The Last Days of Pompeii

The Last Days of Pompeii

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Last Days of Pompeii 1935 720p WEB-DL YIFY 30NAMA
A Commentary by mortaj

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Published on: 2024-03-29
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آخرین روزهای پمپئی

با شرکت : پرستون فاستر

کارگردان : ارنست بی شودزاک

گرچه داستان این فیلم اوریژینال است و شخصیت ها و موضوع فیلم

ارتباطی با رمان سر ادوارد بالورلیتون ندارد

اما اذعان داریم که تصویرشهر پمپئی و حال وهوای فیزیکی آن

از رمان مذکور الهام گرفته است

درود ، گایوس

لوسیوس عزیزم ، چه خبر از رم؟

مقدمات مراسم تولد امپراتور درحال انجام است

من برای دیدن بازی ها به رم برمی گردم اما ما هم تولد را جشن می گیریم

گایوس ، میخوای بازی های رم را بخاطر بازی های پمپئی از دست بدی؟

چرا که نه؟ هیچ شهری زیباتر از پمپئی در کل امپراتوری وجود نداره

شما پومپیایی ها همیشه لاف می زنید

از زیبایی زنانتان از تجارت در بندرتان

حتی مصیبت زلزله های شما اینجا بمون ، حتماً بهت خوش میگذره

با زلزله ها و چیزای دیگه

امیدوارم زلزله ای در کار نباشه قبل از رفتن دوباره شمارو میبینم

صبر کن ، ببین این وحشی تقریباً زنجیرشو پاره کرده

یه کاری بکن ، اون خیلی خطرناکه

آهنگر میتونه درستش کنه

مارکوس ، مارکوس آهنگر

چی میخوای؟ یه کار برات دارم

باشه

منتظر ما نباش اونارو ببر به میدان

این وحشی از فرط تقلا تقریباً زنجیرشو پاره کرده

اون یه هیولاست

اسیر جنگی؟ آره از سکا

من اونو از یک دسته 200 نفری انتخاب کردم برای عرضه؟

بله، من بردگان و حیوانات وحشی را عرضه میکنم

اما او بیشتر یه حیوان وحشیه

شلاقش بزنید فقط سعی کنید برای نمایش ناقص نشه

شلاق زدن به مردی که توسط چهار سرباز دلقک احاطه شده؟

بلندش کنید رو پاهاش

چی شده مارکوس؟

صدمه دیدی؟ نه عزیزم

گایوس تانو، امیدوارم حالت خوب باشه خب ، داریم سرگرم میشیم

آهنگر باید در میدان باشه

تا به حال به مبارزه در میدان فکر کردی؟

نه

من مرد صلح هستم

برای یه عاشق صلح ، بازوهای خیلی قوی داری این فرق میکنه

اگه بخوام میتونم بجنگم

اما نمیتونم با مردی که هرگز به من آسیبی نزده بجنگم

میتونی پول در بیاری

نه اینطوری

من به اندازه کافی پول دارم

خب البته

پس اگه مرد پولداری هستی چند تا سکه مسی برات جالب نیست

این مزد کارت

و اینم برای نجات زندگی من

من فقط مزد کارم رو میگیرم

یه مرد در غل و زنجیر

مثل حیوان در قفس به سمت مرگ میره

جولیا، آخه چطور میتونن آزادی را که خدا به انسان داده ازش بگیرن

آهنگر، تو به من علاقه داری

گفتی پول کافی داری

تا حالا نشنیدم کسی اینو بگه

من همسری دارم که منو دوست داره با یه پسر بچه

سخت کار می کنم، خوب میخورم و خوب میخوابم دیگه چی از این بهتر؟

