The first 200 lines.
بله، تو راهم
نه، نه. خوبم
ممنون که پرسیدین
هر چقدرم سخت باشه باید خودم باهاش روبرو بشم
...میگم
...اون
به نظرت چطور بود؟
خوشحالم
آقا؟
حالتون خوبه؟
الان آمبولانس خبر میکنم
تکون نخورین
نه
چی گفتین؟
...بیمارستان نه
چی؟
بیمارستان نه
گل شیطان
یک، دو، سه
دستگاه شوکُ آماده کنید صد و پنجاهتا شارژ کن
برین عقب
!آماده
دویست تا شارژ کن
!آماده
!ههسو؟ ههسو
یه دقیقه بیا پایین
واسه چی؟
...ههسو
...ههسو
یه زندگی عادی داشته باش
...هیچوقت
دنبال من نگرد
...من
...من دیگه
به عنوان دو هیونسو زندگی نمیکنم
قسمت ششم
به هوش اومد
دو هیونسو
همه چی تموم شد
...دو
هیونسو
حالتون خوبه؟
من میبرمتون اتاقتون
از این طرف
چیزی نیست
من خوبم
میشه یه بار دیگه ببینمت؟
نزدیک محل کارتم
پس میشه فقط همین یه سوالُ جواب بدی؟
...راسته که تو روز 12 می 2002
دیدی که دارن خانم جونگ میسوکُ میدزدن؟
الو؟ - اون چیه؟ -
خانم جانگ؟
باورم نمیشه - وای -
،مشخص شد که پارک کیونگچون
،قاتل صاحب رستوران چینی در خیابون هوئهشیندونگ
،یکی از اعضای خانواده جونگ میسوک
یکی از قربانیان پرونده قتلهای سریالی شهر یونجو است
...راننده تاکسی بیرحمانه آقای نام را
در رستوران چینی خودش به قتل رساند
اما جنایات وی به همینجا ختم نشد
...او یکی از مسافرانش به نام آقای بِک را دزدید
و وی را زندانی کرده و مورد شکنجه قرار داد
حال سوالاتی در ذهن مردم در حال شکلگیری است ...که اصلاً چرا وی
دست به چنین جنایاتی زد و رابطه او با قربانیانش چه بود
...پلیس اعلام کرده در حال تحقیق در مورد انگیزهی
پشت حرکت جنایتکارانهی مجرم است
بِک هیسونگ، 39 ساله
ده روز پیش به علت ایست قلبی آوردنش اورژانس
،هشت دقیقه بود که دچار ایست قلبی شده بود
و مورد گرما درمانی قرار گرفت
...دو روزِ تمام دمای بدنش 34 درجه بود
گرما درمانی؟
،اگه بخوام به زبون ساده بگم ،وقتی یه حیوون به خواب زمستونی میره
سوخت و ساز انرژیش کاهش پیدا میکنه
ما خیلی سریع ...دما و سوخت و ساز بدنتُ پایین آوردیم
تا از آسیب به سلولهات جلوگیری کنیم
که اینطور
ممکنه دچار گیجی یا از دست دادن حافظه بشی
برای همین اومدیم چندتا سوال ازت بپرسیم
بله
میشه تاریخ تولد و اسمتونُ بهمون بگین؟
،من 15 مارس
سال 1982 به دنیا اومدم
اسمم بِک هیسونگه
اسم همسرتون چیه؟
چا جیوُن
اسم دخترتون چیه؟
دخترم؟
مگه من دختر دارم؟
بابا، منم
چرا منُ نمیشناسی؟
اشکالی نداره
حافظهت به صورت معکوس برمیگرده
برای همین این کاملاً عادیه
بِک اونها، 6 ساله
اون سپتامبر 2015 به دنیا اومده
و الان میره مهدکودک پرنده کوچولو
بابا، ازت بدم میاد
خدا رو شکر، حال شوهرت خوبِ خوبه
دکتر شین - سلام، رئیس -
سلام
حالش چطوره؟
رئیس، ممکنه مجبور بشیم مرخصش کنیم
