The first 200 lines.
،خداي خورشيد آمده است" "و استوار برخواسته
چرا امروز خداي خورشيد" "اينقدر دير آمده است ؟
.. يازده، هفده، هجده، بيست
بيست و هفت سي
سي و يک سي و دو
پنجاه
نود و هشت، نود و نه، صد اماده اي يا نه، من اومدم
دارم ميام
قايم شدن فايده اي نداره
بيا بيرون
ديدمت
ميخواي بيام و بگيرمت؟
ميخواي بگم کجا قايم شدي؟
يه عالمه گربه ماهي توي آب هست چشمها رو نبند
بليط
ارناکولام
خُرد داري ؟
چشم ها رو نبند
اگه چشمهات رو ببندي، ميميري
بليط خرد داري؟
چرا امروز خداي خورشيد" "اينقدر دير آمده است ؟
،خداي خورشيد آمده است" "و استوار برخواسته
چرا امروز خداي خورشيد" "اينقدر دير آمده است ؟
دير آمد براي ديدن رقص طاووس" "در کوهستاني که ورود طاووس به آن ممنوع است
دير آمد براي تماشاي بازي گاو در تپه طلايي" "که ورود گاو به آن ممنوع است
دير آمد براي تماشاي بازي بز در تپه قدرت" "که ورود بز به آن ممنوع است
دير آمد براي تماشاي بازي فاخته در تپه طلايي" "که ورود فاخته به آن ممنوع است
دير آمد براي تماشاي لک لک در تپه طلايي" "جائي که ورود لک لک به آن ممنوع است
دير آمد براي تماشاي بازي اسب در تپه قدرت" "که ورود اسب به آن ممنوع است
،خداي خورشيد آمده است" "و استوار برخواسته
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!داستان بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!داستان بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!داستان بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
در ماههاي درو محصول" "پس از درو در تپه ها
شاليزارها گستردهاند در ورايمان" "ريشسفيد ميآيد و با هزاران پولايا دست ميدهد
"داستان پولايا را بگو، داستان زمينها و دشتهايشان"
"با زبان ساراواتي با ما سخن بگو، دختر دشتها ميرقصد"
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!داستان بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
آيا داستان پولاياها نيست" "که زمين ها را هموار کردند
"زمينها را با گاو آهن و گاو شخم زدند"
"بذرافشاني کردند و نهال کاشتند"
آن داستان کهن و معروف رويش" "جوانهها و رشد را برايم بگو
آن داستان که برخواسته" "از شاليزارهاست
در دل سيلهاي مهيب" "اين قصه ريشه دارد
در غروب از خانه درختي بالا ميروم" "آواز ميخوانم و بر طبل ميکوبم
"پرنده و ببرها را در شب فراري ميدهم"
"داستان "نيلي" که از دروازه بيرون آمد"
علف هاي هرز را کند" "!و نگاه هاي هرزه ارباب جوان
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
آن داستان کهن پولايا که در" "کل زمين فرهنگ را گستراندند
هزاران بار و هزاران بار" "!تا که اين ميراث براي آيندگان بماند
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!داستان بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
!بگو، بگو، بگو و بگو" "!بگو، بگو، بگو، بگو و بگو
چرا امروز خداي خورشيد" "اينقدر دير آمده است ؟
،خداي خورشيد آمده است" "و استوار برخواسته
کريشنا صبر کن
سعي نکن من رو بگيري - ميزنمت -
!عصر ميبينمت
پوشکارا اونجا داري چيکار ميکني؟ !برو سر آب کار کن
دارم سعي ميکنم اين آتيش رو روشن کنم
!اگه زودي اين تاپيوكا آماده نشه، اينجا انقلاب ميشه تاپيوكا = نوعي غذا
بالان کفش رو تميز کن
بذار آب يه ذره کم بشه
ممکنه کشتي کايرالي رو هم پيدا کني کايرالي = کشتي باري هندي که 1979 گم شد
نترس
هي پوشکارا بيا اينجا طناب ها رو بگير بذار يه نوشيدني بيارم
وقتي تايپوکا حاضر شد بعد
ماهي کله ماري ديگه ؟
هي! کي بهت اجازه داده که برکه رو خالي کني ؟
اينجا زمين عموميه ديگه درسته ؟ - !کي گفته عموميه ؟ -
اين زمين از طرف صاحب زمين به من داده شده
ميتوني توي دفتر دهداري خودت چک کني
چرا من بايد برم دهداري؟
