Release info

Goddess of Marriagefar E30 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زيرنويس :آرامش

Tags

other
Published on: 2013-10-23
Downloads: 20
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت30

برای چی حرف نمی زنی؟

. معاونت گروه شین یه اونگ ُ که خواسته بودی رو بهت دادم

پس، چرا اینطوری هستی؟

! مادر یوجین

. من ... نمی تونم بهتون اعتماد کنم

نمی تونی بهم اعتماد کنی؟

.بله

البته ، جئونگ مونگ جو هم نتونست . به ای بانگ ون اعتماد کنه

، مطمئنم که بی اعتمادیش چیزی بوده که برای وفاداریش به سلسله ی گوریو انجام داده

اما اون (جئونگ مونگ جو)چطور تونست به همچین پسر عجولی اعتماد کنه؟

ترجیح داد بمیره تا به بی سروپایی مثل اون اعتماد کنه ، و

. ترجیح داد نامش در تاریخ باقی بمونه

اینطور نیست ؟

. اما، پدرشوهرت فرق می کنه

.از اونجا که به اندازه ی کافی مثل کسی که تلخی و شیرینی زندگی رو تجربه کرده ، زندگی کردم

فکر می کنی تنها کسی هستی که می تونی محاسبه کنی؟ . من حسابی محاسبه کردم

. پس، برگرد

. با اینجا بودنت و ترک خونه هیچ سود ی به دست نمیاری

. برای هشت سال گذشته من یه پدرشوهر و پدربزرگ بودم

. حتی اگه طلاق بگیری ، پدربزرگ بودن بچه ها هیچوقت تغییری نمی کنه

دادستان پیو سئونگ جین

. فقط ازت استفاده می کنه و هیچ نفعی بهت نمی رسونه

. پس ، به حرفم گوش کن

متوجه نیستین که خیلی زیاد درمورد اطلاعات یک دفتر کل بودجه (دفتر کل حسابداری)خطر می کنین؟

. شک تو حد و مرزی نداره

از طرفی، تو فقط یک زنی که با بچه هات تنها خونه رو ترک کردی و . علیه خوانواده ی قدرتمند شوهرت تشکیل پرونده دادی ، درکت می کنم

تو واقعاً فکر می کنی معاونت گروه رو به خاطر دفتر حسابداری بهت می دم ؟

. دفتر حسابداری ، بله

. مهمه، نه، خیلی هم مهمه

. به این علته که خود ِ وجود گروه ممکنه باعث یک مسئله بشه

. برای همین خواسته هات ُ پذیرفتم

. توی این مورد باختم

. اما ، من (دنبال)نگاهم به وضعیت بسیار بزرگتر آینده است

تو ، می دونی جئونگ مونگ جو در پاسخ به ای بانگ ون چی گفته ؟

، پاسخش این بوده که حتی اگه اسکلتش هم خاک بشه ،چه روحش باقی بمونه یانه

. علاقه اش هرگز ازبین نمیره

. چیزی که من از تو می خوام دقیقا ًهمینه

، به عنوان یک عروس و معاون گروه

! وفاداری ابدیت ُبه خونواده مون تقدیم کن

. درضمن ، این بازی کمی دلسوزانه، اصلا ً درحد تو نیست

. به دخترات فکر کن

دلت می خواد اونها هم مثل تو دوران سختی رو برای پیشرفت توی این دنیا داشته باشن؟

. دخترات به تدریج بزرگ می شن

احتمالا ً ، اگه اونها شبیه تو باشن ، نباید جاه طلبی ِ تو رو به ارث ببرن؟

. الان اونها بچه ان ، اما مطمئنم بعدا ً شبیه تو می شن

می خوای اونها توی همون مسیر پا بذارن؟

. اینطور نیست

. خودت این دلواپسی ُ، این درد ُ میشناسی ، از اونجایی که خودت تجربه ش کردی

، اگه الان فقط یک قدم عقب نشینی کنی

. جاه طلبی هاشون توسط گروه تضمین می شه

پس ، اینکاربرای بچه هات ،خودت، وگروه خوب نیست؟

، همچنین ، به هردلیلی

. یک مادر مطلقه مورد احترام فرزندانش قرار نمی گیره

. وقتی که من در شُرُف انجام کاری باشم قبلش درموردش فکر کردم

فرزند ارشد و 2پسرم

. اونها هیچوقت تغییر نمی کنن

. من اینو می دونم

. این منو بیشتر از رسوایی می ترسونه

. پس، تو هم ، بی وفا نباش

. درحال حاضر ، ما فقط باید طوری زندگی کنیم که تا الان زندگی کرده بودیم ، مادر یوجین