اون ما دکترها رو سر کار گذاشته
علائم حیاتیش چطوره؟
بنیهی خوبی داره برای همین داره خیلی سریع بهبود پیدا میکنه
تنهاتون میذارم تا صحبت کنین
بریم
آقای بِک
حتماً خیلی نگران بودین
حالا که میبینم دیگه به اون ...دستگاههای بیروح احتیاجی نداره
دیگه چیزی نمیخوام
حالت چطوره؟
چیزی اذیتت نمیکنه؟ - نه، خوبم -
ببخشید که نگرانتون کردم
آخه تو چیکار کردی؟
...فکر کردی جونت مال خودته - عزیزم -
مادر جیوُن اینجاست
سلام
...بله، سلام. هیسونگ
...منظورم اینه که دامادم
به نظر صحیح و سالم میاد واسه همین خیالم راحت شده
باید بهم میگفتی مادرت داره میاد
ببخشید که بیفکری کردم
میشه ما رو ببخشید میخوام با خانوادهم تنها باشم
بله؟ خانوادهتون؟
اینجا که غریبه نیست همه یه خانوادهایم
مامان
اونها، بیا بریم برات خوراکی بخرم بیا بریم بیرون
نمیخوام. میخوام پیش بابا باشم
بابا خسته است بیا بریم
!نمیخوام، نمیخوام
مامان، ازت بدم میاد
مامان، ازت بدم میاد
اونها
اگه میخوای من زود بیام خونه باید به حرف مامانت گوش بدی
باشه؟
اونها، بیا اینجا
بیا بریم
اون موش کوچولو چه اخلاق مزخرفی داره
سخت میشه دوستش داشت
بِک اونها
چی؟
اون موش کوچولو نیست اسمش بِک اونهاست
واقعاً که غیرعادیان
خانوادهم"؟"
یه جوری حرف میزنه انگار خانوادهش خانوادهی سلطنتیای چیزیان
به چی نگاه میکنی؟
ها؟ - میگم به چی نگاه میکنی؟ -
به هیچی
فقط نگران هیسونگم بریم
حالا چیکار کنیم؟
اون یارو پارک کیونگچونُ میگم
شنیدم تو بد وضعیه
هنوزم دربارهش نگرانم
ولی زیادم واسه ما بد نشد
،نه
شاید حتی به نفعمون هم باشه
اون به خاطر شکستگی جمجمه جراحی شده
ولی وضعیتش خیلی وخیمه
به هوش اومده
ولی به محرکهای بیرونی هیچ واکنشی نشون نمیده
آقای پارک کیونگچون
آقای پارک لطفاً جواب بدین
وضعیتش چرا اینجوریه؟
،جراحیش موفقیتآمیز بود
و رگهای خیلی تمیزی هم داره
شمام باید یه کم استراحت کنین
هوم
اونها، با مامانت خداحافظی کن
...مامان، کِی برمیگردیم
خونه خودمون؟
بابات همین روزا مرخص میشه
من دیگه میرم - مامان -
نمیشه بمونی؟
دلم میخواد یه کم دیگه پیشم بمونی
دیگه چیزی نمونده مرخص شه
دیگه خبری از خبرای بد نیست
امشب شام بیا خونه
امشب دندههای کوتاه آرامپز شده با کیمچی خام برات درست میکنم، همونی که دوست داری
هوم
مامان
بعداً میبینمت
باشه، میبینمت، اونها
هوم
خداحافظ
بله، هوجون
نگران جیوُن نباشین
اون با من
شک نمیکنه که اونجا چیکار میکردی؟
کارگاه دو مینسوک هنوز تو اون محله است
...بهش گفتم خبرنگار کیم موجینُ تا اونجا تعقیب کردم
تا برای کارم چندتا ایده بگیرم
چطور میتونیم به کیم موجین اعتماد کنیم؟
من نقطه ضعفشُ میدونم
چی هست؟
...لازم نیست
شماها بدونین
تو به ما اطمینان نداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.