The first 200 lines.
شاهدخت گفت خودش اون نامه را نوشته؟
بله بانو گوي اين
واقعا؟
خيلي خوبه!
نگران بودم که انکارش کنه و درموردش سروصدا راه بندازه!
پادشاه چي گفت؟
چيز ديگه نشنيدم
بانو گوي اين من ميرم و چک ميکنم
بانو لطفا يک بار ديگه از نزديک بهش نگاه کنين
واقعا دست خط شماست؟
گفتم اين دست خط منه.
چرا؟چرا اين کارو کردين؟
حتي اگه از من متنفر هم مي بودين
چطور تونستي شورشيان را به سرزمينمون بياري؟
عالي جناب- بله بهم بگو-
منظورتون اينه که مهم نيست ملتمون از بين بره
اگر فقط پسرت پادشاه بشه؟
من هيچ کمکي ندارم
دارم ازت ميپرسم که از چين خواستي تا کمکت کنه تا پسرت را پادشاه کني؟
اگر مي خواستم دليل بيارم
مي تونم هزارتا دليل براتون بيارم
پس لطفا اين نامه رو بسوزونين و يه جرم ديگه بسازين
و منو به مرگ با زهر محکوم کنين
اگر قراره تو را بکشم
فقط به يه دليله
و اون هم خيانته!
عالي جناب
چطور ميتونم درباره ي عشقم به شما و ملت دروغ بگم؟
لطفا منو به جرم خيانت نکشين!
ميفهمي کاري که کردي بدتر از خيانته؟
بله عالي جناب.
حتي اگر بکشمت هم ازم متنفر نميشي؟
بله عالي جناب.
شما نبايد اين کارو بکنين عالي جناب!
نه به دليل خيانت!
اون داره التماسم ميکنه که همين حالا بکشمش.
عالي جناب!
فکر کردي چقدر انسان خوبي هستي؟
بايد التماسم کني!بايد براي بخشش التماسم کني.
ميگي چيزي که نوشتي از طرف يک زن بيوه و يک مادر ناراحته
و هيچ منظوري ازش نداشتي
بايد گريه کني و التماسم کني!ايجوري عادي تره!
اينطوري ميتونم تصميم بگيرم که زندت بزارم يا نه!
بانوي من لطفا التماس کنيد! بايد التماس کنيد!
لطفا به پسراتون فکر کنيد!
باشه...اخرين حرفتو بگو.
پيشنهادي که شاهزاده سوهيون بهتون نوشتن را يادتون مياد؟
از شاهزاده پرسيده بوديد منظورشون از ملت جديد چيه
شاهزاده از علاقتون خيلي هيجان زده شده بودند
تمام شب را بيدار مودندند و براتون پيشنهاد را نوشتند
منظورتون از دولتي بدون طبقات اجتماعي چيه؟
اين دولتي که مردم واقعا در اون خوشحالند
و اگر دولتي بسازي که مردم در ان واقعا خوشحالند
حقارتي که من تحمل کردم را جبران ميکنه؟
حقارتي که شما متحمل شديد جز بدي از تاريخمان است
اون چيه؟
احمق!
نميخوام دوباره ببينمت
عالي جناب لطفا به من گوش بدين- کافيه نميخوام بشنوم-
لطفا يک بار ديگه اين پيشنهاد را بخونيد عالي جناب
شما اون موقع از شاهزاده ناراحت بوديد
به همين خاطر نمي تونستيد منظور ايشون را متوجه بشيد
ولي اگر شما خشمتان را کنار بگذاريد و نامه را به دقت بخوانيد
در اون نامه راه هايي را براي نجات دولت ميتونيد پيدا کنيد
عالي جناب
اگر همونطور که نوشته شده عمل کنيد ميتونيد
قرضتون را به شورشي ها پرداخت کنيد
وضعيت بد الانتون را که توش انداخته شديد و دردي را که مردم تحمل ميکنن
مي تونيد همشون را از بين ببريد
ببين.ببين!ببين!ببين!
دوباره داري براي من سخنراني ميکني!
عالي جناب
چطور عالي جناب نميدونند که حقارت واقعي چيه؟
چي گفتي؟
گفتي نمي دونم حقارت واقعي چيه؟
چيزي را که در سم جئون دو تحمل کرديد يک تجربه واقعي نبود
اون...
حقارت چيزيه که ده ها و هزاران نفر تحمل مي کنند
چطور شما فکر مي کنيد که تنها فردي هستيد که تحقير شده؟
به همين علت- بگو-
شما با رنجاندن ديگران زندگي ميکنيد.
چه دختر شروري!
من حس بدي نسبت بهت داشتم و داشتم سعي مي کردم که نجاتت بدم
عالي جناب منظور شاهدخت- کافيه-
کسي بيرون هست؟
بله عالي جناب
شاهدخت را در قصر خارجي زندانيش کنين
تا صبح که شاهدخت را
از مقامش عزل کنم و او را يک تبعيدي معرفي کنم
و بعد براي خيانتش يک تنبيه در نظر بگيرم
ببرش- بله عالي جناب-
من خودم ميرم پس از من دور بمان
گفتند ازشون دور بمونيد!
