The first 200 lines.
!شوخی میکنی؟ گوشیت رو چک کن، اوگاتا
!شما تو مسابقهی فردا هستین
عه؟
!میتونین پول جایزه رو هم بگیرین
!عهههه؟
اوگاتا خودرو
.دیشب از بس هیجان زده شدم، تا صبح نتونستم بخوابم؛ خیلی خوابآلودم
.ببخشید. من هشت ساعت کامل خوابیدم
.نه، نه! چیزی نیست که بخوای واسش معذرت خواهی کنی
.درست همونطور که گفتی، این تایرها دیگه به درد نمیخورن
قبل از رفتن به مسابقهی فردا باید .عوضشون کنیم. الان دیگه رایگان هستن
.خوب شد. هزینهای پاتون نمیافته
.فقط تایرها نیستن
...بعد از دیدن دوری که ۸۶ دیروز زد
.سیلی از پیشنهادات برای تامین رایگان قطعات تیونینگ به دستمون رسیده
بهترین مزیت این ماشین، دامنهی زیاد قطعات .غیر فابریکی هست که واسش داخل بازار موجوده
برای این مسابقه یکم دیره؛ ولی برای مرحلهی دوم تو دریاچه آشینوکو
.میتونیم تواناییهای ۸۶ رو حسابی تقویت کنیم
.منتظرش باش
البته واسه امروز هر کاری از دستم بر بیاد واست انجام میدم. درخواستی نداری؟
.در این صورت، یه درخواست دارم
میشه کنترل کشش رو غیر فعال کنید؟
کنترل کشش: با محدود کردن قدرتی که به چرخهای متحرک ماشین منتقل میشه از لغزششون جلوگیری میکنه و پایداری رو افزایش میده
کنترل کشش داره بد کار میکنه؟
چند بار به روز رسانیش کردم، برای همین .باید در حد استانداردهای امروزی باشه
.اینطور نیست که بد کار میکنه
.ولی اگه نباشه کنترل بیشتری میتونم داشته باشم
.خیلی خوب. تا آخر امروز انجامش میدم
ببخشید، اشکالی نداره اینو به شما بسپارمش و برم بیرون؟
.قول دادم بعد از این برم رن رو ببینم
رن چان، دختر سایونجی سان؟
.بله
.عه. یادش بخیر
.اون موقع وقتی این اندازه بود با باباش اومده بود به اینجا سر بزنه
.صورت تپل و گردی داشت ولی یه دنده و بازیگوش بود
.حتی به یاد آوردنش منو میخندونه
.همه میگفتن قرار بود یه پسر باشه ولی دختر از آب در اومدش
موندم الان یکم بیشتر به دخترا رفته یا نه؟
.یکم میترسم ولی دوست دارم بازم ببینمش
.دفعه بعدی با خودت بیارش
.بهش میگم
آتیش جنگلی به روشنی بسوز
Jungle fire giragira
آتیش جنگلی به روشنی بسوز
Jungle fire giragira
ام اف گوست
@BocchiSub - @AWSub :کانال تلگرام - HachiRoku :مترجم
ارائهای از دنیای انیمه و بوچی ساب
اگه نمیشه صرفا با فرار به پیش رفت
Saketeru dake ja susumanai no nara
باهاش رو به رو شو، وقت بازیه
Mukiatte let's game on now
هرچه سختتر میشه قلبت به رقص در میاد، با اون حرکت
Tegowai hodo kokoro odoru sono move
قلبت آتیش گرفته
Your heart is on fire
اگه با تمام بدن منو در آغوش نگیری
Zenshin de dakishimenakya
گرمات بهم منتقل نمیشه
Netsu ga tsutawaranai kara
با تنی لخت و چشمانی بسته خودتو بنداز داخل
Hadaka no mama hitomi tojite tobikonde
نشونم بده چی تو چشمات داری
Show me what you got inside your eyes
آتیش جنگلی به روشنی بسوز
Jungle fire giragira
و تا قله صعود کن
Noboritsumete piiku made
تا به استایلی خشن برسی
To get the wild style
آتیش جنگلی هیچوقت تسلیم نشو
Jungle fire never give up
تمام قواعد رو دور بنداز
Regulation yaburisutete
باید الان انجامش بدی
You got to do it now
آتیش جنگلی به روشنی بسوز
Jungle fire giragira
هوای داغ رو به لرزه در بیار
Atsui kuuki furuwasete
فریاد بزن تا آسمون
Screaming to the sky
آتیش جنگلی تو باید
Jungle fire anata ga
به سواری ادامه بدی تا خودت رو بشناسی
Honto no jibun shiru made ride on
حالا بزن بریم
Now let’s go
بذار صدامون همه جا بپیچه
Big noise hibiku biribiri pan to
معطل نکن، وقتشه تصمیم بگیری و دلتو به دریا بزنی
Hiyottenai de sorosoro hara wo kimero burebure banchou
داره سخت میشه؛ حساس میشه
Agete iku waiteiru
این بازی سر تا پا هیجانه
Kono geemu jigoku no ippon chuoshi
حالا آتیش جنگلیت رو نشونم بده
Now show me your jungle fire
m 0 0 l 200 0 200 200 0 200
«پیچ چهارم «مدیریت تایر
.انودن خیلی جالبه
خط قطار برقی انودن: خط ریلی تاریخی به طول ۱۰ کیلومتر که سه نقطهی توریستی مهم فوجیواسا، کاماکورا و انوشیما رو به هم وصل میکنه
