The first 200 lines.
تهيه تنظيم و ترجمه ســامــــان جلالــــي
تو انتقالي هستي؟
آره از کجا اومدي؟
بوسان بوسان؟بوسان ديگه کجاست؟
بوسان خيلي بزرگه اگه بهتون بگم کجا،مي فهميد؟
نه من چند بار اونجا بودم ولي منطقه اش رو خوب نمي شناسم
سعي ميکنم حتماً انجام بده
تو زيبايي حتي با وجود اينکه بعضي موقع ها رفتار عجيبي داري.
آره درسته،من کسي نيستم که اين اطراف با بوي بچه ميگرده
چي؟ تو بوت مثل يه بچه است
چطوري بايد جانگ گوک و دا هائه رو باهم آشتي بديم؟
بهتر نيست هممون با هم مسابقه با اسپانيا رو ببينيم؟
جانگ گوک آدم خوبي ــه
امروز باهاش آشتي کن نه،اين قدر بهش اهميت ميدي؟
رفت تو،رفت تو!
عاليه،تشويق براي کره تشويق براي کره
اون گرفتش اون گرفتش
اين آخري ــه
گـــل گــــل
بذار آماده باشيم
بذار آماده باشيم
هيچ معني نميده همش همينه؟
چرا داري گريه ميکني؟
دارم نا اميد ميشم،زود بهم بگو
چون سخت ــه من گريه ميکنم چون ميخوام بميرم
اوه بله متشکرم رئيس هئو
اون چي گفت؟ يه سفارش ارسالي ــه
به کجا؟
به دفترش و اون 20 تا بشقاب ميخواد!
مادر داري چکار ميکني؟
مرد ديونه
آيا تو
نميذارم بري نميذارم بري
آشغال بي مصرف کسافت متقلب
تو خيلي مردي
مادر من مي گيرمش
من مي گيرمت جو چول سو بعد ميندازمت زندون!
آقا
ببخشيد آيا آقايي به نام جو چول سو... نه آيا خانمي به اسم ها مي اينجا اومده؟
چرا مي خوايد بدونيد؟ مي تونيد بهم بگيد کي؟
متاسفم ولي نميتونم اينو بهتون بگم بخاطر پدرم ــه!
دا هائه دا هائه زود بيا
جو چول سو جو چول سو
حالا چي؟پدرت؟ مادر
بايد چيکار کنيم؟
تاکسي تاکسي
زود بيايد آقا
آقا لطفا سريع بريد به فرودگاه
ساعت پرواز کي بود؟ گفت که 10:30 ــه
آقا،لطفا عجله کنيد
خداي من اين همه واسه چيه؟ اون واسه تو درست کرده
يونگ هي...دا هائه متاسفم
مادر،سس سويا رو فراموش کردي! باشه باشه
سفر خوبي داشته باشيد باشه
جانگ گوک
چي تورو به اينجا کشونده؟ يه ماموريت
اومدم کمي مرغ منجمد و شراب بگيرم
بريم مي رسونمت خونه
نميخواي بياي؟
دارم مي يام
دا هائه خوبه؟
.از مو چول شنيدم که اون از خيلي وقته باهات دوسته
که شما دوتا از مهدکودک باهم بوديد
ما خيلي وقته که دوست هستيم ولي جفت هم ديگه نيستيم
در هرصورت شما دو تا باهم بهتر به نظر مي يايد
جون سو
راستش...
وقتي تو داشتي تو روزي که انتقال پيدا ميکردم سوت ايرلندي مي زدي،خيلي عالي بودي
ولي همش همينه
و نميخوام بين تو و دا هائه باشم
پس چيزي رو که بهم گفتي رو فراموش کن
من... ميخوام فراموشش کنم
پس شما،دا هائه و مو چول
ميخوام هممون با هم راحت باشيم
ما دوست نيستيم؟
برادرم تو خونه تنهاست و بايد زود برم خونه ميخوام برم
جانگ گوک،چرا الآن داري مي ياي؟
برو تو
به سلامت برگرد خونه
حتماً
بريم تو
برو و بازي فوتبال رو ببين
اين بايد براي خوب تموم کردن با او کافي باشه
چرا اونا دارن اينکارو ميکنن؟ خنده داره جانگ هون؟
يالا
چيزي نيست وقت زياده
بله پدر؟
از کجا رفتي مرغ منجمد بگيري؟ چرا اين قدر طول کشيد؟
الآن ميرسم
اونا رفتن داخل
اونا اينجان؟ باشه فهميدم
واقعاً که دارم ديونه ميشم همگي،بلند شيد
اين خيلي بلنده
به خودتون بيايد و اون شخص پهلوتون رو بيدار کنيد،قوي باش
بذاريد چيزي که قبلاً انجام داده بوديم رو الآن تمرين کنيم جمهوري کره!
