The first 200 lines.
Leslie Cheung
Brigitte Lin
Tony Leung Chiu Wai
Carina Lau
Tony Leung Ka Fai
Charlie Young
Jacky Cheung
Special Appearance by Maggie Cheung
It is written in the Buddhist Canon,
"پرچم بي حرکت است. باد آرام است"
"اين قلب مرديست که در آشفتگيست" "It is the heart of man that is in turmoil."
ASHES OF TIME REDUX
امسال، سال وقوع کسوف کلي است خشکسالي زمين رو گرفته
خشکسالي يعني مشکلات
مشکلات يعني تجارت خوب
هستم white camel mountaine من اهل
اسم من اويانگ فنگه
من درحل کردن مشکلات تخصص دارم
به قيافه ت مياد که حدود 40 سال داشته باشي
طي چهل سال گذشته
بايد افرادي بوده باشند که هرگز دوست نداشتي ببينيشون
ممکنه اونا بهت آسيب زده باشند
شايد حتي در نظر داشتي بکشيشون
اما قدرتشو نداشتي
يا حتي نتونستي مزاحمشون بشي
واقعا کشتن اتفاق بزرگي نيست
الان من يه دوست دارم که يکم هنرهاي رزمي مي داند
اون مرد اين روزا روي بدشانسيست
با مبلغ کم خوشحال خواهد شد که از دست آن شخص خلاصت کند
در موردش فکر کن
در واقع کشتن راحت نيست
ولي براي زنده ماندن
ريسکي است که خيليا تمايل به گرفتنش دارن it's a risk many are willing to take.
White Camel Mountain بعد از ترک
به اين بيابون سفر کردم
تا يه زندگي جديد رو شروع کنم
JINGZHE - بهاربيدارمي شود (JINGZHE= سومين قسمت از تقسيمات 24 گانه سال در تقويم سنتي شرق آسيا، تقريبا از 14 تا 29 اسفند)
امروز ششمين روز دومين ماه قمري است حشره ها دارند بيدارمي شوند
اين وقت سال هميشه يک دوست واسه ملاقات مياد
اسمش هوانگ يوشي ه
مرد عجيبيه
هميشه از شرق پيداش ميشه
سالهاست اين کار رو ميکنه
اين بار او آمد که يک هديه تحويل دهد
کسي که اخيرا ملاقات کردم
اين بطري مشروب رو به من داد
اون زن گفت اين مشروب جادوييه
يک پيک که بزني گذشته رو فراموش ميکني
فکر ميکنم چرنده
چطور چنين شرابي ميتواند وجود داشته باشد؟
اون زن گفت ريشه مشکلات آدما
حافظه (خاطرات) است
بدون گذشته
هر روز ميتونه يک شروع باشه
عالي نيست؟
بطري مناسب شما بود
اما تو اهميت ندادي و از آن به همه دادي
درسته؟
من علاقه اي به اين چرنديات ندارم
بنابراين يک جرعه هم ننوشيدم
اما به نظر ميرسيد کار ميکرد
اون شب هوانگ شروع به پاک کردن حافظه ش کرد
يادت مياد چه جوري با هم آشنا شديم؟
کامل به ياد ندارم
پس چگونه به اينجا آمديد؟
يادم نيست
چرا به قفس پرنده خيره شدي؟
چونکه آشنا به نظر ميرسه
او آن شب خيلي مست بود
او سپيده دم دور شد
نميدونم چي باعث نگرانيش بود
اما احتمالا پاي يک زن در ميان است
يک ماه بعد هوانگ يوشي در جنوب ديده شد
در زادگاه بهترين دوستش
يکبار قبل از اينکه دوستش ازدواج کنه اونو ديده بود
He spent time with the couple.
