Release info

💌 💌Legend Of Dragon Pearl 2017 EP04 🔆DramaFA com 🔆
A Commentary by DramaFa
زیرنویس اختصاصی درامافا 🔰 www.Dramafa.com 🔰

Tags

other
Published on: 2021-01-12
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

افسانه لونژو

قسمت 4

جرات نکردم چیزی به اساتید بگم, اما

اگه تو هم از اینکه حقیقت رو بگم ناراحت میشی

پس منم بهت دروغ میگم

و فقط چیزی رو بهت میگم که میخوای بشنوی

فراموشش کن, هرچند ناراحت شدم

اما هنوز هم میخوام چیزی که بهش فکر میکنی رو بشنوم

میدونستم از دستم عصبانی نمیشی

احیای سلسله مینگ بزرگ و گرفتن انتقام خانوادم

همیشه جزو مسئولیت های من بوده

تو فقط یه دختری که نظرش رو میگه

نباید بهت سخت بگیرم

برادر جو, باید به مغازه گیاهان دارویی برگردی

میخوام برم بازار رو ببینم دارم میرم

مراقب باش و مشکل درست نکن

.....میدونم

چرا تو از اساتید و پدر هم سختگیر تری؟

بوی خیلی خوبی داره

چقدر دوست دارم برم تو و دوباره جشن بگیرم

شرم آوره که نمیتونم توی این رستوران

غذا بخرم

.....برو کنار

یه کالسکه طلایی که

بی پروا توی جاده حرکت میکنه

دوست دارم بدونم این کالسکه کیه؟

این طلای واقعیه؟

صاحب کالسکه باید خیلی پولدار باشه

باتوجه به رفتاری که کالسکه ران داشت

صاحب این کالسکه ممکنه آدم خوبی نباشه

اگه با دزدی از ثروتمندا به فقرا کمک کنی اشکالی نداره

عالیجناب, لطفا از این طرف

عالیجناب لطفا سوار کالسکه بشین

قربان, لطفا مراقب باشین

در چهار سلسله فقط اوبوی میتونه

عنوان برترین جنگجو رو داشته باشه

ممکنه کسی که داخل کالسکه ست خود اوبوی باشه؟

اوبوی خیلی قدرتمنده

این ثابت میکنه این کالسکه ماله اونه

رهگذران از این گاری دوری میکردن

چون میدونستن صاحب این کالسکه کیه؟

یی هوان, توی چه دردسر بزرگی افتادی

اوبوی شجاع ترین مرد سلسله چینگه

اگه بفهمه من توی کالسکه اش مخفی شدم

اگه نَمیرم خیلی خوش شانسم

الهه مهربان لطفا نجاتم بده

ایست

درود بر شما, عالیجناب

تعارف رو بذار کنار خواجه

همه چیز در قصر مرتبه؟

همه چیز تحت کنترل شماست, عالیجناب

حال امپراطور چه طوره؟

امپراطور هنوز هم

هر روز با دوستانشان کشتی میگیرند

و هیچ تمایلی برای حکمرانی نشان نمی دهند

حس میکنم نمایششه

هنوزم یادمه که امپراطور مرحوم ژِی

در بستر مرگ به ما دستور داد تا به این کودک خردسال کمک کنیم

شرم آوره که این امپراطور جوان

بیشتر و بیشتر غیر قابل کنترل شده

از حضور من تو قصر بیزاره

در واقع امپراطور هنوز هم کارهای شما رو به یاد دارن

خیلی دل رحم هستن

اون واقعا قدردان کارهای منه؟

وقتی بالهاش بزرگ بشن شروع به پرواز میکنه

باید به بهترین نحو ممکن مراقب سلامت امپراطور باشید

مطمئن بشید که امپراطور همه

کاسه سوپ رو کامل میخورند

متوجه شدم, من تمام تلاشم رو برای محافظت از امپراطور میکنم

......صبر کن

این داروی این ماه امپراطوره

ممنونم عالیجناب

خواجه رو به قصر برگردون

خوب نیست خیلی بیرون از قصر باشه

- بله قربان - برگرده به قصر؟

یعنی برمیگرده به شهر ممنوعه؟

وای خدایا

به نظر میرسه گاری وارد شهر ممنوعه شده

من فقط نمای بیرونی شهر ممنوعه در روز دیدم

دوست دارم بدونم داخل شهر ممنوعه چه شکلیه؟

مطمئنا این کالسکه بعدا به اقامتگاه اوبوی برمیگرده

باید تو کالسکه بمونم و منتظر بشم تا از قصر خارج بشم؟

یا باید دنبال فرصتی باشم تا مخفیانه وارد قصر بشم؟

این یه فرصت نادر برای ورود به قصره

شرم آوره اگه بدون دیدن

قصر از اینجا برم

ایست

مراقب باش خواجه

اینجا دستشویی داره؟

در تمام طول راه خودم رو نگه داشتم

قصر خیلی تو در توئه بذار راه رو بهت نشون بدم

ممنونم

خیلی خب....میدونم گرسنه ای پس دیگه انقدر سر و صدا نکن

باید غذاهای خوشمزه زیادی توی آشپزخانه سلطنتی باشه

باید قبل از اینکه از اینجا برم خودم رو سیر کنم؟

.........آشپزخانه سلطنتی

خوشبختانه برادر جو این نقشه رو به من داده بود

این گنج ها رو ببین

مخفی شدن تو کالسکه اوبوی ایده بدی نیود

