Release info

A Poem a Day E13
A Commentary by f971
(تیم ترجمه پروموویز) F971, Parisa

Tags

other
Published on: 2018-05-08
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این ارائه من در مورد بازتوانی بیماران همی پلژیک بود

هیچ سوال یا نظری در ارتباط با موردی که مطرح کردم ، ندارید؟

بله ، بفرمایید

وقتی بیماران همی پلژیک مجدداً قادر به ایستادن میشن

معمولا تحت آموزش شیوه های گام برداشتن قرار می گیرند

اما اگر هیچ توده عضلانی قبل از تمرینات نداشته باشند

تنها سبب بهبود گام برداشتن در پای سالم اونها میشه

به نظر من بهتره شما بعد از تمرینات حرکات عضلانی ، اونها رو در تمرینات گام قرار بدید

فکر نمی کنم تفاوتی ایجاد بکنه

بهتر نیست اونها رو هر چه زودتر تشویق به گام برداشتن بکنیم؟

فکر نمی کنم ایده ی دکتر وو چندان هم بد باشه

بله؟

طبق مقالات اس اس سی آی

بیمارانی که تمرینات گام رو با اِعمال وزن بر روی پای معلول انجام میدن

تعادل بهتر و سرعت گام برداشتن سریعتری دارند

نحوه بازتوانی یک بیمار میتونه حرکات طولانی مدت اون رو تعیین کنه

پس لطفاً این مورد رو هم مد نظر قرار بدید

همین کارو می کنیم

بیماران رو تحت آموزش های گام قرار میدیم دکتر وو

بعد از اینکه تمرینات کافی عضلانی بهشون دادیم

بله

دکتر وو ، ممنون بابت ایده ی فوق العادتون

مسئله ای نیست

رئیس اعتماد به نفس بالایی داره

بله ، اون دکتر کیم جانگ سوئه رئیس بخش بازتوانیِ پزشکیه

خیلی ماهره

خیلی مریضا حاضرن حتی سه ماه منتظر بمونن تا ببیننش

با این همه شهرت ، انتظار داشتم بیشتر ازینا مغرور باشه

چطوره انقد منطقیه و ذهنش بازه؟

پس به خاطر همینه تو بیمارستان همه دوسش دارن

بین مریضا و قیّم شون هم خیلی مشهوره

تعجبی ام نداره به اتاقای مریضا دونه دونه سر میزنه

و خودش حالشونو میپرسه

کل شبم تو آزمایشگاهش مشغول تحقیقه

- خیلی ماهره ، ولی بازم کلی کار میکنه - واااو!

دکتر وو ، باید خیلی خوشحال باشی که همچین مردی ازت تعریف کرد

بله ، خوشحالم دیگه واقعا همیشه ایشونو سرمشقم قرار میدم

که ازم تعریف کردن

دکتر وو ، از این رو به اون رو شدی!

بامزه!

فردا می بینمت

همیشه ی خدا پر از اعتماد به نفسه

نظیر نداره

آی...آیگو...مادر جان هر چی در توانته تو بازتوانی انجام بده ، باشه؟

بزار یه نگاهی بندازم

اوه ، عضلاتت تقویت شدن

همش نخواب ، گهگاهیم ورزش کن- - بله

هم ماهره ، هم مهربون

آیگو...پدر جان ، پدر جان گفتم نون نخورید!

باید وزنتو کنترل کنی ، هان؟

وگرنه زانوهات دووم نمیاره نمیتونی گلف بازی کنی

فهمیدم ، نمیخورم

- واقعا؟ - باشه

پس بهم قول دادیا!

