The first 197 lines.
باشه
گندم کامل، بدونه کناره ، 5$ توي کيف - آره -
بهتره يه ژاکت بپوشي ، چون بيرون خيلي سرده
خيلي خب !"راکت گفتن تموم ، يه ژاکت ميپوشم"
هي - هـــــــــي -
نه، " هـــــــــــي " نه
"منظورم بود "هي
و وقتي مادرت بهت گفت که ژاکت بپوشي
منظورش اين بود که بري بياري نه اينکه ظاهر کني
چه فرقي داره ؟ فقط يه ژاکت ه
فرقش اينه که امروز فقط يه ژاکته
اما چقدر طول ميکشه تا تو امتحان رياضيت يه ماشين حساب ظاهر کني؟؟
اولش تقلب توي رياضيه بعد ميشه تقلب تو همه چيز
.بعد اين اتفاق ميافته بعد اون
بعدش ميفتي زندان
اين ميشه اون ميشه ؟ من فقط نميخواستم تا طبقه ي بالا برم
خب ،برو طبقه ي بالا ، اون ژاکت رو در بيار برگرد پايين و دوباره بپوشش
هر چيزي که نخواد برم زندان
هي ، مکسي ، چي توي اون جعبه است؟
اوه اين ماکت مريخ منه واسه مدرسه
مريخش کجاست؟ اين فقط يه مقدار ماسه ي ساحله
خب ، اون تقريباً يه زمين غير قابل کشته
و "غير قابل کشت" يعني چي؟؟
ماسه اي ؟
بعداً راجع بهش حرف ميزنيم
تو بايد سخت تر کار کني ، مرد جوان
بجنب ، بيا اين جعبه ي ماسه ات رو ببريم مدرسه قبل از اينکه يه گربه پيداش کنه
ديدي؟ الان ديرم شده
ميشه حداقل يه نامه واسم بنويسي - حتماٌ -
باشه
مدير محترم، الکس دير کرده ...چون باباش بدجنسه و
بهش اجازه ندادهبا جادو ژاکت... ظاهر کنه
خيلي خب ، تا مدرسه ميدوم
هي ، تي جي اونجاست
هي؟
تو يه ...؟ميشه...؟ تو فقط...؟ !چي..؟حس...جادوگر
ترجمه و زيرنويس از کانال هاي تلگرام : @SelenaSeli @Walt_Disney_World
بخشيدمت
هي ، پسرا قيافه ي اين بچه يادم انداخت
ميخواين بريم پيتزا بگيريم؟
!پيتزا رو نشونت ميدم
چي گفتي بچه جون؟
!گفتم ، پيتزا رو نشونت ميدم
هميشه همين کارو ميکني اين اصلا معني نداره
!نشونت ميدم چي معني نداره
رفيق يه کتاب فحش جديد بخر
!نشونت ميدم کتاب فـــ...!؟
هي ، پيرهن قشنگيه
..نشونت ميدم يه پــــ - !بي خيال -
پس يهو پيرهنت رو بدنت ظاهر شد
آره ، من سريع لباس عوض ميکنم
ميدوني من يه هنرمند سريع عوض کنم
داشتم فکر ميکردم واسه نمايش استعداد ها انجامش بدم
!تو يه جادوگري
منظورت همراه وسايله
مثل اوني که واسه جا لباسي ها ازش استفاده کردم
آره ، من يه جورايي جادوگرم
نه ، جادوگري همراه با معجون ها و جاروها و سحرها
بيخيال ، جادوگر؟
باشه ، فکر کنم اشتباه ميکردم بعداً ميبينمت
ببخشيد ، من بي دست و پام
ديدمش - باشه ، باشه -
من يه جادوگرم
به هيچ کس نگو
مشکلي نيست ، چون حدس بزن چي؟ منم يه جادوگرم
هستي؟
ثابتش کن - باشه -
چند تا انگشت پشت سرم نگه داشتم؟
اين چجوري قراره ثابت کنه؟ - فقط حدس بزن -
4؟ - هيچي ، پام بود -
اوه ،خوبه ، طلسم پا بجاي دست
من کاملا اون يکي رو يادم رفته بود نشونم بده چطوري بود؟
نميتونم ، پدر و مادر من درباره ي جادو خيلي سخت گيرن
من فقط براي انجام اون ميتونم تو کلي دردسر بيافتم
اوه ، چه ضايع
تا موقعي که نفهمه من يه جادوگرم
پدر و مادرم اجازه ميدن هر وقت که بخوام از جادو استفاده کنم
