Release info

The Best Intentions 1992 1080p BluRay x264-SADPANDA
The Best Intentions 1992 720p BluRay x264-SADPANDA
The Best Intentions 1992 BDRip x264-VoMiT
A Commentary by sanafarsisub
[email protected]ترجمه روان و دقیق

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2016-12-25
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقا، پدربزرگتون تو اتاق 17 طبقه اول

منتظر شما هستن

بیا تو

روز بخیر، هنریک از دیدنت خوشحالم

مرسی

خوشحالم که تونستی بیای

خواهش میکنم، بفرما بشین

مادربزرگت بهم گفته که پیدات کنم

میگه که آخرین آرزوش اینه

میگه که تو باید بری و تو بیمارستان ببینیش

میخواد به خاطر تمام سختی های که تو و مادرت کشیدین

و من و مادربزرگت و تمام فامیل باعثش شدیم ازت طلب بخشش کنه

خیلی مکالمه بی معنیه

دوست ندارم ببینم مردی که به خاطر بی عاطفگی اش برام محترم بود

یه دفعه بااحساس میشه

من نمیتونم برم پیش مادربزرگت و بگم که تو درخواست منو رد کردی

نمیتونم بهش بگم که تو نمیخوای ببینیش

فکر می کنم باید اینکارو بکنید

میدونم که عمه هات بهت پول قرض دادن که بتونی اینجا توی آپسالا بمونی و ادامه بدی

پیشنهاد میکنم که اون قرض رو کامل بپردازم

چی میگی؟

چی دلت میخواد بگم؟ پدربزرگ؟

من قرضت رو پرداخت میکنم

و یه مقرری ماهیانه برای باقی عمر مادرت رو تضمین میکنم

تنها کاری که تو باید بکنی اینه که بری بیمارستان آموزشی

اطاق 12

و با مادربزرگت آشتی کنی

من و مادربزرگت پنجاه سال باهم زندگی کرده ایم

الان خیلی سخته، هنریک

ازت میخوام کمی بخشنده باشی

نه به خاطر خودم

برای خودم نمیخوام برای اون

تو به کلیسا میری، هنریک

پس باید یه چیزایی در مورد دوست داشتن بدونی

در مورد رحم داشتن به بیماران و انسان های ناامید

میشنوی چی میگم؟

برو پیش زنی که اسما ً مادربزرگ منه

و از قول من بهش بگو که در تمام عمرش

بدون اندکی احترام به من و مادرم زندگی کرده

اون از بدبختی ما خبر داشت

و کریسمس و تولدهامون کم برامون کادو میفرستاد

سلام من رو به اون زن برسون

که اون لیاقت همین زندگی و مرگ رو داره

من هیچ وقت نمی بخشمش

سلام منو بهش برسون و بگو من به خاطر مادرم

و به خاطر خودم ازش متنفرم

همونطور که از تو و آدمای مثل تو نفرت دارم

میخوای من رو بزنی، پدربزرگ؟

THE BEST INTENTIONS

بابا، خوابی؟

بله

خوابم و خواب می بینم که خوابم

خواب می بینم که توی اتاق مطالعه نشسته ام و خوابم

بعد در باز میشه و زیباترین

دوستداشتنی ترین و بامحبت ترین دختر میاد تو

و میاد سمت من و آروم صورتمو فوت میکنه

"و میگه : "خوابی، بابا؟

و بعد خواب می بینم که دارم فکر میکنم

که احتمالا ًبیدار شدن توی بهشت اینجوری باید باشه

بابا، باید یاد بگیری که وقتی خوابی عینکت رو برداری

وگرنه ممکنه بیفتن زمین و بشکنن

تو دقیقا ً مثل مادرتی

چیه، عزیزم؟

. شام تا چند دقیقه دیگه آماده است - . متشکرم، عزیزم -

آروم بشین بابا

تا موهاتو شونه کنم و محترم به نظر بیای

برای شام مهمون نداشتیم؟ - ... قرار نبود برادرت

اون یکی از دوستای ارنسته

ارنست میگه که اون الهیات میخونه

همینطوره اگه ارنستِ ما با یه کشیشِ کارآموز دوستانه برخورد کنه

دیگه آخرالزمان نزدیکه

ارنست میگه اون خیلی پسر خوبیه یکمی خجالتیه اما خیلی پسر خوبه

این رو هم گفته که خیلی فقیره ولی خوش قیافه است

حالا این علاقه ی غیرمنتظره رو نسبت به جدیدترین دوست ارنست می فهمم

خوب استراحت کردین؟ - اوه، بله، بله -

عصر بخیر، پسرا - عصر بخیر، بابا -

عصر بخیر، پدربزرگ - عصر بخیر، کوچولوها -

همتون خوش اومدین

ارنست مطمینی به دوستت گفتی شام ساعت 5 سرو میشه؟

تاکید کردم که ما تو این خانواده بسیار وقت شناس هستیم

.من تأخیر داشتم. دیر کردم

شما هنوزم میتونی شام بخوری، اما احتمالا ً توی آشپزخونه

...من خیلی - ... من معمولا ً -

بیا تو، بیشتر ازین لفتش نده

نه فکر نکنم جرأتش رو داشته باشم

ما آکربلوم ها وقتی هممون به عنوان یه خانواده دور هم جمع هستیم تقریباً ترسناک به نظر میایم