نگاش کن! واقعا قابل تحسینه

رئیس بخش کیم جانگ سو ، از اینکه به نطراتم گوش کردید

و اونها رو در نظر گرفتید واقعا ممنونم

منم که باید از شما تشکر کنم

ممنون از ایده ی فوق العادتون ، دکتر وو

دکتر وو ، هرچند شما الانشم یک فیزیوتراپ فوق العاده این

مطمئنم در آینده فیزیوتراپ برجسته ای میشید

ممنونم ، از این به بعد بیشتر تلاش می کنم

چیکار کنم؟

هیچ پولی ندارم

تموم شدین؟ باشه همگی بریم نهار

صب کن ، دکتر وو هنوز کار داره بزارین وقتی اون تموم شد بریم

باشه حالا چی میخواین بخوریم؟

آیگو...همون همیشگیِ کافه تریای بیمارستان

درسته ، بیبیمباپ ، کیمچی ، خورشت یا کتلت

چرا همش دارین همینو تکرار می کنیم هر روز ، هر روز؟

بریم به جاش بیرون یه چیزی بخوریم

باید یه چیز سالم بخوریم تا بتونیم خوب کار کنیم

دکتر لی ، رستورانی چیزی میشناسی؟

من این روزا خیلی غذای تایلندی میخورم گامباس خوشمزه اس

- باس چی جی؟ - آی

ظرف غذای اسپانیایی که سیر سرخ شده در روغن زیتون داره

- این روزا خیلی ازش تعریف می کنن - راس میگه ، خانوما خیلی دوسش دارن

دکتر یه ، تو هم همچین چیزی برا دوس دخترت میخری؟

- بله؟ - هممون فهمیدیم

دکتر یه میدونیم دوس دختر داری!

درسته ، چه جور زنیه؟

- خوشگله؟ - چند سالشه؟

- خوشگله؟ - چطور همو دیدین؟

ولش کن ، خوشگله؟

میتونم بهتون یه نصیحت دوستانه بکنم؟ سرتون به کار خودتون باشه

این زندگی خصوصی منه دیگه درباره اش نپرسین

باشه ، باشه ، فقط یه سوالی می مونه این وسط خوشگله؟

چیه؟ پَ زشته؟

-چی باس بود گفتی؟ - گامباس

واقعا خوشمزه اس تا حالا گامباس نخورده بودم

- خوشمزه اس؟> - هوم

شنیده بودم خانوما دوس دارن خدارو شکر

امروز دلم میخواست برات یه چیز خوشمزه بخرم ، دکتر وو

- بله؟ - تو کنفرانس امروز...

آسون نبود طرفتو بگیرم ، دکتر وو

میخواستم پیشِ همه ، بابت زحمتایی که برای مریضها میکشی ، کلی ازت تعریف کنم

چیزی نیست واقعا ازت ممنونم

از نظرم حمایت کردی

بخاطر این بود که باهات موافق بودم

امروز خیلیا چیزا ازت یاد گرفتم دکتر وو

فکر می کنم باید درمان های روتین رو خوب بخونی

به هرحال ، امروز کلی تو دلم تحسینت کردم

خواهش می کنم

چرا بهم زُل زدی؟

- چیزی رو صورتمه؟ - آره ، سس گوجه

راستی ، دکتر وو بلیطهای موزیکالی که دلت میخواست ، فروش رفته

- بلیط اولین اجرا رو برات گرفتم - واقعا؟

چطور حرفی که همینجوری بهت زدمُ یادته؟

شنیدم خریدن اون بلیطا خیلی سخته

خیلی ممنونم ، دکتر یه

چرا باز بهم زُل زدی؟ باز چیزی رو صورتمه؟

چون خوشگلی

بیشتر بخور!

"ما" لی جی هیون

" تو بهاری و من شکوفه"

"شکوفه های گیلاس در برابر تو به چَشمم نمی آیند"

"من بهارم..."

" و تو شکوفه..."

"تمام چیزی که چَشمانم می بینند...تویی"

"ما باغ شکوفه ایم..."

" ما بهاریم..."

