The Mirror Crack'd

The Mirror Crack'd

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

TheMirrorCrackd19801080pBluRayx264-FilmHD
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

BluRay
x264
1080
HD
brrip
Published on: 2022-12-05
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫در اتاق پذیرایی منتظرتون هستن ، قربان.

‫ممنون ، بارنزبی۔

‫میخوام تو هم بما ملحق بشی ‫ اگه از نظرت اشکالی نداره.

‫جواهرات خانم ريجلی رو پیدا کردین؟ ‫آره بازرس ، انگشتر یاقوت من پیدا شد؟

‫نه ، خانم...

‫نه ، ولی چیز دیگه ای پیدا کردم

‫قاتل الرد فنلی.

‫آقای بازرس ، مطمئنا نمیخواین

‫ادعا کنین که یکی از ما ‫مرتکب چنین عمل شنیعی شده؟

‫مسخره س ، نمیتونم باور کنم.

‫من نه تنها باور میکنم ، آقای مونترز

‫بلکه میتونم ثابتش کنم.

‫تمام شما دلیل کافی داشتین.

‫میتونسته کار هر کدوم از ‫شما باشه.

‫شما آقای درک...

‫در حسابهای صنعتی آقای فنلی ‫دستکاری کردین ، با همیاری دامادتون...

‫آقای فاکسول

‫و همچنان میدونستین که خانم ریجلی

‫با لرد فنلی روابط عشقی داشته

‫که این رابطه با از سر گرفتن ‫روابطش با خانم فاکسکرافت

‫خاتمه پیدا میکنه

‫خانم ريجلی متوجه شده ‫بود که در واقع بارنزبی...

‫برادر ناتنی لرد فنلی هست

‫که پدر واقعیشه

‫آقای پیتر مونتر زه

‫که نقشه ی کنترل حسابهای صنعتی فنلی رو...

‫با کمک آقای داسیلوا داشته

‫که اگه نقشه با شکست روبرو ‫میشد ، درآستانه ی ورشکستگی بود

‫آره و همگی شما انگیزه داشتین

‫هر کدوم از شما میتونست ‫اینکارو انجام داده باشه.

‫ولی فقط یه نفر انجامش داده.

‫یعنی یه نفر تو همین اتاق؟

‫تو همین لحظه؟

‫بله ، دوشیزه کیت

‫در همین اتاق

‫بازرس ، این یه بازی احمقانه س که ‫فکر میکنم به اندازه ی کافی بدرازا کشیده.

‫بسیار خب...

‫قاتل لرد فنلی...

‫اوہ...

‫آقای پیکاپ ، چراغها رو لطفا روشن کنین.

‫همین الان درستش میکنم.

‫خیلی بعید بنظر میاد

‫پس هیچوقت نمیفهمیم قاتل کی بوده.

‫کاملا واضحه کی قاتل بوده

‫کی خانم مارپل؟ بهمون بگین آقای درک؟

‫کشتن شریکش واسش جذابیتی نداشت.

‫درک 49% سهام شرکت رو داشت

‫و با مردن فنلی ، اکثریت 51 باقیمانده ‫به وارثش یعنی خواهر فنلی میرسید

‫که دشمن سرسخت درک بود

‫کار لرد پیتر ناکس بوده!

‫غیر ممکنه سرگرد، معذرت میخوام عزیزم.

‫یادت نره که از نشانه های پیدا شده جلوی ‫ساختمون محل قتل ، رد چرخ دوچرخه بوده.

‫ولی پیتر از لرد فنلی متنفر بود.

‫آره ، ولی فراموش کردی که پیتر جوان...

‫یه بیماری مادرزادی داشته...

‫اشکالاتی در گوش درونی که بموجب ‫اونااختلال در حفظ تعادل ایجاد شده.

‫و دوچرخه سواری رو از ‫کودکی براش غیر ممکن کرده بوده.

‫شب بخیر سرگرد ، ببخشید خانم بویزسلی

‫کار اون سر پیشخدمت نفرت انگیز بوده!

‫کار بارنزبی بوده ، اینطور فکر نمیکنین؟

‫مطمئنا اینطور فکر نمیکنم. ولی ‫تفنگی که تو کشوش پیدا کردن چی؟

‫بارنزبی هیچوقت به خونه ‫ی اربابی لرد نرفته بوده.

