The first 200 lines.
در آینده ، هر روز راننده ام رو میفرستم اینجا
میتونید هرجا که خواستید برید
نمیخوام هرجایی برم. پولدار بودن فایده اش چیه؟
هِی پیرمرد ! نمیتونی مثل آدم حسابی حرف بزنی؟
اون نیت خیری داره
علاوه بر این برای تانگ راحت نبود که بیاد خونه. میخوایی عصبانیـش کنی که دوباره فرار کنه؟
خودت رو کنترل کن ، باشه؟
پدر
در مورد اون ... شیائو لی. خانواده ات چطورن؟
من توی خانواده ی کوچیکی بزرگ شدم
بنابرین ، همیشه با مادرم زندگی میکردم
اون تصادف کرد و فلج شد
بخاطر همین ، یه کمی افسرده شده
که اینطور
با اینکه من توی یه خانواده سطح بالا بزرگ شدم هیچوقت نتونستم احساساتم رو بیان کنم
بخاطر همین ، زمان زیادی رو صرف کارم میکردم
به عشق هم باور نداشتم
در مورد ووتانگ و بچه هم خیلی اشتباه کردم ولی دیگه اینطور نیست
خانم، من واقعا ووتانگ رو دوست دارم
هر کاری لازمه میکنم که براش جبران کنم
همینطور هر دوی شما ... امیدوارم بتونید من رو درک کنید
لطفا این شانس رو بهم بدید
فکر نکن بخاطر یه صبحانه و چندتا کلمه حرفات رو باور میکنم
انقدر هم پَرت نیستم
اشکال نداره. بیا بخوریم
اون وقتی از خواب بلند میشه اشتهای خوبی نداره. بهتره بخوریم
راستش ، لازم نیست اینکارو بکنی. پدرِ من اینطوریه
من تصمیم گرفتم خودم رو آزاد کنم
تا وقتی که بذاره ما باهم باشیم هرکاری بخواد ، انجام میدم
صبح بخیر
اما من نمیخوام تو بخاطر من خودت رو ببازی
صبح بخیر آقای وو
آقا ، خوبید؟
پدر ، حالتون خوبه؟
! نگران من نباش
من کمکتون میکنم
میتونی اینکارو بکنی؟
گمشو
پدر
ولم کن
- خودم میتونم راه برم - نگران نباشید من میبرمتون
بذارم پایین
فکر نکن با اینکارا قبولـت میکنم
آروم باشید
اگه نمیتونید من رو قبول کنید مشکلی نیست ! نمیشه انقدر ووتانگ رو نگران نکنید؟
اون شما رو خیلی دوست داره
فکر میکنی ما با آرامش و خوشحالی زندگی کردیم؟
بخاطرِ تو ، خانواده ی من زیر و رو شده
لطفا بهم این شانس رو بدید که خانواده رو پیش هم برگردونم
! مامان ! در رو باز کن
چی شده باز؟ - بابا پاش رگ به رگ شده
چرا جلوی پات رو نگاه نمیکنی؟ واقعا که
آروم ، مراقب باش - بشین ، مراقب باش
کفشات رو دربیار
خوبم
اروم
خیلی حواس پرتی - شیائو لی. تو زحمت افتادی
امشب برات جوجه درست میکنم. بیا باهم شام بخوریم
بسه ! برو دیگه ! میخوام استراحت کنم
بابا
پس من فعلا رفع زحمت میکنم
فردا دوباره میبینمتون
از پدرم عصبانی نشو
اشکال نداره ! مراقبش باش
تو چت شده؟ اون این همه راه آوردت
باهاش اینطوری رفتار میکنی؟
تو دخالت نکن
باشه پس ، امشب گشنگی بکش
بابا ، یه چیزی بخور
بابا ، دوباره بهش سخت نگیر
اگه عصبانی هستی ، سرِ من خالی کن
نمیتونی بخاطر این سرزنشش کنی
اون موقع ، درسته که خیلی نوشیده بود ولی این من بودم که قدم اول رو برداشتم
اون حتی نمیتونست درست و حسابی قیافم رو ببینه
اون اصلا خبر نداشت من حامله شدم
پس ، اگه بخوایی همیشه بخاطر این قضیه سرزنشش کنی
یکم بی انصافی نیست؟
زن توی این سن باید ازدواج کنه
مثل اینکه واسه ی موندن با لی ژانگ مو
خیلی اصرار داری ، مگه نه؟
بابا ، من واقعا عاشقشم
همینطور ، باور دارم که نسبت به من و تانگ تانگ صادق و روراسته
میدونم همه ی این سالها تو و مادر رو چقدر نگران کردم
شماها هم خیلی اذیت شدین
از وقتی که تانگ تانگ به دنیا اومده
میتونم درک کنم چه احساسی دارین
اما با همه ی اینها
نمیشه بخاطر تانگ تانگ هم که شده