يه روز دوستش يهو شهر رو ترک کرد
هوانگ هم رفت و ديگه برنگشت
ميتونم براتون مشروب بيارم؟
فقط آب ميخوام
ما همديگه رو ميشناسيم، درسته؟
بيشتر از اينا
تو زماني بهترين دوستم بودي
ولي ديگه نه
چرا اينجايي؟
اخيرا يکي رو ديدم
که اين بطري مشروب رو به من داد
يک پيک که بزني گذشته رو فراموش ميکني
امتحان کردم
جواب داد
ميخواي بچشي؟
فرق بين آب و مشروب رو ميدوني؟
شراب روح رو گرم ميکند
آب فقط باعث سردي ميشود و مايه ياس است
دوباره شما رو اينجا خواهم ديد؟
نه
من قسم خوردم که اگه دوباره اين مرد رو ببينم، بکشمش
اما اين کارو انجام ندادم
چون تا آن زمان که دوباره همديگه رو ببينيم ديگه نميتونم ببينم
معلوم هست تو زني يا مرد؟
من شاهزادهء
کبير هستم Murong خاندان
با اين وجود جرات ميکني به من بي احترامي کني؟
نميدوني تو رو خواهم کشت؟
تو مستي
هوانگ يوشي بار ديگه آزاد و وحشي شده بود
مردم به آساني جذبش ميشدند و اغلب آسيب ميديدند
اون شب هوانگ نزديک بود کشته بشه
هر سال ماههايي دارد که به نظر مياد کسي به خدمات من نيازي نداره
پارسال وقتي بهار اومد کار کم بود
يه ماه گذشته فقط يک مشتري داشتم
ازت ميخوام يکي رو بکشي
اسمش هوانگ يوشي ه
او يکي از بهترين شمشيرزنهاي اين اطرافه
کار زياد آسوني نيست
ميخوام به هر قيمتي کشته بشه. پولش مهم نيست
به يه شرط
من تصميم ميگيرم چه جوري بميره
من ميخوام مرگش به دردناکترين حالت ممکن باشد
چي او را شايسته اين مرگ کرده؟
به خاطر يک زن ديگه
خواهرم رو ترک کرد
معرفي کرد Murong Yang او خودش را Murong تنها فرزند خاندان
را در Huang اون مرد ملاقات کرده است Gusu بيشه شکوفه هاي هلو در بيرون از شهر
چهارمين روز از اولين ماه قمري بود اولين روز بهار
طبق تقويم نجومي
"باد شرقي گرم ميشود"
امروز، روزي براي شروعي دوباره است
يه جوک گفت Huang اون شب
اگه يه خواهر داري
باهاش ازدواج خواهم کرد
خوبه
ميذارم تو حرفت بموني
با اين حال بهت هشدار ميدم، حرفتو نشکن
اگه اين کار رو بکني
تورو ميکشم
اونا براي ديدن خواهرش خودشونو مرتب کردن
هرگز ديده نشد Huang Yaoshi اما
آيا برادرم اومد تو رو ببينه؟
برادرت کيه؟
اسمش مورونگ يانگ ه
اين اسم برايم آشناست
آيا اون ازت خواست که يکي رو بکشي؟
فراموش کردم
توجه کن چي ميگم!
اگه پيشنهادشو قبول کرده باشي تو رو خواهم کشت
برادرت مرد سخاوت مندي است
نميتوانم از عهده نپذيرفتنش بر بيام
سخاوتمند بزرگي مثل اون اين روزا کمياب هستند
اگر ردش کنيد
دو برابر پرداخت خواهم کرد تا ضررت جبران بشه
اما من يک شرطي دارم
بايد يکي رو برام بکشي
برادرم ، مورونگ يانگ رو
شما دوتا يک رابطه عجيب داريد
تو واقعا اينقدر از برادرت متنفري؟
آره
اون نميخواد من با هوانگ يوشي باشم
فکر ميکنه مال اونم
بنابراين بايد بميره
خواهرم ملاقات کوتاهي با شما داشته است؟
بله
اگر تو ميل زيادي به داشتن اون داري
من تورو خواهم کشت
چه برادر غيرتي!
اون تنها خانواده ايه که دارم
بايد ازش مراقبت کنم
خواهرت از تو چي ميخواد؟
ميخواد يکي رو براش بکشم
نام دارد Murong Yang کسي که
پشت اين قضيه بايد مورونگ يانگ باشه
با او يا بدون او, اون بايد همان کار را انجام بده
اون ميخواد از دستت خلاص بشه
من اين اجازه رو نميدم
تا وقتي زنده ام
تو امروز برادم رو ديدي. اينطور نيست؟
اون بهت گفت؟
چرا نکشتيش؟
اگر ميکشتمش کي ميخواست پول بده؟
کشتن برادرت کاري نداره
چون اون يک ضعف دارد
ميدوني آن چيه؟
ضعفش توئي
گفتم تو ميخواي که اون بميره تا واکنشش رو ببيني
اگر اون نميخواد که تو با هوانگ باشي
به اين خاطر که تورو براي خودش ميخواد؟
اگر دليلش آن است
چطورقويا شما رامي خواهد؟
او ميخواد ما هميشه با هم باشيم
پس او بايد خيلي تو رو بخواد
ميدونم
اما نميخوامش
من فقط براي هوانگ احساس دارم
او بايد دلش شکسته باشه
خب که چي؟
اندوه من غير قابل تحمله
چرا بايد تو بيچارگي خودم تنها باشم؟
ميخوام اون بدونه که آنچه که دوست داره بوسيله شخص تو رد کنه، عشقه I want him to know what it's like to be rejected by the one you love.
تو زن بي رحمي هستي
اگر اون کشتش چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.