The first 200 lines.
اگه نذاشته بودی ،کسی ببینتت
این اتفاق نمیافتاد
باشه، اشتباه از من بوده
حالا میخوای چیکار کنم؟
گندی که زدی رو خودت تمیز کن
قانونیه که سرش با هم به توافق رسیدیم
دقیقاً باید چیکار کنم
انتهای این جاده یه دره هست
اونجا از شرش خلاص شو
و بعد خودت رو تحویل بده
بگو وقتی داشته برای نجاتِ جونش فرار میکرده از دره افتاده
یه وکیل خوب واست حکم خوبی میگیره
حرفم پیشنهاد نبود
بیا بگیم دو هیونسو اینکار رو بکنه
چی؟
گفتی هر کاری که بهش بگی میکنه
،اگه میخواستم
میتونستم تو رو همین الان بکشم
دوباره هیچوقت اسم هیونسو رو نیار
فهمیدی؟
همه کاری که باید بکنی اینه که به حرفم گوش بدی، اونم بدون هیچ سوالی
اگه اینکار رو بکنی، میتونی ...برای دههها
از زندگیت لذت ببری
شنیدی؟
پس کاری که باید بکنی رو بکن
به نظر مظنون رو میشناسید
کسی هست که به ذهنتون بیاد؟
خانم گونگ
بله. یکی هست
فقط یه نفر
و اون شخص کیه؟
دو هیونسو
دو هیونسو؟
خانم گونگ؟
...همه اینا از
دلرحمیمون شروع شد
چون خانواده ثابتی نداشت دلمون براش سوخت
مثل این بود که پسرمون برگشته
،میدونید، اون موقع
شوهرم و من به کسی احتیاج داشتیم که بهش توجه کنیم
،و برای پانزده سال
...هیونسو
...به عنوان پسرمون
بک هیسونگ زندگی کرد
،از این لحظه به بعد
من به کسی اعتماد نمیکنم
میخوای چیکار کنی؟
ممنون میشم اگه دستهات رو خیلی آروم بلند کنی
مطمئنم میدونی منظورم چیه
عزیزم، اینکارو نکن
این کارها تو رو به جایی نمیرسونه
...واقعا فکر میکنی
میتونی با صحبت مانعم بشی؟
برو سمت مانیتور؟
همه کابلها رو بیرون بکش
چهار تا کابل هست
بهم سه روز وقت بده
نه، یه روز
قول میدم برگردم
تو الان چاقو گذاشتی روی گردنم
...میخوام فرار کنم
و این بهترین راه بود که نشون بده تو همدستم نیستی
چطور جرات میکنی !روی گردنم چاقو بذاری
چاقو نقرهای که تیز نشده
فقط میتونه کاغذ ببره
و من قرار بود از کجا بدونم؟
چیزی که واسم مهمه اینه که تو الان جونم رو تهدید کردی
درسته
ما فقط چهارده ،ساله که همدیگه رو میشناسیم
پس معلومه که از نیاتم باخبر نیستی
...اما من فکر کردم
حداقل بتونی با خودت دو دو تا چهار تا کنی
الان از دستم عصبانیای؟
معلومه که اصلا حق عصبانی شدن ندارم
...اونم نه وقتی که یه احمق دست و پاچلفتیام
که اثرانگشتم رو میذارم که !همکارهای همسرم پیداش کنند
الان وقت احساساتی شدن نیست
من؟
فکر میکنی من احساساتی شدم؟
،نه
الان در منطقیترین حالت ممکنم
متاسفم
جانگ میسوک زنده است
چی؟
پیش یوم سانگچوله
چه چرت و پرتی داری میگی؟
پلیس داره میاد اینجا، پس وقت نداریم
نمیتونم با جزئیات توضیح بدم
،جیون
...خودم همدست رو میگیرم
و برمیگردم پیشت
نه، نمیذارم بری
دوربین مداربسته
دوربین مداربسته رو چک کنید
فیلم رو دوباره پخش کن
رو دوربین یک زوم کن
وایسا
کمد
کمد چی؟
نمیتونه جای دوری رفته باشه
بهشون بگو که وضعیتمون اضطراریه
چشم
وضعیت اضطراری داریم سانسورو 67، ماپوگو
مظنون به قتل همسرش رو گروگان گرفته و فرار کرده
مظنون یه مرد در دهه سی سالگیشه
و قربانی هم یک زن در دهه سی سالگیشه
خواهش میکنم. هنوز خیلی دیر نشده
بیا بریم بیرون