تو منو یاد یه آکروبات باز تو میدان مسابقه میندازی

راه رفتن روی طنابی که در هوا کشیده شده

راه رفتن رو طناب؟ آره

طنابی که پهن تر از انگشت شست من نیست

من رو طناب راه نمیرم آره میدونم ، کار هر کسی نیست

فکر میکنی تعادل خوبی داری اما فقط به شرط پول حاضری بیای تو میدان

از اون مهتر تو میتونی یه دلقک خوب باشی

نظر همسرتان در مورد ایده هات چیه؟

یه زن همیشه آرزوهای بزرگی برای فرزندش داره

امیدوارم دقیقاً مثل پدرش بزرگ شود

ایده آل، اما غیر عملی

بفرما ، یه چیزی برای آهنگر جوان بخر

مارکوس، یه قطعه نقره

باهاش چیکار کنیم؟

بریم بازار فکر نمی کنی بهتره پس انداز کنیم؟

چند روز دیگه مالیاتچی میاد سراغمون

برای اون پول کنار گذاشتم

اوه، این یه پول بادآورده است باید باهاش جشن بگیریم

بچه رو میبریم نمایش عروسکی

اوه، مارکوس، اون فقط 6 ماه داره

خب، ممکنه از عروسکها خوشش بیاد

چی داری میگی؟ میگم ما چیزی از دیگران کم نداریم

نازنین من، ثروتمندترین مرد جهان نمیتونه بیشتر از من داشته باشه

عجب صحنه زیبائی

صبح بخیر همسایه ما قراره یه جش کوچک بگیریم

گایوس تانو یه قطعه نقره بهمون داد گایوس، همون مرد ثروتمند؟

اون اولین بزرگواری است که باهاش صحبت کردم

آماده شو جولیا من آماده ام

اگه مشتری مراجعه کرد چطور؟

بهش بگو امروز مارکوس احتیاجی به کارکردن نداره

جولیا، چطوره یه مقدار ابریشم بخری؟

ابریشم بپوشم؟ اونم موقع پخت وپز تو آشپزخونه

بچه تا کی میتونه توپ بازی کنه؟ حداقل یک هفته

به هرحال میتونه یه توپ داشته باشه

مگه نمیخواستی بریم نمایش عروسکی؟

بیا اول براش توپ بخریم تا حالا اسباب بازی نداشته

اون توپ ، اون سفیده

اوه خیلی بزرگه ، نمیتونه نگرش داره

دوستش داره

چقدر؟

جولیا

دکتر . یکی دکتر خبر کنه

چند وقته اینجا خوابیدم؟

چند روز

دکتر به زودی دوباره میاد

سعی نکن حرف بزنی دکتر؟

در مورد بچه چی میگه؟

هر دو خیلی زود خوب میشید

استراحت کن

دکترمیگه دیگه نمیاد مگر اینکه پولشو اول پول پرداخت کنی

اون باید بیاد هر وقت بتونم پولشو بهش میدم

میگه سرش خیلی شلوغه همین حالا باید بهش پول بدی

بیا خونه ما کمی استراحت کن

نمیتونم ، باید پیش جولیا بمونم

مارکوس

بین مارکوس این دومین باره که اومدم اینجا

این بار بدون وصول مالیات نمیرم نذار همسرم صداتو بشنوه

خب، پول مالیات کجاست؟ بهت که گفتم، برات گذاشته بودم کنار

اما خرج دوا و درمان زنم شد

من تا مالیات نگیرم از اینجا نمیرم

یه کم بهم فرصت بده قبلاً بهت فرصت دادم

زن رو از خونه بیارین بیرون خونه رو پاک کنید

نباید این کارو بکنی اون مریضه

نمیتونی بندازیش تو خیابون

ببین مارکوس من نمیخوام این کارو بکنم

کسی رو نمیشناسی ازش قرض بگیری؟

همسایه های من هم مثل خودم فقیر هستند

گایوس تانو اون بهم کمک میکنه

اونو میشناسی؟

آدم مهربونی بود به پسرم یه تکه نقره داد

تو فقط تا فردا صبر کن گایوس بهم پول قرض میده

