The first 200 lines.
دوست دختر من روباهه
قسمت پنجم
کجا رفته؟
نکنه داره سطل آشغالیای مردمو زیرو رو میکنه؟
چرا انقدر بدنم گرفته؟
نکنه وقتی مست بودم خوردم زمین؟
گوشتا از دیروز تا حالا اینجان
امکان نداره رفته باشه و اینا رو جا گذاشته باشه
می هو.من مشروب خوردم
!یادم اومد
دیروز که نوشیدم بعدش می هو رو دیدم
ما حتی هیج جا نداریم که بریم
میخوای دُمتو نشون بدی و هوی هوی بازی کنیم؟
ما حتی هوی هوی بازی کردیم
!هوی هوی
بعدش چی کار کردیم؟
!خیلی درد میکنه
انگار داره انگشتم قطع میشه
ولی چرا انقدر درد گرفت؟
چون مهره پیشمه نباید انقدر درد بگیره
نکنه مهره تو بدنم نیست
پس یعنی می هو هم اینجا نیست
!می هو
!می هو
!می هو
!می هو
بیا برا صبحونه گوشت بخوریم
!می هو
مهم نیست چقدر بگردم اون اینجا نیست
وقتی صداش کردم هم نیومد
واقعا میهو اینجا نیست
اون رفته
اون رفته
بالاخره گومیهو رفت
!بالاخره اون روز اومد
!آزادی
حالا که رفته منم میرم
قبل ازینکه برگرده باید مخفی شم
اینا کوپناییه که می هو جمع کرده
نه تاس
برای جمع کردنشون خیلی زحمت کشید
بدون اینکه آخریو پیدا کنه گذاشت رفت
اما برای یکی دیگه هیچوقت برنگرد
دائه وونگ واقعا هیجان زده اس
انقدر از رفتن من خوشحاله؟
!هوا عالیه
بارون؟
!آجوشی
!مرد جوان
ببخشید
ترسیدم فکر کردم بارون میاد
ببخشید
دلم بیخودی هری ریخت
از حالا به بعد هروقت بارون روباه بباره احساس بدی پیدا میکنم
نه
مگه می هو تنها روباهه توی دنیاس؟
روباه شمال میتونه گریه کنه روباهه بیابونم میتونه گریه کنه
آره
ولی تو بیابون که بارون نمیاد نکنه روباه صحرا گریه نمیکنه؟
وونگ
خداحافظ
!آجوشی
پس این الان از کجا اومد؟
چی؟
دختره رفته؟
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم بدون حرفی گذاشته رفته
!پس باید بری دنبالش بگردی پسره ولگرد
چرا باید بگردم؟
اون با تصمیم خوش رفته پس منو سرزنش نکن
پسره ولگرد
پدر ولش کن
صادقانه بگم ازینکه شما گفتید
بزاریم چا دائه وونگ مستقل و مسئولیت پذیر بشه
گذاشتم با دختری که نمیشناختیمش بمونه وگرنه اصلا خوشم نمیومد
....با این حال
!اون دختری بود که مجبورش کرد آدم بشه
خدای من
تو هم که گفتی دختره رو دوست داری
دیگه حالا که همه چی تموم شده چه کاری ازمون برمیاد؟
...فکر کردم آدم شده
اگه دوباره برگرده همونجوری که بود چی؟
پدربزرگ چیزی نگفت
خوبه
حالا که تو اتاقمم حس میکنم واقعا گومیهو رفته
اما پس چرا انقدر احساس پوچی و سستی میکنم؟
نکنه بجز مهره اش چیز دیگه ای هم از بدنم برداشته؟
!نوناست
!تا زنگ زدم سریع اومدی
انگار خودت شدی دوباره
شاید بدنم نمیتونست بخاطر شرایط بات راه بیاد اما قلبم همیشه پیش تو بود
تو نتونستی ببینیش برات سوءتفاهم شد
دیگه کاری نکن دچار سوءتفاهم بشم
اگه برگشت یا بت زنگ زد دیگه محلش نزار
من شمارشو ندارم حتی نمیدونم کجاست
دلیلی هم نداره که باز بخوام ببینمش
بدون هیچ حرفی گذاشته رفته
بدون اینکه حتی پشت سرشو نگاه کنه بی خداحافظی گذاشت رفت
بعد ازین همه مدت به هم وابسته شده بودیم چطور تونست همچین کاری کنه؟
...عجیبه
اونکه آدم نیست تا از محبت و وفاداری چیزی بدونه
تو ناراحتی؟
ناراحت؟
خیلی هم خوبم
این چیه؟
سوداس؟
نکنه داره آشغالا رو زیرورو میکنه دنبال این قوطیا میگرد؟