باید همه این بشقاب های طلا و نقره رو بردارم

و اونا رو برای خواهرام به دره مروارید ببرم

امپراطور از همه اینا استفاده میکنه

شگفت انگیزه

...بیا سریعتر

خوشمزس

صبر کن

برای منم بذار

تویی؟

تو کی هستی؟ نمیشناسمت

منم

تویی

کی توی آشپزخانه ست؟

.....حالا یادم اومد

....بیا بریم یه جای دیگه حرف بزنیم

....وسایلم

ترسناک بود

ممنونم, خوش شانس بودم که تو رو دیدم

اگه نه که تا الان گرفتار شده بودم

اما تو واقعا کی هستی؟

توی قصر چیکار میکنی؟

و چه طور همه جای قصر رو میشناسی؟

.....من

من...نگهبان گارد سلطنتی هستم

برای همین همه جای قصر رو میشناسم

پس توی قصر کار میکنی

تعجبی نداره که صاحب مغازه نقاشی

دوست نداشت هویتت رو فاش کنه

برادر کوچک, حق با تو بود اگه سرنوشت بخواد بازم با هم ملاقات میکنیم

فقط انتظار نداشتم به همین زودی همدیگر رو ببینیم

آره

خب, این موقع شب توی قصر چیکار میکنی؟

بهش اشاره نکن, بدشانسی آوردم

داشتم توی خیابان راه میرفتم که

کالسکه اوبوی رو دیدم

کالسکه ران بی پروا توی خیابان حرکت میکرد

پس خواستم بهش یه درس درست حسابی بدم

بعدش یواشکی سوار گاری شدم

قبل از اینکه اوبوی سوار کالسکه بشه

توی کالسکه پنهان شدم

تا زمانی که کالسکه به قصر اومد

حالا که اینجام

فکر کردم میتونم غذاهای خوشمزه ای توی آشپزخانه سلطنتی پیدا کنم

برای همین وقتی تو رو دیدم

توی آشپزخانه سلطنتی بودم

اوبوی این موقع شب توی قصر چیکار میکنه؟

امپراطور که اونو احضار نکرده

الان توی قصر نیست, برگشته به اقامتگاهش

اون یه خواجه رو توی گاری دید

و کالسکه برای برگرداندن خواجه به قصر برگشت

تونستی قیافه خواجه رو ببینی؟

نتونستم, هوا تاریک بود و من قایم شده بودم

اما خواجه خیلی مراقب بود

اون حتی یه ماسک سیاه پوشیده بود

برای همین نتونستم ببینمش

شک داشتم که اوبوی خیلی وقته توی قصر جاسوس داره

اما انتظار نداشتم انقدر ظالم باشه

که با خواجه ها توطئه کنه

اون واقعا هیچ احترامی برای امپراطور قائل نیست

فکر میکنم امپراطور آدم به درد نخوریه

چه طور ممکنه شخصی با چنین قدرتی توسط زیردستانش مورد آزار و اذیت قرار بگیره؟

برادر کوچک تو هیچی نمیدونی مراقب زبونت باش

برام مهم نیست چقدر تلخه اما این حقیقته

اگه امپراطور به اندازه کافی عاقله

چرا به اوبوی اجازه میده اینطوری رفتار کنه؟

برادر کوچک, تو همه چیز رو خیلی ساده میبینی

امپراطور تازه حکومت رو به دست گرفته

مطمئنا برای نظم دادن به همه چیز به زمان نیاز داره

علاوه بر این اون باید کارهای بزرگ زیادی انجام بده

برای همین منُ با لباس مبدل فرستاد

تا بیرون از قصر دنبال اطلاعات بگردم

تعجبی نداره که تو یه چشم به هم زدن پول خرج میکردی

معلومه که از دستورات پیروی میکنی

به نظر میرسه کارت خیلی آسونه

مشغول صحبت با تو شدم من هنوزم گرسنمه

خوشبختانه یه کم غذا از آشپزخانه سلطنتی آوردم

بذار ببرمت یه جایی که با آرامش غذا بخوری

-بیا بریم -کجا میریم؟

داریم کجا میریم؟

فقط دنبالم بیا

خوشمزه اس

غذای آشپزخانه سلطنتی خیلی عالیه

نه تنها غذاها خوشگل به نظر میرسه بلکه خوشمزه هم هستن

مطمئنا فقط بهترین سرآشپزها میتونن

برای امپراطور غذا درست کنند

مگه نگفتی شخص مورد اعتماد امپراطور هستی؟

از اونجایی که به اون وفاداری

اگه چیزی میخواستی بخوری میتونستی از ایشون بخوای

دیگه لازم نبود دزدکی بری و غذا بدزدی

من دزدی نمیکردم

اجازه ورود داشتم غذات رو بخور

اگه ازت محافظت نمیکردم

نگهبان ها تعقیبم نمیکردن

چی شده؟

درست نیست

از ادویه های زیادی برای درست کردن این غذاها استفاده شده

اگه همه اینا رو باهم بخوری مسموم میشی

مسمومه؟

منُ مسخره کردی؟ این چه طور ممکنه؟

همه اینا غذا های مورد علاقه امپراطوره

غیر از اون, هر بار قبل از اینکه امپراطور از اینا بخوره

The Legend of Dragon Pearl subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Legend of Dragon Pearl

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left