The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
اوه خداي من! بيا زود باش
همه چيز درست ميشه گريه نکن
اگنس
خدا رو شکر که اينجايي
بيا
کريستي، گريه نکن
من تنها چيزيم که برات باقي مونده
هرچند خيلي خوشحال نيستم
کريستي
چيزيو فراموش نکردي؟
غذاتو- توي شهر يک چيزي ميخورم-
ببين کي بارشو بسته فقط کاش پولشو نداده بودم
به يک دردي بخور اينو ببر براش
ما چي
چندتا شکلات بهت ميدم اما هنوز خيلي دارم
خوبه؟
چيز خوبيه- فکر ميکنم کاملا معموليه-
اگر افتاده باشي نه چرا بايد با افتادن حالم بد شده باشه ؟
از اونهايي که براي مهريه ازدواج مي کنند ؟ خوب من باهات ازدواج نميکنم
چرا ؟ چون افتادم زمين تو بودي که با من تصادف کردي
البته از نظر فني، تو منو به من زدي
خيلي خوب، راستي تو کي هستي؟
کريستي
اگنس
اگنس
اگر دوباره منو اگنس صدا کني، توي خواب ميکشمت ديگه هيچوقت منو اگنس صدا نکن
پس قراره باهم بخوابيم؟- نه-
وقتي خوابي از پنجره اتاقت ميام بالا
من طبقه هفدهم زندگي ميکنم
خونه آجري؟- خونه بلوکي-
درستش ميکنم
ميخواي دوچرختو همينجوري اينجا رها کني؟
من خودم ميشناسم، تا دسامبر نميبرم تعميرش کنم
برميگردم براش- اگر هنوز اينجا باشه-
يک قطره اشک هم نميريزم اگر بدزدنش دوچرخه سواري تفريح مورد علاقه من نيست
تو هم اتوبوس سوار ميشي؟- نه، دارم يک شغل جديد شروع ميکنم-
از اينجا خيلي دور نيست- متوجهم-
هيچ وقت براي ورود به بازار کار خيلي دير نيست
با من مياي بيرون؟
با يک پيک موتوري بي پول؟- من پيک موتوري نيستم-
پس چي هستي؟- توي مرده شور خونه، نگهبان شبم-
خداحافظ
سنگ، کاغذ، قيچي
اگر من برنده شدم، قرار مي گذاريم
سنگ، کاغذ، قيچي
سنگ، کاغذ، قيچي
سنگ، کاغذ، قيچي
سنگ، کاغذ، قيچي
الان ترجيح ميدم ببازم
چقدر طول ميکشه تا حلش کني؟
خوب راستش هيچ وقت واقعا موفق نشدم
فکر کنم از نظر فيزيکي ناتوانم يک تاب به بغل، يک چرخ به زير
چينيها در حدود 4 ثانيه اين کارو انجام ميدن
يک تاب به بغل، يک تاب به زير يک تاب به بغل، يک تاب به زير
خيلي خوب، باهات ميام بيرون
سينما، شام دوست داري؟- نه-
قهوه، ساعت 9 صبح توي کافه اي که همينجاست
شکلات بيار و دير نکن
خيلي خوب- باشه-
اتوبوس درون شهري
پوسته شکلاتو ببين
تو برنده شدي
اين بوق لعنتي هروقت بهت نياز دارم، جواب نميدي
چندتا شکلات برات بسته بندي کردم
براي بعد از ساندويچته تو ديگه بچه نيستي
اينو نميگم چون خيلي نگرانتم
با اين حال، مراقب خودت باش
طالع بينيتو از داخل استخونهاي مرغ درآوردم از چيزي که ديدم، خوشم نيومد
ارتباط مارس و ونوس امروز به طور خاصي قويه
اين بدشگوني مياره
مراقب باش، از موقعيتهاي جديد دوري کن
بايد خيلي برات سخت باشه
اين تنها چيزيه که ميخواستم
صبر کن! مهمترين چيزو فراموش کردم
سر راه خونه يکم سوسيس بخر
تلفني صحبت کرديم، صبح بخير
اونها يک جاي خاص براي اين دارن- ببخشيد؟-
انبار دوچرخه اون پشته
نخوري زمين
بگيرش- گرفتمش
هال ورودي، پذيرش
ماشين يخ سازي خراب شده اما فريزرهاي پايين هنوز کار ميکنن
اينجا منطقه نشستنه همه چيز واضحه؟
اتاق تعويض لباس پرسنل کليد توي کشوي کمده
اين توالته- اونجا چيه ؟
اين يک ورودي واقعي نيست يک در طراحي شده است، نري بازش کني
اينم از دفتر
اگر مشکلي بود ميتوني از تلفن استفاده کني
آگهي هاي ترحيم، زير اين کاغذن
هرکسيو که اونجا ميبيني اينجا هم ميبيني
اين پايين جسدها رو پردازش ميکنيم
اما اين کار متصدي کفن و دفنه خودتو درگيرش نکن
وقتي کارش تمام شد نوبت سردخونه است
اونها ديگه سرما نميخورن
تمام شب تنهاييم؟
آره اما اگر مهمون داشتي
براي استفاده از اين، درنگ نکن
بيا، بيا محفظه جسدو بهت نشون بدم
نگران نباش اين هم فقط يک کار ديگه است
حالا کارو ميخواي ؟
ورود ممنوع
....::::ترجمه : پريسا يادکوري::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