نزدیکای شام پرش کردم اما الان خالی شده
اینجا که هیچ دانش آموزی نیست نکنه خراب شده؟
صدای چی بود؟
خدای من، کی اینکارو کرده؟
1بیاید یه استراحتی بکنیم
!هی
گوشتاش غیب شدن
مال منم
تو هم؟
گوشتای همبرگر ناپدید شدن
!نه
!به سلامتی
!تبریک می گم
!چا دائه وونگ، تبریک می گم
وقتی ستاره شدی نمیتونی تظاهر کنی مارو نمیشناسی
اونموقع سرم شلوغه و سخت میتونم ببینمت اما قول میدم رفتارم اون موقع هم مثل حالا باشه
می هو هم اینو میدونه؟
چه اهمیتی داره؟
تو ستاره شدی و انگار حالا که میخوای مشهور بشی دکش کردی آره؟
این ازون رابطه ها نبود که دکش کنم
...گذشته ازینا
ما دوست بودیم اما اون راه خوشو رفت
ما هم دوستاتیم اگه اونم دوستت بوده پس بش زنگ بزن
اگه رابطه خاصی بینتون نبوده پس میتونی بش زنگ بزنی
اگه دکش نکردی یا همچین چیزی پس بش زنگ بزن
خیلی خوب میشد همگی میتونستیم بهت تبریک بگیم
...حتی اگه منم بخوام
نمیتونم!راضی شدی؟
همینجوری اومدم اینجا اما عجیبه اینجا نیست
انگار کاملا ازینجا رفته
!خیالم راحت شد
!احساس راحتی میکنم
مهتابه خوبی
چرا اینجوری گذاشت رفت؟
می هوی مرموز
دوست من می هو
خیلی نازه
ترسناکه
گومیهو
!هوی هوی
می هو
گو می هو، دوست من
!هوی هوی
می هو
دوست ترسناک منه
این مهره اته
منو نگرفتی که بکشی؟
گرفتمت تا مهره اتو دربیارم اینجوری مشکل درست نمیکنی
مگه چی کار کردم؟
اسم گومیهو خودش برای دانش آموزا ترسناک هست
اونوقت تو همبرگراشونو میدزدی و قوطیای نوشیدنیو اینور اونور میندازی
خجالت نمیکشی؟
مردم که نمیدونن من اینکارا رو کردم
انگار از چا دائه وونگ خواستی کمکت کنه آدم بشی
و اون قبول نکرده
من ازش نخواستم
حتی به اونجا هم نرسیدم
انتظارت خیلی زیاده
وقتی حتی نتونستی ازش بخوای معلومه خیلی ناامید شدی
دائه وونگ گفت که با من دوسته
اما حتما از من متنفر بوده چون من گومیهو ام
ازم خواست که ناپدید بشم
خب حالا میخوای چی کار کنی؟
میخوای از انسان شدن دست بکشی؟
هنوز نمیدونم
اینجا یه بطریه قرمز و یه بطری آبی هست
اگه بطریه قرمزو بنوشی یعنی اینجا موندن و تبدیل شدن به انسانو انتخاب کردی
اما اگه بطریه آبیو بنوشی به معبد سه الهه برمیگردی
اگه زمان میخوای میتونی اینجا بمونی و دربارش فکر کنی
میتونم اینجا بمونم؟
اینجا بیمارستان حیواناته من میتونم از روباهی مثل تو مراقبت کنم
بیا یه فیلم اکشن خوب بسازیم
!بله
!اکشن
!اکشن
آژانس ما رو که میشناسید
!بله
آژانس نونا هه اینه
!بینگو
خیلی از ستاره های مشهور کشور با آژانس ما معرفی شدن
من به استعدادهات ایمان دارم
نظرت راجع به کار کردن با ما چیه؟
!عالیه
!آژانس دودو تو کشور بی نظیره
بیخیال بررسی کردن قرارداد شو !باید زودی امضاش کنی
من با توانایی های خودم تونستم نقش اصلیه یه فیلم سطح بالا رو بگیرم
اگه الان امضاش کنم اونوقت مردم نمیگن بخاطر آژانس بوده که این فیلمو بهم دادن؟
اونجوری خوشم نمیاد. پس یکم باید دربارش فکر کنم
اما اگه فیلم شکست بخوره تو هم کارت ساخنه اس
!تو
داری میگی فیلم بابای من شکست میخوره؟
ببخشید
گذشته ازون با حقوقی که داری حتی نباید خواب همچین ماشینی رو هم ببینی
پس چرا اومدی ماشین میبینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.