‫رد پاها مستقیم به اتاق ‫خواب کوچک لردمنتهی شده

‫جائیکه لرد فنلی خیلی دوست ‫داشت در اونجا استراحت کنه.

‫و قاتل میدونسته که چطوری ‫مستقیم بره به همون اتاق

‫پس کار کی بوده ، خانم مارپل ‫کی لرد فنلی رو کشته؟رو کشته؟

‫واضحه ، دوشیزه کیت.

‫چی باعث شده نظرتون این باشه؟

‫چون وقتی جسد لرد پیدا شد

‫چاقو بسمت چپ سینه اش فرو رفته بود.

‫تنها یه آدم چپ دست میتونه.....

‫همچین ضربه ای در اون جهت وارد کنه.

‫و اگه دقت کرده باشین...

‫دوشیزه کیت گردنبندش رو با ‫دست چپش تو دستش میچرخوند

‫شب بخیر ، ویكر.

‫مطمئنم که میتونی تعمیرش کنی.

‫خدا نگهدار همگی

‫ممکنه اشتباه کرده باشه ، نه؟

‫اشتباهی در کار نیست ، من فیلم رو دیدم.

آینه ی شكسته

‫اصلا نمیتونستم حدس بزنم.

‫دختر خوبی بنظر میومد.

‫افراد بشر همین هستن عزیزم.

‫تو سینما یا یه دهکده ی ‫کوچیک ، دقیقا شبیه به همن.

‫گوش کن ، مارتی...

‫اهمیت نمیدم که اون حرومزاده ‫ها چقدردستمزد میگیرن.

‫مهم اینه که با وجود اونا ‫موفقیت فیلم تضمين میشه

‫پس ساکت شو و سعی کن راضیشون کنی.

‫نمیخوام باهات سر و کله بزنم ، کارگردان من

‫و اگه سه تا کانگورو ازت بخوام که بلد

‫باشن پوکر بازی کنن و دکترا داشته باشن...

‫باید واسم پیدا کنی ، شیر فهم شد؟

‫بسیار خب ، مارینا چطوره؟

‫مارینا؟ خیلی خوبه ، ممنون

‫متشکرم ، بیتس متشکرم ، بیتس

‫خانم بنتری ، واقعا باید ازتون عذر بخوام

‫مارينا مجبور شد واسه خرید لباس ‫فیلم به شهر بره..

‫ازم خواست بهتون بگم که چقدر از ‫اینکه نتونست شما رو ببینه و متاسف شده

‫بله ، متوجه هستم.

‫بگذریم ، در چه فیلمی قراره بازی کنه؟

‫ماری کوئین اسکات

‫واقعا؟

‫خیلی جالبه.

‫مارینا ازم خواست شخصا ‫باهاتون به بررسی دوباره بکنم...

‫که همه چی واسه ضیافت دهکده مرتب باشه

‫اون میترسه که کسی نیاد

‫ما اینجا مهمان ناخوانده هستیم

‫دوشیزه زیلینسکی عزیزم

‫مارینا گرگ اینجا محبوبیت ‫عمومی فوق العاده ای داره.

‫خیلی این شانس پیش نمیاد که به ستاره ‫ی تمام عیار سینما و شوهر کارگردانش

‫بخوان اینجا در مری مین اقامت کنن

‫جیسون ، داشتیم در مورد تو صحبت میکردیم

‫آقای راد ، خانم بنتری.

‫خانم بنتری... حالتون چطوره؟

‫نمیتونم بهتون بگم چقدر از ‫بودن در منزل شما خوشحالم.

‫آقای راد ، خواهش میکنم نگین منزل من

‫از وقتی کلنل ، شوهرم فوت کرد

‫این خونه خیلی برام بزرگ شده

‫تو خونه ی کوچکتر خیلی راحتترم

‫حالا باید ترکتون کنم.

‫دیگه چای نمیخواین؟نه ، متشکرم.

‫خیلی از دیدارتون خوشبخت شدم. ‫منم از دیدارتون خیلی خوشبخت شدم

‫نه ، خواهش میکنم....

‫فکر کنم راهم رو بلدم.

‫سلام منو به خانمتون ‫برسونین.خداحافظ ، دوشیزه خانم.

‫خداحافظ.

