The first 159 lines.
مـجتبی کاظمـی MvTheSaint
در آغاز فقط کهن ذهن وجود داشت
تمامی خلقت از این ذهن نشئت گرفته
ستاره ها , سیاره ها , مرگ و زندگی
ولی در گذر زمان ذهن بر خودش غلبه کرد
دو جناج به نام های خیر و شر
با نفرت تمام بر سر جهان هستی با یکدیگر مبارزه کردند
و هرج و مرج بی پایان به دنبال آن ها
پادشاهان ملکه ها
خدایان
هیولا ها
همگی در جستجوی پیدا کردن ذره ای از خِرد در لاشه کهن ذهن
و همچنین قدرت از دیوانگی عظیمش
ولی در زندان فولفل
ترور بلید محو تماشای هرج و مرج شد
و حقیقت رو پیدا کرد
ترور بلید ایده مورد نظرش رو پیدا کرد
لحظه ای تفکر کرد
و دنیا رو در دید شیطانی خودش از نو ساخت
دوتـا خـــــون اژدهــا
Ah!
Ah!
بِرَم
چه غلطی داره میکنه ؟
چرا اون لعنتی رو نمیکشه ؟
ساکت باش ببین چکار میکنه
میاد بیرون
همیشه میان بیرون
احمقانست
برو بریم
کثافت هی
به شکار من توهین کن و تو نفر بعدی هستی که میکشم
توهین کنم ؟
این لعنتی چهار تا از اژدها های من رو کشت و بیشتر از پنج تای دیگه رو زخمی کرد
پناه بر خدا یکی دیگه
یه بچه اژدها مرده
بچه اژدها , توله سگ بچه وی ها
خودتو نکش حالا جوون
کل این لونه
از بین رفته
همدیگه رو تیکه پاره کردن همشون روانی شده بودن
انگار همشون عقلشون رو از دست داده بودن و علیه هم شده بودن
اژدها های دیوونه
مطمئنم که مشکلی نداره
این ورودی یه لونه دیگست
برم
یه اژدهای بزرگ اینجا رو کنده
خوابیده
از کجا میدونی ؟
ما نمردیم
پس خوابیده
دوستداشتنیه
الان که فرصتش رو داریم باید این جونور رو بکشیم
نه , باید دعا کنیم که از خواب بیدار نشه
وقتی دعات تموم شد برمیگردیم و این بزرگه رو میکشیم ؟
بزرگه رو میکشیم ؟
میدونی تابحال چندتا شوالیه اژدها
از این بزرگ ها دیدن که در وجودش آتش دمیده ؟
یا هرچی که در وجودشه چون اژدها با اژدها فرق میکنه
برم
فقط یدونه کلا همینقدر
آه, پس تو ترسیدی
سپیده دم به سمت دژ اژدها حرکت میکنیم
حرف گوش کن باش برو دنبال کسی که بتونه کمک کنه
ولی امشب میخوام جشن بگیرم چون هنوز دارم نفس میکشم
تو هم همینطور
مخصوصا تو
بزدل
همه این مردم
فقط برای تو
واسه اون
دم صبح همه ترسیده بودن الان احساس امنیت میکنن
تمام کاری که دارم میکنم اینه که جایزشونو تحویل بدم
داویون داویون
اوه نه واسه تو نه؟
خیلی خب یه خورده واسه من
پدرت یه نظامی بود
بله قربان اون یه حرومزاده شجاع بود
تو هم بهت میخوره یه حرومزاده شجاع باشی
درست مثل خودش
میخوام که این رو داشته باشی دندان اژدها
منم یکی از اینا دارم میبینی ؟
وقتی بزرگ شدی وقتی آماده شدی , مال خودت رو ببر به دژ اژدها
خودشون میدونن یعنی چی
منم یه روزی اونارو میکشم درست مثل پدر
درست مثل پدر
داویون پرید سمت چپ اون پرید سمت راست
با کلی کش و قوس های فراوون
در آخر میدونست که اژدهای کتک خورده زیر زمینه
داویون رفت دنبالش
درست همونجا , تنها تو تاریکی اون جونور رو دید
وقتی پیداش کرد
در خون کثیف و سیاه دشمن قرار گرفت
و اون گفت , امشب , ما جشن میگیریم امشب ما مینوشیم
روستا نجات یافت
البته من یه نقش اساسی داشتم
اگه من جونشو نجات نمیدادم تا الان صد بار مرده بود
صد بار ؟
حد اقل صد بار
حد اقل
نگران نباشید دست پُر بر میگردم
چند تا شات دیگه ببخشید
من منتظر بودم
عذر بنده رو پذیرا باشید متوجه حضورتون نشدم
لطفا کار خانوم رو راه بندازید
ممنون
یه دونه آیس رک سفید لطفا
دو لیوانش کنید خنک باشه خیلی سنگین نباشه
دو کرون میشه
بودی خیلی بدی میده , خیلی هم گرمه
این آبجوعه , تنها چیزیه که داریم
خیس و به اندازه کافی سنگینه که یه خرس رو از پا دربیاره
درست مثل همونه که ننم درست میکرد ولی
دو کرون؟ برای این؟
من حساب میکنم اگه اینطوریه پس مجانیه
صبر کن ببینم اگه من بخوام دو کرون ولی اکه اون بخواد مجانیه؟
خب,آره اون داویونه شوالیه اژدهای لعنتی
فکر میکنی چی اون اژدهای لعنتی رو کشت
این اژدهای کوفتی مثل بقیشون
خیلی زیاد بهتون اطمینان میدم
ولی اون یکی, همون بزرگه توی همون سوراخ از خدا بی خبر ولش کردی
زیاد راجع بهش حرف نزنید تو مستی
بهش بگو
بهش بگو با شجاعت فرار کردی
اگه همه داستان های پشیزی ارزش داشت
باید میکشتیش
گوش کن احمق جون
یک مرد به تنهای نمیتونه یدونه از اون بزرگ ها رو بکشه نه ده تا نه بیست ها
دیوونگی محض که بخوای امتحان بکنی
بیدار کردن اون مساوی با مرگ همه تا چند کیلومتری اینجاست
بزار اژدها بخوابه
حالا اگه اجازه بدی داشتم با این خانوم صحبت میکردم
لعنتی
اونم فکر میکنه تو بزدلی
آیس رک سفید
مثلا قرار بود گرم باشه
یک میخانه انسانی
به سختی
این عادی نیست
فکر کردم که تو یه کوچه تنگ و تاریک یا یه تپه رو ترجیح میدی به اینجا
بهتر از اینه که ازم دستبرد بزنن
جیب تورو بزنن ؟
پیدا کردن اشیاء قیمتی بیشتر میارزه تا دزدیدنش
لوتوس من
لوتوس های سیلیمین لوتوس های اون غاصب
واسم مهم نیست
من فقط میخوام که مال من باشن
لوتوس های تو دست من نیستن
تنها چیزی که من دارم یه اسمه به سمت بازار سیاه هاپشدت برو
بگو که میخوای با نیکدو ملاقات کنی خودش میدونه چکار کنه
قول دادی که برشون میگردونی
قول دادم پیداشون کنم
الان هم پولم رو میخوام
من واسه یه اسم پول نمیدم
پس نیکدو رو پیدا میکنم و بهش میگم که معامله ای در کار نیست
سفر سلامت خانوم
صبر کن
من پول ندارم
ولی چیز های با ارزش دیگه ای دارم
No comments yet. Be the first to leave one.