The first 200 lines.
تنها چيز لازم در پيروزي شيطان براي مردان خوب اينه که هيچ کاري نکنن "ادموند بورک"
پارسيفال" آرزويي آلماني است"
...ترکيب قـــدرت ...عزم و اراده و صداقـــت
!سلام، آقايـــون
..."فرزندم، "آدولف
اون عادت کرده تا قبل از اينکه بازنشته بشم روي ميزم باشه
به همين دليله که شما بايد از خودتون در مدرسه کار بکشين
! احمق خنگِ پير
اون تو اين سنش براي داشتن يک پسر کاملا نُرماله
لعنت خدا بر من به خاطر ازدواج برادر زاده ام
عمو، مزخرف نگو
تو دست آخر به چيزي که ميخواي ميرسي
....تو يه نقاش ميشي. يه هنرمنـــد
!هر چيزي که بخواي ! اه، نابغه ي کوچيکم
تو، کوچولوي عوضي ! تو دوباره کندوم رو سوزوندي
عمو. ميدوني چي فکر ميکنم؟
من فکر ميکنم ما بايد اون رو از مدرسه ببريم
اون تو هنر خيلي با استعداده
و علوم و رياضي رو ميخواد چيکار؟
عمو؟
عمو. چي شده؟
!اه، خداي مـن
آدي"، آدي" سريع بيا به پدرت کمک کن...عمو؟
من ميخوام برم "وينا" ، مادر - چي؟ -
من ميخوام برم "اپرا" رو ببينم يه "اپراي" بزرگ
من ميخوام در آکادمي "هنرهاي زيبا" درس بخونم
اونجا خيلي دوره گم ميشي
من شنيدم اونجا مغازه هاي يهودي زيادي و کولي ها سواستفاده ميکنن
! من يه پسر بچه نيستم، مادر
اون خيلي مريضه اون تا کريسمس زنده نميمونه
اون سرطان پستان داره
اين دروغه
ميدونم سخته
اون هرکاري ميکنه تا کارم رو خراب کنه
دوباره شروع ميکني
در پايان 30 دقيقه، من طرح هارو جمع ميکنم ....و فردا
اسامي کساني که اين مرحله از
امتحان رو ردن شدن، روي در نصب ميشه
تو امتحان طراحي رو خوب دادي؟
تو قبول شدي؟
يه روزي من بايد يه نقاش بزرگ بشم، مادر
ميدونم ميشي
..آنجلا
...من ميدونم اون تنها برادر ناتَنيت هست
اما ازت ميخوام مراقبش باشي همونطور که اگه اون جاي تو بود
اون خيلي احساساتيه
من نميدونم اون چطوري بدون من زنده ميمونه
بله
آمين
آدي"، ميدونم اين سخته" اما تو بايد قوي باشي
بهم نگو چطور باشم
تو اون رو دوست نداشتي
اون فقط نامادريت بود
تو نميدوني چطور بايد يکي رو دوست داشته باشي
تو فقط يه تنه لَشي يه دهاتي
خدا هيچي رو به غير از فاحشه هايي مثل تو نيآفريده
"متاسفم، آقاي "هيتلر شما شيوه برخوردي ندارين
شما مثل يه سنگ هستين هيچ احساسي ندارين
شايد بهتر بود معماري يا تئاتر رو سعي ميکردين واقعا متاسفم
من يه کلاس دارم که بايد درس بدم
..با بهترين آرزوها
من خوبم. من فقط دنبال ميراثم بودم همش همين
ميدونين، اين تقصير يه يهوديه
اونا به کشورمون هجوم آوردن نون رو از خونه هامون ميدزدن
فقط از شهردار بپرس
حرف خوبيه، آقاي دکتر
! اونها گرگن - گوش کنيد، گوش کنيد -
!حيوانات وحشي در شکل انسان
! سوپ ! سوپ
ميدوني،همش تقصير اوناست
اونا به کشورمون هجوم آوردن لقمه رو از دهنمون گرفتن
