The first 200 lines.
آنچه گذشت
حتي نميتونم تصور کنم آليسون اينو پوشيده باشه
تصور اينکه "ويويان" پوشيده باشه چطور
اونا بهم يه کار پيشنهاد کردن؟ تو چي جواب دادي؟
باباي من باباي تو هم هست؟ کي اينو بهت گفته؟
اصلا به تو ربطي نداره که اون کجاست اتفاقا خيلي هم ربط داره
همين تازگي متوجه شدم که به منم ربط داره
"ازرا براي کاري که پيدا شده داره ميره "نيو ارلئان
کدوم کار؟ همون کاري که بابا واسش پيدا کرده
من ميخوام بفهمم موضوع از چه قراره
چي شده؟ در مورد اسپنسره
قبل از اينکه شما دو تا همديگه رو ببينيد اون با يکي ديگه بوده
حالا طرف دوباره برگشته
اگر بهم نگي موضوع چيه
اون موقع مجبور ميشم خودم دست به کار بشم تا حقيقتو بفهمم
!گوشيتو بده من. هانا
ويويان؟
خب, پسره اون مانتو رو شناخت
اما اول فکر کرد که
... که من آليسونم منظورم "ويويان" ــه
وقتي اومديم ببينيم چرا دير کردي و نيومدي اون پسره ديگه رفته بود
از پشت سر که خيلي جذاب به نظر ميومد
از جلو هم همينطور
از هر طرف که نگاه ميکردي بي نقص بود
تقريبا يک سالي "فلوريدا" بوده
دقيقا بهش چي گفتي؟
گفتم که من يکي از دوستان ويويان هستم
و از زماني که اين مانتو رو ازش گرفتم ديگه نديدمش
ميشه دوباره اون شماره رو ببينم؟ آره
ممنون
دانکن آلبرت؟
"اون گفت "ويويان" رو تو همون منطقه ي "بروک هيون" ملاقات کرده؟
آره, تو يک کتاب فروشي
چند تا دکان پايين تر از اون مغازه ي تعمير عروسک
...خب, به هر حال اون پسره هر کي که هست با آليسون
و هدفي که آليسون تو منطقه ي بروک هيون" دنبالش بوده در ارتباطه"
از کجا معلوم که اون پسره يه شخص معمولي نبوده باشه که
آليسون فقط تو يه کتاب فروشي با اون آشنا شده باشه؟
فکر نميکنم آليسون خواسته باشه با نقش جعلي ويويان" وقتشو براي لاس زدن با اين و اون هدر بده"
وقتي يه نقش جعلي واسه خودش درست کرده يعني پس دنبال چيز خاصي بوده
اون دنبال "اي " مي گشته
دانکن" هم جزئي از ماجرا بوده"
من بهش زنگ مي زنم
آريا, مجبور نيستي اين کارو انجام بدي
هر کسي از ما مي تونست اين مانتو تنش باشه
اما به هر حال تن من بود
اون چشمشو عمل کرده
اسپنسر؟
يه راز دارم ميتوني پيش خودت نگهش داري؟
قسم بخور که اينبار ديگه به کسي نميگيش
بهتره تو جيبت بذاريش
اين يکي راز رو با خودت به گور ببر
اگر بهت نشونش دادم با خبرت ميکنم که
به کس ديگه اي نگي
چون دو نفر وقتي ميتونن يه راز رو نگه دارن که يکيشون مرده باشه
من خير و صلاحتو ميخوام نا سلامتي مادرت هستم
نه, تو داري با اين کارت ارتباط منو با دنيا قطع ميکني
من که گوشيتو خراب نکردم خودت انداختيش تو آب
و از اونجايي که با اختيار خودت اين کارو انجام دادي
فکر مي کنم پس به يکي ديگه نياز نداشته باشي
من نميتونم بدون موبايل زندگي کنم
مثل اين ميشه که بخواي بدون مغزت يا کفشت بري بيرون
داشتن موبايل يک مزيته اما يه چيز واجب و ضروري که نيست
اگر يک موقعيت اضطراري پيش بياد چطور
مطمئنم که اميلي تو مواقع اضطراري بهت اجازه ميده از گوشيش استفاده کني
حتما
...منظورم اينه که خب
باشه ولي نه
من و اميلي فقط يک کلاس مشترک با هم داريم
من ميخوام يه موبايل از خودم داشته باشم
امروز اين منم که تعيين مي کنم چي ميخوام
منم ميخوام در مورد زندگي دخترم بيشتر بدونم
هر موقع که خواستي در مورد اين موضوع صحبت کني اون موقع راجع به موبايل هم ميتونيم با هم کنار بيايم
جفتتون رو موقع شام مي بينم
واقعا کهنه شده !تقريبا شش ماه کار کرده
اما با وجود عتيقه بودنش خيلي خوب کار مي کنه
قبض هاشم در خونه ي خودمون مياد
مامانت هم چيزي لازم نيست بدونه
اوه مونا تو زندگي منو نجات دادي
خب, فايده ي کمک کردن به کس ديگه چيه؟
