The first 200 lines.
به نام خداوند وجد و سرور
من خوب ميدونم چي کار کردي
با دشمن من همدست شدي
به شاهزاده آسيب زدي براي يه خدمتگزار وفادار پاپوش درست کردي
اين گناهان
براي مجازات تکه تکه کردن تو تا سرحد مرگ کافين
.پس اعلي حضرت همه چيو ميدونن
وانمود ميکردي که هيچي نميدوني
مثل يه نمايش تمام حرکات منو نگاه ميکردي
تو احمق نيستي
احمق نيستم؟
!من بزرگترين احمقم
علي رغم تمام برنامه هام !تو محاسبه تو شکست خوردم،روباه پير
الان تو هر چي دوست داشتي داري
درست ميگي
من تمام اينکارا رو کردم
و پشيمونم نيستم
فقط پشيمونم که چرا دقيق تر اجراش نکردم
و بهت اجازه دادم مدرکي عليه من داشته باشي
از زماني که وارد قصر شدم
همتون منو تحقير ميکرديد و بهم بي احترامي ميکرديد
روزي نبود که بياد و من آرزوي مرگت رو نکنم
بهتر بود منو ميکشتي
چون مادامي که زنده باشم
همه کاري ميکنم تا بميري
يه دفعه يادم اومد که چرا ميخواستم تو زنده بموني
از وقتي ملکه مرده قصر سرد و متروکه شده
برام کسل کننده شده بود
فقط زماني که ميديدم داري به خاطر خواسته هات از پا در مياي مثل يه ماهي که داره تو آب تقلا ميکنه
و حتي ميديدم چقدر پست و حقيري و از خودت بيزاري
نبايد از زندگيم لذت ميبردم
خيلي به خودت مطمئن بودي که زيباييت و استعدادت فراتر از ديگرانه
فکر ميکردي بعد از مرگ ملکه جايگاهش به تو ميرسه
هرگز تصورش رو هم نميکردي
من مقام ملکه رو اعطاء کنم
به خدمتکار قصري که تو حتي حاضر نبودي کفشات رو برات نگه داره
هدفم اين بود که تو بفهمي
تو چشم من !تو فقط يه رقاص اسير ابلهي
اگه ميخواستم برقصي،ميرقصيدي
اگه ميخواستم بميري،ميمردي
در اين صورت،اين ابله
يه دفعه يه موضوع جالب رو به ياد آورد که بايد به اعلي حضرت بگه
اعلي حضرت واقعاً فکر ميکنن
اون ملکه محبوبش از غصه مرده؟
....اون ملکه بزرگمون
فقط از غم و غصه مرده
...اون
با دستاي من خفه شد و مرد
ميخواي بدوني چه مرگ غم انگيزي داشت؟
قبل از مرگش، به طرز دردناکي تقلا کرد
ولي من هيچ لذتي بهش ندادم
چون اگه لذتي نميبرد
من راضي ميشدم
!تو
!تو
!تو خود شيطاني
اعلي حضرت هم ميتونه درد رو احساس کنه؟
حتي اگه منو به مرگ محکوم کني هيچ فايده اي نداره
اون ديگه مرده
!اون مرده
تو ديوونه اي
درسته،من ديوونه ام من خيلي وقته که ديوونه شدم
شما ها منو ديوونه کرديد
فکر کردي نميتونم فوراً بکشمت؟
از اعلي حضرت ممنون ميشم که مرگ رو به من تقديم کنن
براي اينکه به خاندان سلطنتي جينِ بزرگ سي ما خاتمه بدم
هيچ جانشيني به جا نزارم
مردنم رو با ارزش ميدونم و ميتونم در آرامش بميرم
فکر کردي خاندان سي ما هيچ جانشيني نداره؟
پس يه راز رو بهت ميگم
چو بي جي از خاندان چو نيست
اون از خاندان سي ما هستش اون برادر تني منه
....تو
غير ممکنه
غير ممکنه
من پيرم پدر هيچ بچه اي هم نيستم
اما چو بي جي هنوز جوونه
نسل سي ما ادامه پيدا ميکنه
و تو زنده ميموني که تا آخر عمرت منو سرگرم کني
و عذاب ميکشي همونطور که من ميخوام
ميخواي بميري؟
پس صبر کن تا يه روز بعد از مرگم تو رو با من دفن کنن
کسي نيست؟
!بله-
چشم از همسر نجيب زاده بر نداريد
اونو زنده نگه داريد
اگه بميره،همتون رو باهاش دفن ميکنم
بله،اعلي حضرت- بله-
تو داري به من دروغ ميگي
تو به من دروغ گفتي
!گم شو
!سي ما هونگ
!سي ما هونگ
سي ما هونگ،منو بکش منو بکش
سي ما هونگ،فقط منو بکش
زنده بمون
فقط اينطوري ميتوني طعم بودن تو يه جهنم واقعي رو بچشي
ملکه من
من نااميدت کردم
اگه کنارت مونده بودم
اينطوري زندگيت به پايان نميرسيد
خوشبختانه مقصر پيدا شده
ميتوني در آرامش استراحت کني
اعلي حضرت
اون گفته که بارداري همسر نجيب زاده ظاهر سازي بوده؟
اون ميخواد که در اين مورد تحقيق بشه؟