و ما اينجاييم ! آلماني و گرسنگي
اين خنده دار نيست - ...متاسفم، من فکر کردم -
من فکر کردم شما يه يهودي هستين شما مثل يکيشون هستين
!يالا، بلندشو از تختتون بلندبشين، يالا
ده دقيقه وقت دارين تا از اينجا برين
...به عزيزترين خواهرم "
مطالعاتم، اينجا خيلي خوب پيش ميره هنرم داره يه عالم توجه جلب ميکنه
قبل از اينکه بدوني من معروف ميشم
من بي صبرانه منتظر تولدم هستم بعد از اينکه ارثم رو بگيرم
خوشحال ميشم که شما تنهايي بياين؟
من در ايستگاه قطار منتظرت هستم "...زير ساعت بزرگ
آدي؟ تويي؟
آنجــلا
خوشي..چي شده؟ من فکر کردم که گفتي حالت خوبه
..يه خورده بد شانسي تو اون رو داري؟
اميدوارم بودم چيزي داشته باشي بگي تو ميتونستي بياي خونه
"به عموت سلام کن، "گِلي
اون دختر خجالـتي هست اما خيلي مهربونه
خب، کاره يهودياست..کاره يهودياست اونا گالري هارو راه انداختن اما نقاشي هام رو نخريدن
لهستاني ها...اونا کار ميکنن...و من هم نتونستم کار پيدا کنم
وحشتناکه..ميدوني تو "لينز" يه عالمه کاره
اه، داري شوخي ميکني - نه، من جدي ام -
اينجاست تولدت مبارک
پدرمون سخت براي اين تلاش کرد
! "لينز" آخرين جاييه که ميرم
تو نميتوني اينجا بموني
البته که نه. هر چه سريعتر اين خرابه ي نژاد پـرستا رو ترک ميکنم
من جاييه که آلماني هاي واقعي باشن، راحت ترم
جنگ! جنگ! ترور دوک هاي اتريشي ! منجر به جنگ شده
نزديکتر بيايين
بزارين صحبت کنم
انگليس، فرانسه و روسيه در حال پيوستن نيروهاشون، عليه اتريش متحد ما هستن
ما بايد با اتحاد بايستيم
و براي فداکاري آماده بشيم
جونمون هيچه و کشورمون همه چيزه
!ما الان تنها آلماني ها هستيم
!جنگ! جنگ! جنگ! جنگ
"تبريک ميگم، سرجوخه "هيتلر
از اونجايي که شما جزو 600 نفري ...هستين که از غسل آتش زنده موندين
باعث افتخارمه که شما رو به درجه ي "سرجوخه" ترفيع مقام بدم
ممنون، قربان - به جنگ خوش اومدي -
من يکي از شما رو احتياج دارم تا يه پيغام رو برسونين
اينجا، گروهبان
پايين بمون پايين بمون
اينو به ستوان "گادمن" در سمت فرماندهي برسون
منتظر جواب بمون
بشين
بشين، "فاکسل"، بشين
!بشين
"به نظر ميرسه نامزدت با خودش درگيره، "آدي
فاکسل"، بشين، بشين"
تو منو از خودم بيزار ميکني
تو سعي کردي منو تحقير کني
!تو بايد ياد بگيري ...تا بشيني...زمين
کافيه
همه کشته شدن همه ي گروهان از بين رفته
گروهانم البته به جز مــن
! حتي سگم، "فاکسل" کوچيکم
..فقط چند ثانيه قبل از اينکه بمب به زمين بخوره
اون منو از اونجايي که ميدونست به بيرون راهنمايي کرد
اون خيلي دوست داشتنيه ...خيلي مهربونه
و بعدا در يک چشم به هم زدن...اون رفت
نه، نرفت
من فکر ميکنم...اون تو خورشته
متاسفم
فقط بهش شليک کن - شوخي ميکني -
!تپانچه رو بزار رو پام...و بنگ
