنی عکسا رو؟
چون ساکته
تازه اینجوری طلوع آفتاب هم می بینم
اسمت چیه؟
تو مهمونی خوشامدگویی دیدیم همدیگرو، ولی اسمتو یادم نیست
پارک سونگ جونم
سونگ جون
منم لی هیونا هستم
،احتمالاً از بس یونگ جین بهم گفته دیوونه
.منو میشناسی
نمیخوای بگی "اینطور نیست"؟ - اینطور هست -
!روشو برم
!چقدر آدم
با مردم زود اخت میشی؟
نمی دونم والا
بعضی موقع باهاشون حال می کنم، بعضی موقع نه
همیشه اینقدر جدی هستی؟
وقت رفتنه
.پس بگو چرا این ساعتُ واسه کار انتخاب می کنی
اگه مختو بزنم، عاشقم میشی؟
نه
چرا نه؟
از روابط پیچیده بدم میاد
در ضمن شما به سلیقه ی من نمیخوری
مگه سلیقه ت چی هست؟
کسی که دلش فقط با یه نفر باشه
خب منم دلم با یه نفره
فقط اون یه نفر هی عوض میشه
زود قضاوت نکن؛
ممکنه منم به سلیقه ت بخورم
بسکتبالت خوبه
فعلاً
کی بود؟
هدف جدیدت؟
هنوز نه. هدف نهاییمه
هدف نهاییت؟
هنوز خیلی احساساتی ام؛ نمی تونم فقط رو یه مرد متمرکز بشم
ولی میخوام مقصد نهاییم ایشون باشه
.ماشالا
.هر چقدر هم کارِت درست باشه، این یه مورد رو نمی تونی
حالا می بینیم
.می تونم یا نه
دیگه نمی خواستم منو اینجوری ببینی
دارم از خجالت آب میشم؛
تو تا حالا خیلی منو توی این وضع حقیرانه دیدی
بله
اشتباه می کنی
اشتباه می کنم؟ - اونطوری که تو فکر می کنی نیست -
من به چی فکر می کنم؟
گفتم به چی دارم فکر می کنم؟
اینجا شرکته
خونه حرف می زنیم
تو دیگه کی هستی؟
تو این وضعیت چطور میتونی خونسرد باشی؟
من توضیح میدم
یه کم بدهی دارم
مادرم ورشکست شد
سر همین اوضاع خیلی به هم ریخت
از کِی؟
.چند وقتی میشه
برای همین برگشتم سر کار
پول لازم بودم
چرا بهم نگفتی؟
...باید
می گفتم؟
اینقدر بلا سرم اومده بود که
یه لحظه زد به سرم
هنوز نرفتی؟
نمونه های نمایشگاهن؛
میخواستم زودتر بررسیشون کنم
بفرما
برچسب امنیتی
سلام قربان
نه، درخدمتم
باید مدارکو ببینم که قطعیشو بهتون بگم
ده دقیقه ی بعد بهتون زنگ می زنم
هیونا
طبق قوانین با من برخورد کن
اخراج بشم هم حرفی نیست
گزارشی که برای تایید فرستادی رو
لغو کن
تاریخچه رو هم پاک کن
به هر حال نمی تونستی تاریخچه کاری که کردی رو همینطوری ول کنی و باید این کارو تموم می کردی
تو آدم باهوشی هستی
نمی دونم
دیگه به خودمم اعتماد ندارم
دیگه نمی خواستم منو اینجوری ببینی
دارم از خجالت آب میشم؛
تو تا حالا خیلی منو توی این وضع حقیرانه دیدی
بله؟
یعنی واقعاً اینقدر دوستِ به دردنخوری بودم؟
که نتونستی بهم بگی داره بهت سخت میگذره؟
تو همیشه باید
رهبر باشی؛
باید همه چی رو بدونی، به همه کمک کنی
و همه هم باید دوستت داشته باشن
درست نمیگم؟
خسته ام
شرمنده ولی فعلاً تواناییِ
مقابله با موضوع رو ندارم
برای همین بهت نگفتم
