The first 200 lines.
تب لاتاری به صورت رسمی در "سوتلند" بالا گرفته
جایزه بزرگ لاتاری طلایی مردم اهل لس آنجلس رو وسوسه کرده
که برای گرفتن بلیت آخر لحظه ای این لاتاری
خیلی سریع به مراکز فروش مراجعه کنند
اینبار منو برنده کن ، رِی
به این یکی بلیت حس خوبی دارم
به نظرم امروز هردومون برنده بشیم
مردم باید یه چیزی بگم
باید بهتون بگم که خودتون رو خسته نکنید
چونکه بلیت برنده دست منه
برو بچه
اوه خدای من
خدایا خواهش میکنم لطفا این آرزوم رو برآورده کن
فقط همین یکی
-جلوتو نگاه کن - از خیابون بیرون برید
اونو بده به من
911 مورد اورژانسی تون چیه ؟
یه مرد از ساختمون خودش رو به پائین پرت کرد ، و روی ماشین من افتاد
دقیقا کجایید خانوم ؟
چهارمین بلوک از خیابان اصلی...
چند لحظه صبر کنید... اوه خدای من ، اون زنده است ! اون زنده است !
بری جانسون 57 ساله
به نظر میاد بعد از ناهار دچار بحران وجودی شده
همه ی پولهاش رو از پشت بام به پائین ریخته بعدم تصمیم گرفته از اون بالا بپره
تا الان 20 تا لایو و استوری گرفته (ایسنتاگرام)
20 تا استوری؟ چطوری ممکنه ؟
یه تعداد عابر بیمار و طمعکار هم داریم
مطمئن نیستم بتونید از پس اینا بر بیاید
به کاپیتان بستگی داره
کاپیتان موقت
من موقتیم نا زمانی که بابی برگرده
آره واسه خودت خیالبافی کن باک
خیلی خب این مورد وخیم با من
آها درسته من کاپیتانم ، هن ، ادی شما مواظبش باشید
باک تو با جان برو زخم های سطحی رو درمان کنید
- اهرم رو بیارید -خیلی خب ، بری
من میخوام بهت یه مسکن بدم باشه ؟
دردت رو یه کم کاهش میده
ولی ممکنه هنوز درد رو حس کنی
نمیشه منو بیهوش کنید ؟
ببخشید ولی باید به هوش باشی
هردو پا شکستگی داره
ولی عصبش قطع نشده
حداقل یه چیزی برام مونده
همه ی اینارو به فال نیک بگیر ، بِری
منظورم اینه که احتمالا ستون فقراتت آسیبی ندیده
خانوم شما گفتید که وقتی اون افتاده صحنه رو دیدید ؟
-بله -چطوری سقوط کرد ؟
با پاهاش سقوط کرد
حتی نتونستم اینکارو هم درست انجام بدم
به هر حال این مورفینی که تزریق کردی عالیه
کسی رو داری که باهاش تماس بگیری؟
همسرم منو ترک کرده و بچه هام ازم متنفرن
و تنها دوستم ازم سوء استفاده کرد دفعه بعدی ، اول ازشون اجازه میگیرم
به هر حال تو این همه پول داری
چرا اون پولارو از پنجره پرت کردی؟
اون پول ها زندگی منو خراب کردن
یه سال پیش فکر میکردم پول میتونه همه ی مشکلاتم رو حل کنه
فقط مشکلات رو چند برابر کرد
صبر کن
سال پیش چه اتفاقی افتاده ؟
من برنده لاتاری شدم
باید مواظب باشیم که داریم چی آرزو می کنیم
نگاش کن
احساس میکنم لاتاری برنده شدم
پسرمون به نظر خوشحال میاد
حاضرم قسم بخورم این بچه کلا خوشحال به دنیا اومده
اصلا نمیدونم این اخلاقشو از کی به ارث برده
از من
- از تو ؟ - اوهوم.
از آقای غمگین ؟
خب خداروشکر باهوشیش رو از تو به ارث برده
و قیافه جذابشم از من بهش رسیده
اوه نه بابا
خیلی خوشحاله که تو کنارشی
- واقعا؟ - هردومون خوشحالیم
ادی ؟
داریم چیکار میکنیم ؟
منظورت چیه ؟
دوست دارم بدونم از زندگی چی میخوای؟
همینو
میخوام یه روز خوب رو با پسرم و مادرش کنار ساحل بگذرونم
خب نقش من تو زندگی تو همینه ؟
مادر کریستوفر
چونکه ... ببین ... اگه فقط همین باشه هم واسه من کافیه
من فقط...
