The first 200 lines.
!دو قسمت بشین
چیکار داری می کنی؟
فقط میخام جاشون امن باشه,مرد
!این فکر احمقانه ایه یالا,بیا بریم
صداتو بیار پایین لعنتی
ببین,هولاند گفت که دو بخش بشیم
فردا خودم میرم پیشش
ما باهمدیگه میریم,به همراه اون الماسهای لعنتی
!ایست
در تعقیب دو مظنونم
پایین خیابون دونداد
به نیروی کمکی نیاز دارم
..لعنت
..تفنگو بده من
!گاییده شدم
تفنگو بده به من
!گاییده شدم
به من نگاه کن
به من نگاه کن,لعنتی
تفنگو بده من
بزار اینکارو بخاطر گروه انجام بدم
باکمایر؟
باکمایر
!بگیرش
دیگه مشکلی نیست,باکمایر بهش دستبند بزن
افسر جین,بخش چهل وسوم
تو شیفت شبی؟
آره,ولی هیچوقت قبلا اینجا نیومدم
همه جاها پره تخت بیشتری نداریم
تنها جایی که تو بیمارستان باقی مونده این قسمت قدیمیه
باید مسیر زیادی بری تا اونجا
!فقط به قدم زدن ادامه بده
تو اینجا خودتی و خودت,تنهایی
نه کاملا
شبکاری رو دوست داری؟
البته
مزخرف میگی
نمی تونم شکایتی بکنم
البته که میتونی
شکایت کردن خوبه
انسان نگهت میداره
شب خوبی داشته باشی
گری,بیدار شو
ساعت چنده؟
متاسفم ,وقت رفتنه شیفت عوض شده
..شیفت عوض شد
آه,لعنت
بالاخره
چطوری میخوای اینجا بیدار بمونی
بدون تلویزیون و چند تا دی وی دی؟
هان؟اونا باید یکی واسه اینجا بیارن
آره باید بیارن
..خیلی خوب
من میرم
باشه
شب خوش
آره,مثل اینکه کاملا طبیعی بود
قبل از اینکه شیفتش تموم بشه داشت چرت میزد
چیز مهمی نیست
میدونم,میدونم
من نمی خوام زیرآبش رو بزنم
فقط اینکه من یه مریض تو کما دارم
و بعد نفر ما روی صندلی خوابیده
پس ما اینجا چیکار می کنیم؟
تنها کسی که اینجا اهمیت میده منم؟
این چیزی که من دقیقا تو ذهنم بود نیست
وقتی داشتم قبولش می کردم
نه,تو راست میگی
این چیز مهمی نیست فقط از این متنفرم که
وانمود کنم همه چیز مرتبه !با یه همچین وضعی
بعضی وقتا تعجب میکنم که چرا ازش بیرون نمی یام
..کارم
..نه
میدونم که چجوری تونستم بدستش بیارم ولی من فکر می کردم که
ما آدم خوبای داستانیم
ولی الان مطمئن نیستم که چی درسته و چی نیست
درباره تماسهای شخصی چی؟
اونا درسته؟
..من باید برم
دوستت دارم
میتونید یه دکتر بفرستین این پایین,لطفا؟
قراره ببریمش پایین,به بخش چهارم
تا بتونیم فردا صبح بفرستیمش برای محاکمه
اگه حالش خوب شده؟
دستامو فشار بده
پس,میخوام که برگه ترخیص رو امضا کنید
میدونی که اینجا من باید تصمیم بگیرم؟
بله,البته
پس,به حرفم گوش کن
این مرد سی و شش ساعت در حالت بیهوشی بوده
شکستگی های پیشانی و گونه شکستگی های ناحیه بینی
احتمال فراموشی مقطعی
شکستگی دوتا از دنده ها
تو هنوز نمی تونی منتقلش کنی
...من متوجه ام
من چند ساعت دیگه دوباره معاینه اش میکنم
چند ساعت, یعنی دو یا سه؟
!چند ساعت
هی
من ادی هستم
از ملاقاتت خوشوقتم
تو طرفدار هوپزی؟
آره سرزنشت نمی کنم
من پول زیادی به اون آشغالایی که خودت میشناسی باختم
هر چیزی که میگی میتونه به عنوان مدرک علیه تو استفاده بشه
اوه,آره؟
خوب,اگه قانون جدیدی بر علیه طرفداری از بسکتبال
در تورنتو بوجود اومده,تو هم باید دستگیر بشی
مثل ..تقریبا 500نفر دیگه
بهم بگو,هنوزم سعی دارن از اون شیوه جدید تهاجمی استفاده کنن؟
آره,خط حمله نتونسته جواب بده
