The first 200 lines.
من اون مرد رو نکشتم،مایکل- شواهد میگه تو این کارو کردی-
برام پاپوش دوختند- قسم بخور-
قسم میخورم،مایکل
سلاحتو بنداز پایین
رای من اینه که شما
باید زندانی بشید،آقای اسکافیلد
...دنبال یه نفر میگردم یکی به اسم لینکلن باروز
چرا اینقد مشتاق دیدن باروز هستی؟- چون اون برادرمه-
من از اینجا فراریت میدم- این غیر ممکنه-
نه اگه نقشه ی زندان رو روی بدنت داشته باشی
تو آدم کله شقی هستی
میدونی؟
معامله قبوله؟
حالا...همه چی به زمانبندی بستگی داره
اسکافیلد،همونقد که ازت شنیده بودم،خوشگلی
کی شروع کنیم؟
به کمکت نیاز دارم- تو ازم میخای قانون رو زیر پا بزارم-
ازت میخوام یه اشتباه بکنی
درو قفل نکن
یالا
ما موفق شدیم،مایک
...هر اتفاقی پیش بیاد
من هیچ پشیمونی ندارم
مایکل
اگه دارید اینو نگاه میکنید یعنی اینکه جاتون امنه
کاش می تونستم الان پیشتون باشم
ولی همونطور که میدونین من وقت زیادی ندارم
من انتخابم رو کردم
پشیمون نیستم
حالا آزادیم
آزادیم
آزادی بهایی داره
من هفت سال قبل مردم
...از خودم یک برادر
...یک همسر
ویک پسر جا گذاشتم
...ولی اگه خوب گوش کنید
مرده ها هم حرف میزنند
...اونا در کنار شما هستند
...بهتون نزدیک میشند
سعی دارند چیزی بهتون بگند
چون همه ی مرگ ها مثل هم نیستند
بعضیاشون واقعی هستند
بعضیاشون یه داستان
...سوال اینه
شما اون داستانو باور می کنید؟
آیا اون مردی که فوت شد
همونی بود که فکر می کردید؟
اگه خوب گوش کنید
مرده ها هم حرف میزنند
_
...هنوزم مثه
قبل تنگ تنگه.
باید دوستای کله گنده ای داشته باشی،بگ ول
چطور یه کثافتی مثه تو از زندان آزاد میشه،نمی دونم
این کثافتی که میگی یه شهروند نمونه بوده
شهروند نمونه
$71.31.
لب تاب
یه بسته آدامس سه دونه داخلشه
چطوره اونو پیش خودت نگه داری؟
هر چی با خودت میاری داخل با خودت میبری بیرون
و یه بسته ی پستی
یه جای کار عیب داره وقتی من هر هفته
چند بسته برای افرادی مثه تو به دستم میرسه
ولی هیچی مثه ایمیل نیست
راستی شما قاتلا چه مشکلی دارین که روی شلوار زنها لکه ی خون باقی میزارین؟
...یا پیغمبر
باروز
بیا بیرون و 100 هزار دلاری
رو که بهمون بدهکاری ،بده
سکوت یعنی جوابت منفیه
لینکلن باروز
میگه نه
...آدم قلدر
که تو این محله خودشو بالا کشیده
...حالا نگات کن شدی همون آدم قبلی
آدمی که همیشه بودی
یه کلاه بردار خرده پا که نمی تونه بدهیشو بده
ولی ما پیدات میکنیم،میدونی
و شکمتو سفره می کنیم
لینکلن جان
سر و مر و گنده
به چشم یه آشغال بهم نگاه کن
من هیچ مشکلی ندارم نه دولت و نه خدا
دیگه باهام کاری ندارن
ولی ظاهرا تو هنوز یه خرده مشکل داری
نگات کن مثه سابق شدی
سنت که میره بالا باید جایگاهت هم بره بالا
شاید نامه ترفیعت به دستت نرسیده؟
اگه از رو ایوانم پایین نیادی جمجمه تو خرد میکنم
من باشم اینکارو نمی کنم
ظاهرا سرنوشت مقدر کرده
ما دوباره با هم روبرو بشیم
بر خلاف میل باطنی دوتامون
یه نگاه بنداز
اینو از کجا آوردی؟
امروز موقع ترخیص به دستم رسید
آدرس فرستنده نداره
اگه بخوای باهام بازی کنی،می کشمت