میخوام بدونم
شانون
نمیدونم
ماه های که گذشت واقعا خوب بوده
خیلی خوب ... واقعا نمیدونم
فکر کنم فقط منتظر یه نشونه ام
یه چیزی ... که بهم راه رو نشون بده
فکر کنم ممکنه حامله باشم
سلام
- صبح بخیر کاپبتان -صبح بخیر گروهبان
- داری چکم میکنی ؟ - نه اصلا
فقط یه کم به اوقات فراغت زندگیت حسودیم میشه
اوقات فراغت ؟
حتما داری شوخی می کنی ؟ من دارم روی یه پروژه عظیم سرمایه گذاری می کنم
که اصلا بهم اجازه نمیده در مورد چیزای دیگه فکر کنم
و اینقدر بی ارزشه که داره آینده شغلیم رو
-ازم میگیره... -اوه واقعا
آره من دارم واسه جشن عروسیمون برنامه ریزی می کنم
البته ، بدون نظر تو هیچ تصمیمی
-نمیگیرم - نه
راحت باش ، همه چی رو به جز لباس عروس انتخاب کن
تمام چیزی که من از روز عروسیمون می خوام فقط بودن تو و بچه هاست
- و بقیه جزئیات ؟ به عهده خودن - می دونی
نکته مثبت این تعلیق اینه که من فرصت پیدا کردم
که واسه عروسیمون تمرکز کنم
و موقعیت مناسب رو برای عروس خانم فراهم کنم
اینجوری که خوب صحبت میکنی
به نظر میرسه کمیته تحقیقات در مورد تعلیق خیلی اشتباه کرده
مواظب خودت باش گروهبان ، دوستت دارم
منم دوستت دارم
- سلام -سلام ، من اذیتت کردم ؟
اگه ناراحتت کردم بهم بگو
نه تو اذیتم نکردی
خیلی خب ، کی میخوای برگزدی؟
نمیدونم باک ، ممکنه دیگه برنگردم
اصلا قابل قبول نیست
ما میخوایم که اتهاماتت برطرف بشه ، شاید بتونم با فرمانده صحبت کنم
میدونی ، مثلا به طرفداری از تو شهادت بدم ، که بهت کمک کنه ، باشه ؟
اگه اینکارو کنی احتمالا تو هم تعلیق بشی
ما نیاز داریم که تو برگردی بابی
اون ایستگاه بدون تو نمیچرخه
خب الان ما باید همیچنان توی صف باشیم ؟
-بس کن بابی - باک ، دوتا شیفت هست
ولی فکر میکنم اینکه چیمنی مسئولیت شما رو به عهده داره برای همتون خیلی بهتره
اون دوستتون هست
آره چیمنی دوستمه
کاپیتان هان موقت
- واقعا یه هیولاست -گوش کنید
کار امروز ما
نگهداری از شیلنگ هست
من نیستم
اون فقط میخواد بحث کنه
بحث کنه ؟ یا دیوانه قدرت باشه ؟
این روش صحیحی واسه اینکار نیست بچه
ببین تا یه هفته قبل چیمنی یکی از شما بود
ولی الان مسئولیت همه ی شما با اونه
این تطبیق دادن اولیه با محیط واسه همه پیش میاد
خب دقیقا این تطبیق دادن با محیط چقدر زمان میبره کاپیتان ؟
چون مسئولیت های چیمنی داره منو دیونه میکنه
خیلی خوب و جمع و جور شد
خط ها از بین رفت
داری نگاه میکنی باکلی؟
آره
اصلا خوب نیست ، شبیه شما نیست کاپیتان
نباید ازش انتظار داشته باشی که شبیه من باشه
باید باهاش صحبت کنید
اینم از استیک گوشت ...
اوه آتیش گرفت...
چیم برو کنار
واسه شام چی داریم ؟
خیلی خب آروم باشید به تعداد همتون هست
شاید الان بهترین زمان واسه فکر کردن به
آموزش جمع کردن شلنگ باشه ، آهای تو
ایستگاه 118 شام رو مثه یه خانواده میخوره حتی اگه این پیتزای مزخرف باشه
بشین دیاز
ببخشید کاپیتان دیگه تکرار نمیشه
من فقط همونجا نسیتم
اصلا نمیدونستم چی باید بگم
ابل درک هست
مطمئنی که مزاحمت نشدم ؟
- نه مشکلی نیست - نمی دونم کاپیتان
یه بچه ی دیگه ؟
منظورم اینه اصلا آمادگی یه بچه دیگه رو داریم ؟
واسه اولیش امادگی داشتید ؟
نه ، من...
من اینو می دونستم که واقعا دوستش داشتم
ولی فکر میکردم آمادگی ازدواج رو ندارم
اگه شما دوتا تصمیم گرفتید که یه بچه ی دیگه داشته باشید
از پسش برمیاید
ما میدونیم که تو پدر فوق العاده ای هستی
فکر کنم سوال اینه که ایا میتونم همسر خوبی باشم ؟
آره اینم یه سوال دیگه هست
آماده ای که این سوال رو بپرسی؟
نمیدونم ، فقط یه رقص مسخره هست
احتمال داره اصلا بیخیال بشم
تو از اون دختر خوشت میاد
خب ازش درخواست کن که باهات قرار بزاره ، ببین چی میشه
- اگه مسخرم کرد چی ؟ - اگه مسخره نکرد چی ؟
فکر میکنی وقتی که من از مامانت خواستم باهام قرار بزاره استرس نداشتم ؟
- تو ماشین آتش نشانی داری -آره دارم
یعنی ... داشتم
- همشون ازم متنفرن - اونا ازت متنفر نیستن چیم
چرا هستن
- بدموقع مزاحم شدم -نه مشکلی نیست
میدونی وقتی که فرمانده از من درخواست کرد که مسئولیت رو به عهده بگیرم
فکر کردم خیلی باحال میشه ، میدونی؟
چند هفته رئیس بازی درآوردن واسه همه
باک رو مجبور کنم ماشینم رو بشوره ، چرا نباید دوست داشته باشه ؟
ولی ظاهرا همه چیز یه جوره دیگه ست
بعضی وقتا رئیس شدن کار آسونی نیست
میشه نظرم رو تغییر بدم و دیگه رئیس نباشم ؟
و به همون دوست قبلی که بودم ، برگردم
یه کاپیتان خوب کسی هست که راه هردوتاش رو پیدا کنه
فکر نمی کنم بتونم از پس اش بربیام
No comments yet. Be the first to leave one.