اگه دستگیر شم جانگ میسوک میمیره
باید بفهمیم کجا رفتن
شما دو نفر برید مرکز کنترل - اطاعت-
و تا وقتی که تیم نظارت برسه مراقب ورودی باشید
اطاعت قربان - چشم -
چی داری میگی؟
جانگ میسوک زنده است؟
و چرا اون میمیره؟
قبل از اینکه بهت بگم اول دستبندم رو باز کن
اول توضیح بده
فقط یه روز لازم دارم
قسم میخورم برمیگردم قول میدم
میخوای توی این یه روز چیکار کنی؟
همه چیز رو برمیگردونم سرجاش
من، جانگ میسوک
و همدست
همهمون برمیگردیم سرجامون
جیون، باید بهم اعتماد کنی
پس منو با خودت ببر
چی؟
میخوام به حرفت گوش بدم
اینطوری؟
فقط تا این حد میتونم باهات راه بیام
باشه، بریم
صبر کن - چیه؟ -
پول نقد لازم داریم
صبر کن
اون فضای پشت کمد چی بود؟
بهم بگو
دیگه از چی خبر ندارم؟
میشه اول دستبندم رو باز کنی؟
اینطوری راه رفتن سخته
میدونم میخوای فرار کنی و منو اینجا ول کنی
اینقدر سخته بهم اعتماد کنی؟
نه، فقط اینکه من تو رو خوب میشناسم
پس حداقل اینو از گردنت دربیار، باشه؟
با عقل جور درمیاد؟
شماها داشتید روی پرونده قتل سریالی شهر یونجو دوباره تحقیق میکردید
اما نمیدونستید که دو هیونسو دقیقا کنارتونه؟
اونوقت اسم خودتون رو میذارید پلیس؟
چطور میتونید اینقدر احمق باشید؟
واحد پروندههای راکد نتونسته بوده اون رو واسه بیست سال پیدا کنه
اونوقت ما از کجا باید میدونستیم که اونه؟
.جادوگر نیستیم که پلیسیم
پانزده سال به عنوان یه نفر دیگه زندگی کرده، 15 سال
!بازم
الان کارآگاه چا در خطره
در حال حاضر باید روی نجات اون تمرکز کنیم
...در مورد کارآگاه چا
مطمئنید واقعا خبر نداشته؟
این دیگه چطور سوالیه؟
هیونسو اونو گروگان گرفته
وقتی جیون در مورد ...هویتش فهمید
دو هیونسو عقلشو از دست داد
ووچول، تو و همتیمیهات تنبیه انضباطی میشید
بله
هرکاری میتونید برای دستگیری دو هیونسو بکنید
بله، قربان. حتی حرفشم نزنید اوضاع حسابی قاراشمیشه
ووچول
واقعا کاراگاه چا نمیدونسته، نه؟
وقتی که دو هیونسو در مورد ...یوم سانگچول بهمون خبر داد
اون اصلا چیزی نمیدونست، نه؟
جهسوپ، دستش رو ول کن
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
تو همه چیزو میدونستی
...و سرمون شیره مالیدی تا
کارها رو به روش تو انجام بدیم
...تو
بهمون دروغ گفتی
بله، درسته
اون چیزی نمیدونسته
اول، باید بفهمیم که دو هیونسو کجاست
گروه یک و دو، دوربینهای مدار بسته ...شاهدها، و دوربینهای ماشینها رو چک کنید
تا بفهمید کجا رفتن
گروه سه. حواستون به تاریخچه تماس استفاده کارت اعتباری
و درمانهاش توی بیمارستان باشه
گروه چهار و پنج، برید سراغ آشنایان دو هیونسو
مهمترین چیزی که باید ...خاطرتون بمونه اینه که
اون کارآگاه همکارمون رو گروگان گرفته
...امنیت کارآگاه چا
،باید اولویت اولمون باشه روشنه؟
بله قربان - بله قربان -
برید سرکارتون
پوست دستتون عرقسوز میشهها
چی؟
،همیشه میخواد باهام باشه دوست دخترمه
هر موقع از هم جدا میشیم نگران و مضطرب میشم
عزیزم، همچین چیزهایی دیگه مسائل خصوصیاند
بیا بین خودمون نگهش داریم
!نه! نه
چرا اینکار رو میکنی؟
ساکت باش - چرا اینکار رو میکنی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.