ما رو ببخشید؟
لطفا یه فرصت بهمون بدید
شما نباید بذارین اون بچه بی پدر بمونه
بابا ، من میدونم اشتباه کردم
شیائو تانگ ، بیا
اینکارو کردم چون میخواستم ذات واقعی این مرد رو نشونتون بدم
میشه به آدمای پولدار اعتماد کرد؟
میخواستم بدونه که عقب نشینی اصلا ساده نیست
بیا دوباره شروعش کنیم
این شیائو تانگ نیست؟ کی اومدی خونه؟
تازه رسیدم
دوست پسرت رو آوردی ؟
چه مرد بی نظیری
تو واقعا خوش شانسی ، ووی بزرگ
من مطمئنا این بازی رو میبرم
شیائو تانگ
بعد از این همه سال کار کردن توی این صنف ، دوتا اصل مهم رو یاد گرفتم
یکیش اینه که وقتی یه قدم به عقب برداری ، یه راه حل جدید پیدا میکنی
بعدیش آرامش در لباسِ مبدل
منظورت چیه؟
داری عقب نشینی میکنی؟
با اینکار میخوایی بمیری؟
مطمئنی؟ - بله
کیش و مات
عمو ژائو ، پدرم بُرد
خوبه ، گولم زدی
بابا ، ببین
چیزی که براتون آوردم
مهره های شطرنج یشمیه ! قشنگ نیست؟
میبینمش
خوبه ، چیز جالبیه ! یشمی
درسته
بابا ، ژانگ مو این رو مخصوص شما آورده
قابل شما رو نداره
چیز خیلی خوبیه
چه بچه ی خوبیه
هی ، ووی بزرگ
خیلی قشنگه - چه چیز خوبیه
شیائو تانگ ، این شطرنج خیلی هم بد نیست
هنوزم خیلی سمجی
سیگاری نیستم
عمو
از وقتی ووتانگ رو دیدم
باعث شد بفهمم
که ثروت و یه تجارت موفق
هیچکدوم با داشتن یه خانواده قابل مقایسه نیست
دلم میخواد تانگ تانگ زندگیِ شادی داشته باشه
نمیخوام مثل من و ووتانگ
تنهایی عذاب بکشه
پس بذار یه سوالی بپرسم
تو بخاطر تانگ تانگ میخوایی با دخترم ازدواج کنی
یا اینکه واقعا عاشقشی؟
معلومه که صادقانه عاشقشم
ازدواج بچه بازی نیست
پنج سال پیش ، تو به ووتانگ صدمه زدی
به خانواده ی من هم همینطور
از اونجایی که جفـتتون ازدواج کردید
دلم نمیخواد دیگه عذاب کشیدن ووتانگ رو ببینم
عمو
منم خیلی پشیمونم
از اشتباهاتی که اون موقع مرتکب شدم
من پنج سال تمام اشتباه کردم
به این خاطر، دیگه حتی بیشتر قدر خانواده ی جدیدم رو میدونم
به عشقِ بین من و ووتانگ قسم میخورم
که از امروز هر کاری بکنم
تا زندگیمـون حفظ بشه
به عنوان همسرم
حتی اگه مریض بشم یا بمیرم ، حاضر نیستم ترکش کنم
احساساتتون به ووتانگ
مثل احساسات من به تانگ تانگه
تا وقتی ببینم بچه ام خوشحاله
و لبخند میزنه منم خوشحال میشم
حالا که ووتانگ من رو انتخاب کرده
لطفا به من اعتماد کنید
همینطور به انتخاب دختر خودتون
تو یه مردی
باید سر حرفات بمونی
اگه بازم به دخترم صدمه بزنی
هرگز بیخیالت نمیشم
افتاد؟
بله
خیلی ازتون ممنونم
بیا اینو بذاریم کنار
وو تانگ
مواظب باش نشکنی
چی شده؟
عمو رضایت داد
بابا ممنونم ازت
شماها دیگه ازدواج کرده به حساب میایین؟
نمیخوایین عروسی بگیرین؟
معلومه که اینکارو میکنم
دلم میخواد ووتانگ خوشحال ترین عروس دنیا باشه
خودم عروسی میگیرم
همینطور ، امیدوارم توی عروسی حمایت شما شامل حالمـون بشه
در کنار دعای خیرتون
باشه ، پس خانواده چی؟
مادرت شیائو تانگ رو قبول میکنه؟
بابا ، مادرش واقعا با من خوب رفتار میکنه
تانگ تانگ هم خیلی دوست داره
عمو
امیدوارم زودتر اون روز برسه
که بتونم پدر صداتون کنم
بخاطر اینکه اینکار
برای سی سال یکی از بزرگترین حسرت های زندگیم بوده
امیدوارم بتونم اون احساسات رو جبران کنم
حرف امروزت رو فراموش نکن
ووی بزرگ منتظر تو ایم
بیا دیگه
بذار دوباره ببرم
میتونم؟ - البته
اون یکی حساب نبود
بیا سریع شروعش کن
No comments yet. Be the first to leave one.