. هفته ی دیگه تولد منه

. دلم می خواد سوپ ماهی ای رو که تو درست کردی ، بخورم

نظرت چیه؟

. به جای سوپ جلبک ، سوپ ماهی رو ترجیح می دم

. فکر کنم هرسال تو برام می پختی

نظرت چیه ؟پدرشوهرت دوباره امسال قادره که مشروب بخوره؟

. همشُ انجام دادم

. دروغ گفتن ُ بس کن

چطوره که تو نفر اصلی این حادثه ای؟

. درسته ، منم

. منُ مسخره نکن

. تو اِی در آرت ُ (هنر)نمیشناسی

. من اِم در مانی(پول) رو میشناسم

. اِل در لابی رو هم ، خیلی خوب می شناسم

توی هق هقو ، واقعا ًدلت می خواد بمیری؟

چقدر گرفتی؟

چقدر گرفتی ، حرومزاده؟

. خواهش می کنم، جناب دادستان ، شما نباید اینجوری کنین؟

بله؟

چکار می کنی؟

ترتیب چه زدوبندی (معامله ای)رو دادی؟

. به من دفتر حسابداری رو که دنبالش بودمُ دادی

.این کسی که صداش می زنن هق هقو " که در رأسه" حرف مفت و بی معنی تحویل می ده

فکر می کنی با دستگیری این حرومزاده این مسئله رو تموم می کنم؟

. اگه اینطوری فکر می کنی ، اشتباه می کنی

چرا هیچی نمی گی؟

تو داری با من چه بازی ای می کنی؟

. یوری . یوجین . ندویین

. اینجا نمی تونین بازی کنین

یوجین ، حرف مامانُ گوش می کنی؟

. بله ، مامان

. متأسفم ، جناب دادستان. با بچه ها خارج از منزل هستیم

. اجازه بده در وقت دیگه ای درمورد این مورد صحبت کنیم

من الان بیرونم و

. چیزهای دیگه ای برای فکر کردن دارم

!!! آخه در مورد چه جهنمی مجبوری فکر کنی

. مطمئن نیستم

. به چی باید فکر کنم. درحال حاضر بهترین کارُ می خوام انجام بدم

. پس ، جناب دادستان بی حوصله، لطفاً قطع کن

. بذار بعداً درموردش صحبت کنیم

. هی خانم هونگ هی جونگ

، من با بچه هام

.پس ، قطع کن

.همین

! ببین

! مامان

. اوه ، بله

مامان، به چیزی فکر می کنی؟

.نه

همه ی سهاممُ دارم میفروشم

. و دارم سعی می کنم از پدر جداشم

.چی؟ خوب گوش کن

. ببین توی کسب درامد و یادگیری چطور مدیری میشم . عوضی

.بله

. یکی دمِ دره . بعداً بهت زنگ می زنم

. معاون رییس ، من اومدم

این کیه ؟ این کیه؟

. کسیکه می شناسم

. مدیر جانگ کیونگ هوی، اومدی خونم . اوه، بله

. خوب کردی اومدی دیدنم . خوش اومدی

حالتون خوبه؟

. البته

. اموال کانگ ته جینُ پیدا کن ها؟

. اون نمی تونه فقط با این عکسا روی این مبارزه سرمایه گذاری کنه

یک یا دومورد بیشتر پیدا کن و باید یک ربطی هم به . بودجه ی ریخت و پاش کانگ ته جین وجود داشته باشه