عالي جناب
بعد از کشتن من
لطفا شاهزاده سوک کيون و سوک لين را نجات بدين
چرا بخوام نوه هاي بيگناهم را بکشم؟
خيلي ممنونم عالي جناب
منظورت از نجات دادن شاهزاده سوک کيون و سوک لين چيه؟
تو در مورد مرگ شاهزاده سوهيون و سوک چول به من شک داري
چه دختر شيطان صفتي هستي!
عالي جناب!عالي جناب!عالي جناب
چيکار ميکنين؟پزشک را خبر کنيد
عالي جناب لطفا عصباني نشين
چطور اين قدر عصباني ميشين؟
اگر همين طور پيش برين بيمار ميشين
گفتم پزشک را خبر کنيد
خدايا!حالا چي؟
من تنها کسي هستم که مراقب عالي جنابه
عالي جناب!چشماتون را باز کنيد!چشماتون را باز کنيد عالي جناب
شاهدخت مين هوئه
چرا حقيقت را نگفتيد؟
امکان نداره شما يک همچين نامه اي را نوشته باشيد
چرا ميخواهيد خودتون را به کشتن بديد؟
من بايد بميرم تا دوتا پسر هام زنده بمونن
تا وقتي که من زنده هستم
عال جناب...پسرهاي من را تک تک
ميکشند
شاهدخت مين هوئه
لطفا مراقب شاهزاده سوک کيون وسوک لين باشيد
لطفا به جاي من براشون مادر باشيد
شاهدخت مين هوئه
شاهدخت مين هوئه
لطفا داخل شيد بانو
يادت بمونه
وقتي که بميرم،روحم بر ميگرده
پس با جوگوي اين توطئه نچينين و
در مرگ شاهزاده سوک کيون و سوک لين نقشي نداشته باشيد
من از اسمان حواسم به شما هست
بريم
چطور جرات ميکنين
چيکار ميکنين؟سريعتر بريم
احمق ها
کجا ميري؟
کسي بيرونه؟
سريع درها را ببنديد و شمع ها را دوباره روشن کنيد.
به چي خيره شديد؟
چطور جرات ميکنيد اين طور به من خيره شيد؟
عالي جناب!بيدار شيد عالي جناب
بايد از من محافظت کنين
عالي جناب بيدار شيد
عالي جناب عالي جناب
بانو صبحانتون را اوردم
داخل شو
بزارش اينجا
تمام شب را بيدار بوديد.گفتم براتون فرني درست کنند
لطفا يک مقدار بخوريد
ببريدش- بانو-
نبايد چيزي بخورم تا بتونم از همه چيز چشم پوشي کنم
عالي جناب شما را به مرگ با زهر محکوم نمي کنند
لطفا به جوگوي اين بگيد
من تسليم شدم پس ديگه هيچ کدوم از پسرهام را نکشه
خواهش ميکنم
پيغامتون را ميرسونم ولي
درسته
احتمالا تقاضاي زياديه
ولي لطفا پيغامم را به صورت دقيق بهشون برسونيد
حتي اگر سنگ هاي کوه هم من را ببخشند
خيلي تلخه
کارتون خوبه
بفرماييد
عالي جناب مثل بچه هاا لگد ميندازن
چون نمي خواستند داروهاشون را بخورن
بنشينيد
عالي جناب حالتون خوبه؟
بله شاهدخت داره چيکار ميکنه؟
تمام شب را بيدار ماندند و منتظر حکم شما هستند
دختره سرسخت
پدرجان! راهي وجود نداره که ايشون را از مقامشون عزل نکنيد؟
ديروز اونجا بودي و شنيدي که چي گفت
پدرجان- به جاي اين که عذرخواهي کنه-
داشت براي من سخنراني ميکرد
ايشون زن بيچاره هستند که همسر و پسرشون را از دست دادند
داري ميگي که تقصير منه؟
شاهدخت از دنيا خشمگين هستند چون
از دنيا نه از من خشمگينه
بس کنيد
اگر شاهدخت را مجازات کنيد حتي اسمان ها هم از شما ناراحت ميشوند
چي داري ميگي؟
ديشب چيزي نشنيديد؟
رعد و برق هايي که منشاش نامشخص بود
اون قدر بلند بود که انگار دنيا به اخر رسيده بود
مشکلش چيه؟
تصور کنيد که شاهدخت چقدر عصباني بودند که همچين حرف هايي زدند
به خاطر حرف هاي اون رعد و برق زد؟
بس کنيد. حتي با فکر کردن بهش ميلرزم
بگو
چرا ميخواي دوباره دردسر درست کني جوگوي اين؟
منظورتون از دردسر چيه؟
من تمام ديشب را نتونستم بخوابم به خاطر
حرف هاي شاهدخت
شاهدخت چي گفته؟
خدايا حتي نمي تونم به زبان بيارم
چي گفته که باعث شده جوگوي اين بلرزه؟
بهشون بگو اگر نفرين نيست
نفرين؟
وقتي داشتند ميرفتن
شاهدخت گفت
مواظب حرف زدنت باش
حتي اگر شاهدخت پادشاه را نفرين هم کرده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.