بله
به خاطر شاهزاده ژن بي
اين ژنرال نماينده اسمش مو رانه
بيرون تالار سلطنتي زانو زده
از اعلي حضرت ميخواد که اين تهمت از سرورش پاک بشه
...اون اون گفت که
خو شيا خونه روستايي کوه شرقي رو محاصره کرده
و با همسر پرنسس به توافق رسيده که تا دو روز صبر کنه
اگه شاهزاده ژن بي برنگرده
خو شيا همسر پرنسس رو با خودش ميبره
اعلي حضرت زمان تعيين شده داره به پايان ميرسه
اگه بيشتر به تعويق بيوفته
نميدونم همسر پرنسس ميتونه نجات پيدا کنه
اين يه امر مهمه که مربوط به جانشين خاندان سلطنتيه
اينکه بچه بازي نيست
بزار منتظر بمونه
بله،اعلي حضرت
اين کيک بخار پز از محصولات زراعي جيانگ نان ساخته شده
نرم و خوشمزه است
مردم عادي اينو توي سال نو يا تولد ميپزن
معني نمادينش موفقيت هر روزه
....فقط نميدونم
شانس اينو دارم که برگشتنش رو ببينم که داره اينو ميخوره
اين اتفاق نميوفته خواهر،برادر بي جي حتماً برميگرده
وقتي ببينه که اين کيک بخار پز رو براش پختي
کلي خوشحال ميشه
من منتظر برگشتنش ميمونم
وقتي بچه بودم و ميديدم که والدينم اينو ميخورن نميدونستم
وقتي از هم دور هستن تو ذهنشون چي ميگذره
بالاخره فهميدم که بين عشاق
سخت ترين احساس تحمل کردن دوريه
هيچ لحظه اي نيست که براش احساس دلتنگي نکنم
اميد به بازگشتش
اميد به ديدنش در آستانه در
با خوش باد ،نور مهتاب وگرد و غبار رو مياره
نيازي نيست چيزي بگم
فقط به آرومي نزديک در ميرم
و آرزو ميکنم ديگه هرگز ترکم نکنه
تا ابد پيشم بمونه
و با هم پير بشيم،فقط همين
خواهر باي
زو جو
من فقط ميتونم مثل مردم عادي باشم
وقتي يه زن نتونه دوري همسرش رو تحمل کنه
تنها کاري که ميتونه انجام بده اينه که براش يه چيزي بپزه
ديگه چه کاري ميتونم انجام بدم؟
خواهر
زو جو،من امروز خيلي کيک بخار پز پختم
اينا رو به نگهبانان شب بده
باشه
خسته شديد
اين کيک هاي بخار پزيه که علياحضرت براي تولد سرورمون پختن
بين خودتون تقسيمشون کن
بانو زو جو ما از همسر پرنسس با جونمون محافظت ميکنيم
شاهزاده و همسر پرنسس باز به هم ميرسن
باور دارم که برادر بي جي بر ميگرده
برادر بي جي
!اعلي حضرت
شاهزاده ژن بي چو بي جي به اعلي حضرت وفاداره
و هيچ قصد بدي نداشتن
اين مسئله به زندگي همسر پرنسس ژن بي مربوط ميشه
و به زندگي ژنرال وفادار ايالت جين
اعلي حضرت
توطئه شورشيان بايد توسط يه رذل پست طرح ريزي شده باشه
اعلي حضرت،خواهش ميکنم تحقيق کنيد
اجازه نديد در حق يک خدمتگزار وفادار بي عدالتي بشه
اعلي حضرت
چرا داري اينقدر جار و جنجال به پا ميکني؟
من ميدونم که تو ژنرال زيردست شاهزاده ژن بي هستي
خواجه
اما بايد چشمات رو باز کني و خوب ببيني
کجايي؟- خواجه-
اينجا قصره چطور ميتوني بياي و همچين نمايشي راه بندازي؟
اعلي حضرت مقام والايي دارن چطور به خودت اجازه ميدي بياي اينجا واين گرفتاري رو درست کني؟
نجات دادن شاهزاده ژن بي از مجازات تعيين شده
صرف نظر از بي عدالتي که در حقت ميشه
هنوزم نميتوني دست از اين رفتار عجيبت تو قصر برداري
اعلي حضرت،اعلي حضرت
يکي دهنشو ببنده- اعلي حضرت،بهتون التماس ميکنم-
نزاريد ديگه حرف بزنه- اعلي حضرت-
!اعلي حضرت
اعلي حضرت دستور دادن
که هرگز به اشتباه يه خدمتگزار وفادار يا همسر نجيب زاده رو متهم نکنيد
يکي دهنشو ببنده نزاريد ديگه حرف بزنه
...من
...من
از مردانم شنيدم که صبح زود اومدي بيرون
داري گل ميچيني به نظر مياد که حالت خيلي خوب باشه
سرورم امروز برميگردن ايشون روحيه لطيفي دارن
به مناسبت برگشتشون
چطور ميشه روي ميز نهار يه جام شراب و گلدوني پر از گل نباشه؟
من دارم تهيه ميبينم
ميدوني که خيلي راحت ميتونم از اينجا ببرمت
پينگ تينگ
No comments yet. Be the first to leave one.