!تو خيلي خوش شانسي من حتي نميتونم بدون اينکه پدرم منو تهديد به زندان کنه
ژاکتم رو جادويي عوض کنم
!اوه ، من نميدونم تو چجوري تو اين دنيا زنده ميموني!؟
آره مثل من بودن خيلي سخته
گرسنه اي؟ - دارم ميميرم -
نشونت ميدم مردن رو - باشه ، رفيق تو بايد اين کارو بذاري کنار -
خردل يا کچاب؟
فرقي نداره
نميخواي پولشو بدي؟ - اوه ، درسته -
واو ، زندگي تو از من خيلي راحت تره
من مجبور بودم برم اونجا و از اون يارو بخوام برام يه هات داگ درست کنه
از خستگي از پا در ميومدم
سلام
"من که گفتم " سلام - ميشه بياي اينجا ؟ -
خيلي خب ، من يه پسر خيلي جالب رو امروز تو مدرسه ديدم
براي بار آخر ميگم من خودم دوست پيدا ميکنم ، ممنون
داري خيلي سخت ميگيري که راجع به چيزي ذوق زده بشي
اين پسره هم مثل ما جادوگره
جداً؟ يکي از بچه هاي مدرسه خودمون؟
اوه ، چه باحال ، اسمش چيه ؟ آدم خوبي به نظر مياد؟
بايد دعوتش کنيم بياد اينجا
ميبيني ، اينجوري قراره خرابش کني فقط گوش کن
اون "تي جي تايلر" ه
تي جي تايلر يه جادوگره؟
پس اون حرکت جادوگري اي که تو نمايش استعداد مدرسه بازي کرد تقلبي بود؟
منظورم واقعيه که باعث ميشه تقلبي شه
اون بايد روبان نفر اول رو برگردونه من ميرم تلفن کنم
!صبر کن ،...جاستين
روبان رو فراموش کن
ميدونستي پدر و مادرش اجازه ميدن هروقت دلش ميخواد از جادو استفاده کنه؟
فقط به اين فکر کن که زندگيمون چجوري ميشد؟
ميتونستم تو تاريکي کتاب بخونم
جادو براي تو يه اسرافه
در کنار استفاده از جادو براي کاريي که الکتريسيته ميتونه بکنه
بايد بابا رو راضي کنيم بزاره هروقت که خواستيم از جادو استفاده کنيم
مگه تو همين الانم اين کار رو نميکني؟
چرا ، اما از اينکه توي دردسر بيافتم خسته شدم
پس من به بابا راجع به تي جي ميگم
شايد اين باعث شه يه خورده قوانين رو راحت تر بگيره
ولي من قوانين رو خيلي دوست دارم
اون تابستون رو يادته که بابا گفت ميتوني هر وقت خواستي بخوابي؟
من يه فاجعه بودم
خب ، قوانين حوصله منو سر ميبرن
من ميخوام با بابا وقتي در شادترين حالت ممکنه حرف بزنم
بعد از شام و قبل از برنامه کشتي وقتي داره شکمش رو ميماله ، آره
جادو هر وقت که خواستي؟
!نـــــــه
اما ، بابايي ...پدر و مادر تي جي ميزارن از جادو
هميشه براي هر کاري استفاده کنه .اين عادلانه نيست
.خب ، والدين تي جي والدين تو نيستن
خونه ي من ، قوانين من
برو واسه خودت خونه بگير ميتوني واسه خودت قوانين بزاري
باشه
و اين به اين معني نيست که بهت اجازه دادم واسه خودت يه خونه ظاهر کني
!اه
بابا ، بيشتر مريخي ها فويل قلعي ميپوشن يا لوازم گيرنده ها؟
و تو از من ميخواي جادوي تام الختيار به اينا بدم؟؟؟
هي بچه ها ، 5 دقيقه تا برنامه کشتيگيرها مونده
!اوه ، خداي من ، من تبديل شدم به مادرم
باشه
عزيزم ، الکس با يه جادوگر ديگه تو مدرسه برخورد داشته
و حالا داره همش از مزخرفات ..." من ميخوام هر وقت که خواستم از جادو استفاده کنم "
ميگه...
