The first 177 lines.
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
کردم پیدا تناسخ اسلایم به عنوان زمانی که
.ریمورو ساما، وقت بازدید از محل ساختوساز شده
.من میبرمتون اونجا
بازم این؟
.ریمورو توی دردسر افتاده بود
توی دردسر افتاده بود چون شیون و شونا بازم داشتن .سر اون دعوا میکردن
؟M اضافی: تراژدی
...خب، بغل کردن این بدن اسلایمی حس خوبی داره
.حتی منم بعضی وقتها بدل خودم رو بغل میکنم
!بدل! چرا به هرکدومشون یکی از بدلهای خودم رو ندم؟
.نه، بهتره نکنم
...اگه بکنم
!منم میخوام
!به منم یکی بده
!ریمورو ساما
!ارباب
!یکی هم برای من، لطفا
!یه بازی مرگ بدتر شروع میشه
.یه جور جایگزین برای بدن اسلایمیم نیاز دارم
!یه اسلایم چوبی
!یه اسلایم سنگی
!یه اسلایم آهنی از جنس آهن
.نه، جواب نمیده
.اگه همون حس بدن من رو نداشته باشه فایده نداره
...آره... یه چیزی مثل
...هلاک شدم
!یکی از اون کوسنها که خستگی آدم رو میشوره و میبره
.اون میتونه تقریبا همون حس رو ایجاد کنه
!بینبگ کوسنهایی با تصویر من !اسمشونم میذارم ریمورو کوسن
!خیلی بامزه میشه
!قرعه کشی میذاریم
!و هرکی برنده بشه بزرگترین رو میبره
اه، میشه یه لحظه ولم کنین؟
.ا-البته
.شونا، یه درخواستی ازت دارم
.بله. هرچی دوست دارید تقاضا کنید
.میخوام یه چیزی بسازم
...احتمالا اگه بگم «مواد پنبهای» متوجه نشه
خب... پارچهای هست که نرم و انعطافپذیر باشه؟
نرم و انعطافپذیر؟
.میدونستم متوجه نمیشه
منظورتون چیزی مثل اسپندکسه؟
میدونی چیه؟
.یه جورایی... فقط حدس زدم
!غریزهی زنانه؟ !شونا، داری منو میترسونی
.پس راحته. بسپریدش به من، ریمورو ساما
...بـ باشه
.فقط میمونه مواد داخلش
پُلی... مهره؟
اون دیگه چیه؟
.خب... مهرههای خیلی ریز هستن، مثل پودر میمونن
و مهره چیه؟
...اممم... از فوم پلی استایرن ساخته میشن
فوم پلی... استایرن؟
...فوم پلی استایرن... خلاصه
توجه
.توجه
.محصول پلی استایرن از بخار دادن به مهرهها بدست میاد
پلی استایرن نوعی پلاستیکه
.پلی استایرن نوعی پلاستیکه
که از پلیمر سازی استایرن
!آره، توضیح دادنش فایدهای نداره
،چیزی هست که مثل ماسه دونههای ریز داشته باشه سطحشونم صاف باشه؟
.خب، یه چیزی به اسم «ساراسا» هست که بهش نزدیکه
ساراسا؟
.وسط جنگل یه دریاچهی بزرگ هست
.شنیدم نوعی ماسه است که فقط توی ساحل اونجا پیدا میشه
،بطور طبیعی اونجا ساخته شدن
.پس فکر کنم همونطوری باشه که میخواین
!همین عالیه !سریع میرم دنبالش
دنبال ساراسا؟
،نمیدونم میخواین باهاش چیکار کنین .ولی اگه من بودم نمیرفتم
چرا؟
.یه هیولا توی اون دریاچه زندگی میکنه
!واو
.وقتی پات رو بگیره، تمومه
...تو رو میکشه زیر
.یا شایعات که اینجوری میگن
،البته برای شما
!هر هیولایی مثل لقمهی چرب و نرمه پس الکی نگران شدم
...آ-آره
!این چی بود؟ خیلی ترسناک بود
...خب، بههرحال
.فکر نکنم چیزی این اطراف به ما حمله کنه
...ولی اگه تنها برم احساس تنهایی میکنم، پس
!میریم سارسا جمع کنیم