اگر باعث نشه آدم بتونه جلو بقيه کلاس بذاره
بازم من توي ليست تماس هاي سريع نفر اولم !فعلا بچه ها
اگر حتي يه ذره از اعتماد به نفس مونا رو داشتيم
مي تونستيم فيل هوا کنيم
خب, به هر حال من که اهميتي نميدم
"من تونستم بدون اينکه از "کيلب بخوام يه تلفن جديد گير بيارم
اون تو "مانته کيتو" جاش امنه
بالاخره "دانکن" رو ديديش يا نه؟
آره , بعد از زنگ آخر
توي حياط مدرسه باهاش قرار دارم
مطمئن به نظر مي رسه
آره
تا بعد
خداحافظ
من حالم خوبه. به کس ديگه اي نگو. خبرت مي کنم مايا
سلام
سلام
تو برگشتي
خب البته مشخصه که... برگشتي
تو اينجايي خب
آره, ما برگشتيم
تو حالت خوبه؟
خوبم
راستي "جنا" چشماشو عمل کرده
آره عمل کرده
فقط يه چشمشو؟
اون يکي رو بعدا عمل مي کنن
عمل چه طور بوده؟
خب هنوز نميدونيم
يکم شوکه شدم وقتي شما رو با هم ديدم
چرا؟
نميدونم
آره در واقع خيلي هم خوب مي دونم
تو خيلي سعي مي کردي که ازش فاصله بگيري
اما حالا برگشتي و نقش راهنما رو واسش بازي مي کني
خيلي ديگه اين کار طول نميکشه
به علاوه اون خواهر منه
خواهر ناتني تو
اون تو اين ماجراها خيلي درگير بوده
بيشتر از همه ي ما
ولي ديگه داريم به آخراش نزديک ميشيم
پس بهتره که به اين موضوع عادت کني
...توبي
من خيلي راجع به خودمون فکر کردم
يکم واسه اين کار دير شده, مگه نه؟
توبي؟ من آماده ام که بريم
تويي اسپنسر؟
آره
فکرشو مي کردم
داشتي تو "بروک هيون" دنبال ويويان مي گشتي؟
ميشه اول يه سوالي ازت بپرسم؟
حتما
آريا اسم واقعي توئه؟
چي؟ خب آره
معلومه که هست چرا همچين سوالي کردي؟
چون ويويان اسم واقعيش ويويان نبود
و اگر تو دوست اون باشي پس بايد اسم واقعيشو بدوني؟
آليسون
هزارو سيصد آفرين فرشته ي روي زمين
خب پس بگو حالا کجاست؟
...دانکن
آليسون مرده
مـــ..ن متاسفم
اون دو سال پيش
ناپديد شد
ناپديد شد؟
چي شده بود مگه؟
...ببين, ممکنه که
چه اتفاقي براش افتاد؟
اون کشته شده بود
و جسدش رو بعد يک سال پيدا کردن
معلوم شد کار کي بوده؟
نه
پليس ها بالاخره بايد به يه نتيجه اي رسيده باشن
ما به پليس ها اعتماد نداريم
شما؟
من و چند تا ديگه از دوستان آليسون
تو هموني هستي که گزارش هاي روزانه رو مي نوشت
نويسنده
در مورد شماها باهام صحبت کرده بود
شماها 4نفريد, درسته؟
در مورد ما بهت گفته بود؟
آره
در مورد شما بچه ها خيلي باهام حرف زده بود
...در مورد
شخص ديگه اي هم چيزي بهت گفته بود؟
يکي که شايد يه جورايي ازش مي ترسيده؟
فکر کنم بهتره اينجا راجع به اين موضوع حرف نزنيم
فقط تو کتاب فروشي آليسون رو ديدي؟
نه
ما بيشتر تابستون اون سال رو با هم گذرونديم
تو "بروک هيون" ؟
"نزديکاي "بروک هيون
خب پس مي تونم همونجا بيام ببينمت
خبرت مي کنم
اون آخر هفته اي که گفتي آليسون ناپديد شده
من همون موقع ديده بودمش
دانکن" آليسون رو تو اون آخر هفته ديده بوده؟"
مطمئنيد که بايد بهش اعتماد کنيم؟
وتي بهش گفتم آليسون مرده کاملا به هم ريخت
اصلا بهش نميخورد که بخواد فيلم بازي کنه
اميلي حالت خوبه؟
آره
چرا "گرت" اينقدر عجله داره؟
جايي که دود هست , يه تاواني هم هست "اي"
صبر کن ببينم, اينجا چه خبره؟
نميدونم
اون مامور اداره ي آتش نشاني اينجا چيکار داره؟
دارن در مورد اون شب صحبت ميکنن
"آتش سوزي خونه ي "جنا
جدي ميگي؟
توبي چي داره بهشون ميگه؟
من که رابطه ام باهاش حسابي شکرآب شده
شايد هر چي که جنا ازش خواسته باشه رو بگه
اين که ما بوديم باعث شديم جنا کور بشه
آليسون و ما
...اون فيلم قديميه رو يادتون مياد که توش
يه خانم نابينا بود که بيناييشو دوباره به دست آورد
من که يادم نمياد
اون اتاقشو با تمام چيزاي قشنگي که داشت پر کرد
No comments yet. Be the first to leave one.