بله رئیس ، آه بله ، متوجه شدم

همین نزدیکیا پیادم کن

چرا؟ چیزی شده؟

چیزه...باید پاورپوینت کنفرانسو برا رئیس میفرستادم ، یادم رفته بود

فلشم تو بیمارستان جا مونده باید برم بردارمش

پیادت می کنم

اما خب به هر حال میخواستم یه کتاب از کتابخونه بیمارستان امانت بگیرم

- رئیس؟ - اوه ، دکتر یه؟

- قهوه میخوری؟ - ممنون

هنوز نرفتی خونه؟

میخواستم از کتابخونه کتاب امانت بگیرم

کل این وقتو تو اتاق عمل بودین؟

آیگو ، همینطوره ، چند تا مریض مونده فقط

اما خیلی طول کشید

- میتونم بهت یه نصیحت دوستانه بکنم؟ - هوم؟

- مواظب خودت باش! - چرا اینو بهم میگی؟

شونه هاتون متعادل نیس گردنتونم سفت نگه میدارین

نیاز به درمان دارین بیاین پیشم

منم دکتر یه میتونم یه نصیحت...

- دوستانه بهت بکنم؟ - بله؟

قلبمو به درد آوردی

هی! شوخی کردم

آیگو...درسته

من که در هر حال میخواستم دکتر یه بهترین فیزیوتراپ کشور درمانم کنه

اما وقتشو ندارم

چطوره؟

"میتونم بهت یه نصیحت دوستانه بکنم؟"

- شبیه خودت نیس؟ - نه ، شبیه نیست

انگار شبیه منی

- سلام دکتر -آیگو...بله پدر جان

امروز بهتر راه میرین

بله ، خیلی تمرین کردم

بله ، همینجوری ادامه بدین

-بله -بله

برو خونه ، دکتر یه

- بله ، شما هم برید - فعلاً

دکتر یه ، من کارم تموم شده

خیلی وقته تو پارکینگ منتظرتونم

الان عضله هات خوبن

میخوام بازم نوشیدنی بخورم

الانشم مستی!

کی میخوای بس کنی؟ ها؟

این دختره کیم می را یا هر کی که هست ول کن بچسب به زندگی خودت

گفتی خانوادت خودشون کلی مشکل دارن

باید بیشتر تلاش کنی!

منم میخوام همین کارو بکنم

اگه بتونم...اگه بشه...

آی...واقعا که

بویونگه...انگاری خیلی حالش خوبه

به کنفرانس امروزش خیلی مسلّط بود

اما چرا انقد بد احساساتشو بروز میده؟

به هر حال ، به چشم من که بویونگم جذابه

- انقد دوسش داری؟ - هی

راستی ، مگه نگفتی بوفه هتلو رزرو کردی؟

پس میخوای تو وی آی پیه هتل به بویونگ اعتراف کنی؟

آره... فردا روز موعوده

امیدوارم عشقت به واقعیت برسه

یا نه.... حالا هر چی

چی؟ چون خودت به عشقت نرسیدی انگاری دلت نمیخواد منم برسم؟

به هر حال ، خودت تنها برو میخوام با بویونگ حرف بزنم

- چیکار داری می کنی؟ - ها؟

معلوم نیس؟ دارم ورزش می کنم

هی...هی...هی

- آسیب می بینیا - تمومش میکنم

یادت که نرفته فردا قراره شام بخوریم؟

معلومه که نه از صبح هزار بار تو گوشم خوندی!

حالا چی شده یهویی میخوای برام شام بخری؟

هان؟

فردا خودت می فهمی

نکنه...

- چی؟ - میخوای باز ازم کاری بخوای؟

مثل اون وقتا که میخواستی کارای دانشکده تو بکنم؟

- نه ، اینطور نیس - واقعا؟

فردا می فهمی بریم تو

- این ساعت چه وقت ورزش کردنه - درسته

آی...خستم

گفتی امروز قراره رئیس بخش کیم جانگ سو رو ببینی؟

دکتر وو بخاطر چیزی بود که دیروز تو کنفرانس گفتی؟

بله ، واقعا اضطراب دارم که میخوام رئیس بخشُ ببینم

A Poem A Day (You Who Forgot Poetry / Shireul Izeun Geudaeege / 시를 잊은 그대에게) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Poem A Day (You Who Forgot Poetry / Shireul Izeun Geudaeege / 시를 잊은 그대에게)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left