خصوصاً وقتی شام به تأخیر افتاده

اما باید دل و جرأتت رو جمع کنی

غذا خیلی خوبه و دسر رو هم خودم درست کردم

بفرما. بیا، به خاطر من

آقای برگمان عذرخواهی میکنه

رفته بود دین یکی از دوستاش که مریضه و باید میرفته پیش داروساز

اونجا هم صف بوده برای همین دیر کرده

. ایشون مادرمه - به خونه ی ما خوش اومدین آقای برگمان -

امیدوارم دوستتون مریضی جدی نداشته باشن

.نه - فقط پاش شکسته -

ایشون پدرمه - . خوش اومدین -

برادرهای ناتنی ام گوستاو، اُسکار و کارل

حالتون چطوره؟ - حالتون چطوره؟ -

ایشون اِسویا است که با اُسکار ازدواج کرده

مارتا و گوستاو و دخترهاشون

ایشون تورستن بوهلین هستن نامزد منه

حالا کل خانواده رو میشناسی

پیشنهاد میکنم که دیگه بریم شام رو بخوریم

پای کی شکسته؟

نمیدونم ... خواهر تو

اوه، آره باید حواست بهش باشه

آقای برگمان کنار مارتا میشینه

آنا، اینجا کنار بابا میشینه

دیگه میتونیم دعا بخونیم

خداوند را به خاطر همه ی چیزهایی که به ما می بخشد شکر می کنیم

آمین

درس ها چطور پیش میرن آقای برگمان؟

خیلی خوب، مرسی

خداحافظ

اسم من آنا است و اسم تو هم هنریک مگه نه؟

بله

ببخشید که اینطوری سرزده اومدم

فکر نکنم چیزی خورده باشی

یکمی شراب و گوشت آوردم

باید برم پایین که برم دسشویی

بیا

خب، شاید ما الان بچه نخواهیم داشت

من دیگه میرم خونه هوا داره روشن میشه

تو همینجا بمون و سعی کن کمی بخوابی

من تا چند روز دیگه نمی بینمت دارم میرم خونه تا مادرم رو ببینم

منم میتونم باهات بیام

یه روزی میای

فکر میکنی بالاخره همچین چیزی اتفاق بیفته؟

یه روز ما ازدواج میکنیم، فریدا

مادرت حتی نمیدونه که ما نامزدیم

اون میتونه هر چی دلش میخواد بگه

... هنریک، چرا همه ی اینا باید راز باشه؟ هیچکس

بزار فعلا ً همین رو داشته باشیم

تا حالا عاشق شدی خانم لیسن؟

آره، اون اولا یکی بود که سعی میکرد دامنم رو بکشه روی سرم

اما مدت خیلی کوتاهی بود هیچ وقت نفهمیدم قصدش چیه

من دارم میرم دوچرخه سواری

با من نمیای، آنا؟ - تو این گرما؟ -

حوله ها رو برداشتی؟ - آره -

خداحافظ - ! خداحافظ، مامان -

! خداحافظ -

آنا

بگو ، معشوقه ات کیه؟

قطعا ً، بابا و البته تو

و تورستن بوهلین

احمق نباش تورستن بوهلین معشوقه ی من نیست

اما یکی هست

آره، شاید