!و همزمان یه گردش هم بریم
!گردش فکر خوبیه
!گشتن زیر آب رو میتونین به ما بسپرین
!بله
!دستمریزاد گابیرو ساما
!خیلی خفنی
!گابیرو! گابیرو! گابیرو
...چقدر سروصدا میکنن
!همراه ریمورو ساما میریم گردش! واقعا خوشحالم
!بخاطر ارباب تا آخر دنیا هم شده میرم
...گفتم که، فقط داریم میریم کنار دریاچه
با سارسا چی میخواین درست کنین؟
!و-وقتی تموم شد میفهمین
.نمیتونم به کسی که میخواد هدیه بگیره بگم چیه
...ولی
.ولی گمونم بتونم به پسرا بگم .فکر نکنم به کوسن علاقهای داشته باشن
.احتمالا ریگورد یکی بخواد، پس بهتره چیزی ندونه
!لطفا بذارین کمکتون کنم
...خیلی انگیزه پیدا کردی، بنیمارو
!طبیعیه
،اگه شیون یه کوسن شبیه شما داشته باشه .خیلی خوب ازش مراقبت میکنه
...تمام مدت همراه خودش حملش میکنه و نمیذاره کثیف بشه
!که یعنی دیگه سمت آشپزخونه نمیره
.منظورت رو گرفتم
.این یه ماموریت مهمه
.موافقم
.راستش به این فکر نکرده بودم
.گمونم این بچهها مدت زیادیه ترس از آشپزی شیون رو تجربه میکنن
.منم همراهیتون میکنم، ریمورو ساما
...ا-استاد
تو هم، هاکورو؟
.و اینجوری گردش سرگرمکنندهمون شروع شد
.یه جورایی ترسناکه
یه هیولا توی دریاچه زندگی میکنه، ها؟
امیدوارم فقط شایعه باشه، ولی اگه راست باشه چی؟
!قشنگه
!زیباست
.پس این دریاچهایه که گارم میگفت
...که یعنی سارسا باید
اونجا باشه؟
،فکر میکردم این دریاچه ترسناکتر باشه
!ولی واقعا جای خوبیه
!خب، قبل اینکه بریم دنبال سارسا، یه چیزی بخوریم
!ناهار میخوریم
!چشم
!ظاهر خوبی داره
!برادر! اون برای سوئی ساماست
!خوشمزه است
!ریمورو ساما
!ناهارتون
!ناهارم؟
!جلوشو نگرفتین؟
!آخه گفته بودیم هرکی مسئول غذای خودشه
.به من یکی که ربطی نداره
...من پختمش، ولی
ولی؟
.مثل اینکه این ظرف به اندازهی کافی مقاوم نیست
...زیرش داره ذوب میشه
!گمونم برای نگه داشتن تمام احساسات من به ریمورو ساما به اندازهی کافی بزرگ نیست
...خـ خب، اگه جا نمیشه نمیشه کاریش کرد
...برای همین
.بهجاش اینو درست کردم
!کوفته برنجیه
!یه جور هیولای جدید یا همچین چیزیه؟
!بفرمایید، تعارف نکنید
.گابچی بهم کلک آشپزی رو یاد داد
کـ کلک؟
!آره! بهم یاد داد که مهمترین چیز در آشپزی عشقه
!پس این کوفته برنجی با عشق من شکل گرفته
!میدونستم
!بفرمایید، ریمورو ساما
!اون کوفته برنجی رو بگیرین
!کوفتهبرنجیای که شیون دونو درست کرده
من میگیرمش
!عمرا! بیخیالش
!خیلی خفنی
!طبیعیه
!صد امتیاز برای گابیرو ساما
!گابیرو! گابیرو! گابیرو
...گابیرو ساما مرده
.خب، جای تعجب نداره
.صورت آرومش خیلی خفته
!ریمورو ساما، بخاطر ناهارتون متاسفم
!نه، عیب نداره! بههرحال نیازی به خوردن ندارم
!عیب نداره، عیب نداره
.مهمتر از اون، دیگه باید برای رفتن به دریاچه آماده بشین
!بریم سارسا جمع کنیم
.آماده شدن» یعنی پوشیدن لباس شنا»
.کوتولهها از اسپندکس برای همه لباس شنا درست کردن
ریمورو ساما، نظرتون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.