The first 200 lines.
آنچه گذشت
نه جسدی پیدا نشد، نه یادداشت خودکشی
700 متر اونورتر از جایی که نانا پیدا شد، دوچرخهی دختره رو پیدا کردن
ما باید کانالهای آب رو بگردیم
کار همون قاتله
- پرونده حل شده - اون موقع هولک اصلا داخل کشور نبود
پس این دوتا پرونده ربطی به هم ندارن
همهتون همینو میخواین، مگه نه؟ که من خفهخون بگیرم
باید کارت شناساییت رو تحویل بدی
بریم. عملیات کنسله
بهتره با یه روانشناسی چیزی صحبت کنی
پسرت رفته پیش پدرش زندگی کنه
مردی که عاشقته رو از خودت روندی و هیچوقت منو آدم حساب نمیکنی
- یه نفر میخواد یه چیزی به دست بیاره... - یا اینکه یه نفر میخواد بهمون کمک کنه
دختره اومده چون مرده قول داده بود یه کلید بهش بده
میگه پاسپورتش توی یه کِشو داخل آپارتمانه
ازش میپرسه: «کجا میرین؟»
دختره میگه پاریس
ولی پاریس نیست. دختره داره دروغ میگه
من هرچی میدونستم بهتون گفتم اون میخواست برسونمش گئونینگ
سر راه پیش شهرداری توقف کردیم
بهت نگفت بعدش کجا میخواد بره؟ حرفی از فرودگاه نزد؟
اگه میگفت خودم میرسوندمش
تو میدونستی هولک در ازای دسترسی به اپارتمان ما، به اون کارمند پول داده
کی این حرف رو زده؟
ما باید با همدیگه این افتضاح رو درست کنیم
اینکه توی صلح شرکت کردی از بزرگیته رایدهندگان میبینن که ما با هم متحد شدیم
من نمیتونم توی این صلح شرکت کنم
شهردار بیشتر از اونکه اظهار کرده در مورد پرونده مطلع بوده
سانه زنگ زد گفت باید باهات حرف بزنه برمر میخواد به خاطر تهمتی که زدی شکایت کنه
اگه نظرت رو عوض کنی، من با برمر صحبت میکنم
جلوی شکایت رو میگیریم و هیچکس چیزی نمیفهمه
- من نمیخوام خودم رو درگیر کنم - بگو که با برمر جلسه داشتی
نمیتونم
نفر بعدی، منشی دفتر، گرت استاکه
تو هیچوقت در مورد فعالیتهای هولک به کسی چیزی نگفتی؟
این صورتجلسهی ملاقاتیه که بین استاک و برمر صورت گرفته. در دفتر برمر
و نشون میده که شهردار،
خیلی قبلتر از همهی ما، از اقدامات غیرقانونی هولک در اداره باخبر بوده
به استاک گفتی که ازش سوءاستفاده نمیکنی در این مورد به چیزی من نگفتین
تو مدیر کمپینی. مشاور من نیستی
بله، درسته. من میخوام خودم تنهایی انتخابات رو برنده بشم
بقیه هم اگه خواستن، میتونن بهمون ملحق بشن
ولی دستور کار رو من تعیین میکنم
خوشحالم که مرده. میدونم درست نیست. ولی خوشحالم
هر چی زودتر خونه رو بفروشیم، بهتره
اون خونه چجوره؟ پسرا از اونجا خوششون میاد؟
- خودم یه چیزی میگیرم. - فقط فرمالیتهاس. جایی برای نگرانی نیست
- این پسره کیه؟ - امیر، دوستپسر بچگی نانا
منو نشناختی؟ امیر
- تازه برگشتی؟ - نه. تابستون برگشتم
ببخشید
مامان بابا، سلام من پیش امیرم
وقتی این رو نگاه میکنین که دوشنبه شده و فکر میکنین من مدرسهام
هولک نمیدونست پرواز نانا، از مالمو بوده به خاطر همین رفته بود فرودگاه کپنهاگ
کل شب اونجا منتظر بود
کی میدونست شما دارین میرین؟
یه نفر بود که ما رو دید...
