The first 200 lines.
.نقره ی لعنتی
.بابات حقش بود، می دونی که
.همون طور که تو حقته
تنها چیزی که من می خواستم .چند تا بز برای گرگ هام بود
تو تمام خانواده ی من رو قصابی کردی .به خاطر چند تا بز
."اون رو ببخش، "اریک
.بز
.به همه ی این تنفر پایان بده
.وقتی که هنوز فرصتش رو داری
.بخشش از عشقه
.عشق همه چیزه
.نه
.فقط دهن کیریت رو ببند و بمیر، لطفاً
...من برای پدرم قسم خوردم
بابای تو یه کس مغزِ حقیرِ
.از خودراضی و حریص بود
.و اون بلا دیر یا زود سرش می اومد
فقط آرامش
.به دنبال مرگ میاد
.برای همه
.حتی برای اون
."سوکی"
.توی لعنتی دوباره بهم خیانت کردی
فقط تظاهر کردم که دارم بهت خیانت می کنم
.تا بتونم دوباره جونت رو نجات بدم
.و جواب هم داد .راسل" رفته"
اریک" کجاست؟"
.بیرونه. داره می سوزه
چی؟
.اون با نقره خودش رو به شاه وصل کرده
.تنها راه کشتنش بود
.نمی تونم بذارم همچین کاری کنه
."سوکی"
.تو صاحب من نیستی
.اریک" این کار ابلهانه ست"
.گم شو
اریک"، در همین زمان کوتاهی که داری"
.اون رو ببخش
.بخششی در کار نیست
.اجازه نمیدم این کار رو بکنی
.عسلم، لطفاً. از تواناییت استفاده کن
.نمی دونم چطور- .چرا، می دونی-
.درباره اش فکر نکن .زور نزن
.من تسلیمِ مرگ حقیقی نمیشم
یه راهی پیدا می کنم که برگردم
و اون وایکینگ عزیزت و آقای "کامپتونِ" خطرناکت رو می کشم
به همراه اون اولادِ غیر قابل تحملش .و هر کسی که براش عزیز باشه
و همه اش به خاطر اینکه تو از !قدرت تخمیت استفاده نکردی
.خب، دیگه وقتش بود
.حالا لش اتون من رو ببرین داخل
.مودبانه صحبت کن کس کش
:زیرنویس و ترجمه EraZer Head
.خون لازم داره. خون انسان
.ضعیف تر از اونیه که نیش بندازه
.من رو گاز بگیر
.خدا رو شکر. کلید
.حواست بهش باشه
هر دو می دونیم که ممکنه .اختیارش رو از دست بده
این ها همه در راستای تلاشی هماهنگه
از سمتِ گروه های محافظه کارِ راست گرا
.تا به آتش هراس از خون آشام ها دامن بزنند
اوه، این هم راست گراها بودن
که ستون فقراتِ یه آدم رو در تلویزیون زنده از جا کندن؟
نه، اما این راست گراها هستن که میگن
که تمام خون آشام ها باید .از صحنه ی روزگار محو شن
،اگه از این منطق پیروی کنیم ،اسامه بن لادن" هم یه انسانه"
بنابراین همه ی انسان ها رو باید .از صحنه ی روزگار محو کرد
شنیدین چی گفت؟
همه ی انسان ها رو باید .از صحنه ی روزگار محو کرد
هدف نهایی خون آشام ها .خالص و ساده
.نمی دونستم آشپزی بلدی
هیچ وقت برات صبحونه درست نکرده بودم؟
شاید برای اینکه همیشه قبل از .بیدار شدنم جیم می زدی
شاید به خاطر اینکه همیشه با پارس های موقع خوابت
.زود بیدارم می کنی
.اون کار یه دلیلی داره
!کلوچه ذرت؟
نامادریم، علاوه بر اینکه وابسته به دیگران، سلطه پذیر
،و توسری خور بود
.یه آشپز معرکه ی جنوبی هم بود
.روغن خوک- .مهم ترین چیزش روغن خوکه-
.اینکه توی خواب پارس می کنم دلیل داره
.تو رو خدا نگو که یه گرگ نمای کیری هستی
.نه، نه، نه
چون همین الانش هم به اندازه ی کافی
عجیب الخلقه های فراطبیعی
.توی زندگیم دارم تارا"، من گرگ نما نیستم"-
.خدایا شکرت، برای یک بار هم شده
.من تغییر شکل دهنده ام
یه تغییر شکل...؟
.خفه شو ببینم
."نه من نمی خوام درباره ش خفه بشم، "تارا
.این چیزیه که هستم
.این شخصیه که هستم
.کافیه
راسل" کجاست؟"- بیرونه-
باید بیاریمش داخل- دیوونه شدی؟ چرا؟-
گادریک" در برابرم ظاهر شد و" .ازم خواست از خونِ "راسل" بگذرم
تو دیوونه ای- ..."سوکی"-
تو می خوای برم مردی رو که می خواد همه مون رو بکشه
بیارم این داخل؟ واقعاً؟
اریک"، یه لطف به تمام دنیا بکن" .و بذار اون کس کش کوچولو کباب شه
.خودم میرم اون بیرون
.اوه، به خاطر خدا
.اومده ام نجاتت بدم
."اوه، ممنون، خانم "استکهاوس
.خفه شو
