The first 130 lines.
دنیای ژوراسیک نظریه آشوب
اه گندش بزنن
صبر کن
الان
بدو
...چی
برو برو برو
- کلیدها رو تو کابین گذاشتم - شوخی میکنی؟
وانت من همین پایینه
تو حالت ساکن بزارش میتونیم همینطوری سر بخوریم
وای
...سه دو یک
الان
بیا دیگه
صبر کن
بن
دارم تلاشمو میکنم این تو تست رانندگی نبود
راه های آسون تریم برای غذا خوردن هست
فکر کنم گمشون کردیم
چی؟
این، هنوزم ثابت نمیکنه تحت تعقیبیم
- شوخی میکنی؟ - نمیدونم
- بنظرم همه چیز خیلی تغییر کرده - داریوس، داریوس، داریوس
اون رپتورها میتونستن جذب نور یا... بشن
- ...به جز - چی؟
...رپتورها
اونا شبیه آتروسیراپتورها بودن
این معنی نداره. فکر نمیکنم کسی از املاک لاکوود آزاد شده باشه
دیدی؟ حتی بیشتر ثابتش میکنه
من بهش نمیگم مدرک
پس فکر میکنی که این یه تصادف بود که اونا
دقیقا همون شبی که من اومدم خونت سر و کلشون پیدا شد؟
خب شاید
این هم تصادفی بود که زنگ ها و قوطی های حصار زنگ هشدارت قطع شده بود؟
باشه عجیبه
دارم بهت میگم یه نفری دنبالمونه
ولی چرا؟ کی اصلا میخواد اینکارو کنه؟
من کاملا نمیدونم، اما چندتا نظریه دارم
اگه میخوای چکشون کنی اون پشتن
داش، بن. چقدر خوب مرتبشون کردی
مثل پا گذاشتن داخل کیسه قدیمیته
آزمایشگاه مخفی زیر" آب شرکت مانتا"؟
ملخ های گوشتخوار"؟"
...چی
اوه
اوه، ایو، ایو
خب، اول از همه، بیا جدی صحبت کنیم تو چکمه غذا میخوری؟
اگه آره باید درموردش صحبت کنیم
و دوما، "کرم اصلاح بزرگ پشت همه چیزه"؟
اینا چه کوفتین؟
اینا فقط تئورین
بعضیاشون از وبسایتن و بقیشون برای خودمن
تو این مرحله، ما نمیتونیم هیچ احتمالی رو رد کنیم
اما در حال حاضر، مهم نیست کی دنبال مایه
مهم اینه که صرفا دنبالمونه
- فرضا - اما نمیشه که صرف نظر کرد از این موقعیت
پیام هایی که از دارک ژوراسیک بهت گفتم چی؟
هرکی اونو فرستاده درواقع هممون رو تهدید کرده
باشه به سمی زنگ میزنم
...چی
گوشی ها قابل ردیابی هستن ایمن نیستن
میتونستی خاموشش کنی
خب، تلفن ها وقتی خاموش هستن هنوز قابل ردیابی هستن
فکر کنم، نه؟
نه
ها، میتونستم سرش شرط ببندم
حدس میزنم میتونستیم ...بریم دنبالش بگردیم اما
...دیگه نه
راستش هوا خیلی سرده
بزار فقط... اینو ببندم
دقیقاً چطور میخوای به همه هشدار بدی اگه تلفن نداری، هوم؟
تله پاتی تو اون وبسایته یاد گرفتی؟
نه
بسته مراقبت از سمی آدرس برگشت درست روشه
اون میدونه همه کجان
پس میریم تگزاس؟
یی-ها
سلام؟
از پنجره بیرونو نگاه کن
کی هستی؟
چطوری منگل؟
بروکلین؟ اوه
حالت خوبه؟
اوه آره، من خوبم. فقط پرده ها
دماغمو زدن داغون کردن
اوه نه، بن
و اینجاست نقطه مورد علاقه من تو دانشگاه
اوه
خب، اولش، برام اینطوری بود، اوخخخ
اما از این زاویه
اوه، آره
کالج عالیه اما گاهی اوقات باید
بیرون برم تا احساس کنم می تونم نفس بکشم
عجیبه که چطور ممکنه احساس عادی بودن
اینقدر سخت باشه، حالا که همه چیز خیلی عادیه
اون پترانودون ها رو اونجا میبینی؟
آهان
یکی از اونا کوله پشتی یه دانشجوی سال اول رو گرفت
امکان نداره
اون به استادش گفت که دایناسوره تکالیفش رو خورده
چیه؟
این واقعا خنده داره
خب نه برای اون اون تکلیفش رو خراب کرد
ببخشید ببخشید نه، متاسفم، واقعاً ناراحت کنندس
ناراحت کنندس
نکته اینه من دیگه نمیدونم چیزی به اسم عادی بودن وجود داره یا نه
آره
به هر حال، اوضاع تو چطوره؟ داستان جالبی داری که روش کار کنی؟
اشتباهاتی که باید اصلاح بشن؟ حقایق دفن شده باید آشکار بشن؟
تلاشمو میکنم
برای یه اینفلوئنسر رسانه های اجتماعی که به یه روزنامه گار
مشتاق تحقیق تبدیل شده کار سختیه
اون وب سایتی که بهت نشون دادم چطور؟
اه خدایا. دارک ژوراسیک؟ آره. خفنه
همینطوره نه؟
منظورم اینه که جدی گرفتنش سخته وقتی اولین پستش تو صفحه اصلی
اینکه چی میشد اگه شش نوبلار واقعاً تو جزیره می مردن
و دکتر وو اونارو شبیه سازی و جایگزین می کرد
آره
مطمئناً چیزهای زیادی مثل اون وجود داره
اما هر از چند گاهی چیزی بینشون هست که بنظر میرسه نمیدونم
واقعیه؟
واقعیه
آره، مثل کلون
ببخشید. یادم رفته بود فرار کردن از دست دایناسور ها چقدر میتونه خسته کننده باشه
اوه، بزن اونجا کنار قبل ادامه مسیر میخوام برم دستشویی
رفیق، صدامو میشنوی؟
چه خبره؟
دنبالمونن
ما اون رپتور هارو ساعت ها قبل گمشون کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.