چطور جرات ميکني جواب من رو بدي ؟ - !بذار برم بابابزرگ -
!بالان بسه
!بالان بسه
!بعدا ميبينمت
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: وحـــيـــد
رئيس
چي شده بالان؟
اينا دفتر 4 خط ميخوان
ميخوام در مورد چيزي باهات صحبت کنم بيا اون پشت
دوچرخه رو اينجا بذار
داري به جائيشون ضربه ميزني که واقعا اذيت ميشن
لازمه مردم دوست داشته باشند
نوشيدني بخور
دفتر 4 خطمون تموم شده
اينو ميخواي؟
بخور
جوسا داره مياد
رودي جوسا داره مياد
بايد به باشکاران هشدار بدم
از اينجا برو بيرون. جوسا داره مياد - کي ؟ -
از اين طرف برو - واسه چي بايد برم ؟ -
باشکارا چطور جرات کردي بر عليه !من شهادت بدي
جوسا لطفا گوش کن
از سر راهم برو کنار
نه جوسا
لطفا بهش صدمه نزن
فکر کردي قِسِر در ميري؟
جوسا لطفا بهمون گوش کن
هيچکس بر عليه من شهادت نميده
برو کنار
بيا اينجا
همه گوش کنيد
وقتي با جوسا در بيفتيد !اين بلا سرتون مياد
از سر راهم برو کنار
!واسه خودش غوليه !به اندازه تير برق بلنده
!اگه بهت نگاه کنه از ترس وا ميري
اما ما بايد چشم ازش بر نداريم
!اين راه و رسم داداش بالانــه
داداش بالان داره مياد
شماها بريد
کجا داري ميري؟ - من ميرم -
واسا، منم ميام - بپر بالا -
تو کي هستي ؟ - بزنش بالان -
چي ميخواي ؟
نه
بيا اينجا حرومزاده
بزنش سليم
بيا خوک کثيف
بالان
بالان
اون شب نتونستم بخوابم
!و خيلي از شب هاي بعدش هم
خيلي ترسيده بودم
وقتي ترس داري بايد اين دعا رو بخوني
راما .. راما
اون نه
آرجونان فالگونان پارتان ويجايانوم
ويشروثاماياپر پيني کيريتيوم
شوتاواهانان ديهانانجايان جيشنوام
بيهثيهارام ساوياساچي بيهيبهالسوم
آرجونان فالگونان پارتان ويجايانوم
سلام
سلام کريشنا
گانا هستم
گفتم بهت زنگي بزنم
يه جاي کار ميلنگه
يکي دنبال منه
کي؟
يه روح
نگران نباش. مراقبم فقط ميخواستم اين رو بهت بگم
تو بخواب
بخواب دوباره. بخواب
در چه حاليد آقاي پندولکار؟ - !خيلي خوبم -
تو چطوري کريشنان ؟ - خوبم -
خيلي هم خوب. خبري از آقاي راوات نداريد؟
ايناهاش - برو بيارش -
قرار بود برامون مهموني بگيره درسته ؟
چطوري؟
ما رو خر فرض کردي
همه قولهات باد هواست نوهت دنيا اومده
.. خونه مشروب داري - اونجوري نيست مرد -
واسه ديدن بچه بي تاب بودم
سوار قطار عصر شدم و رفتم خونه
نگران نباش اين يک شنبه خونه تو مهموني ميگيريم
امروز کجا؟ - ساختمان پانچاراتنا امروز -
از اونجا الماس ها رو ميبريم به اِم آي تي سي
ارزششون چقدره؟ - 50 کرور .. 100 کرور -
.. اگه من جاي تو بودم - !ميدزديديش؟! مزخرفه -
ماشين اومد - اومدم -
يک شنبه يادت نره. خونه تو
بهم بگو - کجائي؟ -
دارم رانندگي ميکنم
ميخوام ببينمت
بيا خونه. من هم ميام - امشب ميبينمت -
کات. کات. کي مسئول پشت صحنه س ؟
!احمق ها! نگاه کنيد
برگرديد سر جاي اول
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
وقتي پيام واتس اپم رو ناديده ميگيري بهم بر ميخوره
!اگه سرت شلوغه راحت بهم بگو سرت شلوغه
فکر کنم من حق ندارم عصباني بشم
ساري چه بهت مياد
افراد پاتيل اين رو دادند
کار چطور بود؟ - کدوم کار؟ -
!دارن واسه هيچي بهم حقوق ميدن
بدن من سال هاست رنگ کار رو به خودش نديده
امروز چيزي درست کردي؟
مثل هميشه
تو بايد ميونهت با پاتيل خوب باشه تا بتوني اينجا کاري کني
تو شماره منو به گانگا دادي؟
اوضاع رو براي من داري بدتر ميکني
بايد سرت به کار خودت باشه
نصفه شب بهم زنگ زد و شماره تو رو خواست
چي بايد بهش ميگفتم؟ که نميدونم ؟
هنوز از اين مشروب داغون ميخوري؟
اين مشروب خوب قانونيه نه اون مشروب قاچاق قبلي
امتحان کن
بالاخره برامون مهموني گرفتي
راوات تو مرد خوش شانسي هستي
پسرت ازدواج کرده
و الان هم بچه دار شده
تو خوش شانسي
اون يه محافظ معمولي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.