نمیدونم

راستی، دوست داری یه روز با من بیای شهر؟

فکر نکنم مامان بزاره - ببینم چیکار میتونم بکنم -

وسط ماه جولای تو شهر چیکار میکنی؟ -

یه انجمن هواشناسی برگزار کردن

و تنها بودن تو خونه خوبه

تو باید با مامان حرف بزنی فکر نکنم اون هیچ وقت اجازه بده که من برم

کی دیگه میخواد برای من غذا بپزه؟

کی میخواد جورابای منو رفو کنه و مطمئن بشه که من به موقع می خوابم؟

آنا، ما باید یکم خوش بگذرونیم

من با دوچرخه ام میرم، تو هم با قطار میری و ما همدیگه رو توی ترادگاردسگاتان می بینیم

. سلام، سلام - ! سلام -

چقدر خوب که هر دو تاتون تونستین بیاین

خیلی خوبه که دوباره می بینمت، آنا.

تنها بودن تو خونه، خوبه؟ - . عالیه -

بابت غذا ممنون

من همیشه وقتی آنا غذا درست میکنه خیلی غذا میخورم

غذات خیلی خوشمزه است آنا

تو چی فکر میکنی، هنریک؟ - خواهرم آشپز خوبی نیست؟

. عالیه - درست همین که من میگم -

فکر میکنی سیگار داشته باشیم؟ - تو کشوی میز بابا نگاه کن -

اونها نسبتا ً سالمن

خب، پس تو داری پرستار میشی؟

یه دقیقه صبر کن

این منم که پرستارم

اونجا، طبقه همکف دانشگاه است اینم اتاق کنفرانس

اون بالا هم اتاق خواب ها

اونجا خیلی خوبه

استادای خوب، هرچند سختگیر

و روزهای طولانی، بیشتر از12ساعت

از 6:00 صبح تا 7:00 عصر

اونموقع دیگه من خیلی خسته ام، هنریک - .بله -

لباس فُرمِ خیلی خوب نیست

آره فکر کنم

اما کلاه خیلی قشنگه

یه گل سینه هم بهمون میدن که بزنیم رو گردنمون

گرچه تا وقتی که شایستگی اش رو به دست نیاوردیم اونو بهمون نمیدن

خواهر من قراره یه خواهر بشه

خواهر من، خواهر آنا

شما دو تا خیلی بهم میاین

وقتی اینقدر داره بهمون خوش میگذره همه چیزو خراب نکن

خوابی؟

نه، میدونستم که خواب نیستی

با خودم گفتم میرم تو و همه چیزو به هنریک میگم

اصلا ً خوب نیست که تو اینجا پیش منی

اگرچه وقتی ازم دوری خیلی خیلی بدتره

باید چیکار کنیم؟

خب، درواقع فقط دو امکان وجود داره

یا بگم "برو، هنریک" یا

"بگم "بیا در آغوشم

و تو فکر میکنی که هر دو امکان بد هستن

The Best Intentions (Den goda viljan) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Best Intentions (Den goda viljan)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left