The first 200 lines.
جهان به دو طرف تقسیم شد
تا یک سوم ساخته شد
پیداش کردی؟
اره
. اونا رو وصل میکنم همین حالا اهرم رو بکش
حالت خوبه؟
اره خوبم
. نمیتونیم همین الان تمومش کنیم. بیا ادامه بدیم
بهتره بازش کنیم. . سیمها از پسش بر نمیان
ما این کار را نمیکنیم.
میدونم کار اشتباهی کردم به من اعتماد کن. اهرم رو بکش
مطمئنی؟
فقط انجامش بده
بچهها، اینو داشته باشید
. بهت که گفتم
این روشنایی نفرین شدهاست.
. یه لونه دروغ. شکست خوردم
اون محلو با خاذی کردن گرفتن
دزدی
و هرکی بره اونجا
رنج واقعی رو میفهمه
لعنت
اون چیز به گند کشیده قلمرو مارو مارکو
هر کی حتی سعی کنه بره خودشو سرویس کرده
فقط چراغ های صدف روشن شدن
ما واکنش در داخل کشور را کنترل می کنیم.
فقط یک دشمن کافی نبود.
قسمت یک/شن.و ماسه
به همه خوش امد میگیم
. همه چیز داره تموم میشه
لعنت
دوباره؟
یه کمکی بکن
تازه واردی اینجا؟
وقتی وارد شدم همین چهره رو داشتم من اسمش رو نمیذارم "." احمق "
اسمت چیه؟
مهم نیست.
حق با شماست.
همه اینجا خوش آمدید
. می تونم ببینم
اسمم خاویره
. من همه چیز رو این اطراف میدونم
همه جارو نشونت میدم
... مزرعه، اتاق، مراقبت
. ژنراتور نوری رو بهم نشون بده
ژنراتور؟ . کسلکننده ست گرسنهای؟
گرسنه به نظر میای
. دنبالم بیا
! اه - دا - دا اتاق تدارکات ما
اینو بگیر
خوبه، ها؟
یکم برام خیلی شیرینه
به نظر میاد بیشتر ترش دوست داری
شگفت انگیزه، نه؟
این گاردونون هواپیمای بدون سرنشین ه.
از این رو، "گاردرون". فهمیدم؟
خودم اسمش رو گذاشتم
شخصیش نکن
میتونی بیخیال شوخی هات بشی تو هرگز منو مسخره نمیکنی.
مبارزه پذیرفته شد
تو حق نداری که تو کشور داشته باشی . از یه کلکسیونر میاد
منظورم پرده بزرگ بود.
این اب رو متراکم میکنه که کل ساختمون رو تامین کنه
قبلا هیچی اینجا نبود تنها صحرا و صخرهها
یه عالمه عرق هست رفته بودم به اون درخت انبه.
میدونی که صدف چگونه تاسیس شد؟
این دیوارها از شن صحرا ساخته شدهبودند. تکنولوژی حرارتی
و ما هر شب مهمونی میگیریم
. البته، یه سری مشکلات وجود داره
تو اتاق خوابگاهم یارویی هست همش خروپف میکنه
تنها کسی است که میخوابد بی رحم باشه
اما اگر این تنها مشکل ما باشه زندگی خوبیه
مشکلات داخلی کاملا متفاوته
ارام بخشه اینجا
هی
از این طرف
بهم زنگ زدی؟
ساختمونه فراین و با بخش ارتباط برقرار میکنه
بیشتر از همیشه
دارم سعی میکنم فرکانس رو بگیرم
<، توجه کنید، همه واحدها.
. پنج دقیقه برای پرواز
. عجله کنید شنیدین که فرمانده چی گفت
زودباشین
فکر میکنی دارن میان اینجا؟
میشل گفت که ممکن ه سعی کنند به ما حمله کنند.
زیباست، نه؟
همه کار میکنن حتی گاردرون
مارکو .ه.
. اون یجورایی بامزه رفتار میکنه . پاش فرق کرده
نمیدونم چطور بگم
اون رهبر قوای دفاع محلی بود. نمیشه بهش اعتماد کرد.
شاید برای اون . همه اینجا بیثبات و عصبانی میشن
. اما در زمان، جامعه قویتر میشه
مارکو یکی از سختترین کارگرها هست
همه با شکم پر دوست صمیمی هستند.
