The first 200 lines.
تقدیم می کند "Opus Sub" تیم ترجمه ی "جن"
.درسته. واسه همینم الان اینُ می گم
اینُ می گم چون امروز زمان مناسبشه
اینُ می گم چون هنوزم می درخشی
اینُ می گم چون عشق اولم خود تو بودی
توی یه روز خوب و مناسب دیگه
عروس این مرد گوریو می شی؟
.می شم
عروس این مرد تنها می شم
من
.اولین و آخرین عروس این مرد فوقالعاده میشم
.حتما میشم
مامان
من دارم ازدواج می کنم
.خوشبخت میشم
می بینم که جنُ ملاقات کردی
.و داری ازدواج می کنی
.خوش به حالت
چرا من گریهام گرفته؟
!خواهر
تو ما رو می بینی؟- .آره-
چقدر گذشته؟ اوضاع و احوالت خوب بوده؟
.بالاخره دوباره ما رو می بینی
.ترسوندیم
اوضاعت خوب بوده؟
خیلی تنها بودم، کجاش خوب بود؟
.با من بیا
.من باهات بهتر از جن رفتار می کنم
...همینجا بمون. فکر کنم همین اطراف یه مقدار نمک داشته باشم
.هنوزم مثل قبلا بی اعصابی
...ازدواجت
.مبارک- .مبارک باشه-
.بخوریدش
این خاطراتتون از این زندگی رو پاک می کنه
.ممنونم
.این دیگه چه مزخرفاتیه
من با راننده ام سر یه میز نمی شینم
.و یه چایی مشابه نمی خورم
اینجا همه فنجون چای مشابهی می گیرن
این دیگه چه منطقیه؟ خودم به اندازه کافی از این که مردم ناراحت هستم
چرا باید باهام همونطوری رفتار شه
که با بقیه افرادی که کل زندگیشون اندازه ساعت مچی منم نمی ارزه رفتار می شه؟
دوباره بهتون می گم
.اینجا همه یه جور فنجون چای می گیرن
.ساعت شما همین الانش هم از کار افتاده
هیچ کدوم از چیزهایی که با خودت داری
.نمی تونه از اون در رد بشه
توی این دنیا مرد قدرتمندی بودی؟
اما به آنی که از اون در رد شی متوجه می شی که
،گناهانی که با چشم هات مرتکب شدی ،گناهانی که با دهانت مرتکب شدی
گناهانی که با دست و پاهات مرتکب شدی
و همینطور گناهان روی قلبت خیلی قوی تر از هرچیزی هستن که تا به حال می شناختی
.ببین چطور تا قعر جهنم می کشنونندت
واقعا نمی خوای بری سر قرار از پیش تعیین شده؟
.من از سرآشپزها خوشم نمیاد
.این بار دیگه سرآشپز نیست
.این بار یکی از موکل هامه
پولداره، صاحب یه شرکته
خوش قیافه است و قسمت مهمش اینه که
.جوونه
.از زن های بزرگتر از خودش خوشش میاد
در مورد مسائل عجیب و بد بهش مشاوره نمی دم
بلکه سر مسائل وراثتیه. چی فکر می کنی؟
قرار از پیش تعیین شده؟
.اوه نه. جدید بود
چه اتفاقی افتاد؟
.نباید اینجا منتظر بمونم
!جی اون تاک
به چی گوش بدیم؟ آهنگ این خواننده جدیده؟
.البته
چی کشوندتتون اینجا؟
.من دوست پسر تهیه کننده جی هستم
چی؟- .در واقع قراره با هم ازدواج کنیم-
می خوای همین آخر هفته ازدواج کنیم؟
چی؟- چی؟-
.اول بریم نهار بخوریم؟ اول بزن از اینجا بریم بیرون
کی قراره بیاد؟
.دوک هوا. باید درست خودتُ بهش معرفی کنی
.درسته
اگه چون پیر شدم نشناسدم چی؟
.اینطوری نمیشه
خانم، می شه یه سوپ به من بدیذ؟
.البته- .اومد-
چه خبره؟ یه ضیافت رسمی
.جلوی یه زوجی که کنار هم نشستن
.فهمیدم چه خبره- .آره-
.ما داریم ازدواج میکنیم
چی؟- چی؟-
شنبه یا یک شنبه؟
امروز چت شده؟
وقت نهار یا وقت شام؟
.من عصر یک شنبه رو ترجیح می دم. شنبه وقت بیرون رفتن منه
چرا اینجوری میکنی؟
متوجه نمی شی؟ واسه اینکه تو دیگه نتونی بری سر قرار
با یه مرد پولدار خوش قیافه
.که از زن های بزرگتر از خودش خوشش میاد
داری در مورد چی حرف می زنی؟
.من تنها کسیم توی کره که با این خصوصیات می خونه
.نگران نباش. شما تیپ مورد علاقه ی من نیستی