!!!من اونجوري حرف نميزنم
يه خانواده جادوگر ديگه هم وجود داره؟
ميدوني ، آخه من عاشق اينم که والدين رو !ببينم و يادداشت مبادله کنم
وقتي شما اومدين پيش ما من ميخوام مطمئن باشم که پدر و مادرت والدين منو راضي ميکنن
که استفاده از جادو هر روز مشکلي نداره
اوه ، لازم نيست نگران اون باشي
اوه ، تو باباي ما رو نميشناسي اون عصباني ميشه
:و ميدوني چون اين شکلي ميشه
!!!"الکس"
کي اهميت ميده؟ خيلي خب ، باشه
چند سال پيش منم براي استفاده از جادو توي دردسر افتادم
و والدينم سعي کردن منو بفرستن مدرسه ي نظامي
خب منم يه افسون روشون گذاشتم . پس فرقي نميکنه من چيکار ميکنم اونا باهاش کنار ميان
منظورم اينه که اونا اصلاً شبيه پدر مادرا نيستن !اونا بيشتر شبيه روباتاي کوچيک منن
تو پدر و مادرت رو افسون کردي؟
تو يه جورايي منو کمي ميترسوني اما من احساس احترام زيادي بهت ميکنم
خيلي خب ، پس اين حله
من برنامه ي پدر و مادرم رو خالي ميکنم و ما ميتونيم براي شام بيايم پيش شما
عاليه
همين ، اونا وقتشون آزاده
ولي تو حتي از سحر استفاده نکردي؟ - آره ، درسته -
ببين ، سحر ها مثل چرخ هاي کمکي ميمونن
وقتي واقعاً خوب شدي بهشون نيازي نداري
اين پروژه ي مريخ توه؟؟
آره
اون که يه مريخي نيست !!!اون تويي با يه ماسک مريخي
از کجا ميدوني اون منم؟ اون ميتونه يه مريخي واقعي باشه
و من به طور اتفاقي يه عکس ازش در حال بررسي پژوهش هاي جاذبه زمين گرفتم
"توي يه سواري به نام "سفر به مريخ
آره
هي ، ببين بالا چي توي يه پلاستيک پيدا کردم
پيرهن بولينگ قديميم
فکر کردم اينو انداختي دور
جري ، وقتي يه چيزيو توي يه پلاستيک ...همراه نخ دندون استفاده شده و
و قوطي هاي خالي شامپو پيدا ميکني ... اون دور انداخته شده بوده
عزيزم ، ازت ميخوام يه چيز خوب براي اومدن "تايلرها" بپوشي
براي اينکه بهشون بگم چه اشتباهي در مورد بچشون ميکنن مهم نيست که چي بپوشم
!اوه ، پس استفاده آزاد جادو از الان شروع شد
ببين ، يهو ظاهر شدن - درسته ، هيچکس لازم نيست که در رو باز کنه -
چه چيزي فروتن تر از جادوه؟؟ !هيچي
.من تريسا هستم .وايشون همسرم جري
ايشون همسر من ، لوري هستند - .رو آوردم " noodle kugel" من براتون اين - هست )
اوه ، ممنونم
دو تا از چيز هاي مورد علاقه ي من !!ها و کلمات بامزه noodle
من همينطور طرفدار "چيپس هاي شکلاتي (بابکا" هستم!(نوعي غذاي يهودي
هي
تي جي... منو جاستين دوست داريم که استراحتگاه .رو بهت نشون بديم
باشه - نه ، من دوست ندارم -
من همين جا ميمونم دود شدن !و بر باد رفتن نقشه ي شما رو تماشا کنم
خب ، پس اين منم که مثل يه کفتار (خائن) وايميستم !و ميخندم
استعاره خوبي نبود - نه ، جوک حيووني بود -
اوه ، نه ، اون پايين يه جورايي سرده و تو !هيچ ژاکتي نداري
!اي کاش فقط قادر بودي يه ژاکت ظاهر کني
.چرند نگو ، اون يه جادوگره
.و من نميخوام که پسر کوچولوم سرما بخوره
!من اينو حل ميکنم ، مشکلي نيست
.سرخ و سوزان ، هر جايي که ميرم
No comments yet. Be the first to leave one.