- از شرکت باباش - مدی تازه اسبابکشی کرده بود
نانا، بالای یه شرکت اسبابکشی زندگی میکرد ما دنبال یه راننده اسبابکشی میگردیم
- چرا زودتر نیومدی؟ - اون یکی رئیسم بهم گیر داده
ما همیشه بهت کمک کردیم حالا تایس به کمک نیاز داره
برو داخل و لباست رو عوض کن
قتل : THE KILLING
«ترجمه از Emad_Se7en» Telegram Channel: @Emad_Se7en
تریلری از : سورن سویستروپ
دوتا کانال اول رو تموم کردیم یه عمر طول میکشه تا همهش تموم شه
بعدش باید اون لولههای قدیمی رو بگردیم
پدر مدی هاوگ تایید کرد که
خیلی از اسبابکشی دخترش نگذشته بود، که ناپدید شد
- کی وسایلش رو جابهجا کرد؟ - یادش نمیاد
طبق گزارش پلیس، اثاثیهاش توی یه شرکت، انبار شده بود
اسم شرکته "مرکور" بود
- خب اونا چی میگن؟ - دیگه همچین شرکتی وجود نداره
آخرین بار، شرکت به اسم ایل لونستروپ ثبت شده
بهش زنگ زدم ولی برنمیداره
پس خودمون بریم پیشش
یکم دیر نیست؟
چرا، 15سال پیش باید میرفتیم پیشش
سهشنبه 18 نوامبر 20:37
بعد از اینکه شوهرم فوت کرد، شرکت رو بستیم
ما لیست تمام کارکنان شرکت رو میخوایم
نمیتونم کمکتون کنم حرف خیلی وقت پیشه
از اون موقع پروندهای نگه نداشتین؟ مثلا، کامپیوتر یا فیش حقوقی...
همه رو انداختم دور
اگه راجع به عوارض و مالیاته...
میتونین برین قبرستون و از خودش بپرسین
از کارکنان شما کسی بود که بره توی شرکت بیرک لارسن؟
بیرک لارسن کیه؟
اسم مدی هاوگ برات آشنا نیست؟
شما چی میخواین؟ من نمیخوام به خاطر کارای اون جواب پس بدم
مدی هاوگ یه سری وسیله توی انبار اینجا داشت و هیچوقت نیومد دنبالشون
احتمالا "اوگه" وسایلش رو فروخته و با پولش رفته مشروب خورده
- یعنی شما هیچی نگه نداشتین - خودتون نگاه کنین
توی گاراژ یه سری خرتوپرت هست
- برو تو اتاقت - چه خرتوپرتایی؟
- مال بابان - فقط چندتا جعبهی قدیمین
ما میخوایم یه نگاهی بهش بندازیم
تنها چیزی که گیرمون میاد کپکه
- 15 سال پیش، چند سالت بود؟ - حدودای 17
- کارکنان اینجا رو یادت میاد؟ - بعضیاشون رو آره
ما دنبال یه مردی میگردیم که اون موقع حدودا 25 تا 30 سالش بوده.
نمیدونیم کارگر تماموقت بوده یا نه
شاید فقط موقت و جایگزین کار میکرده
به نظر خودش رو بیشتر از یه راننده ساده میدیده
احتمالا تو ذهنش خودش رو خیلی دست بالا میگرفته ولی توی رفتارش نشون نمیداد
نه
تا حالا اینو جایی ندیدی؟
بریم دیگه؟ جایی هست من بتونم دستام رو بشورم؟
خیلیخب...
شاید یه نفر بوده باشه
اسمش رو یادم نمیاد
بقیه فکر میکردن آدم مغروریه ولی با من مهربون بود
- چه شکلی بود؟ - معمولی بود
یه عکس با بابام داشت
ولی مامان همهی عکسا رو انداخت دور
ناراحت نشدی؟
اگه من بودم،...
اون عکس رو یه جایی قایم میکردم، که مادرم نتونه پیداش کنه
خیلی برامون مهمه اون عکس رو ببینیم
این پدرمه. اینم همون مردیه که در موردش صحبت کردم
چرا دنبالش میگردین؟ چه کار کرده؟
امیدوارم بتونین منو ببخشین
فکر کنم بتونین. چون خودتون هم توی جوونی با همدیگه فرار کردین
مامان بابا، میبینمتون
توپولوها، دوستتون دارم
زود بهتون زنگ میزنم
- امیر کاری کرده؟ - نه
پشت تلفن گفتن، توی فرودگاه منتظرش بوده
چرا بهمون نگفت؟ چرا ازمون مخفی کردن؟
سارا لوند اومد تمام وسایلش رو زیر و رو کرد
یه چیزی شده
گفتن پرونده بسته شده
پس برای چی اومد اینجا؟
هنوز پیداش نکردن
چیه؟
ببخشید ولی...