از دیدنتون خوشوقتم. یو دوک هوا هستم
.بله. در موردتون زیاد شنیده بودم
.من جی اون تاکم
.ترفیع گرفته مدیر شده
جی اون تاک؟
همون جی اون تاک نامه ی قدیمیه؟
همون جی اون تاکی که مستاجر منُ می شناسه؟
.هنوز خیلی چیزها هست که نمی دونی
.نوش جانتون- .بله ممنونم-
،پس
می دونی عموی من چیه؟
جنه. هرکسی حداقل یه دونه جنُ نمیشناسه؟
.درسته- .باور نکردنیه-
تو هم در مورد ساختمونم میدونی و هم در مورد عموم
چه خبره؟ چرا فقط من بی خبرم؟
.بیا
.بخور و بزرگ شو
.به موقعش می فهمی
.منم می خوام
.جرات نداری بری سر قرار
چرا باید برم وقتی دارم یه خانم متاهل می شم؟
."گفت "خانم متاهل
کجا زندگی می کنی؟
.گفتم تیپ مورد علاقه ی من نیستی
از کارِت خوشت میاد؟
عموم داره ازدواج می کنه
.خبر خیلی خوبیه
همینطوره. واسه همین من میخوام قبل از اون ازدواج کنم
.و این حتی خبر خیلی بهتریه
اینطور نیست؟ کلی بچه میارم
.تا هیچ کس تنها نباشه
.من هیچ آرزویی بیشتر از این نمی تونم داشته باشم
.اما جناب دوک هوا
.ازدواج تک نفره انجام نمی شه
.من کلی زن دور و ورم دارم
درسته، مشکل همینجاست، نمی تونید کلی زن داشته باشید
کسی بوده که قلب شما رو به تپش بندازه؟
کسی که اونقدر دلتون براش تنگ بشه که بخواید زار بزنید؟
کسی بوده که باعث شه فکر کنید مایلید
برای اون شخص حتی بمیرید؟
.هنوز نه
شما نمی خواید ازدواج کنید؟
.نمی خوام- چرا؟-
.چون من همین الانشم یه مرد متاهلم با سه تا بچه
.من با همچین زنی ازدواج کردم
امکان نداره. واقعا؟
پس چرا من نمی دونستم؟- .چون هیچ وقت بهتون نگفته بودم-
چرا بهم نگفته بودی؟- .چون نپرسیده بودید-
شما چندان به اطرافیانتون
و اینکه این دنیا چطور میگرده اهمیتی نمیدید
.واسه همین منتظر میمونم تا خودتون بپرسید
!سوالاتی که یه بزرگسال واقعی میپرسه
...در مورد دنیا
.و در مورد خوشی و غم اطرافیانتون
.ممنونم
یکم دیگه بهم وقت بدید
.همه تلاشمُ می کنم تا بزرگ شم
.بله
چطوری می تونی همینطوری بیای و بدون اجازه ی من
به همه بگی؟
.چشمت به جاده باشه، ماشین داره میاد
.مراقب باش
ترسیدی؟
...نه. دیدن رانندگی کردنت باعث میشه فکر کنم
.واقعا چقدر بزرگ شدی. تو خط بمون
.دستات رو فرمون باشه- .هست-
.می دونم هست. اما فقط خیلی برام جالبه واسه این میگم
.من قبلا هیچ وقت کمک راننده نبودم
.اینجا بپیچ چپ- چپ؟-
!راست نه، چپ، چپ
اینقدر نق نزن. اصلا کجا داریم می ریم؟
.قبل از اینکه بپیچی راهنما بزن
.خیلی خوشکل شدی
.خودتون هم خیلی عالی شدید
.همیشه بودم
بیا فقط با یه کاسه آب ازدواج کنیم
.اسرارآمیزش کنیم
.باشه
هدیه است؟
.هدیه ی ازدواج
اون مچ زیبایی داره
.اینُ می برم
همه ی راه هایی که با هم توشون قدم خواهیم زد
همهی منظرههایی که با هم خواهیم دید
همه ی سوالاتی که با شرم از هم میپرسیم
و همینطور جوابی که به اون سوالها می دیم
توی تمام اون لحظات، عاشقت خواهم بود
از طرف عروست
.بعد از شنیدن این آهنگ با داستان یکی از شنوندگانمون برمیگردیم
.حرکت
این نامه دیگه چیه؟
.خیلی بد نوشته شده
اینُ شب تو خواب نوشته؟
.چیه؟ من عاشق نامههای عاشقانهام
.البته که هستی
"به کسی که فکر کرد"
"فراموشی برام آرامش ذهنی میاره"
"همون لحظه ای که چشمهامون بهم خورد فهمیدم"
"که تو هم خاطراتتُ حفظ کردی"
.این داستانُ انتخاب کن. اینُ با حقم به عنوان تهیه کننده می گم
زود برمی گردم
No comments yet. Be the first to leave one.