The first 200 lines.
اين يک اعلان جنگه
اين حرکتو نميشه بدون پاسخ گذاشت
بقيه ي بارونها فرار کردند پنهان شدند
به عنوان تنها وارث به حق رايدر
تمام اختيارات بارونش به من ميرسه
مريک" آيا سوگند منو برعهده ميگيري"
دستتونو بزاريد روي شمشير
آيا تعهد خودتان را به دو رکن "بنياين موسسين" اعلام ميداريد
صلح با قدرت و عدالت بدون رحم؟
من با زندگيم عهد ميبندم
شمشير را بگيريد و به
اين سنگ بنايي که بارونهاي
.قبل از شما متعهد بودند بپيونديد
آيا قسم ميخوريد از امروز تا پايان عمرتان
از بدلندز محافظت کنيد؟
قسم ميخورم
جلوي بارونتون زانو بزنيد
کوئين" بابت کاري که کرد هزينه خواهد داد"
اين قسمت
صبح بعدش بيدار شدم
کاملا لخت بودم و حسابي هم خمار
بدترين جشن تولدي بود که تاحالا داشتم
ولي هي تو يه بار 11سالگيت تولد داشتي نه؟
خواهش ميکنم بگو ديگه رسيديم
واو، بوشو ميشنوي؟
گازوئيل و مهتاب
ديگه چيزي نمونده
پس اينجا مکان "ناز"ـه؟
آره ولي ترجيح ميده صداش بزنند فرمانده
چون فکر ميکنه اين بهش جذبه ميده
اين نکته مهم در مورد مکانيک هاست .اونا خيلي خودخواهند
مکانيک؟ همون حروميايي که منو به معادن فروختند؟
حتما بايد يه راه ديگهاي باشه
ميخواي بري به بدلندز يا نه؟
خب، بهترين راه ما از اينجاست
خب از نظر فني زير زمينه
ولي ميفهمي که چي ميگم
اين دورگه هارو ببين ببين چي حمل ميکنند؟
فلز؟ فلز
اينا غنيمته که با غذا معامله ميکنند
بعدش "ناز" اينارو به بازار سياه بدلندز قاچاق ميکنه
ميخواي "ويلُ" ببيني؟ ميخواي بري خونهت؟
ميخواي بچهتو ببيني؟ آره؟
خب، بليت ما اينجاست
مگه اينکه بخواي چند مايل بعديُ پياده بري
يه راهي به کوهستان پيدا کني؟ .خواهش ميکنم بگو نه
چقدر اين يارو ميشناسي؟
ناز؟ آره خب ما، دزدايي بوديم
دوراني داشتيم يه بار هم جونشو نجات دادم
يني، کاملا تصادفي
البته اگه بحث کرديم بهش اشاره نکن
...نه گوش کن، بهم اعتماد کن
.اون از ديدن چهره بشاش من حسابي خوشحال ميشه
سلام بچه ها اوه، فرمانده
ها؟
ببين با اينجا چکار کردي
باجي
.بدبخت فرومايه
بعد از اينکه منو تنها ول کردي
خيلي شجاعت ميخواد اومدي اين بالا
ميخواستم برات جبران کنم
!زودباش، بيا اينجا دزد بيشرف
تقريبا داشتم سکته ميکردم قيافهت بدجوري داغون شده
که البته واسه من خوب شد چون برنامه دارم تمام پولامو پس بگيرم
اين همراه منه، ساني يه کليپر از بدلندز
کليپر؟ اوه آره
کارش خوبه آره، يه محافظ سابق
يکي از اون مرگبارترينهاش
ادامه بده
ميخوام يه چيزي نشونت بدم
اين شمشير متعلق يه "ناثانيل موون"ـه
مون؟ ماه نقرهاي؟
ميتونم؟
آره لطفا... مراقب باش اين لنگه نداره
داستانهاي راجب به اين شمشير شنيدم
تقريبا هزاران جان توسط اين فلز گرفته شده
کسي که اين شمشيرُ داشت هيچوقت ازش جدا نميشد
چطور بدستش آوردي؟
خودت چي فکر ميکني؟
در ازاش چي ميخواي؟ يه راه ميانبر به بدلندز
راه نشون بده و اين شمشير مال خودت
ميانبر؟
شما از تونلها قاچاق ميکنيد
من فقط يه دلال فلز ساده هستم
دارم از طريق اين آب باريکه امرار معاش ميکنم
و ما هم فقط يه راه ورود ميخوايم
آدم درستشو پيدا کردي
متشکرم
قربان چي شده؟
بيايد به حرکت ادامه بديم قربان
ميدونم بايد بهش گوش ميکردم و از جلسه راي گيري دور ميموندم
...ولي من فقط به اين خاطر سرپيچي کردم
چون احساس کردم يه چيزي درست نيست
منو ببخش مادر
چيزي براي بخشش وجود نداره
تو کار درستُ کردي
تنها دليل که الان زنده هستم تويي
فقط آرزو ميکردم اي کاش به جاي گوش
کردم به بقيه، به غريزه خودم گوش ميکردم
من بايد سپاسگزار باشم
از من تشکر ميکني؟
يکي از شرايط محافظ خوب بودن .اينه که به صداي درونت هم گوش کني
ممنونم که اينکارو کردي
ميحوام با والدو صحبت کنم
ميدونم که ميخواي تنبيهم کني
ولي من اصلا راجب به کوئين نميدونستم