قطعاً باید کانگ ته جین وابستگی هایی داشته باشه

! که یه راهی برای بستن تحقیقات درموردش پیدا کرده. اونها رو پیدا کن

. بله . فهمیدم

بهت نگفتم هنوز صبرکن؟

برای چی از زنگ زدن به من دست برنمی داری؟

. برای همین بهت می گم منُ از اینجا بیار بیرون

تا کی مجبورم فرار کنم؟

. فقط یک مدت دیگه بمون

به هرحال تو مجبوری یا بری زندان

. یا پنهان بشی و صبرکنی،همین

می دونی اگه من دستگیر شم، تنها من دستگیر می شم؟

. من هر چی "خانم" تو این محله است رو آتیش میزنم و پایین میکشم

این کافی نیست که هرکسی متحد بشه که یک راهی ، پیدا کنه برای اینکه منُ از این ماجرا بیرون کنه

این مزخرفات چیه که می گی؟

، اگه تنها یک خانمی هست که از من سودی نمی بره . بهش بگو بیاد جلو

، اگه تنها یک خونه هست که کار هنریه منُ نداره !! بهش بگو بیاد جلو

. نه . چیکار می کنی؟ تو . تو

! چطور جرأت می کنی با من اینطوری صحبت کنی

! دوباره بهت میگم،اما تنهایی پایین نمیرم

گرفتی؟؟

! هی! نام می ...هی

. نام می را

. این محصول ، قیمت مناسب تر و ارزونتری داره

جداً ؟

. خوبه

. ببین و منتظر باش

.الو

الو . کی برمی گردی؟

. به تو هیچ ربطی نداره که من کی میام خونه

چی؟ به من هیچ ربطی نداره؟

... به من هیچ ربطی نداره؟ واقعا ً که ،این زن

. الان اومدم دنبال جهیزیه ی مین جونگ

چرا اینطوری می کنی، آخه؟

یعنی چی "چرا اینجوری می کنی"؟ آخه درمورد پدر و مادرم می خوای واقعا ً چکار کنی؟

می خوای به ول کردن والدین بیچاره ی شوهرت در یک گوشه ادامه بدی؟

مگه قراره چکار کنم؟

اونها گفتن برنمی گردن، چکار باید بکنم؟

. چکار کنی؟ اونم وقتیکه باید بری و درست و حسابی التماس کنی

باید دوباره برم و التماس کنم؟ دوباره التماس کنم؟ مگه دیونه ام؟

. مادرخودت دوباره التماس کنه

دیونه شدی؟ مادرخودت؟

! حرفاتُ گفتی؟

درسته . گفتم . می خوای چکار کنی؟

. منو بکش . منو بکش. هاه

هی، تو نمی تونی اینطوری کنی. تو ،تو ، من

خوبه، می دونی برای پدرت چکار کردم؟

چکار کردی؟

... پدرزنم، نه

، من به پدرت

، دوست پدرت بیمارستانه . خب من توی رفت و برگشت پدرت رو برای رفتن به اونجا همراهی کرد

. این زن ، واقعا ً که

. خوب کردی

باچی همراهیش کردی؟

چی؟

البته با موتورم ، برای چی؟

چطور می تونی با موتور پدرمُ ببری؟

. یعنی چی ، چطور؟ پس باید ماشینُ برای من میذاشتی

. باید حداقل یک تاکسی می گرفتی برای همراهی کردنش

. تاکسی. هر چی دلت می خواد میگی

، حالا که مادر و پدرمُ انداختی تو یک هتل

و به من می گی تاکسی نگرفتم برای همراهی کردنش؟

. کی می رسی ؟ بیا خونه و صحبت کن

. زنیکه ی نفهم

چی، زنیکه؟

تو، واقعا ً ، حرفاتُ زدی؟

درسته . حرفامُ زدم . می خوای چکار کنی؟

،هی، درموردش فکرکن. چی میشه اگه وقتی مین جونگ خواست ازدواج کنه

مادرو پدرم، به عروسی نیان؟ چیکار کنیم؟

. اگه نیان هیچکاری نمی تونیم درموردش بکنیم

!چی؟

مامان، چکار می کنی؟

. اوه، باشه

. فهمیدم . پس بذار امشب که همدیگه رو دیدیم صحبت کنیم

، اُه، راستی

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left