The first 116 lines.
فرمانده
تقریبا رسیدیم
خیلی زود به ساحل میرسیم
توجه کنین این جنگ به دستور پادشاه بزرگ ما آغاز میشه
بیایین به این شیاطین قدرت ادمها رو نشون بدیم
من یکم از قدرت توما رو حس میکنم
شکی توش نیست که اینجاست
پس دشمن اصلی ما شیاطین نیستن
و توماست
اما فرمانده و بقیه و خیلی جدین
حتی اگر سعی کنیم و بهشون بگیم توما پشت این قضایاست
بهمون تهمت جاسوس بودن میزنن
اما اینجوری با شیاطین وارد یه جنگ بیمعنی میشیم
از ستسو سان خبری نیست؟
احتمالا یوکی کون داره تلاش میکنه تا جلوی جنگ رو بگیره
راستش این دومین باره که من به این دنیا اومدم
دومین بار؟
برای اینکه جلوی جنگ رو بگیرم میخوام برم دیدن چندتا دوست قدیمی
اگر میخوای جای بری منم باهات میام
منم میخوام باهات بیام
..بهت قول میدم که مفید باشم، من
نه، خیلی برات خطرناکه یوهی
تازه این کاری که من باید بکنم
...بهخاطر همینه که
میرم چون نمیخوام تو بهخطر بیفتی
من به یوکی کون اعتماد دارم
پس فکر کنم باید یکم
وقت بخریم تا ستسو ساما بیاد
یوهی باید تو این جنگ تا جای ممکن جلوی خسارت رو بگیریم
تو میتونی
به خودت باور داشته باش
اره
بیایین صلحی که داشتیم رو دوباره برقرار کنیم
اره
اره
اره
قسمت ۱۰
رفتن به میدون جنگ برای بار دوم
اماده
هدف
شلیک
حلقه میزنیم و به دشمن حمله میکنیم
چشم
سربازان جادویی! آتش
هدف: اردوگاه دشمن! اماده
اومدن
اجازه ندین وارد اردوگاه بشن
برین برین
برین برین
برای پادشاهی
دشمن رو شکست بدین
گوش بدین دنبال دشمنهای که آسیب دیدن یا فرار میکنن نرین
صبر میکنیم تا دشمن روی حمله تمرکز کنه
و بعد ما بهشون حمله میکنیم
چشم
باشه، بریم
بهمون حمله کردن
چه کار کنم؟
باید مبارزه کنیم
اره قبل از اینکه ما رو بکشن، اونا رو بکشیم
اره! بیا انجامش بدیم
همگی
صبر کنین! من رو تنها نذارین
چی؟
من گرفتمت
خوبی
یوهی چان! ببخشید ببخشید من ترسیدم
نتوستم هیچ کاری بکنم
معذرت خواهی نکن، منم ترسیدم
فقط خیلی به خودت فشار نیار، باشه؟
..اره
عقب نشینی
انجامش دادم...انجامش دادم لعنتی
این جنگه، باید بکشم
من مقصر نیستم
نه
چی میگی حناباشیرا؟
اون دیگه نمیتونه تکون بخوره درسته؟
..پس
چرا جلوی من رو گرفتی؟
باید بکشی یا کشته بشی
جنگ همینه، مگه نه؟
پس اشکالی نداره کسی که آسیب دیده و نمیتونه بجنگه رو بکشی؟
این کار اشتباهه
تو چه قدر بزرگواری
اما باید اونها رو بکشی
وگرنه این اتفاق میفته
این
از عقب
تو کی هستی؟ از کدوم دستهای؟
لعنتی! دشمنها زیاد شدن
بکشیدشون
نیروی پشتبانی اومده؟
..خوبه، میتونیم از عقب
گل یخی
خیلی بده، هیچ کس نمیدونه چه خبره
...گلین اینها
اره..انگار آدمن
چه وحشتناک
..اون شمشیر زن مو قرمز، بهنظر
نه، امکان نداره
شکی توش نیست، اون شمشیر زن
الیز
چی، میشناسیش؟
فکر کنم همه تو مهمونی ستسو بودن
چه کار کردی؟
قدرتمند بود بهخاطر همین تبدیل به عروسکش کردم
عروسک؟
چرا تو هم عروسک من نمیشی؟
اینجوری تا ابد میتونین کنار هم بمونین
فهمیدم
بیایین مهمونی عروسکی راه بندازیم
باشه؟
کافیه
الکا
جادوی ماریونت
No comments yet. Be the first to leave one.