Release info

I Love You From Today E06 150413 HDTV XviD-WITH
A Commentary by Mehdi_Rain
S@man : مترجم

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2015-08-07
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 6

دلت میخواد بمیری؟

چطور میتونی یهویی بپری وسط راه؟

تو کسی هستی که یهویی اومدی جلوی رام

وای ، تو خیلی تُندی

خودت اشتباه میکنی

بعد منو مقصر میدونی؟

هی ، من هیچ اشتباهی نکردم

مقصر تویی که اینکارو باهام کردی!

سونگهی!

سونگجائه

چی شده؟

تو راه بودم که تو رو ببینم،

که این مرد یهویی جلوم ظاهر شد

من راه خودمو میرفتم

که تو یهویی پریدی وسط رام

چی داری میگی؟ همش تقصیر توئه

حالت خوبه؟ آره خوبم

باید اول ازم معذرت خواهی کنی

تو باید از من معذرت بخوای ، نه من

چه دختر دیوونه ای!

وقتی داری راه میری جلوتو نگا کن

آقا ، فقط راهتو بکش و برو

چه دختر دیوونه ای!

آقا...

معمولا

یه بیمار باید سهل انگاری کارکنان بیمارستانو ثابت کنه

اما اون برادر رئیس بیمارستانه

و خیلی هم پولداره

پس برای این مورد یه چیزای میتونه فرق کنه

چطوری؟

پرستار باید ثابت کنه

که تو کارش بی دقتی نکرده

از اونجایی که اون اخراج شده این اصلا کار آسونی نیس

ثابت کنه؟ آره

باید ثابت کنه و یه شاهدم داشته باشه

اگه بیمار خودش سِرٌم رو جابجا کرده

واسه اینکه لباسشو بپوشه

پرستار نیاز به یه نفر داره که شهادت بده

حتی خیلی بهتر میشه اگه خود بیمار شهادت بده

پس امکان داره حکم اخراجی رو لغو کنن؟

اگه بیمار اقرار کنه که خودش اینکارو کرده ، حتما میشه

اما با اون پرستار خیلی صمیمی هستی؟

چی؟

آره

از اونجایی که شما دو تا به هم نزدیکید

تاثیر زیادی روت گذاشته

در حقیقت اون پرستار منم...

اگه اون به این دلیل اخراج شده

براش خیلی سخت میشه که بعدا بخواد جای دیگه استخدام بشه

اخراجش هم بی انصافی بود

اخراج شدن خودش یه مشکل بزرگیه

اما اون حداقل نباید به همچین خطایی متهم بشه

شما دو نفر واقعا خیلی بهم نزدیکید

چی؟

تو و اون پرستار

آره

اون پرستار بهترین شانسی که میتونه بیاره اینه که

از بیمار بخواد بهش کمک کنه

عمه

دراز بکش و بخواب عمه

من خواب نیستم

دارم اینو مینویسم

یه مقدار بخواب و بعد شروع کن به نوشتن

برات ساعتو تنظیم میکنم زنگ بزنه

خواب نیستم

برای 5 دقیقه چشامو میبندم

باشه ، حداقل برای 5 دقیقه چشاتو ببیند

نمیخوام بخوابم...

اون کتابو میدم به تو ، برش دار

کتاب؟

برای اینکه خوابم نبره رفتم کتابفروشی

و اونجا یه کتابی بود که جدیدا منتشر شده بود

همون باریستا یی که دوسش داری؟ درسته (باریستا : به معنی‌ به کسی که تو قهوه‌ خونه نوشیدنی‌هایی مثل اسپرسو رو آماده و تحویل میده )

خودشه...

واکنشت خیلی عجیبه

چی؟

معمولا

باید خوشحال باشی ، باید از ذوق زیادی ، بپری بالا

من خوشحالم

چه مشکلی برات پیش اومده؟

خودت نیستی ، از شکل افتاده شدی

چی شده؟

انگار قهوه بیشتری میخوای؟

تحمل کردنش خیلی سخته؟

نه اینطور نیس

بعدا نگاش میکنم ، ممنون

تو باید 5 دقیقه دیگه منو بیدار کنی

باشه.