‫مارینا کجاست؟

‫طبقه ی بالا ، مثل تنه ی درخت خوابیده

‫دوباره اون قرصهای لعنتی؟

‫توپ هم در کنی از تختش پا نمیشه.

‫میخوام خوشبختش کنم ، بقدر کافی کشیده

‫وباید خوشبخت باشه ، تا وقتی داره ‫نقش بانوی زیبای تو رو بازی میکنه،

‫الا

‫متاسفم

‫خرابکاری نکن.

‫چقدر آدم! بهت تشریفات ‫کاخ باکینگهام رو پیدا کرده!

‫ولی تمام چمنها رو خراب کردن:

‫سلام و خانم بنتری دوشیزه جالیز

‫آقای سرگرد

‫دوشیزه جایلز

‫"یعنی فکر میکنین واقعا میاد؟

‫كی؟

‫.مارینا گرگ؛ ستاره ی ‫درخشان سینما و خانم مارپل

‫من چیز زیادی در مورد ‫ستاره های سینمانمیدونم...

‫ولی اگه هیجان این گردهمایی ، ‫ناشی از شوق دیدن ایشون باشه.....

‫مطمئنا طرفدارهاش رو مایوس نمیکنه.

‫امیدوارم

‫آقای فاکسلی عزیز ما

‫ورودش رو با نواختن شیپور اعلام میکنه

‫مواظب باشین بچه ها! عجله نکنین!

‫حق با شما بود و خانم مارپل

‫یکی دیگه خواهش میکنم.

‫خانم بابکاک!بله؟

‫خانم گرگ میخوان از تمام ‫کسانی که زحمت کشیدن ، تشکر کنن

‫میایین داخل خونه؟

‫البته.

‫مایه ی افتخار منه و متشکرم

‫هیجان انگیز نیست؟ میدونستی که

‫چرا میدونم ، تو قبلا هم یه بار دیده بودیش

‫جناب سرگرد ، خانمها ، لطفا جهت صرف ‫نوشیدنی و خوراک بما در داخل ملحق بشین

‫بله البته و خیلی لطف دارین.

‫فوق العاده س. اینطور نیست؟

‫خیلی زیباست

‫ولی تیرانداز خوبی نیست؟

‫ممنونم دوستان من

‫دوستان تازه ، عزیز ، پرارزش و ‫نازنین من ومتشکرم از لطف همتون.

‫مارينا

‫جیسون سخت از دستت شاکیه ‫میگه الان همه مهمونها میرسین

‫ولی من دارم واقعا لذت میبرم

‫سعی کن یه کم منطقی رفتار کنی

‫شاید بتونم یه کم از منطق تو قرض بگیرم.

‫زمونه ،زمونه ی شراکتهاست

‫حواستون باشه بچه ها

‫همه بخط بشین ، آماده! شروع!

‫روی ، بیا اینجا

‫بالا بیا اینجا

‫بشین

‫فردی هاوکینس

‫میدونی باید بیشتر از اینا مراقب ‫سگت باشی؟اون به پوزه بند نیاز داره!

‫معذرت میخوام ، خانم مارپل.

‫خانم مارپل!

‫طوری شدین؟

‫دفعه ی بعد کمتر سختگیری میکنم

‫بهتون اطمینان میدم که کاملا خوبه ، دکتر.

‫ظاهرا ترجیح میدی که پاشی و ‫باقی گونی بازی رو تماشا کنی؟

‫بدجوری افتادی؟

‫میگم طوریم نشده

‫شکستگی نداره ، یه پیچ خوردگی ساده س.

‫راز استخوانبندی خوبت چیه؟

‫هر روز کلی راه میرم.

‫پس یه مدتی راه بی راه!

‫با ماشین میبرمت خونه.

‫تموم فضولیهایی که امروز از دست میدی ‫رو ، فردا که اومدم دیدنت واست تعریف میکنم.

‫فضولی؟ من ترجیح میدم اسمش ‫رو بذارم گرایش پویای نهاد بشری!

‫شری؟ بله ، آقای بیتس؟

‫هوای اون بالائیها رو داشته باش

‫تمام جامهاشون رو خالی کردن!

‫متاسفم خانم گرگ ، ولی ‫بنظر کمیته ی بررسی ما...

‫فیلمهای شما چطور بگم.. ‫واسه نمایش تو یه ده کوچیک..

‫جسورانه بنظر میومدن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left