The first 200 lines.
در اتاق پذیرایی منتظرتون هستن ، قربان.
ممنون ، بارنزبی۔
میخوام تو هم بما ملحق بشی اگه از نظرت اشکالی نداره.
جواهرات خانم ريجلی رو پیدا کردین؟ آره بازرس ، انگشتر یاقوت من پیدا شد؟
نه ، خانم...
نه ، ولی چیز دیگه ای پیدا کردم
قاتل الرد فنلی.
آقای بازرس ، مطمئنا نمیخواین
ادعا کنین که یکی از ما مرتکب چنین عمل شنیعی شده؟
مسخره س ، نمیتونم باور کنم.
من نه تنها باور میکنم ، آقای مونترز
بلکه میتونم ثابتش کنم.
تمام شما دلیل کافی داشتین.
میتونسته کار هر کدوم از شما باشه.
شما آقای درک...
در حسابهای صنعتی آقای فنلی دستکاری کردین ، با همیاری دامادتون...
آقای فاکسول
و همچنان میدونستین که خانم ریجلی
با لرد فنلی روابط عشقی داشته
که این رابطه با از سر گرفتن روابطش با خانم فاکسکرافت
خاتمه پیدا میکنه
خانم ريجلی متوجه شده بود که در واقع بارنزبی...
برادر ناتنی لرد فنلی هست
که پدر واقعیشه
آقای پیتر مونتر زه
که نقشه ی کنترل حسابهای صنعتی فنلی رو...
با کمک آقای داسیلوا داشته
که اگه نقشه با شکست روبرو میشد ، درآستانه ی ورشکستگی بود
آره و همگی شما انگیزه داشتین
هر کدوم از شما میتونست اینکارو انجام داده باشه.
ولی فقط یه نفر انجامش داده.
یعنی یه نفر تو همین اتاق؟
تو همین لحظه؟
بله ، دوشیزه کیت
در همین اتاق
بازرس ، این یه بازی احمقانه س که فکر میکنم به اندازه ی کافی بدرازا کشیده.
بسیار خب...
قاتل لرد فنلی...
اوہ...
آقای پیکاپ ، چراغها رو لطفا روشن کنین.
همین الان درستش میکنم.
خیلی بعید بنظر میاد
پس هیچوقت نمیفهمیم قاتل کی بوده.
کاملا واضحه کی قاتل بوده
کی خانم مارپل؟ بهمون بگین آقای درک؟
کشتن شریکش واسش جذابیتی نداشت.
درک 49% سهام شرکت رو داشت
و با مردن فنلی ، اکثریت 51 باقیمانده به وارثش یعنی خواهر فنلی میرسید
که دشمن سرسخت درک بود
کار لرد پیتر ناکس بوده!
غیر ممکنه سرگرد، معذرت میخوام عزیزم.
یادت نره که از نشانه های پیدا شده جلوی ساختمون محل قتل ، رد چرخ دوچرخه بوده.
ولی پیتر از لرد فنلی متنفر بود.
آره ، ولی فراموش کردی که پیتر جوان...
یه بیماری مادرزادی داشته...
اشکالاتی در گوش درونی که بموجب اونااختلال در حفظ تعادل ایجاد شده.
و دوچرخه سواری رو از کودکی براش غیر ممکن کرده بوده.
شب بخیر سرگرد ، ببخشید خانم بویزسلی
کار اون سر پیشخدمت نفرت انگیز بوده!
کار بارنزبی بوده ، اینطور فکر نمیکنین؟
مطمئنا اینطور فکر نمیکنم. ولی تفنگی که تو کشوش پیدا کردن چی؟
بارنزبی هیچوقت به خونه ی اربابی لرد نرفته بوده.
رد پاها مستقیم به اتاق خواب کوچک لردمنتهی شده
جائیکه لرد فنلی خیلی دوست داشت در اونجا استراحت کنه.
و قاتل میدونسته که چطوری مستقیم بره به همون اتاق
پس کار کی بوده ، خانم مارپل کی لرد فنلی رو کشته؟رو کشته؟
واضحه ، دوشیزه کیت.
چی باعث شده نظرتون این باشه؟
چون وقتی جسد لرد پیدا شد
چاقو بسمت چپ سینه اش فرو رفته بود.
تنها یه آدم چپ دست میتونه.....
همچین ضربه ای در اون جهت وارد کنه.
و اگه دقت کرده باشین...
دوشیزه کیت گردنبندش رو با دست چپش تو دستش میچرخوند
شب بخیر ، ویكر.
مطمئنم که میتونی تعمیرش کنی.
خدا نگهدار همگی
ممکنه اشتباه کرده باشه ، نه؟
اشتباهی در کار نیست ، من فیلم رو دیدم.
آینه ی شكسته
اصلا نمیتونستم حدس بزنم.
دختر خوبی بنظر میومد.
افراد بشر همین هستن عزیزم.
تو سینما یا یه دهکده ی کوچیک ، دقیقا شبیه به همن.
گوش کن ، مارتی...
اهمیت نمیدم که اون حرومزاده ها چقدردستمزد میگیرن.
مهم اینه که با وجود اونا موفقیت فیلم تضمين میشه
پس ساکت شو و سعی کن راضیشون کنی.
نمیخوام باهات سر و کله بزنم ، کارگردان من
و اگه سه تا کانگورو ازت بخوام که بلد
باشن پوکر بازی کنن و دکترا داشته باشن...
باید واسم پیدا کنی ، شیر فهم شد؟
بسیار خب ، مارینا چطوره؟
مارینا؟ خیلی خوبه ، ممنون
متشکرم ، بیتس متشکرم ، بیتس
خانم بنتری ، واقعا باید ازتون عذر بخوام
مارينا مجبور شد واسه خرید لباس فیلم به شهر بره..