مادر بزرگ ، هنوزم به خاطر قهوه

از دستم عصبانی هستی ؟

متاسفم

بریم برات یه مقدار نوشیدنی بریزم

من اینکارو میکنم

مادر بزرگ بریم برات نوشیدنی بریزم

واقعا؟

لطفا ، ازتون خواهش میکنم

یه بار دیگه سعی کنید ترتیب ملاقات با مالک جدید رو بدید

لطفا بهمون کمک کنید ، باشه

لطفا بهمون کمک کنید

بله ، خداحافظ

بیا غذا بخور

باشه

اوه ، راستی

در مورد اون فکر کردم،

به نظرم ممکنه که

صاحب ملک آدم مهربونی باشه

و واسه این نمیخواد ما رو ببینه

که میترسه ازش رضایت بگیریم

پس واسه همین از ما دوری میکنه

چه میدونم...

یه دلیلی داره

چیزی که بیشتر از همه برامون مهمتره اینه که

ببینیمش و التماسش کنیم تا مجبور بشه قبول کنه

اما اون به صراحت میگه نمیخواد ما رو ببینه

ای خدا

یه ذره هم نخوابیدی ، درسته؟

انگار حالت خیلی بده

اگه مادر تو رو اینجوری ببینه ، شوکه میشه

پس امروز

جلوی مادر بی اشتها نباش

غداتو کامل بخور ، باشه؟

باشه

بریم ، مادر باید منتظرمون باشه

یون داهو واقعا میخواد تو رو ببینه

میگفت باید حتما تو رو ببینه

واقعا؟

گفت از طریق اسمت بالاخره میفهمه

کجا زندگی میکنی و میاد باهات حرف میزنه

باید چیکار کنیم؟

اگه منو ببینه پشیمون میشه

یون داهو

هنوز وقتش نشده که منو ببینی

برای دیدن من،

باید رقت انگیزتر بشی

سونگمان ، تو برو

چی؟

یه تله واسه نابود شدنشون بذار

و هر چه سریع تر اینکارو کن

باید قبل از اومدن دوجین تمومش کنیم

چشم.

اون پرستار بهترین شانسی که میتونه بیاره اینه که

از بیمار بخواد بهش کمک کنه

حالتون چطوره ؟

ممنون ، بهترم

هنوز ، بیمارستان جای من نیس

براتون کیک برنجی درست کردم

به عنوان یه هدیه

ممنون

اوه ، بله

کیکت رو ببر دفتر پرستارا

متاسفانه ، نمیتونم بخورمش

فقط خوردن فرنی که

بیمارستان درست کرده باشه برام مجازه

متاسفم

مشکلی نیس

خوشبختانه ، یه پرستار اونجا هس که میخواستم ازش تشکر کنم

پس کیک رو به عنوان هدیه بهش میدم

بله.

اون بخاطر من تو دردسر افتاد

میخوام کیکو واسه کم کردن استرس بهش بدم

مشکلی نداره که ، نه؟

البته که نه ، امیدوارم که خوشش بیاد

مطمئن که خوشش میاد

اون احتمال مثل من عاشقش میشه

شما خیلی مهربونید.

پس بیا کارمونو شروع کنیم

دلیلی که میخواستم استخدام بشی

نه فقط به خاطر دسر خوشمزت

بلکه به خاطر شور و شوق زیادیه که تو کارت داری

با اون دو تا قابلیت منو متقاعد کردی

و مشتاقانه منتظرم که باهات کار کنم

میتونی در مورد جزییات و قراداد

با سرپرست قسمت غذاخوری صحبت کنی

پس کارمونو شروع میکنیم

نهایت تلاشمو میکنم ، آقای رئیس

آقای کانگ تهو رو تا اتاق خانم جانگ همراهی کنید.

بله ، قربان

اون موفق نشده جایزه ویژه بگیره

و حتی هیچ تجربه ای نداره

چرا پدر اینقدر بهش علاقمنده؟

بله؟

آقای کانگ تهو اینجا هستن

بگین بیاد داخل.

دوجین

جانگ سریونگ

تو بودی؟

تو کانگ تهو هستی؟

چطور میتونم کمکتون کنم؟

میخوام رئیس جانگ رو ببینم

رئیس جانگ؟

قبلا وقت ملاقات گرفتین؟

خب...

چطور میتونه اینجوری بشه؟

تو کانگ تهو هستی؟

میدونم.

اصلا فکرشم نمیکردم که اینجوری همدیگه رو ببینیم

منم فکرشو نمیکردم چون اسمت تهو بود

چی شده ؟ تو شیرینی پزی؟

من تو آمریکا اسم و شغل دیگه ای گرفتم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left