چينيها اين کارو توي چهار ثانيه انجام ميدن
تماشا کن
دستشويي
اگنس . اگي
دوست داري از کارم چيزي بشنوي؟
ميدوني، اينجا توي مرده شور خانه
خوب تمام شب هيچ اتفاقي نميفته ميفهمي؟
مطلقا هيچي، سکوت وهم انگيز و
اولش ممکنه به نظرت عجيب بياد
درک ميکنم
اما نترس
به ما عادت ميکني
سلام! ببخشيد
اونها بيرونن، مرده ها اومدند بيرون
بچه ها
شب بخير، شب بخير- واقعا خيلي خوشحاليم که اينجايي-
اون هنوز به هوشه
حالا اينو بنوش و سعي کن آروم باشي
به زودي همه چيزو ميفهمي
نميدونم، يک استراحتي بهم بديد
اسمت چيه؟
کريستين- آلبرت-
اما من زنده ام- ببين کريستين-
راستش همه ما ميميريم همه ما بين دو دنيا گير کرديم
سنگيني که ما رو اينجا نگه داشته رو روي قلبمون حس ميکنيم
اين کار ناظر شبه که بهمون کمک کنه
در طول روز، زماني که ميره بيرون و اگر نتونه کمک کنه
متصدي کفن و دفن پيشمون مياد و کارو تمام ميکنه
اون براي دزديدن ما قتل و نابودي مياد
متوجه نميشم- زندگي ما کامل نيست-
کارهاي ناتمامي باقي گذاشتيم و اون ميخواد ما رو تنبيه کنه
اون درو ميبيني؟
در طول روز فقط يک ديوار، پشتشه
اما شب دروازه اي به جاييه که مردگان بهش تعلق دارن
ما فقط يک سيکل قمري داريم
سيکل قمري بيست و نه روزه فقط سه هفته براي من باقي مونده
حدود يک ماه اينجا منجمد شدي
نه، اين بدن
اين يک بدن به معناي واقعي نيست اينها خيلي وقته که مردن
اما متصدي کفن و دفن بدنهاي ما رو نميخواد
اون روح ما رو ميخواد
اينجا فقط يک راهرو بين واقعيت و عدم وجوده
شبها چيزي بيرون نمياد و وارد نميشه اين در فقط به روي دنياي پس از مرگ باز ميشه
به ما کمک ميکني؟ مرد جوان بگو که کمک ميکني
ميبيني؟ امشب شب آخريه که من اينجام
فردا شب اون منو ميبره- بچه ها، من به خودم هم نميتونم کمک کنم-
بالاخره يک کار پيدا کردم نميخوام از دستش بدم
نگران نباش، تو تنها کسي هستي که هالف وي هوم انتخابش کرده
اين يعني تو ميتوني کمک کني واقعا ميفهمم توي چه شرايطي هستي
چون قبل از مرگم
من اينجا ناظر شب بودم
کمک ميکني؟ من بايد بدونم چون ديگه وقتي ندارم
چي... دقيقا بايد چيکار کنم؟
فعلا فقط بايد آدرس و کد دروازه را به خاطر بسپاري
آماده اي؟
32-35, کليد12-32,
35, کليد
12-32,خیابان آلو
23,
اين مزخرفه
تو برنده شدي
اگي
اگي اگي
آتش نشاني
خیابان آلو
23 خیابان آلو
از کسي ترسيدم که به زور وارد خونه شد و پولمو دزديد
و حالا دقيقا ازت ميخوام همين کارو بکني
تمام پس اندازم اونجاست مخفي کردمش
تمام عمرم فکر ميکردم ارزششو داره براي دليلي بزرگتري کار کنم
بنابراين اين کارو کردم هيچ چيزي اهميت نداشت
حتي نوه ام هم نداشت
اين بزرگترين حسرتمه اين چيزيه که ميخوام درستش کنم
اما تو بايد بفهمي فکر ميکردم حق با منه
اين چيزيه که بهش باور داشتم هيچ شکي نداشتم
جاي خودمو توي دنيا پيدا کرده بودم
اما ديگران به اندازه من باور نداشتند
من منزوي بودم احمق خطابم ميکردند
هيچ وقت نفهميدم چرا؟- نميدونم چرا؟-
من حسرت چيزيو ندارم
فقط اينکه نوه ام منو به عنوان يک پيرزن خسيس به ياد بياره
من خسيس نبودم، فقط ميخواستم دنياي بهتري براي اون و بچه هاش بسازم
آدرسش توي کمده توي اون کمد، مهر پيدا ميکني پولو براش بفرست
ميتوني ده درصدشو براي خودت برداري
ميخواستم اونو به انجمن کارگران زنده کمونيسم ببخشم
اما اونها ميتونن برن خودشونو بکنن
دوباره گرسنت شده؟
عصر بخير ايلوس- حتما ميخواي خوشمزه هم باشه
الان سه روزه که اون بازيگر ناپديد شده صادقانه بهم بگو-
توي يک خونه اجاره اي ميتوني همچين حيواني نگه داري؟
بله و تازه اون اجاره اش را هم کامل ميده . برعکس تو
جورابها رو آويزون کردي تا خشک بشن؟
معروفترين بازيگر تبليغ کننده صابون کشور
سهم خودش از رسوايي الکل و مواد مخدرو داره
تقلبيه يا دزديديش ؟
No comments yet. Be the first to leave one.