ازم خواست بهتون بگم که چقدر از اینکه نتونست شما رو ببینه و متاسف شده
بله ، متوجه هستم.
بگذریم ، در چه فیلمی قراره بازی کنه؟
ماری کوئین اسکات
واقعا؟
خیلی جالبه.
مارینا ازم خواست شخصا باهاتون به بررسی دوباره بکنم...
که همه چی واسه ضیافت دهکده مرتب باشه
اون میترسه که کسی نیاد
ما اینجا مهمان ناخوانده هستیم
دوشیزه زیلینسکی عزیزم
مارینا گرگ اینجا محبوبیت عمومی فوق العاده ای داره.
خیلی این شانس پیش نمیاد که به ستاره ی تمام عیار سینما و شوهر کارگردانش
بخوان اینجا در مری مین اقامت کنن
جیسون ، داشتیم در مورد تو صحبت میکردیم
آقای راد ، خانم بنتری.
خانم بنتری... حالتون چطوره؟
نمیتونم بهتون بگم چقدر از بودن در منزل شما خوشحالم.
آقای راد ، خواهش میکنم نگین منزل من
از وقتی کلنل ، شوهرم فوت کرد
این خونه خیلی برام بزرگ شده
تو خونه ی کوچکتر خیلی راحتترم
حالا باید ترکتون کنم.
دیگه چای نمیخواین؟نه ، متشکرم.
خیلی از دیدارتون خوشبخت شدم. منم از دیدارتون خیلی خوشبخت شدم
نه ، خواهش میکنم....
فکر کنم راهم رو بلدم.
سلام منو به خانمتون برسونین.خداحافظ ، دوشیزه خانم.
خداحافظ.
مارینا کجاست؟
طبقه ی بالا ، مثل تنه ی درخت خوابیده
دوباره اون قرصهای لعنتی؟
توپ هم در کنی از تختش پا نمیشه.
میخوام خوشبختش کنم ، بقدر کافی کشیده
وباید خوشبخت باشه ، تا وقتی داره نقش بانوی زیبای تو رو بازی میکنه،
الا
متاسفم
خرابکاری نکن.
چقدر آدم! بهت تشریفات کاخ باکینگهام رو پیدا کرده!
ولی تمام چمنها رو خراب کردن:
سلام و خانم بنتری دوشیزه جالیز
آقای سرگرد
دوشیزه جایلز
"یعنی فکر میکنین واقعا میاد؟
كی؟
.مارینا گرگ؛ ستاره ی درخشان سینما و خانم مارپل
من چیز زیادی در مورد ستاره های سینمانمیدونم...
ولی اگه هیجان این گردهمایی ، ناشی از شوق دیدن ایشون باشه.....
مطمئنا طرفدارهاش رو مایوس نمیکنه.
امیدوارم
آقای فاکسلی عزیز ما
ورودش رو با نواختن شیپور اعلام میکنه
مواظب باشین بچه ها! عجله نکنین!
حق با شما بود و خانم مارپل
یکی دیگه خواهش میکنم.
خانم بابکاک!بله؟
خانم گرگ میخوان از تمام کسانی که زحمت کشیدن ، تشکر کنن
میایین داخل خونه؟
البته.
مایه ی افتخار منه و متشکرم
هیجان انگیز نیست؟ میدونستی که
چرا میدونم ، تو قبلا هم یه بار دیده بودیش
جناب سرگرد ، خانمها ، لطفا جهت صرف نوشیدنی و خوراک بما در داخل ملحق بشین
بله البته و خیلی لطف دارین.
فوق العاده س. اینطور نیست؟
خیلی زیباست
ولی تیرانداز خوبی نیست؟
ممنونم دوستان من
دوستان تازه ، عزیز ، پرارزش و نازنین من ومتشکرم از لطف همتون.
مارينا
جیسون سخت از دستت شاکیه میگه الان همه مهمونها میرسین
ولی من دارم واقعا لذت میبرم
سعی کن یه کم منطقی رفتار کنی
شاید بتونم یه کم از منطق تو قرض بگیرم.
زمونه ،زمونه ی شراکتهاست
حواستون باشه بچه ها
همه بخط بشین ، آماده! شروع!
روی ، بیا اینجا
بالا بیا اینجا
بشین
فردی هاوکینس
میدونی باید بیشتر از اینا مراقب سگت باشی؟اون به پوزه بند نیاز داره!
معذرت میخوام ، خانم مارپل.
خانم مارپل!
طوری شدین؟
دفعه ی بعد کمتر سختگیری میکنم
بهتون اطمینان میدم که کاملا خوبه ، دکتر.
ظاهرا ترجیح میدی که پاشی و باقی گونی بازی رو تماشا کنی؟
بدجوری افتادی؟
میگم طوریم نشده
شکستگی نداره ، یه پیچ خوردگی ساده س.
راز استخوانبندی خوبت چیه؟
هر روز کلی راه میرم.
پس یه مدتی راه بی راه!
با ماشین میبرمت خونه.
تموم فضولیهایی که امروز از دست میدی رو ، فردا که اومدم دیدنت واست تعریف میکنم.
فضولی؟ من ترجیح میدم اسمش رو بذارم گرایش پویای نهاد بشری!
شری؟ بله ، آقای بیتس؟
هوای اون بالائیها رو داشته باش
تمام جامهاشون رو خالی کردن!
متاسفم خانم گرگ ، ولی بنظر کمیته ی بررسی ما...
فیلمهای شما چطور بگم.. واسه نمایش تو یه ده کوچیک..
جسورانه بنظر میومدن.
No comments yet. Be the first to leave one.