یه نگاه به اون مهر پستی بنداز
ممکنه من آدم زرنگی باشم
ولی نه اونقد زرنگ که
همچین چیزی رو جعل کنم
...گذشته از این
چه سودی برای من داره که بیام اینجا
و بگم اینطور که پیداست برادرت
ممکنه زنده باشه؟
:مترجمین میلاد(vanDerlove) محمد گرمسیری
غیر ممکنه
منم همین فکرو میکردم
چرا اینو برای تو فرستاده؟
بازم،منم همین فکرو کردم
بعدش یه نگاه دیگه به نوشته ها انداختم
گفتم شاید جواب اون تو باشه
با دست تو
شکوه دودمانت را خواهی شناخت
و دنیای ما
برای همیشه درست خواهد شد
من از کجا بدونم معنیش چی میشه
ولی همونطور که اون نامه برای من ارسال شده
اون کلمات هم خطاب به منه باید همینطور باشه
گمشو بیرون
میخام باهات همکاری کنم
امکانش هست که برادرت زنده باشه؟
برادرم مرده
پس کی اینو فرستاده؟و چرا؟
گمشو بیرون
حداقل بزار بسته ی خودم رو با خودم ببرم
آه،ازش یه کپی گرفتم،باروز
میدونستم هنوز همون آدم کله شق سابق هستی
که همیشه بودی, ولی امیدوار بودم سر به راه شده باشی
ولی تو همون آدمی هستی که همیشه بودی
..ولی بازم بهت میگم
سرنوشت یه جوری دوباره ما رو سر راه هم قرار داده
اهل کجایی؟
شیکاگو
من عاشق شیکاگو ام
بفرمایید- ممنون-
فکر نمی کردم یه بار دیگه ببینمت
عروسی نیومدی
یعنی،با خودم گفتم..من درک میکنم
اون به خاطر اینکه من با کسی به جز برادرش ازدواج کردم،ازم متفره...ولی
من اوضاع درست و حسابی نداشتم،سارا
ذهنم..خیلی درگیره
به همین خاطر نیومدم
و..نمی خواستم برادرزادم منو اینطوری ببینه
ولی حالا دیگه نمی تونم کنار وایسم
یکی داره باهامون شوخی میکنه
میدونم که دوست داری حقیت داشته باشه
...از دست دادن یه برادر
حفره ی عمیقی که تو زندگیت به جا میزاره
مثه حفره ی عمیقی که از دست دادن شوهر برات به جا میزاره
شاید
لینکلن باروز؟
جیکوب
چند وقت میشه ندیدمت
سه یا چهار سال؟- آره-
عمو لینکلن
هی،هی،پسر
خوشحالم می بینمت
برام گنج های غرق شده آوردی؟
گنج های غرق شده؟
مغازه ی لوازم غواصی
پاناما- من براش داستانهایی از-
اونجا قبل از اینکه به آمریکا برگردیم،تعریف کردم
تو براش یه جورایی
یه قهرمان اسطوره ای شدی من میرم آبجو بیارم
میخوام بینم چه کارا میکنی- حتما،باشه-
بیا اینجا
برو دست و صورتت رو بشور،باشه؟
بعدش میتونی بیای پیش عموت
اون فقط از تو یه اسطوره نساخته
از مایکل هم یه اسطوره ساخته
مثه اینه که کسی فکر کنه پدرش یه خداست
...خدایی که هرگز ندیده
و اینجا نیست
و هرگز اینجا نخواهد بود
من واقع گرایانه نگاه میکنم
مایکل مریض بود
بد جور مریض بود
بعدش هم مرد
..سارا
اینو چطور توجیه میکنی؟
فتوشاپه،لینک
یایه چیزی مثه این
باید منبع خبرت رو هم در نظر بگیری
این از طرف تی بگ اومده
میدونم که دوست داری حقیقت داشته باشه
منم دوست دارم حقیقت داشته باشه
چطوره امشب یه قرار بزاریم،شهروند نمونه؟
یه خرده عشق بازی
بعد اون همه مدت آب خنک خوردن
خانم دوروتی
به عشق عزیزش از
آرورا،ایلینویز ایمیل میده
این یکی چطوره؟
قایق عشق و شامپاین
فقط اسمش منو برد تو کف
_
No comments yet. Be the first to leave one.