The first 200 lines.
شما صبح به این جسد برخوردین؟
فکر کردم «خدای من، این چیه؟»
یه لحظه به نظرم واقعی نمیاومد
شبیه یه مانکن بود
فورا نفهمیدم
که دارم به یه مرده نگاه میکنم
یه مرد. این ساعت چند بود؟
حدود ساعت شش
صبح زود بیدار شدم تا به گلهای چند سالهم سر بزنم
دیشب اونا رو با نایلون پوشونده بودم
تو پیشبینی هواشناسی تهدید سرمازدگی برای دیشب بود
امروز صبح ساعت چند؟
شش صبح؟ آره
من تازه گفتم، مگه نه؟ آره، گفتی
فقط میخوام مطمئن شم که درست متوجه شدین
نگران نباش اگه اون متوجه نشده، من شدم
و قربانی رو نمیشناسین؟
نه. هوارد، خوبی؟
آره، خوبم. مطمئنی؟
یهو خیلی رنگپریده شدی. آره واقعاً
میتونین به حرفتون ادامه بدین؟
من از پلاستیک برای پوشوندن بوتههای رز و گلهای داوودیام استفاده میکنم
منظورم اینه که، من سعی میکنم صرفهجویی کنم
همه اینجا تو میدان یونیون دارن بازیافت میکنن
ولی پلاستیک نمیذاره هوا دور گیاهها یخ بزنه
مرطوب نگهشون میداره
وگرنه از پلاستیک استفاده نمیکردم
اسم خودت رو محیطزیستگرا گذاشتی، ها؟
سیگار از گوشه لبت آویزونه؟
میدونی چقدر سم تو این سیگاره؟
ادامه بده. بکشش تو
چهار هزار ماده شیمیایی تو هر پک
و بیش از چهل تاشون سرطانزا هستن
تو دو برابر شانس بیشتری برای برنده شدن تو لاتاری حمله قلبی داری
نسبت به کسی که سیگار نمیکشه. من هیچوقت نگفتم محیطزیستگرا هستم
تو بیست برابر شانس بیشتری برای سرطان ریه داری
آمفیزم، برونشیت مزمن داری. بابا ول کن
سرطان دهان، گلو
ریه، معده
آب مروارید، از دست دادن بینایی، عفونت سینوسی
وای خدای من، تو سیگار رو ترک کردی!
تو این دیوونگی رو بدون مشورت با من انجام دادی؟
دیوونهای؟ نه، نه، نه، تو خودخواهی!
شما سیگاریهای سابق از انجمن معتادان گمنام هم پیگیرتر و بیرحمترید!
یا مثل مونیز یا اون گیاهخوارای از نو متولد شده!
خب، من بهت میگم که اجازه نمیدم در مورد این قضیه بهم زور بگی
نمیخوام بشنوم که ریههات از ریه نوزاد تازهمتولد شده هم صورتیتره
یا اینکه چقدر احساس میکنی از خلط و ترشحات آزاد شدی
همهاش یه مشت مزخرفه. همهاش یه مشت چرندیاته
نمیخوام بشماری چند روزه سیگار نکشیدی
وقتی که قرار بود مراقبم باشی
تو داری زندگیمو به خطر میندازی
برای سختی کار درخواست افزایش حقوق میکنم. نه، میدونی چیه؟
میرم درخواست یه همکار دیگه بدم
بو
بو، میشه... ما اینجا کارمون تموم نشده
اوه، لعنتی
خب، چی داریم؟
خودکشیه، مانچ
میتونه یه قتلی باشه که وانمود شده خودکشیه
تو زیادی تو این کار موندی
هی، این یه صحنهسازی کاملاً پیچیدهست
منظورم اینه که، به این گرهها و نحوه این طنابکشی و همه چی نگاه کن
و اون آدم قدبلندی نیست
چطور اینقدر بالا رفته؟
روی اسب بوده
با چکمههاش مرده
ییپی-کای-یای-یی-او
آقایان، میخوام شما رو با فرانک آشنا کنم
دو خیابون اونورتر پیداش کردیم
سرعت زیاد داشت؟ آره
الان برمیگردم، باشه؟
وقتی اینجا رسیدین، این موزیک کانتری و وسترن روشن بود؟ بله قربان
این چیزیه که اونو کشت، موزیک کانتری و وسترن
متوجه نمیشم. متوجه نمیشی؟
گوش دادن به آهنگهایی مثل «بهتره تو یه تابوت چوبی باشم»؟
خب، من موزیک کانتری و وسترن دوست دارم
متاسفم که اینو میشنوم
چی میشه اگه یه آهنگ کانتری و وسترن رو برعکس پلی کنی؟
یه آهنگ کانتری و وسترن رو برعکس پلی کنی؟
چی؟
زنت رو پس میگیری
کارت رو پس میگیری و سگت رو پس میگیری
اون ستوان بود
گفت از اونجایی که این خودکشیه که اینجا داریم
و بخش کمبود نیرو داره، میخواد بپریم اونجا
و یه مرگ مشکوک رو بررسی کنیم
کجا؟ بیمارستان هاربر
اون مرگ مشکوک نیست، اون قصور پزشکیه
میبینمت، فرانک
مراقب خودت باش، روی راجرز. آره
چطوری؟
خوبم. خوبم
دیشب تو میدان یونیون کی رو دیدی؟
میتونم کمکتون کنم؟ نه
ولی ممنون
شما کی هستین؟
دان فالز، بازرس کارهای عمومی
دارم اندازهگیری کیفیت هوا رو انجام میدم
کی میگه؟ شهرداری میگه
شورای شهر تصویب کرد
قانون کیفیت هوا رو سه سال پیش.