.واسم مثل سواری تو شهر بازی میمونه
.ولی شگفت انگیزه که بخشی از حمل و نقل عادی و روزانهی مردمه
.خیلی خوب به شهر کاماکورا میادش
.متوجه نشده
.متوجه نشده که من اون ام اف جی انجل هستم
شوخی میکنی؟ همهی پسرا اینقدر کندن؟
درسته که ظاهرم فرق میکنه، ولی اصولاً نباید از صدام میفهمید؟
.اما... شاید این بهتر باشه
قطار برقی انوشیما
قطار برقی انوشیما
.امروز زیاد سرحال نیستی، رن
حالت خوب نیست؟
قطار برقی انوشیما
قطار برقی انوشیما
!نه، اینطور نیست! خیلی هم خوبم
.فقط به یه سری چیزا فکر میکردم
.خوبه پس
.عکس رو به گوشیت میفرستم
.بالاخره این که دوتایی بخوایم به یه گوشی نگاه کنیم، یکم سخته
.ممنون. ولی مطمئنی؟ آخه این عکس واست خاصه
این منم که باید ممنون باشم. اگه تو .اینجا نبودی، کاری از دستم بر نمیاومد
.تو واقعاً مهربونی، رن
.مثل یه انجل میمونی
انجل: فرشته
میگم، کاناتا. فکر میکنم سرنخ اصلی برای پیدا کردن جایی که دنبالش هستیم
.احتمالاً این ساختمون مدرنی باشه که گوشهی سمت راسته
.اره. منم همینطور فکر میکنم
.کاشکی اون ساختمون هنوز هم اونجا باشه
.مطمئنم که هستش. کاماکورا شهری هست که تغییر نمیکنه
...ولی فکر نمیکنم این اطراف باشه. این ساختمون
.انگار این اطراف اثری ازش نیست
تو اصلاً به عکس نگاه نمیاندازی، مگه نه؟
.فهمیدم. از بس نگاهش کردی که حفظت شده
!بزرگه
.هی کاناتا، یه عکس ازم بگیر
...ببین. اینجا رو اینطوری میکنی
...و اینو اینجوری میکنی
.پیچیدهست
.کارت خوبه! استعدادش رو داری، کاناتا! خوشگل شده
.شاید مثل مامانهامون که رفتن هنر خوندن، تو هم استعدادش رو داری
!بیا از تو هم بگیریم
.نگران من نباش. من از عکسها خوشم نمیاد. ترجیح میدم عکس نگیرم
.ساکت شو، کاناتا
.انجامش میدیم
.اگه انجامش ندی، مخلفات کنار شامت رو میقاپم
!خوش میگذره، بیا انجامش بدیم
.چه سواستفاده از قدرت شدیدی
.ببین، اینجا رو اینطوری کن. صورتت رو هم این شکلی کن
.پیچیدهست
.هان؟ از چیزی که فکر میکردم جالبتر بود
.پاکش نکنی ها. بهتره خوب از اون عکس نگهداری کنی
!بزن بریم
...ممکنه حرفم بچه گونه به نظر برسه و بهم بخندی
.ولی شهر کاماکورا مثل یه ماشین زمان میمونه
.داخلش میتونی حال و گذشته رو جفت هم ببینی
الان که دارم راه پدر و مادرم رو دوباره طی میکنم؛
مثل این میمونه که داریم تو زمان سفر میکنیم؛
.و دوتاشون درست مثل قبل همین نزدیک هستن
.این احساس واقعا دلپذیره. خیلی شیرینه و آرام بخش
.کل شهر کاماکورا همینطوره
.این شهر یه چیزی داره که منو به خودش جذب میکنه
.منم کاماکورا رو دوست دارم
.مطمئنم بابا و مامانت هم اینجا ایستادن و همین منظره رو دیدن
.بیا یکم استراحت کنیم
.این همه پیاده روی منو تشنه کرده
.اره
به کارمند پاره وقت
نیازمندیم
رن، این پوستر روش چی نوشته؟
.«نوشته «به کارمند پاره وقت نیازمندیم
.فکر کنم منم میخوام مثل تو یه کار پاره وقت پیدا کنم
،پول نیاز دارم؛ و میخوام یه آپارتمان .هر چند کوچیک، واسه خودم داشته باشم
عه؟ چرا؟
.میتونی تا هر وقت که خواستی پیشمون بمونی
.بابا و مامان هم همین رو گفتن
...خوشحالم که اینطور فکر میکنین
ولی نمیتونم به خودم اجازه بدم تا ابد از .مهربونی خانوادهی سایونجی استفاده کنم
.تو همه چیز رو جدی میگیری، کاناتا
.اگه مامان بشنوه، حتماً مایوس میشه
.راستش، اون انگار همیشه دوست داشت یه پسر داشته باشه
.فکر کنم اون تو رو به چشم پسری که هیچوقت نداشت، میبینه
...تو خوشتیپ و مودبی
.و یکم هم خجالتی، طوری که آدم میخواد ازت مراقبت کنه
...اه، نه... من
.من هیچوقت پسری به این خوبی نبودم
.هیچوقت
.آهای شما دو جوون
میخواین یه عکس ازتون بگیرم؟
...عه؟ نه، این
!لطف میکنید
!خیلی ممنون
.شما دوتا خیلی به هم میاین. چه خوشتیپ و خوشگلین
...خوشتیپ و خوشگل»؟ اینطوری نیست»
...البته موافقم که کاناتا خوشتیپه، ولی
.چیکار کنم؟ اینقدر خوشحال شدم که دارم هیجان زده میشم
.فکر کنم ایشون یه سوءتفاهمی واسش پیش اومده بود
.نمیخواد نگران این چیزای کوچیک باشی
!بس کن، رن! شن سمتم پرت نکن
No comments yet. Be the first to leave one.