اون نفسش می گیره و انگاری که عاشق هم شده
چرا اون با اون بازیهای مزخرفشون,اینقدر سربراه شده
یارو یه ستاره اس, باید هر کاری میخواد بکنه
اما همش به حرف مربیه گوش میده
بدون کار تیمی نمی تونن پیروز بشن
اوه,آره خوب تو یکی از هواداراشونی
خوب,من تو بازیهاشون حضور دارم برای ایجاد نظم
آره؟این دلیل پلیس شدنت بوده؟
بازیهای مجانی؟
آره
یالا,ما قراره تموم شب رو اینجا باشیم
باعث میشه که زمان بگذره
چرا یه پلیس شدی؟
چرا الماسها رو دزدیدی؟
سوال دیگه ای نبود بپرسی؟
باشه
میخام یه چیزی بهت بگم
تو میای اینجا و باهام حرف میزنی
منم بهت میگم که چرا الماسا رو دزدیدم
خوب دارم میشنوم
فقط دوست داشتم رییس خودم باشم
اوه
نه واقعا چیکار دارم میکنم؟
سنگهای براق و از یکی میگیرم
و می فروشمشون به یکنفر دیگه
اگه اون دونفر بفهمن که اون سنگا قیمتین یا نه
خوب,اون دیگه مشکل خودشونه
هیچکسی هم ضرر نمی کنه
کسی ضرر نمی کنه,هان؟
نه,مرد من هیچوقت به کسی ضرری نزدم
من کوچکترین جنایتکار اونجا هستم
اصلا نظری داری که تجارت الماس چجوری انجام میشه؟
خوب,یه چیزایی دربارش خوندم
اون یاروها توی آفریقا, جنگ افزاراشونو با همین راه تهیه می کنن
درسته,اونوقت من آدم بده شدم
..اوه,آره زندگی اصلا منصفانه نیست
به نظرت من شکل آدم بدا هستم؟
من قانون هارو ننوشتم
..نه,یعنی
اونا بگن بپر تو هم باید بپری
اونم یه شغلیه
اونا بهت میگن بال بال بزن و
وتو باید مثل مرغ قد قد کنی تو باشی بال بال میزنی؟
خیلی خوب,جوجه برسیم به تو
فقط دو جور از آدما میخوان پلیس باشن,پس
یا یه آدم گردن کلفتی ویا یک آدم ساده رنج دیده
"من فقط میخام به مردم کمک کنم"
من که بهت گفتم !بخاطر تماشای مجانیه مسابقه های بسکتبال
میدونی,ما فرقی باهم نداریم من و تو
خوب این که معلومه, تو قانون رو میشکنی ولی من اجراش میکنم
خوب,منظورم دقیقا این نبود
اون کارتون قدیمی رو یادت میاد
داستان سگ چوپان و گرگه رو؟
که گرگه همه روز رو صرف میکرد تا
گوسفنده رو بگیره سگ چوپان هم همه روز با گرگه درگیر بود؟
البته
اونا مائیم من و تو
دزد و پلیس
در پایان روز دعوا رو تموم میکنن
و با هم میرن خونه
فقط کارشونو انجام میدن
یک دفعه یادم میاد که
یه یارو رو بخاطر تجاوز به دخترش دستگیر کردم
حالا,بی خیال, اون کلا یه قضیه دیگس
کلا یه کارتون متفاوته
..اون,اون مثل یه
کارتون ژاپنیه
اهان
جدی میگم
اگه من و تو همدیگرو تو خیابون ملاقات کردیم؟ نه در حال انجام وظیفه
شرط می بندم که کلی خوش می گذشت
...نمی دونم
من تمایلی ندارم با کشتن همکارم خوشی کنم
من هرگز کسی رو نکشتم
گزارش باکمایر که یه چیز دیگه میگه
اون پلیسه که منو زد؟
اون تو رو اون گوشه دیده که ایستاده بودی
بالای سر جسد یارو و یه تفنگ هم دستت بوده
بعد سعی کردی فرار کنی و اون مانعت شده
نه,نه,همش مزخرفه من هیچوقت اسلحه حمل نمی کنم
برو اینا رو به اونی که این آشغالارو نوشته بگو
اوه,لعنتی
این چیزا رو تو اخبار هم گفتن؟
آره
یکنفر کشته شده و نیم میلیون دلار الماس هم گمشده
اینا تو اخباره
لعنت بهشون
خوب,اگه تو نکشتیش,پس کی کشته؟
ببین,من برای دو روزه که بیهوش بودم
No comments yet. Be the first to leave one.