هر ساختمون عمومی توی شهر باید تست بشه.
سه سال پیش؟ حالا تازه یادتون افتاده؟
دستور کار دیروز افتاد توی کشوی من.
منم امروز اومدم.
همینقدر میدونم، پولمو میگیرم.
این چیه؟
یه دستگاه پایش ذرات معلق فیبریه.
این بهم میگه چقدر گرد و غبار و فیبر توی هواست؟
آره. پیوسته نشون میده.
خوبه؟ آره.
زیر هفتاد نشون میده.
هر مقداری کمتر از ۷۰ ذره در هر میلیمتر مربع
طبق استاندارد EPA مشکلی نداره.
پس قهوهام رو با خیال راحت بخورم. آره.
این ساختمون، انقدرام بد نیست چون خیلی قدیمیه.
ساختمونهای جدیدترن.
اونایی که بین دهه ۶۰ و ۷۰ ساخته شدن.
اون ساختمونا رو سفتتر از یه توپ لاستیکی بستن.
اونا دردسرهای اصلیان. مثل اتاقهای گاز.
ولی اینجا در امانیم. در امان؟
اوه آره، کاملاً امنه.
و دیگه مزاحم کار کارآگاههای من نمیشی؟
من؟ اوه، من رفتم.
کارم اینجا تموم شد.
میدونی، شاید این حرف زیاد برای من خوب نباشه
ولی تو نزدیکترین کسی هستی که من به دوست صمیمی دارم.
و بدون مقدمه چینی.
میخوام بچهام رو ببینی.
بچهات؟ بچهام.
آه، ملدریک. عجب خوشگلیه، نه؟
به نظرم شبیه موتوره.
نه فقط یه موتور، کروزتی.
یه موتور قویه.
427 OHV V8 با کاربراتورهای دوقلوی هالی.
۶۰۰ اسب بخار قدرت تو دل این بچه.
مثل جادوگر شرور غرب پرواز میکنه.
باید برم نوادا زندگی کنم.
اوه، بذار ببینم، بذار ببینم.
درها و لاستیکهاش کجاست؟
اوه، میدونی، ببین، اینا جزئیات بیارزشن.
اون چیزی که تو دستته، قلب و روحشه.
اون کبرایی که دارم میسازم.
بهت بگم، این برای من مهم نیست.
ببین، وقتی اینجا یه خونه میخری
یه مشت خاک با یه توالت روش نمیخری.
تو چهار تا دیوار میخری که بهش میگن خونه.
تو، اگه خوب نگاه کنی، اینجا هیچی دستت نیست.
ببین، داری مسخرهام میکنی و ازت ممنونم.
ولی اون چیزی که من اونجا دارم
اساس یه ماشین اسپرت کلاسیکه.
اون چیزی که روی کراواتت هست، جوهره.
کارآگاه قتل گودورنچ.
جوهره روی کراواتم.
اوه، این همینه. کراوات.
چت شده؟
من خوبم.
فندک لعنتی من کجاست؟
فندک بده. من که ندارم.
مطمئنی؟ شایدم داشته باشی. من که ندارم.
خب، از کجا میدونی؟ چرا جیب کُتت رو چک نمیکنی؟
من ندارم چون دیگه سیگار نمیکشم، فرانک.
میدونم، ولی فکر کردم شاید یه کبریت برام داشته باشی.
من نمیتونم فندک یا کبریت یا هیچی همراهم باشه.
نمیتونم غذای تند بخورم. تا یه مدت آبجو هم نمیتونم بخورم.
نمیتونم تو خونهام زیرسیگاری داشته باشم.
باشه، فقط فکر کردم شاید از قبل یه دونه داشته باشی.
چسب نیکوتین گذاشتم.
آره، از اون سیستمهای ترک نیکوتین.
میدونی، قراره منو از این اعتیاد نجات بده.
این دومین دورهمه، میدونی.
من داشتم چی بود، میدونی، مثلاً
سه پاکت
از این چیزای حال به هم زن، میدونی، هر روز.
حالم بهتره. خوبه.
میدونی و بهتر میخوابم، فرانک.
چیزایی که میخورم، غذاهایی که میخورم.
میدونی، باید از غذاهای تند و اینجور چیزا دوری کنم.
ولی سبزیجات، فرانک.
سبزیجات، میدونی هیچوقت انقدر شیرین مزه نداشتن.
میرم تو ماشین فندک بگیرم.
نه، نه، نه تو همینجا بمون، فرانک.
تو تو بخش سیگار کشیدن نشستی، خودت فندک بزن.
این حق توئه. میشه کبریت بدین لطفا؟
ببین، نگران نباش. نه، فرانک فقط بشین، باشه؟
سیگارت رو همینجا بکش، باشه؟
منو اذیت نمیکنه، فرانک. لطفاً، فقط بشین.
تیم، تیم، این اذیتت میکنه؟ نه.
باشه، نمیدونستم. فکر کردم چسبه هوس رو از بین میبره.
آره، همینطوره، باشه؟ و مشکلی نیست، فرانک.
اونو ببین. آهان. کبریت.
اوه، باشه. بفرما.
اوه، عالیه، عالیه، عالیه. حالا دیگه هوس سیگار ندارم.
دیگه سیگار نمیخوام. نه، نه، نه، تو میخوای.
بیا، فقط کبریت رو روشن کن، فرانک.
کبریت رو روشن کن، سیگارت رو روشن کن، باشه؟
نمیتونم کبریت رو روشن کنم چون فقط باعث میشه برگرده
یه حس خیلی منفی، میدونی، یه جور حس منفی.
و میخوای من سیگارت رو روشن کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.