فکر نمی کنی تغییر شکل دهنده بودن
یه چیزیه که باید به یه نفر بگی
قبل از اینکه باهاش بری تو رختخواب؟
.شاید. اگه هست، معذرت می خوام
من در حال حاضر نمی تونم .با غیر آدمیزادها کنار بیام
.تارا"، فرانکلین یه روانی بود"
."می دونم تو یه روانی نیستی، "سم
اما خیلی اتفاق های بدی برام افتاده
.به خاطر چیزهای ماوراء طبیعی
.و انسان ها
.خدایا
.کاش می تونستم خودم رو از نو بسازم
.یه شخص کاملاً جدید بشم
.با یه زندگی کاملاً جدید
بدون دونستن هیچ کدوم از چرندیاتی .که تازگی فهمیدم
.می تونی
،برای شخص باهوشی مثل تو .تعجب می کنی وقتی ببینی چقدر آسونه
و «تو»ی دیگه، «تو»ی قدیمی
هیچ وقت خودش رو نشون نمیده؟
.خب، البته که نشون میده
به خاطر همینه که همه اش .باید رو به جلو حرکت کرد
.یه احمقی که نمی کشیش
.کشتن اون هیچ مشکلی رو حل نمی کنه
نه، ولی جلو اینکه .خودمون رو بکشه می گیره
.اوه، اون دیگه کسی رو نمی کشه
اریک"، تو الان کدوم ابلهی شدی؟" .اون خونواده ات رو کشته
.کله ی کیریش رو از جا بکن
.به حرفشون گوش نده
.خودم به خوبی پاداشت رو خواهم داد
.خب، این دیگه تحقیرکننده ست .این رو قبول دارم
سوکی"، بیا این زنجیرها رو" هر چقدر محکم که می تونی
.نگه دار
.حتی فکرش رو هم نکن، جنده
داری شوخی می کنی؟
.این همه ی چیزیه که تا ابد بهش فکر می کنم
.ما باید بریم زیرِ زمین .تو همین جا بمون و مواظبش باش
من بچه داریِ این روانی رو .موقعی که دارین چرت می زنین نمی کنم
.اون نمی تونه طلسمت کنه
.جینجر" یک کم دیگه می رسه"
می تونه اون رو تو یه ثانیه .طلسم کنه
پم"، یکی ازتابوت های مهمان رو"
.برای آقای "کامپتون" آماده کن
.من این بیرون با "سوکی" می مونم
.هر جور راحتی
.بیل"، داری خون ریزی می کنی"
.من تو رو با این تنها نمیذارم
خب منم نمی خوام چشمم به قیافه ات بیفته
یا قیافه ی هیچ کدوم شما، محض اطلاعتون
برین داخل سوراخ هاتون بخزین .عجیب الخلقه های سرد و چندش آور
.اریک نورثمن" هستم"
.لطفاً، مواظب باش
.امشب به وَن و کمکت نیاز دارم
.بهش تیرک فرو نکن
چرا اعتیاد به خون طرف های شما این قدر زیاده؟
.اون قدرها هم همه گیر نشده
خب، اینی که اینجاست .نزدیک به یکصد دوز میشه
این یعنی یه عالمه شق کردن و دوپینگ های ورزشی و
شفایابی های خودبخودیِ امراضِ جسمی
برای یه شهر با چه جمعیتی؟
...دوهزار و هفتصد
.و 12 نفر .عذر می خوام، قربان
استکهاوس"، چرا اینجایی؟"
این ها مامورهای مبارزه با مواد مخدرن؟- این دقیقاً کیه؟-
.اوه، اِهِم. من "استکهاوس" هستم .اینجا مامورم
.مامور خارج از خدمت .مرخصیه، در واقع
گوش کن، من همه ی قضایای اون گروهِ .خون فروش تو "هات شات" رو می دونم
.خودم بودم که فاشش کردم
کی می خواین حمله کنین؟ بیا دفتر من-
...دستت رو
تو که خیال نداری بهشون هشدار بدی، هان؟
می دونم دوست دختر جدیدت اهل اونجاست
اون جا همه جور آدم های .بی گناه هم هست. مثل بچه ها
پس بهشون اجازه بدیم مواد بفروشن؟
،خب، اگه جلوشون رو بگیریم
یکی دیگه میاد دوباره شروع می کنه. درسته؟
الان با همین منطقت نیاز به .نیروی قانونی رو منتفی کردی
،من نمی دونم این حرفت دقیقاً یعنی چی
اما باید جلو اون آدمای دولتی .که بیرونن رو بگیری
.لطفاً
.بهم یه دلیل خوب بده که چرا
اگه می تونستم می دادم اما .قسم خوردم که به کسی نگم
جیسون"، سازمان مواد مخدر کیری" .اینجاست و همین امروز حمله می کنه
.گاییدمش- .گوش بده بهم-
،اگه به "هات شات" اخطار بدی
می تونی با هر شانسی که برای .پلیس شدن داشتی خداحافظی کنی
.نه
.خواهش می کنم نه
.خواهش می کنم
چه خبره؟
.اوه، پروردگارا. دختره گازش گرفت
مامان. شماها اینجا چی کار می کنین؟- ."هویت"-
آقای "ریکسترا" رو که یادته
مشاور راهنمای دبیرستانتون
No comments yet. Be the first to leave one.