هیچکس مجبور نیست کار کنه . همه به روشی که میتونن کمک میکنن
بقریبا همه
. باید توهم زده باشم
هیچوقت فکر نمیکردم اینجا ببینمت
. هیچوقت فکر نمیکردم تو رو اینطوری ببینم
دوباره به من کلک زدی؟
دوباره به من کلک زدی؟
. آره - . نه، نبودم
البته که نه
فقط اطراف صدف بهش نشونش دادم
میخوای ژنراتور رو ببینی؟
"حواست بهش باشه،" خاویر
مشکل داره
پس این یه تکنولوژی دریاییه
. بهت که گفتم خستهکننده ست
خیلی خب، اما چطور جواب میده؟
. تو بدون توقف در مورد گاردرون صحبت کردی
. اما این من زیاد در این مورد نمی دونم
میشل می تونه برات توضیح بده
من شما را معرفی میکنم.. زود باش
نترس بنیانگذار خوبیه
. میتونم تصور کنم
اگر به خاطر او نبود، من اینجا نبودم.
من توالتو هستم
خانواده ای بخت برگشته ما هرگز مرحله گذار رو رد نکردیم
والدین، عموها، عموزاده ها حتی پسر عموی دوم ...
این نفرین تولدو است.
20سالمه
امدم اینجا میشل کل اینجارو نشونم داد
و همین بود
20 سال داری و فرایند را رها کردید؟
بله
صدفو دوست دارم
فرکانس دارم
واحد توجه کنه
میرم به ساختار فرایند برید به ساختار فرایند
چه خبر شده؟ . نمی دونم
من در مورد خودم صحبت کردم از خودت بگو
میدونم که داخل کشور مردم صدف رو دوس دارن
اما حالا که تو دیدی تو چی فکر میکنی؟
میمونی؟
قبول دارم از چیزی که انتظار داشتم بهتره
خوش امدی جوآنا
اما انتظار زیادی نداشتم.
هی، شماها این رو دیدین؟
کانال اصلی رو باز کن باید حرف بزنیم
کانال رو باز کن همین الان
اخطار
همه، برین به دهلیز مرکزی همین الان
اب دستونه بزارید زمین برید اونجا
طوفان شن داره میاد
به خاطر همین بود که "واحد" فرار کرد . اونا در این مورد می دونستن -
. زود باش به سمت دهلیز
میشل من چه کار کنم؟
. مردم رو ببر به اتاق میانی
. بریم بچهها! زود
بیا الیس
مواظب باش!
بجنب بریم
پسرم
پسرم، من اینجام نگران نباش
همه اینجان؟
درو ببند
کمک کنید
برادرم هنوز بیرونه
درو باز کن میشل برادرم بیرونه
خواهش میکنم میشل درو با کن
. "برو،" میشل زود باش.
بیا تو
تیاگو، بیا
بیا اینجا
عجله کن
دستم رو بگیر. زود باش
زود باش
هوای بد، ها؟
حالا فقط باید صبر کنیم برای اینکه طوفان رد بشه.
همه چی درست میشه.
خوشحالم که امدی
اما لازم بود طوفان هم با خودت بیاری؟
کلکسیونر گیر افتاده؟
. طوفان میخواد تیکه تیکه کنه
جمع کننده
منظورت چیه اشتباه؟
راه اندازی سیستم اغاز کنید
چه خبره ؟چرا تکون نمیخوره؟
کمکم کن خاویر
نه
بخوابین
. بیا اینجا، خواهش میکنم
مراقب اون باش
بزار ببینم
. باشه یه نفس عمیق بکش
ما همه را در دهلیز جمع میکنیم.
. "رافائل" من کار دارم
میخواهم در مجلس صحبت کنم.
هنوز سرم شلوغه
چرا کمک نمیکنی؟
کمک کردن؟
تو تا حالا به کمک من احتیاج نداشتی.
تو تصمیم گرفتی منو بیرون کنی و اینجارو بسازی
من کاری رو کردم که باید میکردم
به خاطر همه، باشه؟
به خاطر همه یا به خاطر خودت؟
. من برادرم رو از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.