وان گفت بیا پایین
الآن نه
فکر کنم مهم باشه
باشه
چه خبر شده؟ چرا نمیرین خونه؟
تایس...
یه مشکلی پیش اومده
ما همهمون خوشحالیم که شما میخواین برین توی اون خونه
ولی متاسفانه تا قبل از کریسمس، نمیتونی تعمیرات رو تموم کنی
واسه همین تصمیم گرفتیم کمکت کنیم
هر کدوممون آخرهفتهها یا شبها میریم کار میکنیم
- تخم حروما! - با آشپزخونه و دستشویی شروع میکنیم
تا بتونیم روی میز یه چی بخوریم و از اون طرف پسش بدیم
پسرعموی رودی، لولهکشه
چند وقت دیگه باید اسبابکشی کنه
ببخشید مزاحم شدم
چی میخواین؟
اطلاعات جدیدی به دستمون رسیده که همهچیز رو عوض میکنه
دفعهی آخر حرف دیگهای زدی، مگه نه؟
میدونم. خیلی عذر میخوام
ولی مشکل اینه که مدارک با هم جور در نمیان
برای همین باید مجددا پرونده رو باز کنیم
- لطفا از اینجا برین - تایس، گوش کن...
نه. از حالا به بعد، فقط از طریق وکیلم با هم ارتباط برقرار میکنیم
- متوجهم که... - متوجه نیستی. نمیخوام باهاتون حرف بزنم
ما نمیخوایم با تو حرف بزنیم یکی از رانندههات رو میخوایم
چرا دست از سرشون برنمیدارن؟
وان. بیا اینجا
- چی شده؟ - میخوان با تو حرف بزنن.
ما چندتا سوال داریم. واسه همین باید باهامون بیای مرکز
چه سوالایی؟
یا خودت همین الآن باهامون میای یا دستگیرت میکنیم
چی؟
خیلیخب. ساعت 10:37 شبه تو بازداشتی
همینو میخوای؟
لعنت بهت، آروم باش
چی شده؟
هروقت چیزی فهمیدیم، بهتون اطلاع میدیم
شهردار از اون کارهای غیرقانونی خبر داشت
گرت استاک، توی یک جلسه بهش اطلاع داد. همون منشی بخش، که این صورتجلسه رو نوشته
این ضمیمهی 13Xـه
اعتبار من زیر سوال رفت، چون برمر چیزی نگفت
شهردار، عمدا باعث گمراهی تحقیقات پلیس شد
و به خاطر منافع شخصی خودش، کارهای یک قاتل رو لاپوشانی کرد
به خاطر همین شهردار رو به پلیس گزارش دادم
متاسفم که بار دیگه تمرکز بر انتخابات مختل میشه امیدوارم متوجه باشین که ما نمیتونیم بیکار بشینیم
- پلیس چی گفت؟ - اونا تحقیقاتی در این زمینه انجام میدن
- شهردار مورد اتهام قرار میگیره؟ - این به پلیس مربوطه
شما قصد دارین جای شهردار رو بگیرین؟
خیلی ممنونم فعلا صحبت دیگهای ندارم
تماما دروغ و ساختگیه
من هیچوقت همچین مکالمهای با استاک نداشتم و در مورد پرونده هیچی نمیدونستم
صورتجلسهی دیدارتون موجوده
جعلیه. من امروز برای اولین بار دیدمش. بر حسب شرایط حاضر، دستکاریش کردن
به نظر من، اینا تلاشهای ناامیدانهی یک کارمند دولت، برای پاک کردن گناهشه
- گزارش پلیس چی؟ - حرف دیگهای ندارم
- دارن بهش فشار میارن - مشکلی نداری که همه رو میندازه گردن استاک؟
استاک خودش مرد گندهایه تو هم باید بزرگ بشی
- واقعا؟ - این کار، برمر رو سرنگون میکنه
راه جهنم رو با عذر و بهونه سنگفرش کردن
چی گفتی؟
10 دقیقهی دیگه با اعضا، جلسه داری
داشتم فکر میکردم...
No comments yet. Be the first to leave one.