تو چی؟
چی اومد تو سرت؟
فکر کردی با سونگ جون رابطه دارم؛
نه؟
:از خودت بپرس
تو به من اعتماد داری؟
برو داخل
من به هم ریخته بودم، زیاد خوب برخورد نکردم
بریم
میرم یه کم هوا بخورم
الان؟ - تو بخواب -
تموم شده
کسیه که من می شناسم؟
نه
دلم میخواد بمیری
فکر کردی با سونگ جون رابطه دارم؛
نه؟
هر وقت به اجازه ی فوری نیاز داشتین، این به دردتون میخوره
،اگه تیم امنیتی بفهمه توبیخ میشم
برای همین میذارمش زیر گلدون که فقط تیم ما ازش استفاده کنه
... کامپیوتری که اون پیام ازش فرستاده شده
مال توئه
سلام
صبح بخیر
بله پارک سونگ جون هستم
بله قربان
بله
بله؟
فروش اثاثیه منزل همه جا در حال افزایشه
تصمیم داریم با برندهای برتر داخلی همکاری کنیم
و یک کمپین بازاریابیِ وی آی پی - محور راه اندازی کنیم
ها این روزا VIP یک طراح داخلی رو که
به شدت قبولش دارن دعوت می کنیم
تا در مورد ترند ها توضیحات مفصلی رو ارائه کنه
بعد برای هر شعبه
یک رقم ایده آل مشخص می کنیم
این به ارزیابی پایان سال مدیر مسئول هر شعبه کمک می کنه
دستور جناب مدیره
های شُعَبه VIP وظیفه ی مدیر مسئول مدیریت
اگه مجبورشون کنین یه برند خاص رو تبلیغ کنن
حتماً صداشون درمیاد
ضمناً، کارهای مدیرا به تیم ما مربوط میشه
تیم بازاریابی نباید اونا رو ارزیابی کنه
.برای همین گفتم دستور ویژه ی جناب مدیره
الان وقتِ به رخ کشیدن موقعیت نیست
باید محکم عمل کنیم
...VIP با توجه به سلایق اعضای
متوجه شدم
جزئیاتو که بررسی کردیم خبرتون می کنیم
من به شما اعتماد دارم، خانم نا. حداقل با شما میشه صحبت کرد
ما اینکارا رو برای خودمون که نمی کنیم، برای شرکت می کنیم، مگه نه؟
باشه، ببینیم چی میشه
قبول نکنید
سرشونو انداختن پایین، اومدن اعضای ما رو بررسی کنن
این یعنی از این به بعد قراره هی تو کارامون سرک بکشن
اگه چیزی نگیم فکر می کنن خدمتکارشونیم
ما از مدیر "ها" دستور می گیریم
به این راحتیا نمی تونیم بگیم نه
چطوره درخواست بازاریابی رو قبول کنیم؟
اگه دستور مدیر ها باشه
هیچ شرط دیگه ای رو قبول نمی کنن
اگه اینقدر راحت طلب باشی از پشت بهت خنجر می زنن
بعضی موقعا باید مقاومت کنی
از صراحتتون خوشم میاد
ولی ممنون میشم بیشتر مراقب حرفاتون باشید
معذرت میخوام
رئیس از قبل وافقتش رو اعلام کرده؟
چون الان خارج از کشور هستن، در حال حاضر کار زیادی از دست من برنمیاد
برادرم برای یه بارم که شده باهوش بازی درآورده
...شما راهی بلدین
که اوضاع را به نفع خودمون بچرخونیم؟
خانوم نا- بله؟-
نتایج گزارش شده از نمایشگاه محصولات
حالتون خوبه؟
چرا می پرسی؟
اون موقع به نظر میرسید اوضاع بین شما و خانوم لی یکمی نامیزونه
No comments yet. Be the first to leave one.