به عنوان يک مشاور به نظر خيلي چيزها هست که تو نميدوني
...فکر کن
حضور مجدد کوئين ميتونه به نفعت باشه
چطور؟
براي ما زمان ميخره
بقيهي بارون ها مجبور ميشند براي شکارش برند
تو ميتوني خودتو به عنوان يک متحد
براي مبارزه عليه بزرگترين تهديدي که بدلندز باهاش مواجهه نشون بدي
تو ازم ميخواي دوباره برم التماسشونو بکنم
بعد از اينکه سعي کردند منو بکشند؟
...آخرش که مياند سراغت
ولي نه تا وقتي که با کوئين تصويه نکردند
...پس تو ترتيبشو بده
.تو سرشو توي سيني تحويلشون ميدي
تو اهرم فشارو بدست مياري و شايد اونا طرفدارت شدند
به طرف دشمنانم بخزم يا هرچيزي که ساختمو از دست بدم؟
مانروا، اتحاد يا مرگ
اينا گزينه هات هستند
ام کي کجاست؟
نميدونم
به سلامتيه ميهمانان عزيزمون
باشد که غذا شمارو سير کند
باشد که نوشيدني لبسوز باشد
.و باشد که زنها هم پاي وسطتونو قلقلي بدند
من که ميميرم واسه قلقلک پاي وسطم
هي هي هي
نگه شون ندار
چند هفته ست يه وعده درست و حسابي نخوردم
کدومشون مورد علاقهت بود؟
علاقهم؟
.کشته هات؟ بيشتر از 400 نفر حتما يه نفرشون مورد علاقه ت بودند
.اون خوشش نمياد راجبه اين چيزا حرف بزنه
شخصا فکر ميکنم اين يه نوع رازداريه
حتما يه چيزي هست که بخاطر انجامش مغرور باشي
.منکه به معادنم، به خونه م و دخترام مغرور هستم
مث اين کوچولو
يه دست حريص تر ميتونه اين .جواهرو خيلي سريع وارد چرخه کاري کنه
من دقيقا ميدونم چه زماني محيا ميشه
زودباش عزيز جان
.کاري که تو ميکني يه مرد بخصوصُ نياز داره
.من هميشه دلم نميخواست تو کار خريدُ فروش آدم باشم
وقتي که يه بچه بودم
تنها چيزي که ميخواستم اين بود که به بدلندز بيام و يه بارون بشم
ولي حالا، اينجارو با يک بارون و
..تمام ترياکهاي اونور ديوارش عوض نميکنم
نه با تمام دردسرهايي که همراهش رشد ميکنه
منظورت چيه؟
يکي از محمولههام چند روز پيش رفت اونجا
.تمام بارونها در حالت فوق العاده هستند
اونا يه جلسه پرسروصدا داشتند .که بهم خورد و کلا نابود شد
شد يه حوضچهي خون
حوضچهي خون؟
.کوئين سر رسيد
پسرشُ حسابي غافلگير کرد
با شمشير زد تو قلبش
.دوران اون بچهرو قبل از اينکه شروع بشه تموم کرد
.کوئين؟ اين غير ممکنه، من خودم کشتمش
يا تو اونقدري که فکر ميکني خوب نيستي يا اينکه
.کوئين يه درمانگر ماهر تو دستُ بالش داره
تميز کردن خون از روي دستت .کاريُ که انجام داديُ عوض نميکنه
چجور آدمي پسر خودشُ ميکشه؟
خودتُ نگاه کن
.مث يه موش اينجا قايم شدي
وانمود ميکني که با زن و بچهي .يه مرد ديگه خونه زندگي تشکيل دادي
.بچهي مردي که از تو عبور کرد
.چقدر رقت انگيز
رقت انگيز همم؟
از همون لحظهاي که تو هوارو مکيدي .تو مايهي بي آبرويي بودي
اوه ايناهاش ها؟ کوئين شگفت انگيز
ميدوني من قبلا فکر ميکردم تو قوي هستي
ولي تو ضعيفي
تعجبي نداره که تمام .زنهاي توي زندگيت، بهت خيانت کردند
"مادرم "جيد
ميخواي حقيقتُ بدوني؟
جيد هميشه ميومد پيش من چون .تو نميتونستي ارضاش کني
به نظرت "ويل" هم تفاوتي ميکنه؟
.دهنتو ببند! "ويل" پاک و صادقه
اون و "هنري" تنها چيزهاي .خوبي هستند که توي اين دنيا برام باقي موندند
صادق؟
اون داره بهت دروغ ميگه
فکر ميکني تومور واقعا از بين رفته؟
اون داره جونمو نجات ميده
پس چرا هنوزم سردرد داري؟
به نظر هرروز هم داري ضعيف ميشي
.من از هميشه قويتر هستم
پس من اينجا چيکار ميکنم؟
.ميدوني، يه راهي هست که حقيقتُ بشه فهميد
تو هنريُ بيار
...يه چاقو بزار زير گلوي کوچيکش
و ميبيني که "ويل" بهت چي ميگه
اگه ميخواي منو براي چايي دعوت کني
.فقط کافي بود درخواست کني
کوئين به جلسه حمله کرد
اون ظاهر شد و تنها کاري .که کرد اين بود که عليه بقيهي بارونها اعلان جنگ کرد
No comments yet. Be the first to leave one.