جمهوري کره نه به اندازه ي کافي بلند نيست،مشکل چيه؟
بلند،با انرژي زياد يک بار ديگه
جمهوري کره جمهوري کره
کيه؟کي؟
تو بودي نه؟ من اينکارو نکردم
منظورت چيه که اين کارو نکردي؟ من ديدمت
حالا،کوفته ها بزودي ميرسه
واسه کار امروز،پول سرد و سختي ميگيريد! پول!
حالا بذاريد با انرژي زيادي انجامش بديم يک بار ديگه،جمهوري کره
جمهوري کره
تو اين وقت،کيه؟ خانم،شما ازمن بدتون مي ياد؟
چه شماره ايي ــه؟
بايد اونجا باشه
خودشه
جمهوري کره
خوش اومديد
اينا...
سي دي هستن...
و يه پخش کننده سي دي
تو رفتي به اون خونه تا آهنگ گوش بدي،نه؟
از اين به بعد،حتي اگه مست بشي،بيا خونه و با اين بهش گوش کن
خداي من،لازم نبود اين کارو کني
بايد گرسنه باشي،لطفا چيزي بخور باشه
هام چو،کمي آب بياريد
ولي...
آيا هنوز تو ساحل داري کار ميکني؟ نه
من کار رو متوقف کردم واقعاً؟
کار کردن تو ساحل به اندازه ي کافي سخته نه؟
براي همين تصميم گرفتم که فردا به سئول برگردم
ولش کن در هرصورت،بايد بره
نذار اين فکر بياد سراغت که فقط بخوري!
هام چو
هام چو خداي من
پدر پدر
اوه خداي من
چرا اين اطراف مي پلکي؟ آيا ازم خسته و عصباني نيستي؟
من از طوري که هستم خسته و عصباني ام امروز چته؟
چرا داري بچه رو سرزنش ميکني؟
بلند شو تو خوبي؟
آقا
اگه ميخواي اينطوري بري چرا اومدي اينجا؟
بعد از اينکه بري دوباره اون تنها ميشه
چرا با محبت کردن بهش داري واسش سخت ميکني؟
آقا
سو هان...وقتي برميگردي
نميتوني با خودت ببريش؟
اگه با خودت به سئول ببريش...
حتي اگه مجبور باشم تو مزرعه نمک کار کنم واست کمي پول ميفرستم
لطفا واسش راهي پيدا کن تا بتونه تو سئول زندگي کنه،باشه؟
سو هان...با خودت ببرش و کمکش کن زندگي خوبي داشته باشه
خواهش ميکنم آقا
من...حقي ندارم که يه پدر باشم
زنم و بچه به دنيا نيومده ام بخاطر من مرده ان
تو اين وضعيت،حتي زندگي هام چو هم بخاطر من نابود ميشه
حتي اگه بخوام نميتونم بميرم!
پدر
هام چو،دارم ديونه ميشم
تو يه بار رو دوش مني نه من يه بار رو دوش تو هستم
پس مثل دختر يه آدم مست زندگي نکن
سئول يا هرجا آزاد باش و زندگيتو بکن
به جاي اينجا...خيلي بهتر از اينجاست اينطور فکر نميکني هام چو؟
پدر
بچه ام بچه ي بيچاره ام
بچه ام،بايد چيکار کنم؟ پدر
زن پدر
لطفا يه جوري کمکش کن
خداي من لطفا کمکشون کن
بذار الآن راحت باشه چطور ميتوني اينطور عذابش بدي؟
پدر
بچه ي بيچاره ام هام چو
هام چو
پدر
خداي من
حالا چي؟
اونجا،زود بيا
شهر هو چي مين،10:30
مادر،صبر کن
مادر،چهار در جدا از هم هست
فکر کنم اين در صحيح باشه
دا هائه اونجا
پدره
چول سو
جو چول سو صبر کن
چول سو پدر
جو چول سو،چول سو پدر
چول سو،چول سو
چول سو،چول سو نميتوني بري تو
چول سو چول سو مادر
چول سو نه نه مادر
دا هائه،نميتونم بذارم همينطوري بره
زود باش برو و يه بليت هواپيما بگير زود
بايد دنبالش کنيم مادر،اين فرودگاه ــه
نميتونيم الآن جدا شيم
پس بايد چيکار کنيم؟ بايد بذاريم پدرت همينطوري بره؟
چيکار بايد کنيم؟ دا هائه
دا هائه
هام چو؟
هام چو
هام چو هام چو
هام چو مي افتي،ندو
قول ميدم که دوباره برگردم
قول ميدم بيام و ببرمت تا اون موقع مراقب خودت باش و خوب درس بخون
بخاطرت برميگردم مراقب باش هام چو
فقط يه روياست
نه
No comments yet. Be the first to leave one.