بليط خونه
براي هر پايي که شما بهش شليک ميکنين، ده نفر ميميرن براي اينکه شما اونجا نيستين تا ازشون محافظت کنين
جنگ ها تموم شده اند
زمين تسليم شده.. زميني که ما با خون و فداکاري بُرديم
!که برادرانتون براي اون مردن
! و شما اونجا نشستين کارت بازي ميکنين
سرجوخه، کافيه - شما زندگيتون رو مديونين -
من از کنار اين نميگذرم ...شما به اندازه ي کافي قدم زدين
من براتون مرخصي ميفرستم من از تو ميخوام صبح بري
بله، قربان
(پسيفيست ها (صلح جو ...مارکسيست ها
...سوسياليست ها
يهوديا
اونا الان خودشون رو "کمونيست" مينامند و اونها همه جا هستن
به جز اينجا در جبهه
کي تو مغزت شاشيده؟
لطفا
تو هيچ سرباز يهودي رو ميشناسي؟هممم؟
اطرافت رو نگاه کن. کسي رو ميبيني؟
..."من يهودي ام، "آدي
و پس خفه شو و غذات رو بخور
اين بايد در اسرع وقت برسه
وقت زيادي برامون نمونده اين خطرناکه
اما اگه انجامش بدي تو لياقت "صليب آهني" رو داري
بله، قربان - خدا همراهت باشه -
بله، سرجوخه؟ - هيچي، قربان -
من از دستوراتتون پيروي کردم، قربان
من لياقت اين مدال رو دارم من زندگيمو به خطر انداختم
ما هممون زندگيمون رو به خطر انداختيم ...هر روز
شما حرفتون رو زدين، ستوان - ...باور کن. اگه به خاطر خودم بود -
حرفتون رو باور کردم
اگه کس ديگه اي بود، ميخنديد
منظورت از اين حرف چيه؟ - من هميشه براي مردمتون ايستادم -
وقتي يکي ميگفت ..."اه، تو نميتوني بهشون اعتماد کني"
...من به شما اشـاره کردم، قربان
نفس عميق بکشين، آقايون شما تقريبا ميتونين عطر فرانسوي ها رو حس کنين
صبر کنيد تا به پاريس برسيم
! توجه - ! قربان -
عصـر بخير، آقايون
من اينجام تا بهتون بگم همه ي شما فردا صبح، منتقل ميشين
ما به جبهه ي شرقي منتقل ميشيم- اما قربان، ما فقط 50 کيلومتر با "پاريس" فاصله داريم -
اونا فکر ميکنن که ما داريم عقب نشيني ميکنيم
اينا دستورات ژنرال "هيندربورگ" ـه، سرجوخه
پاداشت هم اينجاست حالا برو به افراد خط مقدم بگو
!قربــان
هيچ راهي نيست تا يه جنگ رو ببري
!گاز خــردل
!ماسک هارو بزنيد
!گاز خــردل
!ماسک هارو بزنيد !گاز خــردل
شما کور نيستين، سرجوخه گاز اينکارو نميکنه
اون چشم ها رو ميسوزونه پلک ها رو وَرَم ميکنه
وقتيکه ما اين بانداژ ها رو باز کنيم شما بهتر از هميشه ميتونين ببينين
چقدر طول ميکشه تا برگردم؟ من بايد برگردم... به مرز
بهش فکر نکن به آينده فکر کن
تو زن داري؟ نامزد چي؟
! من وقت ندارم. بايد برگردم من بايد به مرز برگردم
با هُل
يه پيغام، آقاي دکتر - با هُل -
...آقايون ميشه توجه کنيد؟
من يه خــبري دارم که بايد به اطلاعتون برسونم
صبح زود، ارتش مافوق فرماندهي توافق کردند تا از روش تســليماتي مذاکره کنن
No comments yet. Be the first to leave one.