تا امشب بهت فرصت میدم اما نه یک ساعت بیشتر

به همسرت بگو پیش جولیا بمونه

دیوانه شدی یا مستی؟ نمیتونم اجازه بدم وارد بشی

موضوع مرگ و زندگی در میونه برای منم همینطور

ایشون مهمون داره فکر می‌کنی اگه اجازه بدم همینطوری وارد بشی گایوس چی به من میگه؟

پوستم را میکنه اون با من خیلی مهربون بود

من فقط میخوام کمی پول قرض کنم منو ناامید نکن

موضوع مرگ وزندگی دو نفر در میونه زندگی در پمپئی زیاد هم ارزش نداره

بذار گایوس رو ببینم

میخوای خودتو به دردسر بندازی؟

اگه میخوای بجنگی برو میدان مسابقات اینجا جای دعوا نیست

باشه، قبول شدی بخاطرش پول بهم پرداخت میشه؟

اگه خوب مبارزه کنی یک یا دو قطعه طلا دستمزد میگیری

اما یادت باشه که باید خودتو نشون بدی

حالا برو شمشیر و سپر بگیر

من پول دارم دکتر الان میاد

خیلی دیرشده من پول دارم

مارکوس، دوست من خیلی دیرشده

اون هرگز نفهمید که پسر کوچکش کی فوت کرد

دوست بیچاره من

فقیر

فقیر و احمق

من تمام چیزائی که دوست داشتم را از دست دادم ، بخاطر فقر

یک سال پیش ، یک هفته پیش

میتونستم اونارو نجات بدم

تمام عمر یه احمق بودم محکم باش ، مارکوس

این برام درس عبرتی شد تا بفهمم این دنیا چگونه است

پول تنها چیزیه که مهمه

خب من میتونم پول به دست بیارم

بدست آوردن پول آسونه

فقط باید آدم بکشی

آدمکشی

خودشه ، خدای جنگ

من این مارکوس را زمانی می شناختم که آهنگر بود

من امروز هزار قطعه طلا برات گرفتم

اون همانند یه گرگ بود

نه ، اون مبارز خوبی بود بریم پترونیوس رو پیدا کنیم

اون 500 تابهم بدهکاره و من هزارتا

همینجا صبر کن

پس حتی مارکوس بزرگ هم هنوز نمیتونه با وجدانش کنار بیاد

برات متأسفم

چی؟

برای من متأسفی؟

تو، یه برده؟

همه برده هستند

من، تو، ارباب من اون مرد ثروتمندیه

پول مهم نیست

احمق . پول تنها چیزیه که اهمیت داره

کی به یه آدم بی پول اهمیت میده؟

اما همه به حرف من گوش میدن

و کی به تو اهمیت میده؟ هیچکس

آفرین، مارکوس

یه مبارزه خوب بهترین مبارز در امپراتوری

مارکوس، عجب جنگنده ای

منو یادت هست؟ یه بار زندگیم رو نجات دادی

من زندگی نجات نمیدم

آره ، تو درست میگی

اما مطمئناً کلئون، فروشنده برده را فراموش نکردی؟

در میدان مسابقه وقتیکه اون مرد سکا میخواست منو بکشه

یادم میاد

تعجب می کنم که چرا جلوی اونو گرفتم

دوست من ، نمیدنم چرا اینطور باتحقیر منو نگاه میکنی

مگه ما با هم همکار نیستیم؟

ما هر دو برای سرگرم کردن مردم کار میکمیم

من زندگیم را در مبازره به خطر میندازم

بدبخت های بیچاره را می خرید و می فروشید تا برای سرگرمی مردم کشته شوند

من به خودم افتخار نمی کنم اما در مقایسه با تو خودمو مرد مقدسی میدونم

تو هیچوقت عاقل نمیشی

این گوشت و عضله نیست که زنده میمونه بلکه مغزه

The Last Days of Pompeii subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left